Metro 2033 book cover

توضیحاتی در مورد ترجمه کتاب مترو ۲۰۳۳

مشخصات کتاب:

مترو ۲۰۳۳

نوبت چاپ: اول

شابک: ۹۷۸-۶۰۰-۱۸۲-۱۲۳-۳

نویسنده: دمیتری گلوخوفسکی (Dmitry Glukhovsky)

مترجم: فربد آذسن

قیمت: ۳۲۰۰۰ تومان

قطع: رقعی

تعداد صفحات: ۷۰۴

سبک: علمی-تخیلی / پسا آخرالزمانی

خب کتاب مترو ۲۰۳۳ بالاخره چاپ شد و می‌تونید از کتابفروشی نشر کتابسرای تندیس به آدرس: تهران، خیابان ولی‌عصر، نرسیده به خیابان مطهری، شماره‌ی ۱۹۷۷ بخریدش یا با شماره ی ۸۸۹۱۳۸۷۹ و ۸۸۸۹۲۹۱۷ تماس بگیرید و سفارشش بدید. اگه تهران باشید، به احتمال زیاد همون روز با پیک براتون ارسالش می کنن (البته هزینه‌ی ارسال به عهده‌ی خودتونه). می‌دونم قیمت کتاب زیاده، ولی تنها کاری که از دست من برمیاد، اینه که تا جایی که می‌تونم، راجع به کتاب اطلاعات در اختیارتون قرار بدم تا تنها در صورتی که مطابق سلیقه‌تونه برید سراغش و به قولی خرید آگاهانه انجام بدید. این پایین یه سری سواله که به نظرم ممکنه تو ذهن هرکس که می‌خواد خرید آگاهانه انجام بده ایجاد بشه.

مترو ۲۰۳۳ چیه؟

مترو ۲۰۳۳ یه رمان پسا آخرالزمانیه که دمیتری گلوخوفسکی، یه رمان‌نویس و روزنامه‌نگار روسی وقتی ۱۸ سالش بود شروع به نوشتنش کرد و سال ۲۰۰۲ (وقتی ۲۳ سالش بود) به طور مجانی روی وبسایت شخصیش گذاشت. رمان به صورت اینترنتی اینقدر بازدیدکننده داشت که سال ۲۰۰۵ یه انتشارات معتبر به صورت کاغذی تو روسیه چاپش کرد و سال ۲۰۱۰ هم یه بازی اکشن اول شخص موفق ازش منتشر شد و همزمان با انتشار بازی ترجمه‌ی انگلیسی کتاب هم چاپ شد و بدین ترتیب اسم «مترو ۲۰۳۳» به شهرت بین‌المللی رسید. محبوبیت مترو تو اروپای شرقی و مرکزی به حدی زیاده که حتی یکی از فن‌فیکشن‌هاش (گلوخوفسکی از تمام فن‌فیکشن‌های یونیورس مترو پشتیبانی می‌کنه) به نام Piter نه تنها به صورت کاغذی چاپ شده، بلکه به آلمانی، لهستانی و اسپانیایی هم ترجمش کردن.

مترو ۲۰۳۳ راجع به چیه؟

توضیح پشت جلد یه ایده‌ی کلی راجع به پیرنگ بهتون می‌ده:

پس از وقوع یک جنگ اتمی بزرگ در سال ۲۰۱۳، زمین به ویرانی کشیده می‌شود و بازماندگان مجبور می شوند در پناهگاه‌های اتمی زیرزمینی پناه بگیرند. یکی از این پناهگاه‌ها متروی مسکو است.

۲۰ سال بعد از وقوع این جنگ، جوانی به نام آرتیوم متوجه می‌شود در دوران کودکی اشتباهی مرتکب شده که اکنون می‌تواند امنیت کل مترو را به خطر بیندازد. با کمک و راهنمایی‌های فرد مرموزی به نام «شکارچی»، آرتیوم برای جبران اشتباه خود راهی سفری مرگبار در ایستگاه‌ها و راه‌آهن متروی مسکو می‌شود و… .

ساختار کتاب چجوریه؟

مترو ۲۰۳۳ از ۲۰ فصل اسمدار تشکیل شده و هر فصل حدوداً بین ۸۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ کلمه‌ست. راوی سوم شخص از نوع دانای کل محدود (یعنی راوی فقط می‌دونه توی کله‌ی آرتیوم چی می‌گذره و نه شخصیت دیگه‌ای؛ البته تا جایی که یادم میاد، دو سه مورد استثنا هم داشتیم). به طور کلی روایت داستان مستقیمه و توش عناصری مثل فلش‌بک، جهش‌های زمانی طولانی، تغییر زاویه‌ی دید، تغییر پروتاگونیست و… نداریم. ضمناً دیالوگ‌ها با خط تیره مشخص شدن و نه گیومه.

