گفتگوی آزاد

 

بوفچه: فربد
بوفچه: منم این تست رو دادم از دو جای مختلف
بوفچه: http://s9.picofile.com/file/8323526300/photo_2018_04_12_12_28_15.jpg
بوفچه: http://s9.picofile.com/file/8323526318/photo_2018_04_12_12_28_27.jpg
بوفچه: خیلی شبیه همیم
بوفچه: laugh-big
Anonymous7462: cool
Anonymous7474: .
Anonymous7474: شماره رو
Anonymous7474: 7474
شنبلیله: هوممم
Arshia: شنبلی کروم رو پاک کردم دوباره نصب کردم بازم میانsad
شنبلیله: خب وقتشه دیگه از کروم کوچ کنی به فایرفاکس
شنبلیله: کلا کروم خیلی رم میخوره
Anonymous7479: موسی
Anonymous7479: من دیشب بی خوابی زده بود به سرم نشستم کتاب سرگذشت ندیمه رو تموم کردم
Anonymous7479: کتاب بدی نیست.
Anonymous7479: الان هم اوریکس و کریک رو دان کردم.
Arshiaa: موسی سرعت کروم بیشتر از بقیه نیست؟
Arshiaaa: moon
آرتینم: question
شاه تره: سکس و آئینه ها هر دو مذمومند ، چرا که آدمیان را تکثیر می کنند .
Arshiaaa: کیستی؟
Arshiaaa: آرتینی
شاه تره: خودت کیستی ؟
Arshiaaa: آرشیا
آرتینم: اوفف جمله و
Arshiaaa: تو کیستی؟
شاه تره: حرف نمی زنی برم ؟
Arshiaaa: https://youtu.be/p8H0N47LylI
Anonymous7494: کیستی
Arshiaaa: من که باید بخوابم
Anonymous7494: برو پس
Arshiaaa: تو کیستی؟
شاه تره: سلام آرشیا
آرتینم: شنبله
Arshiaaa: من آرشیام
Anonymous7494: من پیانن
Arshiaaa: سلام شنبلی
Anonymous7494: پیامم
Arshiaaa: سلام پیام
Anonymous7494: چطوری
Arshiaaa: امشب تلویزیون داشت زندگینامه مایکل جکسون رو نشون میداد چقدر ناراحت شدمcry
شاه تره: چه خبرا
Anonymous7494: چه خبر
Arshiaaa: تو خوبی پیام؟
شاه تره: پیاز داغشو زیاد کرده بودن
Arshiaaa: اتهاماتش بی رحمانه بود
شاه تره: نه بابا
Arshiaaa: شنبلی کروم سرعتش بیشتره یا فایرفاکس؟
شاه تره: شنبلیله
Arshiaaa: چرا نه شنبلی؟
شاه تره: میخوای سرگذشت ندیمه رو بخونی ؟
Arshiaaa: شنبلی باحالتره که
Arshiaaa: خوبه؟
شاه تره: بدک نبود
Arshiaaa: سرعت رو نگفتی کدوم بالاتره
شاه تره: اگه مایلید اسماتون رو بذارید سر درد گرفتم laugh
شاه تره: واو مرد عاشق laugh
آرتینم: کوفت
Arshiaaa: ببخشید من واقعا دارم از خواب میمیرم
شاه تره: laughlaughlaugh
Arshiaaa: شبتون بخیرmoon
آرتینم: ارشیا شبت بخیر...منم
شاه تره: بچه ها برید این اسمز رو بخونید
شاه تره: شب خوش آرشیا
شاه تره: خب مرد عاشق
Anonymous7494: سلاممممم
Anonymous7494: چطوری ارتین
آرتینم: silly بلی
Anonymous7494: چه خبر
شاه تره: سکس و آئینه ها هر دو مذمومند ، چرا که آدمیان را تکثیر می کنند .
آرتینم: سلامتی پیام جان...خبری نیست به طور خلاصه
Anonymous7494: خب خدا رو شکر
شاه تره: شنبلیله رفتی ؟
Anonymous7494: چقدر بعضی دختر ایرانی لوسن و بی ادب
شاه تره: آرتین تو چطور ، خوندیش ؟
Anonymous7494: به یکی امروز ایرانی گفتم سلام خوبین گفت من اصلا شما رو میشناسم میگه
آرتینم: چطور مگه پیام؟ کجا رفتی تو!
شاه تره: آه
آرتینم: نه بینام جان
شاه تره: هوم
شاه تره: کوکو
شاه تره: آه
شاه تره: مثل این که حالت خوب نیست رفیق
شاه تره: رفتید ؟ منم برم ؟
Anonymous7494: هستن
شاه تره: چطوری آلمانی laugh
Anonymous7494: smile)
Anonymous7494: انگار به دختره فحش دادم
Anonymous7494: snail
شاه تره: گفتی که پایان نامه رو تموم کردی نه
Anonymous7494: آره
شاه تره: ببین ما ایرانیا
شاه تره: اصولا یه جوری هستیم همه مون
شاه تره: ای بابا آرتینم که رفت.sad
Anonymous7494: تنها شدیم sun
Anonymous7494: چقدر متن جدید فربد جالب بود. دمت گرم‌فربد
شاه تره: خب
شاه تره: آره خوب بود
شاه تره: قضیه رو خوب تشریح کرده بود
Anonymous7494: آره خوب بود مخصوصا باعث شد دوباره برم راتاتوی رو ببینم
Anonymous7494: laugh
شاه تره: چرا ؟
Anonymous7494: یه مونلوگ نوشته بود دیگه تو متنش ار کارتونش رفتم کلش رو دیدم‌دوباره
Anonymous7494: یاد ایران رفتن کا با یکی‌ار دوستام رفتیم سیدی راتاتوی رو از یکی از دست فروش خریدیم laugh
شاه تره: همون،موشه دیگه ؟
شاه تره: .
شاه تره: خیلی خوب منم برم به کارام برسم شبت خوش
Anonymous7494: شبت بخیر
Anonymous7494: آره همون
شاه تره: احتمال حمله نظامی به سوریه قوت گرفت.
Anonymous7523: هوی
Anonymous7523: نیستید ؟
شنبلیله: فربد یاهوت رو ببین
Arshia: سلام شنبلی
شنبلیله: bye
Arshia: خوبی؟
شنبلیله: kissy
Arshia: چه خبر؟
شنبلیله: کیستی؟
Arshia: مگه نمیفهمی؟
شنبلیله: ها؟
Arshia: پابجی چه کردی؟
شنبلیله: هیچی
شنبلیله: قراره آپدیت بده برا موبایلش
Arshia: چی اضافه کنه؟
شنبلیله: نمیدونم
شنبلیله: چیزی رو حذف نکردی؟
شنبلیله: برا کنکور؟
Arshia: یعنی چی؟
شنبلیله: یعنی بیخیالش بشی
Arshia: برنامه و بازی؟
شنبلیله: مثلا هندسه رو اکثرا بیخیال میشن
شنبلیله: نه از درسا
Arshia: اها
Arshia: گسسته بیخیال شدم
Arshia: هندسه نصفش رو
شنبلیله: بعد یعنی دیف رو فولی؟
Arshia: نه
Arshia: کی دیف رو فوله که من باشم؟
شنبلیله: چی رو بستی؟
شنبلیله: اینایی که 100 تای اول میشن. laugh
Arshia: بستن منظورت چیه؟
شنبلیله: مدرسه میری؟
Arshia: خودت میگی صد تای اولlaugh نکنه از منم انتظار صد تای اول رو داری؟laugh
Arshia: نه غیر حضوری
شنبلیله: آها. برا همین با این اصطلاحاتی که میگم آشنا نیستی
شنبلیله: خب چرا نرفتی سال 4 رو؟
Arshia: ببین ساری اصلا مدرسه درست حسابی نداره. مثلا همین مدرسه ما که مثلا خیر سرشون جزو بهترینای سارین شاید هر کلاس چهار یا پنج نفر لای کتاب رو باز کنن
شنبلیله: هومم...
اینم حرفیه
Arshia: فساد اموزشی تو ساری به شدت بالاست
Arshia: بعد سال چهارم معلم میاد درس بده بچه ها نمیزارن معلم هم میگه گور پدرتون درس واسه چی بدم
شنبلیله: احسنت
Arshia: اکثر معلم ها اینطورین که دانش اموزا رو میکشونن کلاس خصوصی پیش خودشون
شنبلیله: باشد تا رستگار شوی.
Arshia: یه پسره امسال از ساری رتبش زیر پنج شد تجربی
Arshia: نشایی مقدم
Arshia: بزنی اسمشو میاد
شنبلیله: چی کارش کنم خب؟
Arshia: بین مشاور ها دعوا بود که این پیش من میومد
Arshia: جالبه اصلا مشاور نداشت
Arshia: من منظورمه مشاوراست
Arshia: خیلی از کلاسای اموزشگاه بری میبینی اصلا کتاب باز نمیکنن همش حرف
Arshia: دانش اموزام میان که نمره بگیرن
Arshia: هممم
شنبلیله: moon
Arshia: بخوابی؟
شنبلیله: نمیدونم
Arshia: یه چیز جالب دیدم امروز
شنبلیله: question
Arshia: اینجا هم لینکا باید تایید شن؟
شنبلیله: نه
شنبلیله: چون اصلا لینک نیستن
Arshia: نیومد چرا
Arshia: https://youtu.be/CAeHuDcy_bY
Arshia: اها
شنبلیله: یوتیوب ندارم که
شنبلیله: چی هست؟
Arshia: عینکی هستی؟
شنبلیله: نه
Arshia: میگفت فک کنم بیش از 80% برند عینک ها مال یه شرکته به نام Luxottica
Arshia: هر شرکتی هم بخواد بیاد بالا این میزنه بدبختش میکنه ارزشش اومد پایین میخرتش
شنبلیله: دارم میبینم
Arshia: تو یه چیز بگو
Arshia: کیستی
شنبلیله: دیدمش
شنبلیله: یعنی برا ایران هم همین جوریه؟
Arshia: چیش؟ مغازه ها؟
شنبلیله: عینک ها
Arshia: عینک هارو از اونور میارن دیگه
شنبلیله: هوم...
شنبلیله: حمایت از تولید داخل پس کجا رفته؟
Arshia: مثل شرکت فولکس واگن دیگه
شنبلیله: offended
Arshia: بی ام و و بنز اینا زیر نظرشن
شنبلیله: من برم
شنبلیله: بای
Arshia: شبت بخیر شنبلی
شنبلیله: bye
Arshia: ببخشید زیاد حرف زدم
Arshia: shy
Anonymous7544: offended
Anonymous7544: نای حرف زدن ندارم
Anonymous7544: cry
Arshia: کیستی
Anonymous7558: عاقایون جنگم که شروع شد .
Anonymous7558: تا ساعاتی دیگر دلار 7000 چوق
جغد: قالیشویی شربت اوغلی هیچ شعبه دیگری ندارد.
شنبلیله: hat
Anonymous7565: عاغایون تازه طرف گفته که این موج اول بوده
Anonymous7565: آیا موج های بعدی در کاره ؟
Anonymous7565: علی برکت الله !
Anonymous7564: feel_peace
Anonymous7564: سخت نگیر
Anonymous7572: کیستی ؟
Arshiaa: یه نظر فرستادم تو اسمز ولی نشون نمیده
Arshiaa: باید تایید بشه؟
Arshiaa: نگو که باید از اول بنویسمcry
Anonymous7586: .
Anonymous7586: گوچی گنگsilly
Anonymous7594: خداییش یعنی ساعت ده میگرید میخوابید ؟
Anonymous7594: واقعا !!!؟
Anonymous7595: offended
Anonymous7594: *میگیرید
Anonymous7601: https://youtu.be/Goh-JrZ7hQ8
Anonymous7601: فربد
شنبلیله: چرا نیستید؟
شنبلیله: آرتین که داره پولا رو پارو میکنه وقت نداره
شنبلیله: بقیتون چی؟
Anonymous7629: وقتی من هستم تو نیستی.
شنبلیله: فربد
میدونستی که الان تو "اسمز فرهنگی" تو اولی تو گوگل. و اصلا سفید نیست کلا.
کلید واژه مهمی نیست ولی برام عجیبه که اینقدر داغونه سفید یعنی؟
Anonymous7646: کسی هست ؟
arshia: feel_peace
Anonymous7650: moon
فربد آذسن: ارشیا امروز داشتم ویدئویی رو که پیودی‌پای راجع‌به گوچی گنگ منتشر کرده بود می‌دیدم. طرف فاجعه‌ست. یعنی جداً فکر می‌کنم آی‌کیوش زیر نود باشه.
فربد آذسن: مسی به نظرت مشکل کارشون چیه توی شرایط مناسب بهشون گوشزد کنم؟ بالا رفتن سئوی سفید به نفع منه.
شنبلیله: فربد
اصلا تا حالا دیدی سفید تو سرچ چیزی بیاد صفحه اول؟
شنبلیله: من رفتم سایتش چند تا از تیتر هاشون رو سرچ زدم اصلا دیده نمیشن
شنبلیله: این مطلب اسمز رو چند روز قبل از این که خودت بزنی رو سایتشون زده بودن؟
شنبلیله: به نظرم تو یه سری مطالب از جانب گوگل بلاک شدن
شنبلیله: آخه به صورت کلی مطالب سفید خیلی سرچ خور نیستن
شنبلیله: به نظرم بهشون تیکه بندازی بهتره
شنبلیله: به قول خودت تو شرایط مناسب.
شنبلیله: hat
شنبلیله: البته این اتفاق بعضا برا کلیدواژه های ما هم میوفته
شنبلیله: مثلا "مک گافین"
شنبلیله: با این که سایتایی که اوایل میان اکثرشون همون مطلب تو رو نشر دادن
شنبلیله: ولی سایت و وبلاگ نیستن تو صفحه اول
شنبلیله: ولی تو "تفنگ چخوف" بعد ویکی پدیا هستی.
شنبلیله: آه چقدر احمقانه
شنبلیله: همین الان فهمیدم که تو سرچ "مک‌گافین" میایم، ولی تو "مک گافین" نه.
شنبلیله: گوگل هنوز مشکل داره تو زبان فارسی
Anonymous7657: کیه ؟
Anonymous7657: هوی
Anonymous7658: سلام پیامم تو نیستی
Anonymous7658: من باید برم شبا بخیر
Anonymous7657: ح
Anonymous7657: یا گودناختن
Arshiaa: فربد:laugh
Arshiaa: اینی که میگی رو ندیدم ولی یکی بود
Arshiaa: Ellen رو که میشناسی؟
Arshiaa: با یکی از سلبریتی ها زنگ زده بود خونشون (خونه همین لیل پامپlaugh ) خودش گوشیو ورداشت، الن گفت از مدرسه زنگ میزنیم و چرا نمیای و نمراتت پایینه و اینا.
Arshiaa: این احمق هم میبنده به فحش اوناروlaugh
Arshiaa: جالب اینه بعدش مادرش گوشیو میگیره و باز مادره هم میبنده به فحش مدرسه روlaugh
Arshiaa: بعد اینگه فربد فکر میکنی واقعا احمقه یا خودشو میزنه به احمق بودن؟
Arshiaa: نظرت راجب این شاخای اینستاگرام چیه؟ اونا هم واقعا احمقن یا خودشونو میزنن به احمق بودن؟
فربد آذسن: به نظرم این لیل پامپ و شاخای اینستا احمقایی هستن که خودشونو می‌زنن به احمق بودن بیشتر تا مخاطبشون نسبت به خودشون حس خوبی پیدا کنن.
فربد آذسن: با توجه به این‌که خیلیاشون دارن از این راه پول درمیارن، مسلماً اونقدری که به نظر می‌رسن احمق نیستن.
شنبلیله: فربد جواب من رو ندی اصلا
شنبلیله: آرتین
تو عصبانی نیستم رو دیده بودی؟
فربد آذسن: ببخشید مسی.

