اگه برای مدت طولانی در حال دنبال کردن فعالیت‌های من و این سایت باشید، احتمالاً باید بدونید که من – به‌عنوان کسی که تنها کاری که ازش درآمدزایی می‌کنه ترجمه و نوشتنه – همیشه دنبال راهی برای فرار کردن از دست سانسور بودم. اگه کتابی مثل سه‌گانه‌ی مترو و پیک‌نیک کنار جاده رو منتشر کردم، همه‌ی موارد سانسورشده رو توی سایت گذاشتم و در مواردی هم که به نظرم رسید یه اثر بدون سانسور سنگین قابل‌انتشار نیست، (مثل پرتقال کوکی یا کمیک ماوس)، اون رو مجانی به صورت PDF منتشر کردم.

 

من در حال حاضر یه کتاب در دست انتشار دارم توی نشر باژ. اسم کتاب «سوزاندن کروم: مجموعه داستان کوتاه‌های ویلیام گیبسون» هست. با توجه به این‌که دستمزدش قبلاً پرداخت شده، من کنترلی روش ندارم. ولی از این لحظه به بعد هر اثری که ترجمه کنم یا بنویسم، برای بازبینی به ناشری که برای نشرش باید از وزارت ارشاد مجوز بگیره، تحویل نخواهم داد. شده مجانی می‌ذارمش همین‌جا، ولی به ارشاد تحویلش نخواهم داد. فکر کنم همه‌ی مترجم‌ها و نویسنده‌ها از اصلاحیه‌های تحقیرآمیزی که ارشاد به کتاب‌ها تحمیل می‌کنه و همه هم ازشون آگاهیم به ستوه اومده باشن، ولی از یک‌جا به بعد دیگه باید گفت بسه.

 

به امید روزی که کتاب‌ها بدون سانسور و با رعایت قانون کپی‌رایت و با رعایت حق دستمزد نویسنده و مترجم در ایران منتشر بشن.

 

از طرف فربد آذسن

۴.۶/۵ - (۳۷ امتیاز)
12 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. پژمان گفته:

    تصمیمی خوب. حداقل نشون دادی که چیزهای دیگه ای جز پول هم برات مهمه. من به عنوان یه خواننده کتاب پیشنهاد میکنم شما و تمام دوستانی که آثارشون رو رایگان در اینترنت در اختیار مردم میزارین، لطف کنین و ارزشی هم براش تعیین کنین و شماره حسابی اعلام، تا افرادی که تمایل داشتن مبلغ زحمتتون رو به حسابتون بریزن. به هر حال شما و دوستان دیگه زحمتی میکشین و وقت میزارین و زندگی هزینه داره.

    پاسخ
    • فربد آذسن گفته:

      راستش تو این مدت خیلی به این گزینه فکر کردم. به این‌که مثلاً یه لینک Donation بذارم هرکی از مطالبی که اینجا می‌ذارم خوشش اومد مبلغی بریزه. این اتفاق خیلی دست من رو باز می‌ذاره برای این‌که مطالب بهتر و خفن‌تر تولید کنم، چون برای هر جایی بخوام مطلب تولید کنم، سیاست‌های تولید مطلبش دست و پام رو می‌بنده. ولی خب Donation زیاد تو ایران جا نیفتاده و منم نمی‌خوام اینجا فروشگاه راه بندازم، چون به نظرم عصر این‌که محتوا رو پشت یه درگاه خرید پنهان کنی گذشته. به نظرم الان عصر اینه که محتوا رو بذاری، هرکی خوشش اومد بسته به کرمش ازت حمایت کنه. ولی خب نمی‌دونم چجوری می‌شه تبلیغات لازم در این زمینه رو انجام داد و این‌که آیا واقعاً کسی در اون حد حمایت می‌کنه یا نه.

      اگه کسی نظری در این راستا داره بگه.

      پاسخ
      • Mosy گفته:

        میتونی لینکش رو بذاری تو فوتر سایت، و توی صفحات کتاب هات.
        من حس میکنم یه حس بدی نسبت بهش داری، یعنی حس میکنی اگه قراره زیاد دونیت نشی همون نذاری سنگین تری.

        پاسخ
    • امیرعلی گفته:

      آقا خیلی پیشنهاد خوبیه. به‌نظرم خیلی از ما ایرانیا دید خوبی نسبت به دونیت شدن نداریم. یعنی فکر می‌کنیم پول/دستمزد رو فقط باید از کارفرما گرفت، نه از طرف یه دوست/هوادار. به‌هرحال منم با این طرح موافقم و اگه فربد اجراش کنه باعث مسرته.

      خطاب به فربد:
      «به نظرم الان عصر اینه که محتوا رو بذاری، هرکی خوشش اومد بسته به کرمش ازت حمایت کنه.» دقیقاً.

      در مورد نحوه‌ی عملی کردنش؛ به‌نظرم اولش توی یه پست جداگانه توضیح بده که چرا می‌خوای این حرکتو بزنی و فلان، بعدشم یه متن سه چهار خطیِ ثابت تدارک ببین و اونو زیر هر مطلبی که منتشر می‌کنی، به همراه لینک Donationت، بذار. مثل پیج‌تایتل‌های مقالات جعبه‌ابزار بازی‌سازان و وارهمر و…
      هدف پین شدن این متنه.

      در مورد حمایت شدن هم با شناختی که من از followerهات دارم، فکر می‌کنم حمایت می‌شی، ولی خب بای دیفالتت باید این باشه که این مقدار نه ثابته نه زیاد. تو این دوره زمونه وضع هیچکی خوب نیست.

      پ.ن.: اگه این طرح رو عملی کردی، ازت خواهش می‌کنم که کسایی که ازت حمایت کردن و مبالغی که کمک کردن رو هیچوقت پابلیک نکنی. برای مثال من میام اوریج مبالغی که واریز شده رو می‌بینم و با مقدار خودم مقایسه می‌کنم، خجالت می‌کشم و دیگه اصلاً این کارو ادامه نمی‌دم.

      پاسخ
    • فربد آذسن گفته:

      دستت درد نکنه.

      تا الان نیما کهندانی (نویسنده‌ی گمانه‌زن)، فرزین سوری (مترجم گمانه‌زن) و نسیم بهاری (تصویرگر کتاب کودک) هم می‌دونم گفتن دیگه با ارشاد کتاب چاپ نمی‌کنن.

      پاسخ