محتوای کتاب دقیقاً چیه؟

خیلی خلاصه و مفید و بدون اسپویل:

۴۰% دنیاسازی و شخصیت‌پردازی (توضیح راجع به جو و ماهیت مترو و توصیف کردن ایستگاه‌ها و اتحادها و شخصیت‌ها و…)

۲۰% بحث‌ها و بیانیه‌های فلسفی و مذهبی (بیشتر بحث‌ها به ذات و طبیعت انسان، سرنوشت و ایمان مربوط می‌شن)

۲۰% پیرنگ (قسمت‌هایی که صرفاً داستانو می‌برن جلو)

۱۰% جوسازی (به نظرم قوی‌ترین جنبه‌ی کتاب)

۱۰% سکانس‌های لاوکرفتی خالص (مترو ۲۰۳۳ به طور کلی یه اثر شدیداً لاوکرفتی محسوب می‌شه و این تاثیرپذیری به طور مثال توی فصل سیزدهم کتاب کاملاً مشخصه)

حذفیات و رقیق‌سازی‌های کتاب چیان؟

غیر از موارد زیر، مطلقاً هیچی از کتاب حذف نشده یا تغییر نکرده:

– صفحه‌ی ۲۳۳: با احتیاط و در عین حال مشتاقانه، دختران وسوسه‌برانگیزی را که در ورودی چادرها ایستاده بودند و نگاهی عشوه‌گرانه به رهگذران می‌انداختند، برانداز کرد. ==> اصلش: دختران نیمه‌عریان وسوسه‌برانگیزی را که

– صفحه‌ی ۲۳۶: لیوان مخلوط تخمیرشده هم شیرین بود و به طور دلپذیری گیجش کرد. ==> اصلش: به طور دلپذیری مستش کرد.

– صفحه‌ی ۶۵۲: خیله خب! بیست فشنگ. ==> اصلش: خیله خب! بیست فشنگ؛ نیم‌ساعت.

دوتا نکته:

– کلاً هرجا تو کتاب به واژه‌ی «نوشیدنی» برخورد کردید، به احتمال زیاد منظور نوشیدنی الکلی بوده. توصیف مستی و حالت مستی هیچ‌کدوم حذف نشدن.

– توی ترجمه‌ی انگلیسی احتمالاً چندجا به یه سری F word به عنوان دشنام برخورد می‌کنید که تا جایی که من اطلاع دارم، ناشی از ترجمه‌ی اشتباه mat (اصطلاحات مبتذل روسی که معنی تحت‌الفظیشون مدنظر نیست) بودن و اصطلاحات مودبانه‌تری که توی ترجمه‌ی فارسی آورده شدن رو نمی‌شه رقیق‌سازی محسوب کرد.