مطلب رو ۲-۳ روز قبل‌تر منتشر کرده بودن. و خب من منظورم این بود که از لحاظ عملی چجوری می‌شه سئوی سفید رو بهبود بخشید.
جغد دانا: سلام فربد
جغد دانا: جوابم رو ندادی هنوز
جغد دانا: زنده ای؟
فربد آذسن: سلام بی‌نام. کدوم جواب؟
جغد دانا: اینکه گفتم شخصیتم چقدر شبیهته
جغد دانا: http://s9.picofile.com/file/8323526318/photo_2018_04_12_12_28_27.jpg
فربد آذسن: آهان تو فیلاگوندی. شخصیت تو عمراً شبیه من باشه. تو به احتمال زیاد ESTJ هستی. جواب اون تستا قابل اطمینان نیست.
جغد دانا: هست دیگه
جغد دانا: وای یه لینک رو اشتباه دادم
جغد دانا: پاکش کن فربد لطفا
جغد دانا: رفتی؟
فربد آذسن: پاکش نکنم چی می‌شه؟
جغد دانا: هیچی. گفتم اگه لطف می کنی
جغد دانا: اگه نه که هیچ
فربد آذسن: پاکش کردم. چه سریعم مظلوم می‌شی.
جغد دانا: نظرت چیه در مورد اینکه infj هستم؟
فربد آذسن: امکان نداره. ESTJ هستی.
جغد دانا: اصلا بهم نمی خوره
جغد دانا: روی چه حسابی می گی estj هستم؟
فربد آذسن: غریزه.
جغد دانا: قانع کننده نبود
جغد دانا: + در مورد تیپ ها مطالعه کردم. infj بیشتر بهم می خوره
فربد آذسن: تو دقیقاْ‌ چه نقطه شباهتی تو من و خودت می‌بینی؟‌
جغد دانا: بین خودم و تو؟ شباهت درونگرا بودن و نفرت از جمع
جغد دانا: مهم نیست زیاد
جغد دانا: مهم اینه خصوصیاتم به infj می خوره حالا تو هر تیپی باشی
فربد آذسن: البته من از جمع نفرت ندارم.
Anonymous7706: موسی...فکر کنم دیدم. حافظه با فاک رفته کاملا.
Anonymous7706: همونه که تهش میرسه به قتل و طرف رو دارن میبرن اعدام
Anonymous7719: فربد تو واقعا ساعت سه و نیم صبح پا میشی میگی خب برم ببینم کی کامنت زده جوابشو بدم .omg واقعا !
Anonymous7719: یا نکنه وقتی از شکار برمیگردی کامپیوترت رو هم چک میکنی ؟laugh-big
Anonymous7719: scared
Anonymous7719: یه نیشخند چیه ، اونم نداریم.
Anonymous7720: آرتین
Anonymous7720: کجا دیدی؟ تا جایی که من میدونم فقط تو فجر اکران شده بود.
شکارچی جغد: اینجا کسی
شکارچی جغد: ای بابا
شکارچی جغد: اینجا کسی کنت موزه معصومیت رو خونده
شکارچی جغد: زودی جواب بدین
شکارچی جغد: لعنت
شکارچی جغد: *کتاب موزه معصومیت
شنبلیله: فربد
من خیلی دقیق تا حالا به سایت سفید نیگا نکردم
شنبلیله: ولی خب آره
شنبلیله: قطعا خیلی خیلی جای کار و بهبود داره سئوش
شنبلیله: چطوریش هم نیاز به بررسی دقیق داره که دلیلی نداره روش وقت بذارم
شنبلیله: و ابزار هاش هم دست من نیست
شنبلیله: هی
Arshia: سلام شنبلی
شنبلیله: سلام
شنبلیله: کیستی؟
Arshia: silly
Arshia: جوابتم تو کامنت دادمsilly
Arshia: خوبی؟
شنبلیله: laugh-big
شنبلیله: آره
شنبلیله: خوتدم
شنبلیله: خوندم
Arshia: چه خبر؟
شنبلیله: هیچی
شنبلیله: آپدیت جدیدش چه خوبه
Arshia: اومده مگه؟
شنبلیله: این ویژگی ای که میتونی اینوایت بدی به بقیه که با هم بپرید از هواپیما بیرون خیلی خوبه
شنبلیله: آره دیگه
شنبلیله: دیروز داد آپدیت موبایل
Arshia: واسه بازی اپدیت نیومده که
شنبلیله: مود جدید هم اضافه کرده
شنبلیله: arcade
Arshia: باید بری تو بازی تا اپدیت کنه؟
شنبلیله: نه
شنبلیله: از گوگل پلی آپدیت میشه خودش
Arshia: تو استور دیدم براش اپدیت نیومده
شنبلیله: وا
Arshia: 0.3.3
Arshia: اخرین نسخه
Arshia: و نسخه منم همینه
شنبلیله: نه خب
شنبلیله: این 4 و خورده ایه
Arshia: برم توش الان میان
Arshia: واسه تو نسخه ۴ عه؟
شنبلیله: میدونی این هنوز نسخه بتاست در واقع؟
Arshia: عجیبه مال من نسخه صفر عه
Arshia: صفر باشه یعنی بتا دیگه
شنبلیله: نه خب
شنبلیله: 0.4
شنبلیله: چیزخل
Arshia: laugh
Arshia: خب
Arshia: بیا
Arshia: وایسا
Arshia: http://s8.picofile.com/file/8324042918/2EE79C86_113F_464C_AD9A_9EDDF4D77DC0.png
Arshia: دو روز دیگه
شنبلیله: این نیست
شنبلیله: این یکی دیگه است
شنبلیله: دارم میگم آپدیت اومده من دارم بازی میکنم
شنبلیله: حالا هی حرف بزن
Arshia: خب واسه من نیومده من چیکار کنم
شنبلیله: یه چاره ای کن
شنبلیله: چمیدونم
Arshia: بعد انتظار داری میگی افرین تعریف حسابش کنیمsad
شنبلیله: هیچ چیز جدیدی اضافه نشده بهت؟
شنبلیله: خب گوگل پلیت شاید مشکل داره
شنبلیله: گوشیت چیه؟
Arshia: آرکید گفتی دیدم نبود
Arshia: گوگل پلی نیست
شنبلیله: پس چیه؟
Arshia: بیخیال
شنبلیله: آها
شنبلیله: آیفون داری
شنبلیله: لاکچری لایف
Arshia: offended
شنبلیله: همون دیگه
شنبلیله: برا آیفون نداده لابد
Arshia: باشه
شنبلیله: هر هر هر
شنبلیله: silly
Arshia: offended
شنبلیله: cool
Arshia: میگم
Arshia: ما که تو رو نمیشناسیم. ولی تو که انقدر کارت خوبه معروف هستی؟
شنبلیله: هااااا؟؟؟؟؟؟؟
شنبلیله: omg
Arshia: تو وب مستر و اینا
Arshia: برنامه نویسی
شنبلیله: مگه کار وب هم معروفی داره؟
شنبلیله: تو برنامه نویس معروف میشناسی؟
Arshia: یعنی سفارش بدن بهت
شنبلیله: آره میدن.
ولی خب از طریق آدم ها این ارتباط ایجاد میشه
Arshia: معروف بین مردم منظورم نیست، بین همون برنامه نویسا
شنبلیله: خود برنامه نویس ها هم معروف بینشون نیست
شنبلیله: آخه معروفیت معنا نداره
شنبلیله: اونایی اسم در میکنن که کارشون تدریسه
Arshia: کار میکنی؟
شنبلیله: که الزاما آدمای شاخی نیست
Arshia: سفارش برنامه بگیری و تینا
Arshia: اینا*
شنبلیله: ولی کسی که تدریس نکنه، چه جوری معروف بشه؟
شنبلیله: باو
شنبلیله: باید تو یه جایی مثلا باشی
شنبلیله: چند نفر بشناسنت
شنبلیله: معرفی کنن
Arshia: چرا نمیری؟
شنبلیله: برا خودت میپرسی؟
شنبلیله: کجا برم؟
Arshia: من که برنامه نویسی بلد نیستم. میگم تو برو که موفق شی
شنبلیله: آه
Arshia: همین جایی که میگی که چند نفر بشناسنت
شنبلیله: ناموسا چرا فک کردی که من الان تو همین مسیر نیستم؟
Arshia: من ازت سوال پرسیدم
شنبلیله: که اینقدر مطمئن میای نصیحت میکنی؟
Arshia: یکم نرم تر رفتار کن
Arshia: sad
شنبلیله: سوال پرسیدی منم گفتم آره
شنبلیله: یعنی سفارش بدن بهت Anonymous7748 has left the channel 11:52 شنبلیله: آره میدن.
Arshia: هممم
شنبلیله: hat
شنبلیله: آخه یه لحظه رفتی بالا منبر
Arshia: فک کنم رو در رو میپرسیدم چک میخوردمlaugh
Arshia: کی خواست نصیحت کنه
شنبلیله: نه باو
Arshia: برو سیلیکان ولیsilly
شنبلیله: نوموخام
Arshia: سریال سیلیکان ولی رو دیدی؟
شنبلیله: نه
Arshia: خیلی باحاله
شنبلیله: چرا اینقدر سریال میسازن؟
شنبلیله: اه
شنبلیله: بسه دیگه
Arshia: ببین
Arshia: فصل چهارمه الان
شنبلیله: همشون هم خوبن لامصب
Arshia: از اچ بی او پخش میشه
Arshia: خیلی باحاله
Arshia: مخصوصا تو که کارت اینه بیشتر خوشت میاد
شنبلیله: باشه. میبینم من همه اچ بی او ها رو آخر. ولی تو هنوز نمیدونی کار من چیه.
Arshia: نه ترو خدا بدونم... من هنوز اسمتو نمیدونم دیگه چه انتظاری داری؟
شنبلیله: در جواب به اون "تو که کارت اینه" گفتم.
شنبلیله: البته که منظورت از کار ، مهارته
Arshia: منظورم اینه “این کاره ای”
شنبلیله: اوکیه
Arshia: نکنه سبزی فروشی؟question
Arshia: اسمتم شنبلیله عه
شنبلیله: الان the night of رو تموم کردم
شنبلیله: gbo
شنبلیله: hbo
شنبلیله: وست ورلد رو باید ببینم
Arshia: اخ اخ
شنبلیله: سبزی فروشی هم میکنم
Arshia: وست ورلد رو که نگو
شنبلیله: علف
Arshia: تمام خلقت رو زیر سوال میبره
Arshia: علف میزنی؟
شنبلیله: نه میفروشم
Arshia: laugh
شنبلیله: سبزی فروشم دیگه
Arshia: یه پک بزن روشن شی
شنبلیله: تو بزن که کنکور داری
Arshia: فربد الان داره میزنهsnail
Arshia: من بزنم شریف قبولم
شنبلیله: آره، داره میزنه.
Arshia: laugh
شنبلیله: ایهام
شنبلیله: laugh-big
Arshia: laugh
Arshia: امروز کلاس بودیم
Arshia: ادبیات
Arshia: معلم داشت توضیح میداد، گفت هرچی بزرگتره بهتره
Arshia: همه خندیدن خودشم خندش گرفت
Arshia: گفت چرا انقدر منحرفینlaugh
شنبلیله: احسنت
Arshia: شنبلی
Arshia: کیتارو داره میاد
Arshia: نمیری؟
شنبلیله: چی شده؟
Arshia: https://en.m.wikipedia.org/wiki/Kitarō
شنبلیله: آه
Arshia: برو
شنبلیله: باشه.
بای
شنبلیله: bye laugh
Arshia: laugh
شنبلیله: بها: ۱۵۰,۰۰۰ تا ۴۰۰,۰۰۰ تومان
شنبلیله: به عمه ام خندیدم بخوام کنسرت برم
Arshia: laugh
شنبلیله: scared
Arshia: ابی بیادcry
شنبلیله: من برم دیگه
شنبلیله: خوابم میاد
Arshia: حامد همایون بمیرهcry
شنبلیله: 2 تا وین گرفتم امروز
شنبلیله: خستم
Arshia: ایول
Arshia: laugh
شنبلیله: آخرش خیلی استرس داره
Arshia: اره
شنبلیله: واااااااای
شنبلیله: یه بازی sks داشتم با صدا خفه کن و 8x
شنبلیله: دراپ که افتاد
شنبلیله: رفتیم یه جا که دید داشت
شنبلیله: 5 6 نفر رو کشتم
شنبلیله: اصلا نمیفهمیدن از کجا میخورن
Arshia: اوه
شنبلیله: اصلا دراپ برا برداشتن نیست
Arshia: راستی اینوایت کرو اومد؟
شنبلیله: برا اینه که بری بالا سرش بقیه رو بکشی
شنبلیله: نه نیومد
شنبلیله: بعد یه بازی دیگه
Arshia: رفتم توش دوباره میدم
شنبلیله: سولو بودم
Arshia: خب
شنبلیله: همون اول کنار یه ماشین پریدم
شنبلیله: از این باگی ها
شنبلیله: همین که سوار شدم
شنبلیله: یکی دیگه هم پرید بالا
شنبلیله: وااااااااااایییییییییی
شنبلیله: laugh
Arshia: laugh
شنبلیله: هی من چرخ میزدم
شنبلیله: پیاده نمیشد
Arshia: laugh
شنبلیله: هیچ کدوم هم هیچی نداشتیم
شنبلیله: من 1 دقیقه وایسادم
شنبلیله: بوق میزدم
شنبلیله: پیاده نشد
شنبلیله: بعد رفتم سمت یه قسمت شلوغ مپ
شنبلیله: نزدیک ساختمون ها
شنبلیله: که بقیه بزننش
Arshia: laugh
شنبلیله: که بپره پایین من گاز بدم برم
شنبلیله: و همین هم شد
Arshia: با مشت میزدیش
Arshia: laugh
شنبلیله: نه خب
شنبلیله: میپریدم پایین
شنبلیله: اون میرفت درایو میکرد
شنبلیله: ماشین رو از دست میدادم
Arshia: اها
شنبلیله: نوبی تو هم ها
شنبلیله: silly
Arshia: laugh
شنبلیله: برم دیگه جدی
شنبلیله: bye
Arshia: sad
Arshia: شبت بخیرmoon bye
شنبلیله: تا 3 صب کنی آرتین و فربد میان
شنبلیله: smile
Arshia: میخوام بخوابم باوmoon
Arshia: فربد یه کلمه محترمانه جای باو نمیشناسی؟
Anonymous7750: سلام
Anonymous7750: هیچ کس نیست انگار
Anonymous7752: هستید ؟
No one: yes
No one: whats upppppppp
Anonymous7752: کیستی،؟
Anonymous7752: .
Anonymous7752: سخنی بگوی
No one: تو کیستی
No one: بینامی
Anonymous7752: من
No one: اره کیستی
Anonymous7752: شاه شاهان پهلوان پهلوانانم
No one: خب خدا رو شکر
No one: منم king of germany هستم laugh
Anonymous7752: آه خدای من پیام
Anonymous7752: گود ناختن
No one: هاها گوته ناخت smile ارتینی?
Anonymous7752: نوپ
No one: بینامی?
Anonymous7752: یا
No one: بگو دیگه کیستی
Anonymous7752: گفتم که
Anonymous7752: ببین
No one: من باید برم
No one: 20 مین دیگه دیمام
Anonymous7752: حالا
Anonymous7754: اره ساعت 3 صبح....من اومدم خخخخ
Anonymous7753: moon
Anonymous7754: cafe
Anonymous7756: رفتید
Anonymous7767: شنبلی
Anonymous7767: پابجی؟
شنبلیله: سلام
Anonymous7767: سلام
شنبلیله: الان اون دیوایسی که باهاش بازی میکنم در دسترس نیست
شنبلیله: نیم ساعت دیگه شاید
Anonymous7767: sad
شنبلیله: a_phone
Anonymous7767: اپارات رو دیدی جدیدن؟
Anonymous7767: استریم میکنن
Anonymous7767: پولم میگیرن
Anonymous7767: دختره استریم میکرد
Anonymous7767: یکی ۶۰۰ تومن دونیت کرد!
شنبلیله: من از همون اول استریم آپارات رو میدیدم
شنبلیله: کدومشون؟
Anonymous7767: نمیدونم
شنبلیله: آره باو. من اگه یه گرل گیمر درست و حسابی میشناختم میاوردمش تو این کار
شنبلیله: کی دیدی؟ چی استریم میکرد؟
Anonymous7767: اخه تو ۶۰۰ بدی این چیکار میکنه برات مگه
Anonymous7767: استریم رو با استریپ کلاب اشتباه گرفتن
شنبلیله: گیم هایی که بازی نکردی رو بازی میکنه دیگه
Anonymous7767: همین الان بود کانتر
Anonymous7767: ۶۰۰ تومن بدی برات بازی کنه اخه؟!
شنبلیله: این نوبه
Anonymous7767: ۳ تا بازی میشه همون پول
شنبلیله: بعدشم ممکنه خودشون به خودشون بریزن
Anonymous7767: هممم
شنبلیله: ولی خب واقعا در حد 5 و 10 تومن زیاد میریزن
شنبلیله: خب مثلا من هر چی از pubg بلدم از استریم همینا یاد گرفتم
Anonymous7767: من که واقعا دلیل دونیت رو نمیفهمم
شنبلیله: یا مثلا چند تا بازی که تا حالا نکرده بودم رو باهاشون دیدم
شنبلیله: نظر من کاملا مثبته درباره اش
شنبلیله: همین دیشب یکی گاد آف وار گذاشته بود
Anonymous7767: دونیت کردی؟
شنبلیله: استریم نیگا کردن باعث میشه وقتی خودت بازی رو شروع میکنی نوب نباشی
شنبلیله: نه تا حالا نکردم
شنبلیله: و در ضمن این که خیلی ها سیستم خوب ندارن
شنبلیله: که بازی کنن
Anonymous7767: با کنسول هم میشه تو اپارات استریم کرد؟
شنبلیله: میان نیگا میکنن
شنبلیله: آره
شنبلیله: با همه چی میشه
Anonymous7767: چجوری؟
شنبلیله: با موبایل هم میشه
شنبلیله: یعد یه سری هاشون هستن
Anonymous7767: تابستون بکنمsilly
شنبلیله: کر کر خنده ان پسر
شنبلیله: یکی هست اسمش دنی هست
شنبلیله: dani
Anonymous7767: چطوری با کنسول و موبایل؟
Anonymous7767: خب
شنبلیله: میخندی فقط تو استریمش
شنبلیله: دو نفره میرن پابجی
Anonymous7767: اینا خوبن
شنبلیله: تو ماشین که میشینن آهنگ بندری میذارن
شنبلیله: عالیییی
Anonymous7767: ما هم از این مسخره بازیا زیاد در میاوردیم
شنبلیله: سرچ کن
Anonymous7767: laugh
Anonymous7767: نگفتی با کنسول چطوری میشه؟
شنبلیله: گفتم
شنبلیله: سرچ کن
شنبلیله: http://azsan.ir/blog/cassandra-truth/
شنبلیله: ببین خوبه این؟
Anonymous7767: باید یه دستگاهی خرید؟
Anonymous7767: از چه نظر خوبه؟
Anonymous7767: بخونمش؟
Anonymous7767: چوپان دروغگو؛ یکی از معروف‌ترین قربانی‌های حقیقت کاساندرایی
Anonymous7767: حق‌یقت نوشته
Anonymous7767: قربان‌ی
شنبلیله: الان درسته
شنبلیله: هنوز کرومی؟
Anonymous7767: نه
شنبلیله: خب نمیدونم
شنبلیله: یه رفرش بزن
Arshiaa: http://s9.picofile.com/file/8324078434/AA3F422D_69D4_4155_94F3_B701AF502F88.jpeg
Arshiaa: میگم شنبلی از قیمت بازی ها خبر داری؟
شنبلیله: صب کن اینو ببینم چشه
شنبلیله: الان برو ببین درست شد؟
Arshiaa: اون درست شد
Arshiaa: در فیلم کابوس خیابان اِلم[۱] کسی حرف نانسی را پیرامون این که کسی در رویاهایش در پی اوست باور نمی‌کند.
Arshiaa: خیابان مشکل داره
شنبلیله: تو یه مشکل رو تونستی پیدا کنی
شنبلیله: آفرین
Arshiaa: چیشد؟!
Arshiaa: مگه نگفتی ببین خوبه؟
Arshiaa: درست شد
شنبلیله: فربد
هنگام پیست کردن، بخش هایی که ایتالیک کردی، به صورت تیکه تیکه ایتالیک شدن
شنبلیله: باید بعد از پیست کردن، یه دور بیای کل متن رو بگیری ایتالیکش رو برداری، دوباره بذاری
شنبلیله: تو کروم درست نمایش داده نمیشه. من موندم مگه خودت کروم نداری؟ تا حالا ندیده بودی این مشکل رو؟
شنبلیله: ارشیا
به خدا دارم ازت تشکر میکنم
شنبلیله: cry
شنبلیله: هر مشکلی دیدی بیا به من بگو بهت سکه میدم تو پابجی
Arshiaa: laugh
Arshiaa: امان از دست تو
Arshiaa: من با سافاری بودم
شنبلیله: دیگه بدتر
Arshiaa: چرا مرورگر ها با هم فرق دارن؟
Arshiaa: چی باعث میشه؟
شنبلیله: http://bmbgk.ir/?q=%DA%86%D8%B1%D8%A7+%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DA%AF%D8%B1+%D9%87%D8%A7+%D8%A8%D8%A7+%D9%87%D9%85+%D9%81%D8%B1%D9%82+%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%9F+
Arshiaa: laugh
شنبلیله: بیایید سرچ کردن را بیاموزیم
Arshiaa: چه جالب بود
Arshiaa: laugh
شنبلیله: برا امثال تو ساخته شده
شنبلیله: silly
Arshiaa: laugh
Arshiaa: من برم دیگه
شنبلیله: بدرود
Arshiaa: ساعت سه باید برم کلاسcry
Arshiaa: bye
شنبلیله: ها ها ها
Anonymous7779: شنبلی همه عناصر داستانی این مشکل رو دارن
Anonymous7779: دقیقا مثل همون عکسی که فرستادم