ترجمه‌ی فارسی از نسخه‌ی اصل روسی ترجمه شده یا از ترجمه‌ی انگلیسی؟

از ترجمه‌ی انگلیسی

برای چاپ اثر از نویسنده‌ی کتاب اجازه گرفته شده؟

پارسال، وقتی تقریباً ۷۰ درصد کتاب ترجمه شده بود، برای خود دمیتری گلوخوفسکی ایمیل فرستادم و براش توضیح دادم قانون کپی‌رایت و صنعت نشر توی ایران چه وضعیتی داره و درخواست کردم با مدنظر قرار دادن این وضعیت یه قیمت برای خریدن حقوق چاپ کتاب پیشنهاد بده تا من به گوش ناشر برسونمش. دمیتری جواب داد که با ایجنتش یا همون نماینده یا مشاور حقوقیش مشورت می‌کنه سر یه چیزی با هم به توافق می‌رسن. سه ماه گذشت و من جوابی دریافت نکردم، برای همین یه ایمیل محض یادآوری فرستادم و پیغام بعدی از جانب نماینده‌ی دمیتری بود. ایشون توی پیغامش دقیقاً این جمله رو به کار برد (دقیقاً با همین غلط املایی که می‌بینید): «rights are fere for you, it would be 35th market!!!» من کاملاً متوجه نشدم منظور ایشون چیه، ولی یکم امیدوار شدم. گفتم شاید شرایطو درک کرده و واقعاً منظورش اینه که حقوق کتاب برای ایران مجانیه؛ به هر حال خود کتاب اصلی هم برخلاف رمان‌های جدید دیگه خیلی تحت حمایت قانون کپی‌رایت نیست، چون کل متن خود کتاب هم به طور مجانی و رسمی روی نت موجوده، ولی از طرف دیگه می‌دونستم چنین چیزی منطقی نیست و پیغام ایشون هم خیلی لحن رسمی‌ای نداشت، برای همین یه ایمیل دیگه محض ابهام‌زدایی فرستادم و ایشون در جواب گفت که ما حقوق کتابو به ناشر می‌فروشیم، نه به مترجم. حالا اینجاست که مشکل اصلی شروع می‌شه. من توی جوابی که مدنظر داشتم، گفتم منم این قیمتو برای ناشر می‌خوام و نه خودم و شرایطو یه بار دیگه برای ایشون توضیح دادم، ولی هرچی گذشت، جوابی دریافت نکردم. فکر کردم چون توی پیغام آخری خواهش کردم حقوق کتابو مجانی در اخیتارمون قرار بده ناراحت شده یا فکر کرده دارم ننه من غریبم بازی درمیارم و کلاً بی‌خیال شده، برای همین منم بی‌خیال شدم و فرایند ویرایش و چاپ و… رو در پیش گرفتیم تا این که امروز که رفتم از ایمیل عکس بگیرم تا بذارمش اینجا، دیدم پیغامم از اون موقع تا حالا (حدوداً ۹ ماه) توی حالت چرکنویس بوده و ارسال نشده. البته نمی‌دونم فرستاده شدن این پیغام چقدر می‌تونست موثر باشه چون ته دلم می‌دونستم تلاشم بی‌فایده‌ست و هر قیمتی پیشنهاد بده، با توجه به وضعیت فعلی بازار نشر نمی‌تونم ناشرو راضی به پرداختش کنم، چون دستمزد ناچیز خودم (ناچیز در مقایسه با وقت و انرژی مصرف‌شده) قراره دو سه ماه بعد از چاپ کتاب پرداخت بشه و احتمالاً به صورت چند قسط طولانی، ولی خب در هر صورت می‌تونم بگم که من تلاشمو کردم، ولی نشد. مشکل قانون کپی‌رایت تو ایران چیزی نیست که بخواد توسط تلاش‌های فردی درست بشه.

این متن تمام مکالمه‌های رد و بدل‌شده بین ماست:

لینک

آپدیت: در کمال ناامیدی تصمیم گرفتم اون پیغامو که تو حالت چرکنویس باقی مونده بود ارسال کنم. می گم در کمال ناامیدی، چون انتظار نداشتم نماینده ی دمیتری بعد از این همه وقت یادشون مونده باشه قضیه چی بوده و انتظارنداشتم پیغامم رو جواب بدن، ولی خوشبختانه روز بعد این اتفاق افتاد و تو پیغام ارسال شده با چاپ کتاب تو ایران موافقت کردن و ترجمه رو به رسمیت شناختن. طی یه سری پیغام که با جزئیاتش سرتونو درد نمیارم، قرار شد اگه فروش کتاب با توجه به استانداردهای ایران زیاد بود (مثلاً ۷۰۰۰ نسخه) مبلغی رو هم به نویسنده پرداخت کنیم و این عبارت رو هم به اول کتاب اضافه کنیم:

with friendly permission from Dmitry Glukhovsky and wwww.nibbe-wielding.com

البته منطق به ما می گه که فروش کتاب هیچ وقت به ۷۰۰۰ نسخه نمی رسه؛ در خوشبینانه ترین حالت حداقل نه تا چندین و چند سال دیگه. ولی خب حداقل خوبیش اینه که این توافق کاملاً از روی ترحم انجام نشد. و البته خود دمیتری هم خبر چاپ کتابو توی توییترش (و متعاقباً اینستاگرامش) اعلام کرد:

خبر چاپ کتاب مترو ۲۰۳۳ در توییتر دمیتری گلوخوفسکی

خبر چاپ کتاب مترو ۲۰۳۳ در اینستاگرام دمیتری گلوخوفسکی

کیفتیت ترجمه و ویرایش در چه حده؟

این پایین از پنج قسمت مختلف از کتاب دو سه تا پاراگراف به صورت تصادفی انتخاب شده و ترجمه‌ی انگلیسیش هم کنارش گذاشته شده تا خودتون قضاوت کنید. ترجمه و ویرایش کل کتاب در همین سطحه.