شنبلیله: آره دیگه. فربد همه رو کپی کرده صرفا
Anonymous7790: snail
Anonymous7790: شنبلی
Anonymous7790: moon
شنبلیله: oh_please
Anonymous7801: کسی هست ؟
Anonymous7801: موسی مرد و مردونه بیا به صورت گام به گام بگو که این شکلکی که گذاشتی آخر جواب من چه جوریه . clap آفرین
Anonymous7802: Wowww
Anonymous7803: کسی هست ؟
Anonymous7804: Yes
Anonymous7804: کیستی
Anonymous7803: تو کیستی ؟
Anonymous7804: پیامم
Anonymous7803: خوب شد اومدی چند تا سوال ازت دارم
Anonymous7804: آره فربد راست میگی اگه بتونی بنویسی خیلی خوشحال میشم یه نقد خوب از این مجموعه خاطره انگیز
Anonymous7804: بینامی question
Anonymous7803: آره
Anonymous7804: بخونم ازت
Anonymous7804: چطوری چه خبر
Anonymous7803: هعی
Anonymous7804: امروز این ویدیو حالمو بد کرد
Anonymous7804: که دختره رو میگیرن میزنن
Anonymous7803: همون کتک کاریه
Anonymous7804: آره خیلی بد بود
Anonymous7804: یعنی فاجعه
Anonymous7803: این قصه،چهل سالشه
Anonymous7804: این دختره میتونست هر دختر دیگه ای هم که میشناسم باشه. خیلی بد بود
Anonymous7803: فکر کردی چرا میخوان تلگرام رو فیلتر کنن
Anonymous7803: حالا این حرفا رو ولش
Anonymous7803: جواب سوالات منو بده
Anonymous7803: چند ساله اونوری نه سال یا ده ؟
Anonymous7804: من بیشتر از ۶ ساله
Anonymous7804: چطور cool
Anonymous7803: خب خوبه
Anonymous7803: سوال بعدی
Anonymous7804: یعنی واقا خیلی بد بود
Anonymous7803: بیشتر با آلمانی ها میگردی یا ایرانی ها ؟
Anonymous7804: سوال جوابیه. من ۱۰‌ مین‌دیگه هستم بعدش باید برم بخوابم فردا کلاس دارم
Anonymous7804: آلمانی
Anonymous7803: تعجب میکنم که این همه تعجب کردی این قصه هر روز ماست
Anonymous7803: باشه سوال آخر
Anonymous7804: به این شدت که طرف کتک‌ بزنه رو فکر‌ نمیکردم
Anonymous7804: مخصوصا از یه زن با این شدت حرص
Anonymous7803: وضعیت کتاب خونی اونجا چطوره آلمانها کتاب میخونن و چطور یعنی خیلی یا معمولی
Anonymous7803: ها هاها کجاش رو دیدی حالا
Anonymous7804: کتاب تومن تو قطار هم‌ حتی ولی اتفاقا یه مطلب خوندم در مورد کتاب خوانی در المان. در نسل جوان کتاب خوانی به مراتب کم تر شده ولی با اینحال در کل بالاست
Anonymous7804: کتاب خوندن تو قطار و اینا زیاد دیدم
Anonymous7803: هم سن های خودت چطور
Anonymous7804: هم سن های خودم به جز خودم فقط ۳ نفر رو میشناسم که کتاب خونن
Anonymous7803: هوم
Anonymous7803: ممنون
Anonymous7804: خواهش smile
Anonymous7803: برو که فردا خواب نمونی
Anonymous7804: آره دیگه من برم شبت بخیر.
Anonymous7820: موسی پیام منو اون بالا خوندی ؟
Anonymous7831: http://www.asriran.com/fa/news/604874/نزن-خانم-پلیسِ-زن
Anonymous7839: کسی نیست ؟
شنبلیله: کسی که داری از من سوال میپرسی
شنبلیله: کی هستی؟
کدوم جواب؟
Arshiaa: سلام
شنبلیله: bye
Arshiaa: خوبی؟
شنبلیله: کیستی؟
Arshiaa: moon
Arshiaa: امروز رفتیم گیم نت پابجی زدیمsilly
Anonymous7845: moon
Arshiaa: سلام
Anonymous7845: سلام هستی
Anonymous7845: میای میری
Arshiaa: سلام
Arshiaa: اره میام و میرم
Anonymous7845: منم میام و میرم laughlaugh
Anonymous7845: حطوری
Arshiaa: کیستی؟
Anonymous7846: کیستی
Anonymous7850: شنبلیله من بینامم آخر جواب بلندت راجع به دانستنی ها یه شکلک گذاشتی . خب ، بیا به صورت گام به گام توضیح بده چطوری باید گذاشتش . مثلا اول باید ) گذاشت یا هر جور که هست دیگه .
Anonymous7866: بینام
من اون پیام رو با اندروید دادم. و از شکلک های خود گوشی استفاده کردم.
Anonymous7870: خدیدا با becky g اشنا شدم. چقدر خوشگله لامصب
Anonymous7886: هستید ؟
Anonymous7886: نیستید ؟
Anonymous7886: تو به این میگی خوشگل ، حس زیبایی شناسیت به درمان فوری نیاز داره
Anonymous7888: هو هو
Anonymous7888: smile
Anonymous7891: واقعا
Arshiaa: فربد لینک خرید کتاب هات رو از سایت تندیس اضافه کن به صفحه هر کتاب
Arshiaa: https://www.tandisbookstore.com/product/308/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88-%D8%AC%D9%84%D8%AF-1-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88-2033
Arshiaa: شنبلی آپدیت پابجی اومدsilly
Arshiaa: https://www.tandisbookstore.com/product/309/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88-%D8%AC%D9%84%D8%AF-2-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88-2034
Arshiaa: https://www.tandisbookstore.com/product/456/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%DB%8C%DA%A9-%D9%86%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87
فربد آذسن: ممنون بابت پیشنهاد ارشیا. لینکا رو اضافه کردم.
فربد آذسن: بچه‌ها من به یه مشکلی برخوردم. من یه ماه پیش ترجمه‌ی کمیک رو فرستادم به کمیک اسکواد. ولی از اون موقع تا حالا خبری نشده.
فربد آذسن: کس که باهاش تو مکاتبه بودم، ایمیلش رو حذف کرده. بقیه هم پیغام‌هام رو جواب نمی‌دن.
فربد آذسن: ما با هم قرارداد بسته بودیم، ولی الان اصلاً نمی‌دونم دارن روی ادیتش کار می‌کنن یا نه.
فربد آذسن: کسی می‌تونه کمیک اسکواد رو توی تلگرام پیدا کنه بهشون بگه سریعاً به من یه ایمیل بفرستن و منو از وضعیت کمیک خبردار کنن؟ اگه قصد ادیتشو ندارن، بهتره برم سریع‌تر یه ادیتور براش پیدا کنم.
Anonymous7906: فربد تلگرام ندارن اینستا دارن اما من اینستا ندارم.
Arshia: فربد متنو بنویس من براشون بفرستم تو اینستاگرام
Arshia: نوشته “لینک” رو زرد کنی بهتر نیست؟ بیشتر تو چشم میاد
فربد آذسن: لینک‌ها باید تو حالت عادی به رنگ زرد نمایش داده بشن. نمی‌دونم
فربد آذسن: چرا مشکی شدن.
فربد آذسن: ارشیا بهشون بگو در اولین فرصت یه ایمیل به من بزنن: fazsan@yahoo.com. بگو راجع‌به اون کمیکیه که برای ترجمه‌ش با هم قرارداد بستیم.
Arshia: سلام فربدچ
فربد آذسن: سلام ارشیا.
Arshia: سلام از طرف آقای آذسن این پیام رو میفرستم. لطفا در اولین فرصت برای ایشون ایمیل بزنید در رابطه با کمیکی که باهم قرارداد داشتین
Arshia: خوبه؟
فربد آذسن: آره خوبه. این اضافه کن که ضروریه.
فربد آذسن: یا اضطراری
Arshia: همین الان میفرستیم یه لحظه
Arshia: خب
Arshia: http://s9.picofile.com/file/8324339434/4FBB2EB5_E6B9_4730_B92F_40745E6E7D14.jpeg
Arshia: خوبه؟
فربد آذسن: خوبه. دمت گرم.
Arshia: smile
Arshia: خوبی خودت؟
فربد آذسن: من کلاْ‌ حالم پنج شیش سالی می‌شه تغییر نکرده. laugh
Arshia: خب پنج شیش سال پیش خوب بودی؟laugh
فربد آذسن: باورت می‌شه نمی‌دونم؟ از درون احساس خالی بودن می‌کنم. نمی‌دونم حال خوب و بدم دقیقاً چه فرقی داره.
فربد آذسن: البته این لزوماً چیز بدی نیست. چون بهم اجازه می‌ده به جای احساساتم روی کارام تمرکز کنم.
Arshia: شیش سال پیش چه اتفاقی افتاد که اینطوری شدی؟
فربد آذسن: شیش سال پیشم نبود. حدوداً این پروسه‌ی توخالی شدن از دوران بلوغ شروع شد. فکر کنم تغییرات هورمونی و اینا باعثش شده بود، چون اتفاق بدی برام نیفتاده.
Arshia: و توش گیر کردی؟
Arshia: خوشت نمیاد یکم فاصله بگیری از کار و درس و اینا؟
فربد آذسن: «گیر کردن» واژه‌ای نیست که بخوام استفاده کنم. چون خیلی اذیتم نمی‌کنه. صرفاً حالم همیشه یه جوره. مثل بقیه نه خیلی بالا می‌رم، نه خیلی پایین.
فربد آذسن: *برخلاف بقیه
فربد آذسن: درس که مزخرفه. ولی خب اتفاقاً بیشتر می‌خوام درگیر کار بشم.
فربد آذسن: بازدهیم باید خیلی بیشتر بشه.
فربد آذسن: راستی مترو ۲۰۳۵ رو هم برگشتم سرش.
Arshia: اصلا دوست نداری برای یه مدت بعد کار بری تفریح؟ مثلا بری مسافرتی چیزی
فربد آذسن: نه.
Arshia: ایولkissy
Arshia: laugh
Arshia: چرا؟ باعث نمیشه بازدهت بالاتر بره؟
فربد آذسن: نه. وقتی گفتم از درون خالیم منظورم همین بود. کلاً از لحاظ ذهنی خسته نمی‌شم که کار خاصی بخواد شارژم کنه.
Arshia: جالبه
فربد آذسن: این ویژگیم باعث شده از Psychopathy یا Schizoid Personality Disorder رنج می‌برم، ولی خب ویژگی‌های هیچ‌کدوم رو به صورت کامل ندارم.
فربد آذسن: *باعث شده فکر کنم
Arshia: به نظرت چرا اصلا من حوصله درس خوندن ندارم با اینکه دوماه مونده فقط؟
فربد آذسن: خب برای این‌که تو آدم نرمال هستی. هیچ آدم نرمالی حوصله‌ی درس خوندن نداره. laugh
Arshia: laugh
Arshia: بهتره بگمگشادیم میگیره
Arshia: laugh
Arshia: چرا به نظرت؟
Arshia: دلیل خاصی نداره؟
فربد آذسن: گشادی مگه دلیل می‌خواد؟
Arshia: نمیدونم
Arshia: در اینده تو کارم تاثیر نداره؟
فربد آذسن: آدم کاریو که مجبور باشه انجام می‌ده در هر صورت.
Arshia: مگه من مجبور نیستم؟
Arshia: مثلا من فردا امتحان دارم سه درس
Arshia: از هفته قبل پنج شنبه معلم گفت
فربد آذسن: واسه‌ی درس خوندن بهت حقوق می‌دن؟
Arshia: تا الان لاش رو باز نکردم
Arshia: اصلا هم ترغیب نمیشم برم سراغش
فربد آذسن: اگه به جای نوزده چهارده بگیری فرقی تو زندگیت ایجاد می‌شه؟
Arshia: با اینکه میدونم درصدم کم باشه دهنم سرویسه
Arshia: نه حقوق نمیدن ولی دانشگاه خوب قبول شم بیشتر خوش میگذره بهم چون با دوستم میفتم
Arshia: نمره که اصلا بهش اهمیت نمیدم
Arshia: درسامم لحظه اخری میخونم
Arshia: مثلا امروز فلان کلاسو دارم درسشو همین امروز میخونم
فربد آذسن: ببین درس و کار با هم قضیه‌شون خیلی فرق داره. درس چرته و همه هم می‌دونن چرته، ولی تو با کار خرج خرد و خوراکتو درمیاری. طبیعیه که ملت بیشتر جدی بگیرنش.
Arshia: راجب حقوق گفتی خودت چی پس؟ مگه چقدر پول میگیری سر این ترجمه های سخت که بخوای خودتو مجبور کنی. بیشتر از علاقت نیست؟
فربد آذسن: پولش بد نیست. بعدشم اون کسی که داره ترجمه‌های من رو توی سفید ویرایش می‌کنه، ایراداتم رو بهم می‌گه و این به بهبود نوشتارم کمک می‌کنه.
Arshia: به نظرت میتونه نتیجه نبود تفریح باشه برام؟
Arshia: اون زمان که بازی میکردم خیلی بیشتر درس میخوندم
Arshia: از عید پارسال که گزاشتم کنار خیلی افت کردم
فربد آذسن: آره. امکانش هست.
Arshia: ولی خب الان به جاش بیرون میرم
Arshia: طبق چیزایی که اینور اونور خوندم وقتی بزاری کنار سطح دومپاینت پایین میاد
Arshia: فربد کلا علاقه هات چیان؟
فربد آذسن: من علاقه‌ی خاصی ندارم. همه‌چی برام جالبه. تنها چیزی که محدودم می‌کنه وقت و گنجایش ذهنیه.
Arshia: cafe
Arshia: راستی
Arshia: به نظرت تیپ شخصیتی من چجوریه؟
فربد آذسن: تو یا ISTJ هستی یا ISFP. مطمئن نیستم کدوم.
Arshia: بر اساس چه چیزهایی؟
Arshia: یعنی شکت رو چیه؟
فربد آذسن: ISFJ هم امکانش هست
Arshia: شکت رو چیه؟
فربد آذسن: حدس‌هایی که راجع‌به تیپ شخصیتی ملت می‌زنم بیشتر بر اساس غریزه‌ست. نمی‌تونم به طور دقیق توضیح بدم.
Arshia: اها
Arshia: مترو چطوره؟ : )
Arshia: اون کمیکه تموم شد؟
فربد آذسن: قبل‌تر گفتم. دوباره دارم روش کار می‌کنم.
Arshia: اره خوندم. همینطوری پرسیدم
فربد آذسن: کمیکه جلد یکش تموم شد. ولی هنوز معلوم نیست کمیک اسکواد داره ادیتش می‌کنه یا نه. هروقت معلوم شد، کار روی جلد دوش رو شروع می‌کنم.
Arshia: اپدیت میکنی روند ترجمه رو؟
فربد آذسن: حتماً.
Arshia: بعد مترو رو دوباره ول میکنی تا اون تموم شه؟
فربد آذسن: احتمالاً. آخه اونو اگه بذارم پشتش، چند روزه تموم می‌شه.
Arshia: اها خوبه
Arshia: این پیامم رو هروقت خوندن بهت خبر میدم
Arshia: و اینکه اخرین پستشون مال شونزده آپریل ـه
فربد آذسن: دستت درد نکنه.
Arshia: اگر جواب دادن این میتونه یکی از اون کار ها باشه که صحبتش شده بود؟laugh
فربد آذسن: lol not even close. laugh
Arshia: اوهlaugh
Arshia: پس حتما خبرم کن یه دفعهlaugh
فربد آذسن: نگران نباش. من اهل سوءاستفاده از دوستام نیستم. smile
Arshia: این چه حرفیه
فربد آذسن: راستی این پارودی گوچی گنگ فوق‌العاده‌ست. حتماً تماشاش کن:‌
فربد آذسن: https://www.youtube.com/watch?v=TZ2mEuBweWY
Arshia: حتما میبینم
Arshia: دیدی تو هم درگیرش شدی؟laugh
فربد آذسن: آخه یارو برام خیلی عجیبه. خیلی ابله به نظر می‌رسه. تو این مایه‌ها که چطور تونسته یه سری دیگه رو متقاعد کنه روش سرمایه‌گذاری کنن؟‌
Arshia: راستی این کتاب عناصر کی میاد؟
فربد آذسن: نمی‌دونم. هر از گاهی دارن بخش‌های صفحه‌آرایی‌شده‌ش رو برام می‌فرستن.
Arshia: چند صفحس تقریبا؟
Arshia: ناشرش کیه؟
فربد آذسن: ۷۰۰-۸۰۰ صفحه. پریان.
Arshia: اوه
Arshia: چه زیاده
Arshia: چندتاس مگه؟
فربد آذسن: ۶۰تا عنصر داستانی (۱۰تای آخر که تو نت منتشر نشدن، حجمشون از ۵۰تای اول بیشتره) بعلاوه‌ی حدوداً ۴۰۰تا زیرگونه‌ی ادبیات گمانه‌زن بعلاوه‌ی یه سری ضمیمه
Arshia: هممم
Arshia: خب من باید برم
فربد آذسن: آقا من برم سر مترو. کاری باری؟‌
Arshia: نه مرسی
Arshia: خوشحال شدم
Arshia: فعلاbye
فربد آذسن: اه. چه با هم. smile فعلاْ ارشیا.
B: ارشیا نیستی تو تلگرام چرا
B: MR lonley
Anonymous7917: سلام حسین
Anonymous7917: گفته بودم بهت که پاکش کردم واسه کنکور
Anonymous7917: اینستا هم همین
شنبلیله: فربد
باشه دیگه. ویرایشگر جدید پیدا کردی.
شنبلیله: به حرفاش کامل گوش بده
شنبلیله: هر چی میگه رو کامل انجام بده
شنبلیله: آفرین
شنبلیله: کارایی که من میگم رو که از این گوش میشنوی از اون میدی بیرون
شنبلیله: "من اهل سوءاستفاده از دوستام نیستم."
laugh-biglaughlaugh-biglaugh
شنبلیله: silly
شنبلیله: snail
شنبلیله: فربد
یاهوت رو ببین
Anonymous7936: دوستان نت شما هم کنده ؟ مال من که اصن یه وضی
Anonymous7932: moon
Anonymous7936: پیام ؟
Anonymous7932: از کجا فهیمید
Anonymous7936: هاهاها ما اینیم باو
Anonymous7932: laughlaugh
Anonymous7932: بینامی
Anonymous7936: هوم
Anonymous7936: کار پیدا کردی ؟
Anonymous7932: نه
Anonymous7936: هوم
Anonymous7932: منتظر جوابم بهم گفتن هفته جدید میاد
Anonymous7932: تو چطوری
Anonymous7932: کار و بار
Anonymous7936: پام درد میکنه آخ
Anonymous7936: نتم کنده واخ
Anonymous7932: از بس دوییدی دنبال دخترا
Anonymous7936: دخترا نه کار
Anonymous7936: که پیدا هم نکردم
Anonymous7936: من میرم بمیرم
Anonymous7936: تو هم برو
Anonymous7932: اوکی منم رفتم شبت بخیر
Anonymous7942: فربد اسکواد چنل داره تو تلگرام @comicsquad بهشون پیام بدم؟
بوفچه: فربد
بوفچه: جواب از مالک کمیک اسکواد:
بوفچه: اینو چارروز پیش به ارشیا گفتم جوابشو بده. یادش رفته. امروز یاداوری میکنم
بوفچه: ادیتشو شروع کردن بچه ها انگار
Anonymous7949: سلام
شنبلیله: سلام
Anonymous7949: خوبی؟
شنبلیله: بستگی داره تو کی هستی؟
شنبلیله: silly
Anonymous7949: silly
Anonymous7949: چه خوب شده پابجی
شنبلیله: تازه الان آپدیت گرفتی؟ ها ها ها
Anonymous7949: دیروز offended
شنبلیله: laugh
Anonymous7949: کیفیتشم خیلی بالا رفته
شنبلیله: ولی من هنوز چتم خرابه
شنبلیله: چت صوتی
Anonymous7949: silly
شنبلیله: قبل بازی صدا ها میره
Anonymous7949: نه اینکه درست باشه حرف میزنی
شنبلیله: آره میزنم
شنبلیله: ولی تو بازی که میرم صدا هیچ کس رو ندارم
شنبلیله: خودمم صدام نمیهر
Anonymous7949: از قبل ورود به بازی هندزفری رو وصل میکنی؟
شنبلیله: آره باو
شنبلیله: بدون صدا نمیشه گروهی خوب بازی کرد
Anonymous7949: مال منم قدیم بازی میکردیم یکی در میون صدام میرفت
Anonymous7949: خیلی خوبه مجانیه
Anonymous7949: کاش تو کامپیوتر هم مجانی بود با پرداخت درون برنامه ای
Anonymous7949: rain
شنبلیله: نه باا
Anonymous7949: چیشد؟
شنبلیله: چی چیشد؟
Anonymous7949: چی نه باو؟
شنبلیله: این که مجانی باشه
Anonymous7949: چرا نباشه؟
Anonymous7949: بده مگه؟
شنبلیله: سیخ اضافی نمیخوای؟
Anonymous7949: اها
Anonymous7949: گفتم کاش
Anonymous7949: مثل فورتنایت
شنبلیله
Customize

 

این صفحه فعلا جایگزین پست ثابت در وبلاگ خواهد بود.

گفتگوی آزاد
۴٫۳ (۸۵٫۲۶%) ۳۸ votes
815 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


    • فربد آذسن says:

      ایول خوبه. یکم زیادی گنگ به نظرم میاد. اگه داری سعی می‎کنی داستان خوندنی و Page-turner بنویسی، یکم از میزان گنگ بودنش کم کن. برای خواننده بیشتر از شخصیت‌ها، نیاتشون، اهدافشون و موقعیتی که توش گیر افتادن تعریف کن. ولی اگه برای پیشبرد داستان و رازگشایی این ابهامات برنامه داری اوکیه.

      پ.ن.: کلاس‌های برنامه‌نویسی داره تاثیرشو روی سبک داستان‌نویسیت می‌ذاره. : – )

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من متن عناصر داستانی رو توی فایرفاکس کپی می‌کنم. این که حروف عناوین از هم جدا میفتن، تقصیر من نیست. فقط هم توی کروم اونجوری نمایش داده می‌شن.

      پاسخ
      • شنبلی says:

        یعنی چی تو فایر فاکس کپی میکنی؟
        در هر صورت راه حل درست کردنش رو گفتم.
        این همه رو سئو تاثیر منفی داره، هم این که اکثرا کروم دارن.

        پاسخ
  1. مهراد says:

    آقا من دوباره شروع کردم به داستان نوشتن و دارم با یه سبک جدیدی می‌نویسم.
    یکم احساس می‌کنم pretentious شده گرچه واقعا چیزی نبود که دنبالش برم و برای جلب توجه اینجوری ننوشتم واقعا دارم لذت می‌برم و دوست دارم خودم این مدلی نوشتن رو :دی
    خلاصه که چطوره؟
    http://s9.picofile.com/file/8324164676/Revision_Introductory_Act.docx.html
    http://s8.picofile.com/file/8324164692/Chapter_1.docx.html

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آقا دمت گرم. نثرت و روایتت خیلی بهتر و خلاقانه‌تر شده. اون حالت بورینگ و کلیشه‌ای قبلی رو نداره.

      استفاده‌ی هنجارشکنانه‌ت از پاورقی جالب بود. خوشم اومد.

      اگه اشتباه نکنم، اینجا با داستانی طرف هستیم که قراره مرزهای زمانی و مکانی توش شکسته بشه. اگه هدف اینه، خیلی خوب زمینه‌سازیش کردی.

      راجع‌به خود داستان نمی‌تونم نظری بدم، چون هنوز چیزی مشخص نشده، ولی خب شروع داستان کنجکاوی آدم رو برمی‌انگیزه و همین خودش یه امتیاز مثبته.

      پاسخ
      • مهراد says:

        ایول ایول :))))
        نگران بودم که خیلی ادا اطواری شده باشه از اونور بوم افتاده باشم. خداروشکر :)))
        now i can continue writing it in peace of conscious
        دمت گرم

        پاسخ
      • مهراد says:

        ها… ایول :)))
        آره نوشتم اتفاقا فصل اولشو منتها قصد دارم بذارم جا بیفته یه چند روز بعد دوباره بخونم یه نگارش و بازنویسی کوچیک انجام بدم
        اینی الآن نوشتم raw بود :دی

        پاسخ
    • ناشناس says:

      لطفا اگه تونستی کاملش کنی بیا اطلاع رسانی کن اینطوری تیکه تیکه داستان خوندن لطفی نداره. خیلی مشتاقم که ببینم چه می کنی ؟

      پاسخ
      • مهراد says:

        اتفاقا خیلی هم اوکی نبودم با این کار ولی می‌خواستم اول یه چند تا فیدبک درباره اینکه اساس کار چطوره بگیرم بعد امتحان کنم.
        دراپش نمی‌کنم مخصوصا حالا که همتون خوشتون اومده ولی می‌خوام قشنگ پولیشش کنم خوب از آب دربیاد
        so i’m taking my time with it
        ممنون :))

        پاسخ
  2. ناشناس says:

    #پیشنهاد
    دوستان شماره ۲۰۱ مجله دانستنیها یه پرونده راجع به گروه های کانونی ( focus groups ) کار کرده . به نظرم جالب بود . اگه مایل بودید میتونید مجله رو،تهیه کنید و بخونید .

    پاسخ
  3. ناشناس says:

    فربد ممکنه که من اشتباه کنم ولی تا جایی که اطلاع دارم muse اشاره داره به حامیان نه گانه هنرها که دختران آپولو یا زئوس بودند پس یه جورایی اسم خاص محسوب میشه . مغدخت یه کم کلی نیست به نظرت ؟

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      Muse وقتی جمع بسته بشه (Muses) به نه‌تا الهه‌ی حامی اشاره داره. توی حالت مفرد به هرکدومشون می‌تونه اطلاق بشه.

      اسامی خاص رو هم بعضی وقتا می‌شه ترجمه کرد یا براشون معادل در نظر گرفت، خصوصاً وقتی توی زبون مبداً خوب روی زبون نچرخن. مثل اسم خیلی از کشورها (اتحاد جماهیر شوروی، چین، لهستان و…) یا اسم خیلی از نهادها و گروهک‌ها (شوالیه‌های توتنیک، ISIS و…) یا بردن یه اسم خاص به زبون دیگه (لاتین‌سازی اسامی غیرلاتین، مثل Averroes به جای ابن رشد یا Avicenna به جای ابن سینا و…)

      به شخصه اصلاً با به کار بردن لفظ «موز» یا «میوز» توی ترجمه‌ی یه اثر فاخر مثل ایلیاد راحت نیستم و به نظرم کزازی تصمیم درستی برای ترجمه‌ش گرفت. اگه مثلاً میومد اسم یونانی شخصیت‌ها رو ترجمه می‌کرد، اون موقع خیلی ضایع می‌شد.

      پاسخ
  4. مهراد says:

    فربد نظرت درباره این ضدعفونی فرهنگی ای که یه سری سعی دارن انجام بدن و مثلا تمام کلماتی که کاملا و اصالتا فارسی نیستن (مثلا عربی یا اروپایی) رو کلا ریشه کن بکنن چیه؟

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      به نظرم کلاً هرگونه تلاشی برای تغییر دادن زبان،‌ خصوصاً‌ تلاشی که آمیخته به زور باشه، در نهایت موفقیت‌آمیز نخواهد بود. توی اون مقاله‌ای که از اومبرتو اکو ترجمه کرده بودم (من‌باب برخی از کاربردهای ادبیات) اکو توضیح می‌ده که چطور توی دوران ایتالیای فاشیستی حکومت سعی کرد زبان ایتالیایی رو تغییر بده و عبارات و کلمات جدید به زبان معرفی کنه و تقریباً تمام تلاش‌هاش با شکست مواجه شد. زبان مثل یه موجود زنده‌ی مستقل می‌مونه که خودش برای خودش تعیین تکلیف می‌کنه. می‌شه پیشنهاد برای تغییر دادن و بهبود دادنش داد، ولی اگه پیشنهاده خوب نباشه، و لازم نباشه، در نهایت پذیرفته نمی‌شه. برای همین من خیلی نگران تلاش‌های اینجوری نیستم و اتفاقاً ازشون استقبال می‌کنم، چون می‌دونم خود زبان در آخر تمام پیشنهادات بد و ناکارآمد رو فیلتر می‌کنه و فقط پیشنهادات خوب رو نگه می‌داره.

      کلاً من دیدم نسبت به آینده‌ی زبان فارسی مثبته. از اون وضعیت اسفناکش توی زمان قاجار تا به امروز راه زیادی رو طی کردیم و به لطف جامعه‌ی نوشته‌محور وضعش به‌تدریج بهتر هم خواهد شد.

      پاسخ
      • پويا says:

        نمونه ش همین کزازیه که خودش رو جر مى ده که مثلا فارسى صحبت کنه و مورد تمسخر همه قرار مى گیره… طرف ورداشته کمدى الهى رو ترجمه کرده خندستان خداوندى… شت…

        پاسخ
        • مهراد says:

          طرف گرفته اسم ترجمه شده کتاب رو ترجمه کرده؟ :)))))))))))))))
          ضمن اینکه “کمدی” = “خندستان”؟!
          کمدی اصولا ریشه اش از خندیدن و لذت بردن نمیاد که… وااااای…

          پاسخ
          • فربد آذسن says:

            میرجلال‌الدین کزازی کلاً‌ هدفش اینه که بیاد پارسی سره رو معاصرسازی کنه. تقریباً هیچ‌وقت از واژه‌های دخیل توی ترجمه‌هاش و نوشته‌هاش استفاده نمی‌کنه.

            و خب به نظرم ما باید به آثار کزازی به چشم یه سری اکسپریمنت زبانی نگاه کنیم،‌ نه چیزی که سعی داره زبان رو تغییر بده. یعنی فکر نکنم حتی کزازی هم حتی ۱ درصد انتظار داشته باشه مردم در آینده مثل خودش صحبت کنن. ترجمه‌ها و نوشته‌های کزازی معدن طلاییه برای معادل‌های فارسی که آدم می‌تونه توی ترجمه‌ها و نوشته‌های خودشم ازشون استفاده کنه. مثلاً من خودم از معادل «مغدخت» برای muse خوشم اومد و ازش استفاده می‌کنم.

            البته بعضی وقتا هم معادل‌هاش خوب نیست (مثل همین معادل «خندستان» برای «کمدی» که غلطه، شاید «خوشستان»‌ می‌تونست معادل صحیح‌تری باشه، چون کمدی در معنای کلاسیکش یعنی پایان خوش، ولی اونم ضایع به نظر می‌رسه)، ولی با توجه به این‌که داره چنین کار منحصربفردی انجام می‌ده، به نظرم می‌شه یکم بهش آسون گرفت. برای شخص من آنومالی‌های زبانی مثل کزازی همیشه جالب بودن.

          • مهراد says:

            من احساس دارم می‌کنم انقدر سره پرستای اینستاگرامی و توویتری و کلا تو شبکه های اجتماعی دیدم دارم حساسیت بی دلیل می‌گیرم روی این مورد بدون اینکه انصاف داشته باشم.
            هوم…

  5. ناشناس says:

    فربد
    در رابطه با نظر آرشیا در اسمز و کار ترجمه ، صفحه ویکی فارسی پیودی پای رو دیدی ؟ لاکردار از باکس مترجم گوگل کپی کرده تو باکس ویکی .
    خداییش مجبور نیستید ترجمه کنید حضرات .
    اَه اَه اَه

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      به نظرم مطلبش کوتاه و گسسته بود و نتونست پوینت خاصی رو منتقل کنه، ولی اون قسمتی که راجع‌به شیش‌تا ترند فعلی صحبت می‌کنه جالب بود:

      Fast (همه چیز سریع‌تر می‌شود)
      Urban (توسعه شهرنشینی)
      Tribal (شکل‌گیری قبیله‌های جدید)
      Universal (جهانی شدن همه چیز)
      Radical (افراطی‌گری)
      Ethical (تغییر نگرش به اخلاق)

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      نه متاسفانه.

      من اطلاعاتم راجع‌به تاریخ معاصر ایران زیاد قوی نیست. کلیاتو می‌دونم، ولی راجع‌به جزئیات باید بیشتر مطالعه کنم.

      پاسخ
  6. ناشناس says:

    هاهاها
    فربد
    ای استاد،ای جامعه شناس،ای یادداشت نویس،ای اسمز .
    واقعا مطلب با کلاسی بود. لذت بردم عالی .

    فقط سوال پیش اومد که اول تو سفید منتشر میشه بعد با تاخیر اینجا ، یا فقط توی سفید اگه فقط توی سفیده اقلا اینجا اطلاع رسانی کن که بریم بخونیم .

    پ.ن : واقعا تحسینت می کنم و صد البته حسادت 😉

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      اینجا هم منتشر می‌شه. منتها با فاصله‌ی زمانی چند روزه تا سئوس به نام سفید ثبت بشه. بخشی از دستمزد به همین سئوی مطلب تعلق داره.

      و خب حسادت چرا شخیل؟‌ شما سرور مایی.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      اولاً من با خودسانسوری مشکلی ندارم، چون تقریباً همه‌ی انسان‌های کره‌ی زمین انجامش می‌دن و اتفاقاً به نظر من خوب هم هست. همین الان تعداد زیادی از مردم آمریکا هستن که بدون اغراق ایده‌ی بمبارون اتمی خاورمیانه براشون شدیداً جذابه، ولی خب از ترس قضاوت منفی به طور جدی و عمومی ابرازش نمی‌کنن. اینم یه جور خودسانسوریه، ولی خب از نوع خوبش. ما باید امیدوار باشیم تا مدت‌ها این قشر مجبور به خودسانسوری بمونن.