بخشی از ترجمه کتاب مترو ۲۰۳۳

شباهت رمان با بازی‌ای که ازش اقتباس شده چقدره؟

شباهتشون بیشتر از اون چیزی بود که فکرشو می‌کردم. اگه دقت کرده باشید، اون بالا بیشترین حجم کتاب به دنیاسازی و شخصیت‌پردازی اختصاص پیدا کرده و تا جای ممکن از این یونیورس غنی رمان تو بازی هم استفاده شده. کمونیست‌ها و نازی‌ها و هیولاهایی که تو بازی دیدید و باهاشون جنگیدید، همشون تو رمان هم وجود دارن و بهشون پرداخته می‌شه. شالوده‌ی پیرنگ رمان و بازی هم یکسانه، یعنی کتاب و بازی یه مسیر داستانیو دنبال می‌کنن و لوکیشن‌های اصلیشون هم با هم یکیه و پایانشون هم به یه نقطه ختم می‌شه، ولی خب طبیعتاً بینشون تفاوت‌های بزرگی هم وجود داره و می‌شه گفت بزرگ‌ترین عامل تفاوت کتاب و بازی اینه که یکی کتابه و اون یکی بازی. توی کتاب تعداد دفعاتی که آرتیوم مجبور می‌شه دست به اسلحه ببره، از تعداد انگشت‌های یه دست فراتر نمی‌ره، ولی خب طبع یه بازی اینه که دائماً توش اکشن جریان داشته باشه و برای همین بازی نسبت به کتاب چند ده برابر اکشن‌تره و هرجا هم مسیر داستان و بازی از هم سوا می‌شه، می‌شه گفت صرفاً به خاطر وفق دادن داستان با مدیوم ویدئوگیم بوده و نه بی‌وفایی به منبع اقتباس.

Last Light هم به اندازه‌ی مترو ۲۰۳۳ از دنیاسازی کتاب استفاده می‌کنه و حتی یکی از cut-sceneهای اولیه‌ی بازی ترسیم یکی از توصیفات صفحات آخر کتابه، ولی خب قراره داستانش به طور گسترده‌تر توی کتاب مترو ۲۰۳۵ که اواخر همین امسال منتشر می‌شه تعریف بشه و از لحاظ پیرنگ یه ادامه‌ی مستقیم به داستان کتاب و بازی هست و باهاش هم‌پوشانی نداره.

اگه مترو ۲۰۳۳/Last Light رو بازی کرده باشم/نکرده باشم، رمان ارزش خوندن داره؟

در هر دو حالت جواب مثبته. رمان به اندازه‌ی کافی از خودش هویت داره که زیر سایه‌ی بازیایی که ازش اقتباس کردن نباشه (در اصل می‌شه گفت بازی‌ها زیر سایه‌ی رمانن) و اگه اهل ویدئوگیم نباشید، می‌تونید بدون توجه به بازی‌ها و به چشم یه رمان مستقل و استاندارد بخونیدش، ولی اگه طرفدار بازی‌ها هم باشید، خوندن کتاب خالی از لطف نیست. چون مترو ۲۰۳۳ یه رمان پیرنگ‌محور نیست و صرفاً اگه بدونید آخرش چی می‌شه، تجربه‌ی خوندنش خراب نمی‌شه.

قصد ترجمه‌ی مترو ۲۰۳۴ و مترو ۲۰۳۵ رو هم داری؟

صد البته، ولی طبق گفته‌ی ناشر فروش مترو ۲۰۳۳ باید به یه حدی برسه تا حاضر باشن دنباله‌هاش رو هم چاپ کنن.

نقشه مترو مسکو

لینک نسخه اصلی: http://azsan.ir/wp-content/uploads/2017/08/TheMapofMetro-Moscow.png

map-of-metro-moscow

منتقل شده از: http://frozenfireball.mihanblog.com/post/4

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


    • فربد آذسن says:

      البته به این زودی‌ها که منتشر نمی‌شه، ولی سعی می‌کنم از ماه بعد که امتحان‌های ترم ۳ ارشد تموم می‌شه، ترجمه رو از سر بگیرم. البته به خاطر این‌که همزمان با ترجمه باید روی پایان‌نامه کار کنم، شاید با اون سرعتی که مدنظر دارم نتونم پیش برم، ولی خب سعی می‌کنم دیگه به کل دراپش نکنم.

      پاسخ