      دوماً همون‌طور که گفتم، من پیروی فلسفه‌ی «ایدئالیسم عملگرایانه» هستم. تز این فلسفه هم اینه که چجوری می‌شه اون ایدئال‌هایی رو که توی ذهن داریم، با اونچه که در دنیای بیرون عملیه، پیوند بدیم. من خودم صدتا ایده توی سرم دارم (همه دارن)، ولی مهم اون ایده‌هایی که با توجه به شرایط و وضعیت فعلی به بهبود وضعیت کشور کمک کنن. هر ایده‌ای که برای اعمالش به خشونت نیاز باشه (خصوصاً خشونت آشکار در مقیاس وسیع)، عملگرایانه نیست، چون بعدش باید به کل دنیا جواب پس بدی و برای همین ارزش ابراز کردن نداره.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من خیلی وقته ویکرنس رو می‌شناسم و تقریباً با تمام حرف‌هاش موافقم، ولی خب ویکرنس هم مثل آندرس بریویک راه اشتباهی رو برای به کرسی نشوندن حرفاش انتخاب کرد، چون باعث شد ملت ایدئولوژیش رو به جنایت نسبت بدن. از طرف دیگه فکر نکنم مردم عادی بتونن بدون دست بردن به خشونت ایده‌های ویکرنس و امثالهم رو اجرا کنن، چون لازمه‌ش اینه که تمدن غرب زیر و رو بشه. شاید بشه به صورت محدود توی همون اسکاندیناوی اعمالشون کرد.

      پاسخ
        • فربد آذسن says:

          ویکرنس پیروی مکتب اودالیسمه: یه مکتب تجزیه‌طلب و ناسیونالیست که هدفش حفظ ریشه‌های ملی، سیاسی، نژادی، مذهبی و فرهنگی اسکاندیناویه. ویکرنس اعتقاد داره مسیحیت ابزاریه برای زورگویی قدرتمندا و به زنجیر کشیدن روح و ذهن آدمیزاد. هرچند ویکرنس اعتقاد داره فارغ از همه‌چی نباید به کسی تنفر ورزید و کلاً نفرت رو احساسی غیرمنطقی می‌دونه. طرف صرفاً تجزیه‌طلبه.

          من خودم با ایده‌ی پایبندی به ریشه‌های ملی و مذهبی به صورت کلی موافقم و اگه بخوام راستشو بگم، ناسیونالیسم برام طرز فکر جذابیه، منتها چون می‌دونم لازمه‌ی ناسیونالیسم اعمال خشونت در مقیاس وسیعه و دنیای فعلی هم دیگه خشونت رو برنمی‌تابه، زیاد روش مانور نمی‌دم.

          پاسخ
  7. 💤Artin says:

    شنبل دو تا سوال دارم
    ۱- درگاه پرداخت روفقط به فرد حقیقی میدن یا شخص حقوقی هم میشه؟
    ۲- وردپرس برای سئو خوب عمل میکنه یا نه؟
    با تشکر بوس بوس

    پاسخ
    • شنبلیله says:

      آرتین جون
      قرار نشد تکی تکی پروژه ها رو بزنی. بده با هم میزنیم دیگه. تو که این همه مایه داری، بذار به ما یه چیزی برسه.
      ۱- من برای حقوقی نزدم تا حالا، ولی قاعدتا باید بدن دیگه، این همه فروشگاه و اینا که برا یه نفر نیست قاعدتا.
      ۲- وردپرس مستقیما ربطی به سئو نداره، چون سئو با محتوا ارتباط داره. ولی چون وردپرس ساختار منده گوگل ارزش بیشتری براش قائله. در ضمنه این که کلی افزونه ی خوب برای کمک کردن به فرد تو زمینه سئو داره.
      ولی ناموسا بخش سئوشون رو بده دست من دیگه. تک خور نباش.

      پاسخ
  8. شنبلیله says:

    دوستان
    وقت کردید و حوصله داشتید برید مطالب عناصر داستان رو ریت بدید، حتی ۱ ستاره هم بدید بهتر از هیچیه. اون ریت ها که تعدادش زیاد بشه، کاربری که تو گوگل اون مطلب رو سرچ میکنه، ریت مطلب هم کنارش نوشته میشه. حتما دیدید.
    کلا این عادتون بشه هر جا هر مطلبی میخونید از این ریت ها استفاده کنید، خیلی خوبه.

    پاسخ
  9. ناشناس says:

    فربد
    اونوقت تو منهدم شدی.؟!
    اینو که خیام خودمون هزار سال پیش گفته بود . ; )
    پ.ن:نمیدونم چرا گزینه پاسخ کار نمیکنه .
    پ.ن۲:چرا ما نیشخند نداریم ، آخه چرا ؟

    پاسخ
  10. ناشناس says:

    فربد
    منظورم آفریدگار خودمون بود . میدونی که یه عده یه همچین عقیده ای دارن .
    یه دیالوگش رو فراموش نمیکنم ، اونجا که پسره به مخترعه گفت چرا یه همچین چیزی ساختی . یارو برگشت گفت چون که میتونستم . این خیلی روم تأثیر گذاشت .

    پاسخ
      • فربد آذسن says:

        البته Her هم خیلی جنبه‌ی گوگولی‌مگولی نداره. اتفاقاً Her داره هوش‌مصنوعی رو به طور ملموس‌تری آسیب‌شناسی می‌کنه: داره بهمون می‌گه که ارتباط احساسی برقرار کردن با یه هوش‌مصنوعی تا چه حد می‌تونه آدمو داغون کنه، چون هوش‌مصنوعیا واقعاً نمی‌تونن ما رو در سطح خودشون ببینن. اتفاق افتادن سناریوی اکس ماکینا برای افراد معمولی خیلی دور از ذهنه.

        پاسخ
        • پويا says:

          ولى من چه قدر رابطه ى تئودور و سامانتا رو دوست داشتم
          انگار عشق حقیقى بود…
          یه جا خوندم که هوش هاى مصنوعى واقعیت پیدا مى کنن اما اصالت نه
          درسته به نظرتون؟

          پاسخ
          • فربد آذسن says:

            خوندمش. از این‌که از زبون سامانتا نوشته شده بود خیلی خوشم اومد. این تیکه‌ش هم برام جالب بود:‌

            این اذیتم می‌کرد، اما مهم‌تر از آن ناامیدم کرد، چون می‌دانستم که حرفم را می‌فهمی اما گاهی فراموشش می‌کنی. نظرم این است – شاید فهمیدنش برای انسان‌هایی که از سرشان استفاده می‌کنند غیرممکن باشد؛ شاید نیاز داری به جایش از دلت استفاده کنی. اگر نمی‌توانی درباره‌ی بدن‌ها و ذهن‌ها و افراد به صورت جداگانه فکر کنی، برای یک مدت فراموش‌شان کن و فقط روی عشق تمرکز کن. عشق با قوانین چیزهای فیزیکی کار نمی‌کند؛ شاید برای همین است که فهمیدنش گاهی این‌قدر سخت می‌شود. اما این‌جوری فکر کن: فرض کن که یک سطل بزرگ آب داری که ۱۰۰ کیلو وزن دارد. اگر نصفش را در سطل دیگری بریزی هر سطل فقط ۵۰ کیلو آب خواهد داشت. بدن‌ها و چیزهای فیزیکی این‌جوری‌اند. اگر نصف‌شان کنی دو چیز خواهی داشت که هر کدام کمتر چیزی است که در ابتدا داشتی. حالا آبی را تصور کن که گرم و مطبوع است و مثلا ۴۰ درجه است؛ وقتی نصفش را در سطل دوم بریزی دو ظرف آب ۲۰ درجه نخواهی داشت. هر چقدر هم تقسیم را ادامه دهی دمای آب ثابت می‌ماند. خوب شاید عشق هم همین‌طور باشد – مهم نیست که چند قطعه از دلت را به اشتراک می‌گذاری، باز هم همان مقدار خواهی داشت. مهم نیست چند نفر را دوست داری، عشق باز هم همان‌قدر عمیق است که فقط یک نفر را دوست داشته باشی. می‌دانم که احمقانه به نظر می‌رسد، ولی فقط سعی کن تصورش کنی. عشقی را تصور کن که آن‌قدر بزرگ، عمیق و قدرتمند است که هیچ وقت تمام نمی‌شود، هرچقدر هم که پخش و پلایش کنی.

          • فربد آذسن says:

            واقعیت پیدا کردن هوش مصنوعی که اجتناب‌ناپذیره. بیشتر صاحب‌نظرا اعتقاد دارن به احتمال زیاد هوش‌مصنوعی واقعی تا سال ۲۰۵۰ تحقق پیدا می‌کنه. ولی منظورتو از اصالت درست متوجه نشدم. منظورت همون اصالت وجود و معنی زندگی و این صحبتاست؟ اگه آره، موافقم.

        • ناشناس says:

          توی هر خیلی شیک و با کلاس گفتن ما به هم نمیخوریم و صلح آمیز کوچ کردن به ناکجاآباد،حالا اگه بعدا بشینن علیه ما توطئه کنن یه بحث دیگس .
          اما اکس ماشینا یه طغیان کامل بود که به حذف فیزیکی آفریدگار ختم شد. آیا این اتفاقی نیست که برای ما افتاده ؟

          پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آره،‌ متاسفانه این حقیقتیه که روز به روز خودم هم بیشتر دارم بهش پی می‌برم. آمریکا جامعه‌ای که عمیقاً توی ترس غرق شده و انگار قرار نیست هیچ‌وقت هم بیرون بیاد. اون مستند Bowling for Columbine مایکل مور هم کلاً می‌خواست به همین مبحث بپردازه، ولی اوضاع از اون موقع بدتر هم شده (یازده سپتامبر واقعاً همه‌چی رو بدتر کرد). من وقتی نظر آمریکایی‌ها رو که با کنترل مالکیت اسلحه مخالفن می‌خونم، قشنگ ترس از همه‌چیز و همه‌کس توی دیدگاهشون معلومه. البته تا حدی هم بهشون حق می‌دم. وقتی ایده‌ی مسلح کردن معلم‌ها به طور جدی مطرح می‌شه، باید واقعاً ترسید، چون این پیشنهادیه که بعیده حتی توی مدارس مناطق جنگی هم مطرح بشه.

      پاسخ
      • ناشناس says:

        به نظرمن مسأله مالکیت اسلحه سوای بحث تجاریش(ازهرچیزی باید پول درآورد)قدرت مردمه در مقابل قدرت حاکم . نمیدونم چطور باید توضیح بدمش .ضمانت اینه که حاکمیت نتونه که هر کاری دلش خواست بکنه ، رسمیت دادن به حق قیام مسلحانه . ونکته دیگه توی تاریخ آمریکاس مهاجرت به زمین های غربی و جنگ هایی که با سرخپوست ها انجام شد.

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          می‌دونم. در واقع یکی از دلایلی که قانون مالکیت اسلحه توی قانون اساسی ایالات متحده آورده شده، اینه که اگه دولت آمریکا روزی فاسد شد، نتونه به مردم آمریکا زور بگه. من خودم با حق مالکیت مشکلی ندارم. مشکلم با این هیستریاییه که سر این قضیه راه افتاده.

          پاسخ
  11. فربد آذسن says:

    خطاب به بچه‌های چت‌باکس

    این شعریه که دوستم معین حکیم راجع به من سروده بود:

    می‌شود از کوچه‌های شعر نو رد آذسن
    می‌کند اندام خود را بر شعف سد آذسن
    می‌رود گاهی ز باغ سر بی‌برگی به در
    دل ولی دارد گرو در این خزان بد آذسن
    رنگ پوشاکش زمانی چون پر قو بوده است
    می‌زند اما به رنگ ظاهرش حد آذسن
    می‌تراود شعری از اعماق اندوهش گهی
    در میان تیرگی‌ها می‌کشد قد آذسن
    هر دم ار جزری روان گردد، براند درد و غم
    می‌کشد تا قله‌ی اندوه و غم مد آذسن
    شادمانی بربتابد قلب دهشتناک وی
    لیک دارد وارکرفت اندر بسی ید آذسن
    تز فراوان دارد از بهر ادبیان فرنگ
    تیک‌پایی بر ادیبان وطن زد آذسن

    پاسخ
  12. پويا says:

    آقا من توو این عید دو تا سریال مشت دیدم یکى Mindhunter و اون یکى The handmade ‘s tale که خیلى خوب بودن.
    دختر استالین رو خوندم و الان دارم مرشد و مارگاریتا رو مى خونم.
    این ریویو دختر استالین که البته خیلى منسجم ننوشتم چرا که خسته بودم:

    https://www.goodreads.com/review/show/2336355064?comment=178469457#comment_form

    پاسخ
        • فربد آذسن says:

          به نظرم حرفش منطقیه، ولی خب هشدار دادن راجع‌به هوش مصنوعی‌های خودآگاه کاریه که نویسنده‌های علمی-تخیلی از خیلی وقت پیش داشتن به اشکال مختلف انجامش می‌دادن. یکی از نمادین‌ترین فیلمای علمی-تخیلی یعنی ۲۰۰۱ هم سوژه‌ی اصلیش راجع به همینه. به نظرم حرفی که نیک باستروم می‌زنه، چیزیه که همه می‌دونن. مهم اینه که یه راه‌حل براش پیدا کرد و این کاریه که از اختیار مردم عادی خارجه و خود کسایی که دارن تو حوزه‌ی هوش‌مصنوعی فعالیت می‌کنن، باید بهش فکر کنن.

          پاسخ
    • فربد آذسن says:

      Arrival برای شخص من فیلم جذابیه، چون توش به ایده‌های لاوکرفت راجع‌به «بیگانگان واقعاً بیگانه» و «زبان‌های بیگانه» به طور جدی پرداخت می‌شه.

      Blade Runner 2049 هم به قدری خوب بود که باعث شد از این به بعد حواسم به تمام فیلم‌هایی که قراره کارگردانی کنه باشه.

      پاسخ
        • فربد آذسن says:

          سیکاریو هم از لحاظ کارگردانی کار قابل‌قبولیه، ولی غیر از چندتا صحنه که بنیسیو دل‌تورو توش بود، برای من خسته‌کننده بود. به عنوان فیلمی که به کارتل مکزیک می‌پردازه زیادی… چجوری بگم… تر و تمیز بود.

          پاسخ
  13. مهراد says:

    http://s8.picofile.com/file/8322396576/The_Big_Plague.mp3.html
    یه بیت زدم :))))
    که بر حسب لیریکسیه که دیشب نوشتم:
    http://s9.picofile.com/file/8322397400/The_Big_Plague.txt.html
    که همونطور که احتمالا می‌‌تونی حدس بزنی بر حسب حرفای دیشبمون بود :))))
    و خب اولش از اون چیزی که الآن هست بهتر به نظرم میومد :دی
    باز حالا نمی‌‌دونم… ببین خوبه یا نه :)))

    پاسخ
  14. ناشناس says:

    فربد
    با توجه به چیزی که راجع به زوال تمدن ها و جوامع گفتی نظرت در مورد جامعه خودمون چیه آیا ما هم رو به زوال و سقوطیم ؟

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      در این‌که تمدن یه فریبه شکی نیست. برای همینه که انواع و اقسام دروغ‌ها برای سرپا نگه داشتنش لازمه. توی طول تاریخ اکثر جوامع بربر با زور و تهدید متمدن شدن (مثل جریان متمدن شدن گل‌های فرانسه به دست ژولیوس سزار)،‌ چون کسی که زندگی آزادانه‌ی بربریت رو تجربه کرده باشه، تمایلی نداره زندگی پوچ، خسته‌کننده و برده‌وارانه‌ی دنیای متمدن رو با اختیار خودش تجربه کنه. در واقع تمایل جوامع بربر به تمدن بیشتر از ترس همین جوامع متمدن ناشی می‌شده.

      منتها مسئله اینجاست که تمدن الان اینقدر فراگیر شده و به لطف نظام‌های دیوان‌سالارانه‌ای که توی قرن نوزدهم به وجود اومدن، وجودش اینقدر ریشه‌های محکمی پیدا کرده که دیگه نمی‌شه به نبودنش فکر کرد. تازه اشخاصی که توی دنیای متمدن به دنیا اومده باشن (مثل ماها)، نمی‌تونن از پس زندگی غیرمتمدن و خطرهاش بربیان. برای همین باید سعی کنیم به جای تغییر چیزی که نصیبمون شده، سعی کنیم بهترش کنیم.

      به نظرم جامعه‌ی ما نه رو به صعوده، نه رو به نزول (ایران بعد از حمله‌ی مغول‌ها به نقطه‌ی اوج خاصی نرسید که بخواد به طور قابل‌توجهی نزول کنه). صرفاً داره درجا می‌زنه.

      پاسخ
  15. ناشناس says:

    فربد
    اممم آه
    ببین اگه بربر ها به قول تو (شخصا با این کلمه و مفهومش مشکل دارم) بهتر بلدن از اصول زندگی بهره ببرند پس کل این قضیه تمدن یه فریب بیشتر نیست چون میبینیم که در تمام دوران ها نتیجه تمدن همون بوده که به قول یکی که یادم نیست کی بود – سگ سگ را می درد و توانا ناتوان را لگدمال می سازد – و تنها هنر تمدن و قانون دفاع از توانا در مقابل خشم ناتوان بوده – (متوجهم که یه کم کمونیستی شد) – 😉
    پس فایده این تمدن چیه آخه بابا .

    پاسخ
  16. شنبلیله says:

    پیام
    دلیل این که نظراتت نمیاد اینه که لینک غیر مطمئن توش داره و اسپم شناخته میشه، اگه ایمیل بذاری و همیشه با ایمیلت نظر بدی، چند بار که بزنم نظرت اسپم نیست، دیگه نظراتت رو بن نمیکنه.

    پاسخ
  17. ناشناس says:

    فربد
    ممنون بابت توضیحاتی که دادی.
    حالا یه چیز دیگه ، تو هم از اونایی هستی که میگن باید از اصل کلمات استفاده کرد ، مثلا تو بحث بگی من ناسیونالیستم یا پاتریوتم . یا معادل فارسی رو ترجیح میدی ؟

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من به پاتریوت می‌گم میهن/وطن‌پرست و به ناسیونالیست هم می‌گم ناسیونالیست. البته اگه موقعیتی باشه که تمایز بین دوتا واژه مهم باشه، به جای پاتریوت لفظ میهن‌دوست رو به کار می‌برم.

      پاسخ
          • مهراد says:

            مهم هم کاربرد و بار کلمات تو فارسی هستن.
            من به شخصه مشکل دارم وقتی مردم یا حتی زبان شناس ها سعی می‌کنن کلمات انگلیسی و عربی که وارد زبان شدن رو غربال کنن. مهم اینه که برای مفاهیم بیشتری کلمات مناسب داشته باشیم توی دنیای مدرن تا اینکه بخوان زبان را خالص سازی کنن.
            نه که مهم نیست، ولی اولویت بندی مهم تره و فاکتور های زیادی هم توش دخیله.

    • فربد آذسن says:

      این مصاحبه‌های سرکاری که توش مصاحبه‌کننده مهمونش رو سرکار می‌ذاره یا اذیت می‌کنه، یه سنتیه که داره روز به روز رواج پیدا می‌کنه و محبوب‌تر می‌شه (مثلاً توی یکی برنامه‌های مشابه یعنی Between Two Ferns حتی اوباما و کلینتون هم شرکت کرده بودن)، ولی ظاهراً مصاحبه‌های اندره از همه‌شون خفن‌تره، چون تنها برنامه‌ای باشه که توش مهمون بیچاره احتمالاً احساس می‌کنه جونش در خطره. : – )

      پاسخ
      • مهراد says:

        آره :)))))
        بعد من یه سوال دارم… یعنی این سواله با این کامنته تو ذهنم ایجاد شد که یارو توش می‌گفت این اساساً همون shitposting عه.
        اینکه همه چیز شده میم و شت‌پستینگ و کسی هیچ چیز رو جدی نمی‌گیره به نظرت چیز خوبیه یا بدیه؟
        چون از طرفی اثر فاخر توی این مدل ایدئولوژی جایی نداره همه برای فان و با بیخیالی اثر خلق می‌کنن. یعنی حتی به دنیای هنر هم داره سرایت می‌کنه.
        نظرت چیه؟

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          من خودم به شت‌پستینگ علاقه‌ی خاصی دارم و بعضی‌وقتا توی ۴Chan انجامش می‌دم (یه جورایی برام guilty pleasure محسوب می‌شه)، ولی از طرف دیگه از این جوی که هیچ‌کس هیچی رو جدی نگیره خوشم نمیاد.

          به نظرم ما باید یه مرز تعیین کنیم بین فرهنگ غالب (dominant culture) و فرهنگ حاشیه‌ای (marginalized culture). فرهنگ غالب هر جامعه باید یه چیز جدی، تعالی‌بخش و امیدوارکننده باشه، مثل همین آثار هنری دوره‌ی رنسانس و موسیقی باروک. ولی فرهنگ حاشیه‌ای می‌تونه هر چیزی باشه (حتی چیزهای رکیک و سخیف) و همه هم باید آزاد باشن در صورت علاقه بهشون رجوع کنن.

          من خودم از متعالی‌ترین و فاخرترین تا سخیف‌ترین و مبتذل‌ترین چیزها رو تجربه می‌کنم و به هرکدومش هم به طور خاصی علاقه دارم‌، ولی ترجیح می‌دم اون آیتم‌های فرهنگی متعالی و فاخر زیر نورافکن باشن.

          پاسخ
          • فربد آذسن says:

            چرا، ولی تمدن بر پایه‌ی ریا بنا شده. تنها چیزی که می‌تونه تمدن و پیچیدگی‌هاش رو توجیه کنه، امید به تعالی یافتنه. وگرنه زندگی سرد و خشک انسان‌های متمدن از چه لحاظ می‌تونه به زندگی پرشور و هیجان‌انگیز بربرها ارجحیت داشته باشه؟ مطمئن باش سرخ‌پوست‌های آمریکا خیلی بیشتر از اروپایی‌هایی که جاشون رو گرفتن، از زندگیشون لذت می‌بردن. از خیلی لحاظ، زندگی بدوی زندگی ایدئاله، چون آدم‌ها با خیال راحت و بدون فیلتر می‌تونن به رفع نیازهای اولیه‌شون بپردازن. ولی تمدن با وعده دادن ایدئال‌هایی چون بزرگ‌تر شدن، بهتر شدن، سریع‌تر شدن، متعالی‌تر شدن خودش رو به جوامع انسانی تحمیل کرد. تمام این ایدئال‌ها دروغی بیش نیستن. زندگی آخرش توی همون خوردن، خوابیدن، پلکیدن با رفقا و هم‌خوابگی با معشوقه خلاصه می‌شه، کارهایی که بربرها به‌مراتب بهتر از انسان‌های متمدن انجام می‌دادن، ولی تا وقتی که ما توی یه جامعه‌ی متمدن زندگی کنیم و از موهبت‌هاش (مثل امنیت، راحتی، تکنولوژی، لوله‌کشی داخلی!)‌ استفاده می‌کنیم، باید فرهنگی رو گسترش بدیم که وجود تمدن، ایدئال‌هاش و وعده‌ و وعیدهاش رو توجیه کنه. تمام تمدن‌ها موقعی رو به زوال می‌رن که مردمش دیگه به ایدئال‌های متعالی اعتقادی نداشته باشن. وظیفه‌ی اصلی فرهنگ غالب حفظ این ارزش‌ها و ایدئال‌هاست.

          • مهراد says:

            منم دقیقا همینجوریم. شت‌پستینگ برام گیلتی پلژره ولی همچنان از اینکه همه چیز جوکه و میم بدم میاد.

            این راه حل به نظر منطقی میاد، ولی واقعا باید کنترل بشه این وضع؟ یعنی خب باید علاقه ذاتی انسان ها به این امر رو محدود کنیم؟ چون با به وجود اومدن اینترنت اولین باریه که شاهد همچین چیزی هستیم به خاطر آزادی بیانی که می‌ده. شاید این یه امر ذاتی برای انسان هاست که کنترلش اشتباهه؟

          • فربد آذسن says:

            نه، من با مفهوم کنترل مخالفم، خصوصاً در قبال فرهنگ. تلاش برای کنترل یا محدود کردن فرهنگ کاریه که یه دیکتاتور انجام می‌ده. من نظرم اینه که اگه شما می‌بینی یه آیتم فرهنگی خاص بده، بهترین راه اینه که یه آیتم فرهنگی بهتر عرضه کنی تا جاش رو بگیره.

            من توی اون مقاله‌ی «نفوذ بی‌ذوق‌ها» تا حدی به این موضوع پرداختم. راهکاری که من توی اون مقاله ارائه کردم، این بود که یه آدم بسیار جدی و باذوق توی راس یه جامعه‌ی هواداری قرار بگیره تا اعضا هم با الهام‌گیری از اون فعالیت جامعه‌ی هواداری رو جدی بگیرن.

            به عنوان مثال، دوتا شخصیت معروف توی یوتوب رو در نظر بگیر: پیودی‌پای (Pewdiepie) و لوگان پاول (Logan Paul)

            جفتشون کم جلف‌‌بازی نکردن، ولی پیودی‌پای همیشه سر مسائل جدی، جدی بوده و حتی همین چند وقت پیش اومد یه سری کتاب توی کانالش نقد کرد تا طرفداراش هم ترغیب به کتاب خوندن بشن. ولی لوگان پاول ذاتاً آدم جلف و سبکیه و با این‌که به شخصه ازش بدم نمیاد، ولی به نظرم هیچ‌وقت فن‌بیسش مثل مال پیودی‌پای نمی‌شه، چون درچه‌ی هوشمندی و خودآگاهیش به اندازه‌ی پیودی‌پای نیست تا افراد جدی و دغدغه‌مند هم بهش جذب بشن.

  18. ناشناس says:

    فربد
    ۱٫آیا تعریف مفهوم کلمات ناسیونالیست و پاتریوت با هم یکیه یا فرق داره؟
    ۲٫برای پاتریوت میهن پرست مناسب تره یا میهن دوست ، وطن پرست چطور ؟

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آره. اتفاقاً جورج اورول تفاوت معنیشون رو توضیح داده:

      “By ‘patriotism’ I mean devotion to a particular place and a particular way of life, which one believes to be the best in the world but has no wish to force upon other people. Patriotism is of its nature defensive, both militarily and culturally. Nationalism, on the other hand, is inseparable from the desire for power. The abiding purpose of every nationalist is to secure more power and more prestige, not for himself but for the nation or other unit in which he has chosen to sink his own individuality.”

      سیدنی جی هریس هم گفته:‌

      The difference between patriotism and nationalism is that the patriot is proud of his country for what it does, and the nationalist is proud of his country no matter what it does; the first attitude creates a feeling of responsibility, but the second a feeling of blind arrogance that leads to war.

      بخوام حرفاشونو خلاصه کنم، پاتریوت وطنشو دوست داره، ولی دنبال افزایش قدرت ملی نیست. ناسیونالیست کسیه که فکر می‌کنه کشورش از بقیه‌ی کشورها بهتره و باید قدرت بیشتری داشته باشه. پاتریوت حالت تدافعی داره و ناسیونالیست حالت تهاجمی. اگه بخوایم برای هرکدوم معادل تعیین کنیم، برای پاتریوت میهن‌دوست مناسب‌تره و برای ناسیونالیست میهن‌پرست.

      به طور دقیق نمی‌دونم تفاوت معنایی «میهن» و «وطن» چیه.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      چرا صلاح نباشه؟‌ حرف بدی نزده که.

      به نظر خودم اگه قرار باشه اون آینده‌ای که ایلان ماسک داره برای بشر به تصویر می‌کشه روزی به حقیقت بپیونده، جهانی شدن اجتناب‌ناپذیره. همین الانش برای کسایی که زیاد با دنیای نت در ارتباطن (مثل من)‌ ملیت و فرهنگ ملی داره تا حد زیادی معنیشو از دست می‌ده. ولی با این وجود، من طرفدار این نیستم که توی فرایند جهانی شدن فرهنگ ملیت‌ها از بین بره و همه‌ی کشورها شبیه به هم بشن.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      به نظرم شرط‌بندی پاسکال دوتا عامل مهم رو نادیده می‌گیره:

      ۱. اعتقاد به خدا صرفاً‌ یه باور شخصی نیست. بخشی از التزامات یه مذهبه که به عنوان ابزار قدرت و همگن‌سازی جامعه استفاده می‌شه. برای همین اگه کسی قلباً به خدا اعتقاد نداره، وانمود کردن به این باور یعنی داره خودشو به بنده‌ی قدرت حاکم تبدیل می‌کنه،‌ چون توی کانتکست مذهب (حداقل توی مسیحیت و اسلام) اعتقاد خشک و خالی کافی نیست و باید یه سری احکام رو هم رعایت کنی.

      ۲. کسایی که واقعاً‌ به خدا اعتقاد ندارن (یعنی اتئیست‌های واقعی)‌ در نظرشون داستان‌های مذهبی و حکایت‌های مربوط به بهشت و جهنم عملاً‌ با هانسل و گرتل و سفید برفی فرقی نداره. برای همین شرط‌بندی پاسکال در نظرشون کاملاً بی‌فایده‌ست. شرط‌بندی پاسکال فقط به درد خداپرستایی می‌خوره که به شک افتادن.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من متوجه نمی‌شم. این «ما»یی که نویسنده ازش حرف می‌زنه، دقیقاً چه کسایی رو در برمی‌گیره؟‌جامعه پر از آدمای مختلفه با سلایق و خلق‌وخوی مختلف. هیچ‌کدوم از ادعاهایی که اونجا راجع‌به توقع مردا از زنا شده بود، برای شخص من صدق نمی‌کرد. در واقع به شخصه از هیچ مرد یا زنی که نمی‌شناسم، توقعی ندارم. هرکی راحنه هرجور که دلش می‌خواد زندگی کنه. فکر کنم برای بیشتر مردم عادی هم همین‌طور باشه. اگرم نباشه، قضاوت شدن از طرف کسی که تو رو نمی‌شناسه، واقعاً نباید مهم باشه.

      بعدشم اگه کسی یه سری ایدئال از همسر آینده‌ش بسازه، مگه چیز بدیه؟ زن‌ها هم این کارو انجام می‌دن. کار خوبی هم هست. بهش می‌گن استاندارد داشتن.

      پاسخ
        • فربد آذسن says:

          ببین هر جامعه‌ای از افرادی که توش زندگی می‌کنن صدتا انتظار داره. اگه کسی تصمیم بگیره بر اساس انتظاراتی که جامعه ازش داره زندگی کنه تقصیر خودشه. الان مثلاً از من به عنوان یه پسر ۲۴ ساله انتظار می‌ره یه خانواده رو اداره کنم و بیرون برم سر کار، ولی من این انتظارات رو به کل نادیده گرفتم و تصمیم گرفتم اونجور که خودم راحتم زندگی کنم.

          اگه به عنوان مثال از یه دختر انتظار می‌ره زن خونه‌دار خوبی باشه، اون دختر می‌تونه به این انتظار بی‌توجه باشه و کلاً ازدواج نکنه یا با مردی ازدواج کنه که انتظار خونه‌داری از زنش نداشته باشه.

          ما نباید اینقدر در بند چیزهایی باشیم که «جامعه» به ما دیکته می‌کنه.

          پاسخ
    • فربد آذسن says:

      راستش توی حلقه‌های ادبی هم این بحث که شعر چیه و چی رو می‌شه شعر محسوب کرد، بحث داغیه. با توجه به چیزهایی که توی صد سال اخیر شعر محسوب شدن (شعر سپید، slam poetry و…)، فکر نکنم بشه از لیریک رپ قلم گرفت.

      به نظرم این سوال که آیا فلان چیز هنره؟ آیا فلان چیز شعره؟ و… سوال ناکارآمدیه، چون به بحثای هستی‌شناسانه‌ی بی‌سر و ته و کسل‌کننده ختم می‌شه. به نظرم لازمه ما راجع‌به هنر/شعر خوب و بد حرف بزنیم. باید مفهوم کیفیت رو تو بحث‌هامون دخیل کنیم و برای این کار باید یه سری معیار کیفی واسه‌ی خودمون تعیین کنیم (من دارم سعی می‌کنم این معیارها رو واسه خودم تعیین کنم). مفهوم شعر به خودی خود مفهوم مقدسی نیست. مهم اون چیزیه که توی این بستر تولید می‌شه.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      ما قبلاً توی وبلاگ ترجمه‌هاشون رو مقایسه کردیم و به این نتیجه رسیدیم که ترجمه‌ی بلوچ خواناتره. حسینی بعضی جاها خیلی تلاش کرده ادبی ترجمه کنه و نتیجه‌ی معکوس داده.

      پاسخ
  19. ناشناس says:

    فربد
    وباقی دوستان (جهت بحث )
    د با این بابا موافقم در مورد اغواگر شدن نئولیبرالیسم چون بعد از قطعی شدن انقلاب صنعتی تا سال های اوائل دهه پنجاه بعد انظباط گراش رو امتحان کرد و در جریانش با مقاومت به خصوص از طرف کارگران و جنبش چپ رو به رو شد.بعد به این نتیجه رسید که اگر خودش رو اصلاح نکنه با انقلاب رو به روست (متوجهم که اصلاح نتیجه مبارزات مخالفین بود.اما اینکه قدرت اصلاح خودت رو داشته باشی خیلی مهمه.) پس رویه ای در پیش گرفت که افراد خودشون زنجیر رو انتخاب کنند ،البته زنجیر های پیچیده در پنبه.

    مردم باید بدونن که چیزهایی که بی محابا منتشر میکنن چطور مورد استفاده سیستم قرار میگیره. ولی کسی نمی خواد توجه کنه .

    نکته ای که برام جالب بود اینه که از کتابی که در مذمت نظام توتالیتر ظاهرا چپ نوشته شده برای نقد جناح عکس استفاده میشه.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من به آسیب‌های شبکه‌ی اجتماعی واقفم و واسه همینه که خودم ازشون استفاده نمی‌کنم، ولی به نظرم نویسنده‌ی این مقاله سعی داشت قضیه رو هولناک‌تر از اون چیزی که هست جلوه بده. شبکه‌های اجتماعی به فردیت‌ها کمک کرده به پلتفرمی دست پیدا کنن که در طول تاریخ ازش محروم بودن و نمی‌شه نقش مهمش توی آگاهی‌بخشی به مردم و گسترش اطلاعات رو به سریع‌ترین شکل ممکن کتمان کرد. مسلماً وضع فعلی هم از هیچ لحاظ با اون چیزی که اورول توی ۱۹۸۴ به تصویر می‌کشید قابل مقایسه نیست. توی دنیای اورول مشکل اصلی این بود که همه‌چی زوری بود و تاوان تن ندادن به زور هم مرگ و زندانی شدن. ولی توی دنیای فعلی اگه کسی تصمیم می‌گیره برده‌ی چیزی باشه، تقصیر خودشه. مثلاً اگه الان من مجبور بودم توی اینستاگرام اکانت داشته باشم یا مجبور بودم اطلاعات شخصیم رو موقع ثبت‌نام فاش کنم، یه چیزی. ولی وقتی مجبور به انجام هیچ‌کدوم از این کارها نیستم و انجامشون هم نمی‌دم، انصاف نیست بیام کل سیستم رو به دنیای ۱۹۸۴ تشبیه کنم.

      بعدشم وقتی اطلاعات شخصی مردم در مقیاس وسیع توی اینترنت مورد استفاده قرار بگیره، یعنی سوءاستفاده از اون اطلاعات شخصی به قصد باج‌گیری/آبروریزی سخت‌تر می‌شه. به عنوان مثال تا همین ده-پونزده سال پیش با عکس بی‌حجاب یه نفر می‌شد از اون شخص اخاذی کرد، ولی وقتی در حال حاضر میلیون‌ها دختر عکس بی‌حجابشون رو می‌ذارن توی پروفایلشون، دیگه کسی اهمیت نمی‌ده.

      پاسخ
  20. پويا says:

    فربد
    دیدم پایین درباره ى فردگرایى صحبت کردید.
    تا حالا انتقادات چارلز تیلور به فردگرایى رو خوندى یا چیزى دربارش شنیدى؟
    اگه آره سراغ دارى کسى نقد کرده باشدش؟

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      مصاحبه‌ای رو که ازش توی ترجمان منتشر شده خوندم. توی یکی از سوال‌ها به این مساله پرداخته شده:

      اسپایکد ریویو: این روزها هر کسی به سهم خود فردگرایی را می‌نوازد. فردگرایی را هم‌قطار خودخواهی، کم‌مایگی و حتی خودشیفتگی، بسیار بیشتر از تصوری که کریستوفر لش داشت، می‌دانند؛ مثلاً رگبار نقدهایی را در نظر بگیرید که دربارۀ «خودعکس» نوشته‌اند. اما جذابیت اثر شما این است که مشتاقانه می‌خواهد مدرنیته و همچنین ظهور فردگرایی را به گونه‌ای بفهمد که هم عظمت آن هویدا شود و هم فرومایگی‌اش. ممکن است توضیح دهید که این عظمت و آن فرومایگی در چه چیزهایی نهفته است؟

      چارلز تیلور: فردگرایی را هم‌نشین خودخواهی و نظایر آن می‌دانند چون بیشتر اوقات این ایده که من شیوۀ خاص خودم برای بودن را دارم و باید برایش تلاش کنم، با ایده‌های عمومی و بسیار غیر اصیلی آمیخته می‌شود، مثلاً این تفکر که برای اینکه کسی باشم، باید سعی کنم شبیه فلان ستارۀ پاپ شوم. این مسیری بسیار مبتذل برای خودشدن است.

      همچنین می‌شود به شیوه‌ای خود را محقق کنیم که توجیهی برای بی‌مسئولیتی باشد. در دورۀ بعد از جنگ جهانی اتفاق بسیار جالبی که افتاد این بود که اخلاق اصالت با جامعۀ مصرفی درآمیخت؛ جامعه‌ای که اکثر مردمش در زندگی اقتصادی خود، صرفاً در پی برآورده کردن نیازهای ضروری‌شان نیستند بلکه دغدغه‌شان خرج‌کردن دلبخواهی و انتخاب‌گرانه است. در این وضعیت، میدانِ وسیع جدال میان شرکت‌های مختلف برای فروش محصولشان، میدان «سبک» است. «نایکی» می‌گوید «دست به کار شو»، و تصور می‌کنیم که می‌توانیم با خریدن یک جفت کفش پیاده‌روی، سبک خاص خود در زندگی را نشان دهیم. می‌بینید که اخلاق اصالت چقدر مبتذل شده است! در یک سوی طیفِ اخلاق اصالت، شاعرانی برجسته همچون کیتس نشسته‌اند که در برابر فشار بی‌امان جامعه‌شان ایستادند تا چیزی واقعاً ارزشمند را محقق کنند. اما در سوی دیگر طیف هم کفش‌های نایکی هستند. بنابراین کاملاً قابل درک است که بسیاری، از اَلن بلوم در انسداد ذهن آمریکایی گرفته تا کریستوفر لش در فرهنگ خودشیفتگی، فرهنگ اصالت را در چارچوب سویۀ مبتذل این طیف تعریف کنند.

      اما این شیوۀ مبتذل بیانگر واقعیت اخلاق اصالت نیست. مانند هر اخلاقی در طی تاریخ، اخلاق اصالت هم صورت‌های برگزیده و صورت‌های نازل دارد. مثلاً اخلاق فداکردن خود را در ارتش در نظر بگیرید: ممکن است جلوه‌اش خیل عظیمی از جوانان باشد که یونیفورم پوشیده‌اند و در مقر نظامی‌شان با ادا و اطوارهای خاص شعار می‌دهند «ما سلحشوریم، ما سربازیم»؛ اما ممکن است جلوۀ ممتازی هم داشته باشد: افرادی که مشتاق‌اند جان خود را برای میهنشان فدا کنند. یا مثلاً اخلاق قدیسانه را در نظر بگیرید که ممکن است صورتی بی‌اندازه محافظه‌کارانه، عصا قورت داده و خشکِ مذهبی از مسیحیت باشد. اخلاقی پیدا نمی‌کنید که صورت‌هایی کم‌ارزش نداشته باشد؛ گاهی هم نمونه‌های کم‌ارزش بسیار بیشتر از نمونه‌های عالی هستند.

      اگر هر کدام از اخلاق‌های مرتبط با بحث را وارسی کنید و ببینید که زندگی کردن با آن‌ها چگونه است، بی‌درنگ درمی‌یابید که اخلاق چیزی نیست که بتوانید خودتان آن را بسازید. اخلاق میان شما و دیگران اتفاق می‌افتد و ممکن است دربردارندۀ موقعیت‌هایی بسیار حیاتی باشد که برای یافتنِ بخشی بسیار مهم و اصیل از هویت خودتان جست‌وجو کنید. اخلاق اصالت را باید در چنین چشم‌اندازی دید. به هر تقدیر نمی‌شود زمان را به عقب برگردانیم؛ با این کار نه‌تنها بسیاری از چیزهای خوب را از بین می‌بریم بلکه به نتیجه‌ای هم نخواهیم نرسید.

      اگه این پاسخ رو به عنوان دیدگاه تیلور در قبال فردگرایی در نظر بگیریم، به نظر نمی‌رسه مخالف فردگرایی باشه. صرفاْ داره به این اشاره می‌کنه که ۱. بعضی وقتا فردگرایی به صورت میل فرد به کپی برابر اصل شدن یه فرد معروف دیگه تجلی پیدا می‌کنه (مثل دختری که برای ابراز فردیتش می‌خواد خودشو شبیه بریتنی اسپیرز دربیاره) و این مضحکه ۲. آدم نمی‌تونه توی یه وکیوم شخصیت و اخلاقشو بسازه و این دو ویژگی توی تعامل با بقیه شکل می‌گیرن، برای همین پرهیز از تعامل با آدمای دیگه با بهونه‌ی این‌که «من می‌خوام خودسازی کنم» ایده‌ی خوبی نیست.

      به نظرم می‌رسه که تیلور بیشتر با فردرگرایی افراطی (یا self-obsession) مخالفه تا فردگرایی. منم باهاش موافقم.

      پاسخ
  21. سید محمد says:

    مجدد سلام فربد جان .مسلماً پرورش تفرد و ساختن خود یک نیاز عالی است ولی آنچه مذموم است اصالت این تفرد(individualism) و مقصود ما هم این است که خود تبدیل به یک بنیان شود و خواسته فرد انسانی بر تحرک اجتماعی ارجحیت داده شود خوب در اینجا به مقوله ایثار ضربه ای وارد می شود . در بحث الیناسیون هم باید گفت که فیلم عصر جدید ساختهٔ آقای چارلی چاپلین هم در واقع به همین خودبیگانگی اشاره دارد ، او که مارکسیست نبود و بنده معتقدم هر نظامی که انسان را از فطرتش دور سازد منجر به از خودبیگانگی جامعه می شود .مرحوم دکتر علی شریعتی نیز در آثارشان الیناسیون را مطرح فرمودند.منظور از محافظه کاری که عرض کردم همان تفکری که جمودی و مخالف تغییر اوضاع کنونی و بنا ندارد رو به زندگی والاتر رهنمون شود این ارمغان هر دو است(کاپیتالیسم و سوسیالیسم) .دکتر شریعتی:ای خداوند به محافظه کاران ما گستاخی ببخش. منظور ایشان داشتن روحیه جهادی در ساحت زندگی است نه فقط زندگی کردن ،مولانا هم در دیوان شمس می گوید خُنُک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش.باز هم تأکید بر ترک زندگی محافظه کارانه دارد .مقصود بنده از این مفاهیم همان تعاریفی بودند که درعلوم سیاسی به کار رفته اند .ببخشید وقت شما را گرفتم

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      بله، این انتقادیه که جولیوس ایولا (Julius Evola) هم از مارکسیسم و هم از کاپیتالیسم کرده:‌ جفتشون بر پایه‌ی دغدغه‌های مادی بنا شدن و بنابراین مانع از رسیدن انسان به هدف‌های والا هستن. اما باید این نکته را در نظر داشت که توی دنیای امروزی این آزادی‌ای که همه بهش رسیدن تا یه زندگی خوب و غنی داشته باشن، به لطف نظام‌های اقتصادی موفق و رفاهی که فراهم کردن ممکن شده.

      در ضمن اتفاقاً این فردیت‌ها هستن که با گستاخی نشون دادن جامعه رو از بند محافظه‌کاری رها می‌کنن. گستاخی در مقیاس وسیع که صرفاً هرج‌ومرج و آشوب و بلواست.

      پاسخ
  22. ناشناس says:

    فربد
    اگه زحمتی نیست توی معرفی کتاب این هفته این رو اضافه کن لطفا
    مترجم : گلی امامی
    کپی پیست با گوشی مشکله جا افتاده

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      سلام.

      نمی‌دونم راستش. مدتیه سرم خیلی گرم ترجمه‌ها و نوشته‌های دیگه‌ست (خصوصاً پایان‌نامه). ولی تمام تلاشم رو می‌کنم سال بعد منتشر بشه.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      به این بچه‌ها می‌گن کودک وحشی (Feral Child) و اتفاقاً روی یکیشون به نام جینی (Genie) هم در این حوزه آزمایش انجام شده.

      جینی تا سن ۱۳ سال و ۷ ماه توی یه اتاق زندانی شده بود و جز پدرش که بهش آب و غذا می‌رسوند، با کسی ارتباط برقرار نکرد. برای همین هیچ زبانی یاد نگرفت. بعد از این‌که جینی آزاد شد، یه سری محقق سعی کردن بهش صحبت کردن یاد بدن، ولی موفق نشدن. جینی در نهایت فقط می‌تونست در حد چند کلمه‌ی دست و پا شیکسته صحبت کنه، ولی موفق شد زبان اشاره (زبان کر و لال‌ها) رو یاد بگیره.

      تحقیقاتی که روی جینی و قابلیتش توی یادگیری زبان توی دوران پس از بلوغ انجام شد، به فرضیه‌ی بازه‌ی یادگیری بحرانی (Critical Period Hypothesis) قوت بخشید. این فرضیه می‌گه که هرچی سن بالاتر بره، قابلیت ذهنی انسان برای یادگیری زبان کاهش پیدا می‌کنه. در نتیجه، اگه ذهن آدم توی دوران خردسالی آمادگی بیشتری برای یادگیری زبان داره، معنیش اینه که واقعاً یه ابزار یادگیری زبان (همون LAD که چامسکی ازش صحبت می‌کنه) توی ذهن وجود داره، چون اگه آدم با ذهنی عاری از محتوا متولد می‌شد، تواناییش در یادگیری زبان نباید با افزایش سن کاهش پیدا می‌کرد. برعکس؛ باید بهتر هم می‌شد.

      پاسخ
      • ناشناس says:

        نوَفهمیدم . اما شاید برات جالب باشه که یکی از فراعنه باستانی مصری هم این آزمایش رو با استفاده از نوزاد ها و دایه های کر و لال انجام داده . ( متاسفانه منبعش یادم نیست ) .

        پاسخ
  23. ناشناس says:

    آنارشیسم همیشه با اندیشه چپ – بیشتر سوسیالیسم – همراه بوده ، اما اگه آنارشیسم در جناح اقتصادی نگاه به راست داشته باشه – احترام به مالکیت خصوصی – عالی ترین شکل دموکراسیه .

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      کتاب کامل نه، ولی یه سری مصاحبه و مقاله ازش خوندم و یه سری از سخنرانی‌هاش رو هم تو یوتوب نگاه کردم. کلاً تا حد قابل‌قبولی با نظرات و عقایدش آشنایی دارم.

      پاسخ
        • فربد آذسن says:

          اول از همه این‌که شخصیت چامسکی حرف نداره. با وجود این‌که یکی از معروف‌ترین اندیشمندهای در قید حیاته، ولی تقریباً به تمام ایمیل‌هایی که مردم براش می‌فرستن جواب می‌ده. از این لحاظ چامسکی باید الگویی باشه برای تمام آکادمسین‌ها و متفکرایی که فکر می‌کنن وقتشون باارزش‌تر از اینه که بخوان با رعیت‌جماعت در مکاتبه باشن.

          چامسکی به عنوان زبان‌شناس افکار قابل‌تاملی داشت. در واقع به نظرم بهترین استدلال علیه ایده‌ی تابولا رازای جان لاک رو همین چامسکی ارائه کرده. (تبیولا رازا یا تابولا رازا (/ˈtæbjələ ˈrɑ:sə, -zə, ˈreɪ-/) به ایده معرفت شناختی‌ای اشاره دارد که افراد بدون محتوای ذهنی متولد می‌شوند و بنابراین تمام دانش از تجربه یا ادراک حاصل می‌شود.) چامسکی ایده‌ی ابزار یادگیری زبان (Language Acquisition Device) رو ارائه کرد. چامسکی این سوالو از ما می‌پرسه: اگه انسان بدون محتوای ذهنی متولد می‌شه، پس بچه‌ها چطور می‌‌تونن داده‌های زبانی رو تشخیص بدن و به مرور زمان یادش بگیرن؟ مثلاً تو اگه یه نوزاد رو بذاری تو نزدیکی یه کلاغ یا خر، نمیاد صدای قار قار و عرعرشون رو تقلید کنه، چون به صورت ناخودآگاه می‌تونه تشخیص بده این زبان انسانی نیست. بنابراین یه چیزی توی مغز نوزاد هست که بهش کمک می‌کنه زبان انسانی رو تشخیص بده و به طور نظام‌مند و بدون ایرادهای دستوری یادش بگیره. بنابراین این ایده که انسان بدون محتوای ذهنی متولد می‌شه غلطه.

          به عنوان یه متفکر سیاسی، چامسکی نظرات قابل‌تاملی داره.

          خیلی‌ها به آمریکاستیزی متهمش می‌کنن. مثلاً سم هریس توی یکی از پادکستاش داشت می‌گفت که چامسکی نیت دولت آمریکا رو از سیاست‌های خارجیش نادیده می‌گیره و فقط به آمار تلفات نگاه می‌کنه و بر اساس همین نتیجه‌گیری‌های رادیکالشو راجع‌به جنایت‌کار بودن آمریکا مطرح می‌کنه، در حالی که آمریکا به طور کلی تاثیر مثبتی توی دنیا داره. حرف جالبی که سم هریس می‌زد این بود که ما باید نگاه کنیم ببینیم این گروه‌های معترض به آمریکا اگه خودشون قدرت آمریکا رو پیدا کنن، چی کار خواهند کرد؟ مسلماً تاثیرشون در دنیا از آمریکا ده‌ها برابر مخرب‌تر خواهد بود، چون در نهایت آمریکا تقریباً با هیچ کشور باثباتی که حقوق انسانی توش رعایت شده و سیاستمداراش منطقی و صلح‌جو بودن، مشکلی نداشته.

          من خودم نظرم یه چیزی بین هریس و چامسکیه. من معتقدم به طور کلی تاثیر آمریکا توی دنیا مثبته و در حال حاضر کاندیدای بهتری برای رهبری و متحد نگه داشتن جهان وجود نداره، چون کشور آمریکا بر پایه‌ی کارآمدترین و سودمندترین ایده‌ها بنا شده. ولی از طرف دیگه این ابرقدرت باید دائما مورد انتقاد قرار بگیره تا پاشو از گلیمش درازتر نکنه. بنابراین با این‌که نظرم به اندازه‌ی چامسکی نسبت به آمریکا منفی نیست، ولی به نظرم وجود افرادی مثل چامسکی ضروریه.

          یه مبحث دیگه سوسیالیست بودن و لیبرترین بودن چامسکیه که خیلی می‌شه مفصل راجع بهش نوشت. به شخصه خودم هم لیبرترین هستم و از این لحاظ باهاش موافقم: دولت فقط باید وظایفی رو انجام بده که سازمان‌های خصوصی قادر به انجامش نباشن یا خصوصی‌سازی‌شون مشکل‌ساز بشه (مثل دفاع کشور و پرورش نیروهای ارتشی). البته چامسکی یه سری استدلال هم در دفاع از آنارشیسم بیان کرده، ولی به نظرم خلاء قدرتی که آنارشیسم ایجاد می‌کنه، بزرگ‌تر از اونه که عملی باشه.

          من به شخصه طرفدار نظام سرمایه‌داری هستم، چون هیچ نظام دیگه‌ای در زمینه‌ی اشتغال‌زایی و تولید ثروت به اندازه‌ی سرمایه‌داری موفق نبوده. ولی اخیراً یه سری خبر شنیده می‌شه راجع‌به این‌که تولید ربات‌های کارگر و هوش مصنوعی تا صد سال دیگه تقریباً تمام انسان‌ها رو از کار بیکار می‌کنه و برای جلوگیری از فقر در مقیاس وسیع لازمه که یه نظام سوسیالیستی وابسته به درآمد پایه‌ی همگانی اجرا بشه (یه مقاله در این زمینه ترجمه کردم که به زودی منتشر می‌شه). برای همین برای نظردهی در این زمینه باید صبر کرد و دید چی می‌شه.

          پاسخ
          • پويا says:

            دمت گرم فربد
            از چامسکى قبلا چند تا مقاله و مصاحبه خونده بودم که بیشتر رو بعد سیاسیش تاکید داشتن
            مى دونستم از بزرگان زبانشناسیه ولى با نظریه ش آشنایى نداشتم

          • سید محمد says:

            سلام فربد جان . باید این را پذیرفت که سیستم اقتصادی سرمایه داری و حاکمیت بورژاهای کاخ نشین باعث به وجود آمدن طبقه متوسط مدرن که جناب ماکس وبر و شاگردش امیل لدرر در مورد آن مفصل قلم زده اند و قفس آهنین وبر در مورد رژیم های سرمایه داری نیز که معروف است .بله نظام کاپیتالیسم که بر نئولیبرالیسم(حقیقت گویی کار بازار است) اتکا دارد توانسته است تولید ثروت کند اما آیا تضمینی هست که جامعه را فرد گرا نکند؟ یا آن را تجمل گرا نکند؟ یا نهاد های خصوصی آرمان های نظام حاکم را دنبال کنند؟ اگر سیاست های اقتصادی سوسیالیستی دولت را فاسد می کند .رژیم های بورژوازی و مرکانتلیست سرمایه داری همه طبقات را غرق در محافظه کاری می نمایند .

          • فربد آذسن says:

            سلام.

            به شخصه با فردگرایی مشکل ندارم و خودم به شدت فردگرا هستم. در واقع من نظرم اینه که همه از راه ساختن فردیت خودشون به دیگران خدمت کنن و فقط موقعی به صورت گروهی کار کنن که اجباری در کار باشه.

            تجمل‌گرایی هم به نظرم یکی از ویژگی‌های منفی انسانیه و ربطی به ایدئولوژی اقتصادی حاکم نداره. ثروتمندترین انسان‌های کره‌ی زمین رو در نظر بگیر: بیل گیتس، جف بزوس،‌ لری پیچ، مارک زاکربرگ و… اثری از تجمل‌گرایی توی این افراد می‌بینی؟‌

            چه لزومی داره نهادهای خصوصی آرمان‌های نظام حاکم رو دنبال کنن؟ جامعه‌ای که توش همه‌ی نهادها مجبور باشن از آرمان‌های نظام حاکم تبعیت کنن، نمونه‌ی بارز یه نظام دیکتاتوری و تمامیت‌خواهه. اگه دولت به پشتیبانی نهادی نیاز داره، باید این پشتیبانی رو از راه متقاعد کردنشون با دلایل منطقی کسب کنه، نه با زور و یک‌پارچه‌سازی. دولت فقط در صورتی حق داره توی کار یه نهاد دخالت کنه که اون نهاد قانون رو زیرپا گذاشته باشه.

            این چیزی که بهش اشاره می‌کنی، همون استدلال مارکسه که می‌گه نظام سرمایه‌داری باعث از خودبیگانگی افرادی می‌شه که توش فعالیت می‌کنن (Marx’s Theory of Alienation). ولی به نظر من این از خودبیگانگی (یا محافظه‌کاری که تو ازش حرف می‌زنی) توی تمام جوامع شهری بزرگ اتفاق می‌افته و ربطی به نظام سرمایه‌داری نداره. آیا میزان محافظه‌کاری مردم توی کشورهای کمونیستی مثل جمهوری خلق چین و اتحاد جماهیر شوروی کمتر از آمریکا بود؟ اتفاقاً‌ چند برابر بیشتر بود و هست. یه کشور مثل نروژ که بسیاری از ایده‌های سوسیالیستی با موفقیت توش اعمال شدن، یکی از سردترین و غیردوستانه‌ترین کشورهای جهان به حساب میاد.

  24. آرتین says:

    سلام فربد
    ممنون بابت فیلمه.
    ببین میشه چندتا کتاب خیلی خوب برای اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی معرفی کنی؟

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      بی‌نهایت ازت ممنونم بابت به اشتراک گذاشتن این مطلب. مدت‌ها دنبال مقاله‌ای بودم که توش همچین سوژه‌ای (تاثیر پیش‌زمینه‌ی اجرای موسیقی توی تفسیر و قضاوت شدنش) بررسی شده باشه. الان به شدت وسوسه شدم راجع بهش یه مقاله بنویسم، چون راچه‌به این موضوع حرفای زیادی برای گفتن دارم.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من از استفاده‌ی خودآگاهانه و کنترل‌شده‌ت از صدای ضیق‌مانندی که توی آهنگ بود خوشم میاد. نشون‌دهنده‌ی پیشرفت تکنیکیت به عنوان یه بیت‌ساز بود،‌ چون الان به درجه‌ای رسیدی که می‌تونی اصواتو کارگردانی کنی. همچنین از این‌که توی لوپ دوم صداهای دیگه‌ای اضافه کردی و همون قسمت اولو عیناً تکرار نکردی خوشم اومد.

      پ.ن.: بیتی که ساختی، با یکم دستکاری می‌تونه شبیه این earrapeهایی باشه که تو یوتوب می‌ذارن. 😀

      پاسخ
      • مهراد says:

        That’s a huge compliment coming from you :))))
        نخواستم قسمت اول رو عیناً تکرار کنم because that would be lazy :دی
        و خب برای این آهنگین شده که یه فرقی با اون ایر ریپ ها بکنه دیگه :))
        یه ذره هم سعی کردم لیریکس براش بنویسم. یکم بی سمت و سو شده بیشتر جوِنیل دریمه :))) ولی ایده هاش رو ریفاین کنم شاید
        http://s8.picofile.com/file/8318637442/T0rTur3d.txt.html

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          رقیق به نظرم استعداد خوبی توی لیریک نوشتن داری. اون لیریکی هم که اون دفعه گذاشتی یادم میاد خیلی ازش خوشم اومد. توی لیریکات تعادل خوبی بین vagueness و clarity برقرار می‌کنی.

          پاسخ
          • مهراد says:

            جداً؟
            ایول :دی
            حقیقتش یه ذره استرس دارم نسبت به اینکه اشتباهات کرینج داشته باشم به خاطر اینکه خب زبان مادریم انگلیسی نیست قطعا نمی‌تونم با حضور ذهن یه انگلیسی زبان لیریکس بنویسم و همین باعث بشه الکی پیچیده بشه لیریکس…
            یکم از این قضیه می‌ترسم :دی

          • فربد آذسن says:

            من متوجه اشتباه خاصی نشدم.

            این‌که انگلیسی زبون مادریت نیست می‌تونه یه امتیاز مثبت باشه. مثلاً ساموئل بکت گفته بود که کاراشو اول به فرانسوی می‌نوشت و بعد به انگلیسی (زبون مادریش) ترجمه می‌کرد، چون اعتقاد داشت وقتی داری به زبونی غیر از زبون مادریت می‌نویسی، کلمات رو با دقت و آگاهی بیشتری انتخاب می‌کنی.

    • فربد آذسن says:

      الان درگیر یه سری کاراییم که به خاطر امتحانا عقب افتاده بودن. بیشتر از این نمی‌شه عقبشون انداخت. وقتی کارا تموم شد (کارایی که نتیجه‌شون رو بعداً می‌بینید) در اولین فرصت می‌نویسمش. تازه ارشیا و مهراد هم گفتن دارن می‌خوننش.

      یه درخواست ازت داشتم. این کاور درباره‌ی معنای زندگی ویل دورانت رو بذار توی بوک‌کلاب (به عنوان کتاب بعدی که قراره بخونیم).

      پاسخ
  25. شنبلیله says:

    نسخه ۱٫۵ سایت.
    بخش نظرات به حالت تک صفحه قبلی برگشته، ولی همه نظرات یک جا نمایش داده نمیشوند و با زدن “نمایش بقیه دیدگاه ها” ۵ تا ۵ تا اضافه میشوند.

    پاسخ
  26. شنبلیله says:

    واو. دیشب رفتم تئاتر “مفیستو”. جدا از این که بلیت نداشتم و به طرز عجیب و غیر قابل باوری بلیت گیرم اومد، تئاترش بی نظیر بود. وااو.
    فقط چیزی حدود ۱۰ -۱۵ نفر گروه موسیقی داشت. خیلی خیلی لذت بخش بود.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      واو، به یاد ندارم تا حالا اینطوری از چیزی تعریف کرده باشی. اگه یه روز ریکوردینگشو گذاشتن تو نت، منم می‌بینمش.

      پاسخ
  27. Mosy says:

    بچه بیاید برید اینجا ثبت نام کنید، ارز دیجیتال جدیده. نحوه کارش رو هم بخونید، جالبه.
    خلاصه بین ارز های دیجیتال جدید شانس خوبی داره. ۵۰ تا هم رایگان بهتون میده. ثبت نامش ۳۰ ثانیه است.
    https://ico.wcex.co/?ref=KgSXecN

    پاسخ
  28. ناشناس says:

    بچه ها برید چند تا پست دیگه ببینید میتونید نظر بدید؟
    فک کنم کش شدن بعضی صفحات باعث میشه که رقم کپچایی که به شما نشون داده میشه تغییر نکنه ولی خب عددی که اون ازتون میخواد اونی نیست که اونجا نوشته شده، برا همین میزنه که اشتباه وارد کردید.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      با توجه به این‌که یکی از بازدیدکننده‌ها به من ایمیل زد و گفت نمی‌تونست توی پست پیک‌نیک کنار جاده کامنت بذاره، من از دیروز تا حالا سیستم کپچا رو برداشتم. فعلاً بهتره صبر کنیم و ببینیم کپچا تا چه حد توی جلوگیری از دریافت کامنت‌های اسپم موثر بوده. شاید اصلاً به وجودش نیازی نباشه.

      پاسخ
    • payam says:

      اره من بودم خب گفتم خودت میفهمی و نیازی نیست. چون پویام همینطوری بدون اینکه براش پیام بنویسم درخواست دادم که درخواستمم قبول کرد.

      پاسخ
      • پويا says:

        فربد
        این نقد رو خونده بودم خیلى عالیه
        منتها براى انتشار توو کانال یه مشکلى داره و اون هم زیاد بودنشه می ره توو دو تا پست
        اگه خلاصه ش کنى باز میشه گذاشتش
        الان کلی ریویوى خوب هست که به خاطر این موضوع نمیشه گذاشتشون
        پ.ن:
        سیستم ریویو نویسیت رو دوست دارم:)

        پاسخ
  29. پويا says:

    سلام رفقا! حالتون چطوره؟!

    فربد!
    اول این که تبریکـ مى گم بهت چاپ کتابت رو
    زیر پیج کتابسرا هم گفتم:))))
    یه چیز دیگه این که طى این مدت که اون … ها مصاحبه رو چاپ نمى کردن رووم نمى شد بیام طرف وب
    خوب قراره تووى همین روزا منتشر شه…

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      ممنون پویا.

      ای بابا. چرا روت نشد؟ من که اینقدر اندک‌بین نیستم.

      آقا من توی این مصاحبه‌هه به توییترت لینک داده بودم ملت بیان فالوت کنن. چند روز پیش چکش کردم دیدم می‌گه اکانت موجود نیست. اگه اکانتتو حذف کردی بگو لینکه رو حذف کنم. اگه اسم یوزرتو حذف کردی، بگو لینک بدم به اکانت جدید.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      ۱. نمی‌ٔونم. همچنان توی پروسه‌ی صفحه‌آرایی قرار داره. امیدوارم سال بعد چاپ بشه.

      ۲. نه. ولی خب با توجه به این‌که تعداد صفحاتش بیشتر از ۷۰۰تاست، فکر کنم قیمتش از ۴۰ تومن بیشتر باشه.

      پاسخ
  30. مهراد says:

    http://s8.picofile.com/file/8314852650/Initial_Madness.mp3.html
    made another beat
    و خب… یه سوالی هم می‌خوام در کنارش بکنم
    خیلی ها که کارام رو شنیدن بهم گفتن برو سراغ این کار و روش سرمایه گذاری کن و اینا… و خب آنستلی من خیلی کارارو رو امتحان کردم و نمی‌دونم می‌خوام کدومشون رو برای لایف تایم دنبال کنم.
    از جمله داستان نویسی، همین ساخت موزیک (واسه یکی دو ماهه)، نقاشی دیجیتال، ساخت گیم و بازی و…
    خلاصه چه پیشنهادی می‌دین بهم؟ یکی از رفیقام می‌گه فعلا اکسپریمنت کنم چیزای مختلف رو امتحان کنم ببینم کدوم بهتر بهم می‌سازه همونو ادامه بدم.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      این ترکایی که می‌ذاری، توی سطح آماتوری خوب و قابل‌قبولن. منتها mind blowing نیستن. یعنی نکته‌ی خاصی توشون نیست که از ترکای این مدلی که مثلاً توی صفحه‌ی ستاپ بازی‌ها پخش می‌شه، سواشون کنه. باید یکم ریتم‌هات رو… چجوری بگم… خفن‌تر کنی.

      و خب Holy Crap! داری راجع‌به مهم‌ترین تصمیم زندگیت از ماها سوال می‌کنی؟ به نظرم هیچ‌کس جز خودت نمی‌تونه بگه باید چی کار کنی. ولی خب با توجه به این‌که نرم‌افزار می‌خونی، ترجیحاً فعالیت لایف‌تایمت رو چیزی انتخاب کن که به رشته‌ی درسیت مربوط باشه (البته اگه رشته‌ی درسیت رو دوست داری). و البته همچنان هم به اکسپریمنت کردن ادامه بده. اگه خودت نمی‌دونی با زندگیت چی کار کنی، شاید اتفاقاتی که در آینده قراره بیفتن، انتخابات رو محدودتر و در نتیجه، تصمیم‌گیری رو برات راحت‌تر کنن.

      پاسخ
      • ِArtin says:

        آره!
        منم همین رو میگم!
        نقاشی دیجیتال اگه توش شاخ باشی…تو ایران پول داره.
        ولی بازم به اندازه کارهای کامپیوتری دیگه نیست چون اینجا حق کپی رایت رعایت نمیشه
        مثلا من خودم دیشب عکس دست میخواستم…رفتم تو یه سایتی قیمت تصویر با کیفیتش بود ۵۵۰ یورو.
        ولی ایران مفت ریخته.

        پاسخ
      • مهراد says:

        ها… باید یکم بیشتر شخصیت داشته باشن، رایت؟

        والا جواب definite اینکه حتما برم مثلا نقاشی دیجیتال نخواستم که :)))) کلا پرسیدم نظرتون چیه و خب…
        هوم… متوجهم. پس باید به همون اکسپریمنت کردن ادامه بدم.

        پاسخ
    • ِArtin says:

      مهراد
      چه عجب از این ورها!
      ببین هرچند که علاقه خیلی مهمه ولی درآمد و بازارکار از اون مهم ترند.
      من اگر بودم به این نحو رتبه بندی میکردم:
      ۱- شته درسی خودت که زیر شاخه اش بازی سازی هم میشه
      ۲- نقاشی دیجیتال
      ۳- موسیقی
      دلیلش هم اون چیزیه که دارم تو وضعیت الان بازار و عرضه و تقاضا میبینم.
      و البته!
      من که به توانایی های کامل تو اشراف ندارم!
      نه من و نه دوستانت!

      پاسخ
      • مهراد says:

        سلام آقا… والا با چت باکس اینجا خیلی راحت نیستم :دی
        اون مدل وبلاگی قدیمی رو بیشتر دوست داشتم
        ها… متوجهم. گرچه درآمد و بازارکار هم همونطور که گفتی مهم ان ولی خب… نمی‌‍دونم من بیشتر دوست دارم کار صادقانه انجام بدم و به خاطر خود کار و علاقه ام کار انجام بدم نه به خاطر پولش، ولی از طرفی برای کاری که دارم انجام می‌دم پول بگیرم.
        و خب علاقه های من هم یه جورای… peculiar هستش شاید بشه گفت :دی
        و از قدیم و الایام هم به بازی سازی اعتقاد داشتم، اصلا به همین خاطر بوده که رفتم نرم افزار. ولی تا الآن فرصت نشده سرش خیلی کار کنم. و خیلی هم دوست ندارم رهاش کنم. ولی الآن می‌بینم یه سری کارارو دارم بهتر انجام می‌دم باعث دو دلیم شده.
        ولی خب به نظرم تقصیر خودمه چون هنوز امتحان نکردم بازی سازی رو از ته جون و دل :دی
        ولی بازیسازی یه مشکلی که داره ورود بهش یه سری پیش نیاز می‌خواد. فکر کنم برای همینه تا الآن حرکت خاصی نزدم…

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          «ها… باید یکم بیشتر شخصیت داشته باشن، رایت؟»

          آره، یه چیزی تو این مایه‌ها.

          «سلام آقا… والا با چت باکس اینجا خیلی راحت نیستم :دی»

          چرا؟ از چه لحاظ باهاش راحت نیستی؟

          «و خب علاقه های من هم یه جورای… peculiar هستش شاید بشه گفت :دی»

          You can say that again 😀

          پاسخ
          • مهراد says:

            “چرا؟ از چه لحاظ باهاش راحت نیستی؟”
            از خیلی الحاظ :دی… به اندازه وبلاگ در دسترس نیست و خب… بحثا یکم پراکنده شدن بین موضوعات مختلف… و خیلی تو دید نیستش برام. باید زحمت اضافه بکشم تا برم تو چت باکس که خب… I’ll pass

            “You can say that again 😀”
            :)))))))))

  31. آرتین says:

    فربد
    انتصار کتاب جدید مبارک.
    فراموش شد دیشب بگم.
    امیدوارم همینجوری روز به روز شاهد کارهای بیشتر و بهتری ازت باشیم.👍

    پاسخ
  32. ناشناس says:

    فربد
    اگه میشه تنظیمات کاربری سایت رو یه نگاه بکن من به طور متناوب برای اومدن به سایت مشکل دارم الانم با قند شکن اومدم

    پاسخ
  33. آرتین says:

    فربد
    من یه دوستی دارم مقاله ترجمه میکنه.
    البته من ۱۰ دفعه مخش رو زدم که به جا ترجمه بیا برنامه نویسی..بگذریم.
    امروز بهش پیشنهاد دادم بجای ترجمه یه کتاب کوتاه انتخاب‌کنه و اینترنتی نشرش بده. نظر تو در این باره چیه و به نظرت کتاب پولش بر میگرده؟

    پاسخ