Metro 2033 book cover

توضیحاتی در مورد ترجمه کتاب مترو ۲۰۳۳

مشخصات کتاب:

مترو ۲۰۳۳

نوبت چاپ: اول

شابک: ۹۷۸-۶۰۰-۱۸۲-۱۲۳-۳

نویسنده: دمیتری گلوخوفسکی (Dmitry Glukhovsky)

مترجم: فربد آذسن

قیمت: ۳۲۰۰۰ تومان

قطع: رقعی

تعداد صفحات: ۷۰۴

سبک: علمی-تخیلی / پسا آخرالزمانی

خب کتاب مترو ۲۰۳۳ بالاخره چاپ شد و می‌تونید از کتابفروشی نشر کتابسرای تندیس به آدرس: تهران، خیابان ولی‌عصر، نرسیده به خیابان مطهری، شماره‌ی ۱۹۷۷ بخریدش یا با شماره ی ۸۸۹۱۳۸۷۹ و ۸۸۸۹۲۹۱۷ تماس بگیرید و سفارشش بدید. اگه تهران باشید، به احتمال زیاد همون روز با پیک براتون ارسالش می کنن (البته هزینه‌ی ارسال به عهده‌ی خودتونه). می‌دونم قیمت کتاب زیاده، ولی تنها کاری که از دست من برمیاد، اینه که تا جایی که می‌تونم، راجع به کتاب اطلاعات در اختیارتون قرار بدم تا تنها در صورتی که مطابق سلیقه‌تونه برید سراغش و به قولی خرید آگاهانه انجام بدید. این پایین یه سری سواله که به نظرم ممکنه تو ذهن هرکس که می‌خواد خرید آگاهانه انجام بده ایجاد بشه.

مترو ۲۰۳۳ چیه؟

مترو ۲۰۳۳ یه رمان پسا آخرالزمانیه که دمیتری گلوخوفسکی، یه رمان‌نویس و روزنامه‌نگار روسی وقتی ۱۸ سالش بود شروع به نوشتنش کرد و سال ۲۰۰۲ (وقتی ۲۳ سالش بود) به طور مجانی روی وبسایت شخصیش گذاشت. رمان به صورت اینترنتی اینقدر بازدیدکننده داشت که سال ۲۰۰۵ یه انتشارات معتبر به صورت کاغذی تو روسیه چاپش کرد و سال ۲۰۱۰ هم یه بازی اکشن اول شخص موفق ازش منتشر شد و همزمان با انتشار بازی ترجمه‌ی انگلیسی کتاب هم چاپ شد و بدین ترتیب اسم «مترو ۲۰۳۳» به شهرت بین‌المللی رسید. محبوبیت مترو تو اروپای شرقی و مرکزی به حدی زیاده که حتی یکی از فن‌فیکشن‌هاش (گلوخوفسکی از تمام فن‌فیکشن‌های یونیورس مترو پشتیبانی می‌کنه) به نام Piter نه تنها به صورت کاغذی چاپ شده، بلکه به آلمانی، لهستانی و اسپانیایی هم ترجمش کردن.

مترو ۲۰۳۳ راجع به چیه؟

توضیح پشت جلد یه ایده‌ی کلی راجع به پیرنگ بهتون می‌ده:

پس از وقوع یک جنگ اتمی بزرگ در سال ۲۰۱۳، زمین به ویرانی کشیده می‌شود و بازماندگان مجبور می شوند در پناهگاه‌های اتمی زیرزمینی پناه بگیرند. یکی از این پناهگاه‌ها متروی مسکو است.

۲۰ سال بعد از وقوع این جنگ، جوانی به نام آرتیوم متوجه می‌شود در دوران کودکی اشتباهی مرتکب شده که اکنون می‌تواند امنیت کل مترو را به خطر بیندازد. با کمک و راهنمایی‌های فرد مرموزی به نام «شکارچی»، آرتیوم برای جبران اشتباه خود راهی سفری مرگبار در ایستگاه‌ها و راه‌آهن متروی مسکو می‌شود و… .

ساختار کتاب چجوریه؟

مترو ۲۰۳۳ از ۲۰ فصل اسمدار تشکیل شده و هر فصل حدوداً بین ۸۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ کلمه‌ست. راوی سوم شخص از نوع دانای کل محدود (یعنی راوی فقط می‌دونه توی کله‌ی آرتیوم چی می‌گذره و نه شخصیت دیگه‌ای؛ البته تا جایی که یادم میاد، دو سه مورد استثنا هم داشتیم). به طور کلی روایت داستان مستقیمه و توش عناصری مثل فلش‌بک، جهش‌های زمانی طولانی، تغییر زاویه‌ی دید، تغییر پروتاگونیست و… نداریم. ضمناً دیالوگ‌ها با خط تیره مشخص شدن و نه گیومه.

محتوای کتاب دقیقاً چیه؟

خیلی خلاصه و مفید و بدون اسپویل:

۴۰% دنیاسازی و شخصیت‌پردازی (توضیح راجع به جو و ماهیت مترو و توصیف کردن ایستگاه‌ها و اتحادها و شخصیت‌ها و…)

۲۰% بحث‌ها و بیانیه‌های فلسفی و مذهبی (بیشتر بحث‌ها به ذات و طبیعت انسان، سرنوشت و ایمان مربوط می‌شن)

۲۰% پیرنگ (قسمت‌هایی که صرفاً داستانو می‌برن جلو)

۱۰% جوسازی (به نظرم قوی‌ترین جنبه‌ی کتاب)

۱۰% سکانس‌های لاوکرفتی خالص (مترو ۲۰۳۳ به طور کلی یه اثر شدیداً لاوکرفتی محسوب می‌شه و این تاثیرپذیری به طور مثال توی فصل سیزدهم کتاب کاملاً مشخصه)

حذفیات و رقیق‌سازی‌های کتاب چیان؟

غیر از موارد زیر، مطلقاً هیچی از کتاب حذف نشده یا تغییر نکرده:

– صفحه‌ی ۲۳۳: با احتیاط و در عین حال مشتاقانه، دختران وسوسه‌برانگیزی را که در ورودی چادرها ایستاده بودند و نگاهی عشوه‌گرانه به رهگذران می‌انداختند، برانداز کرد. ==> اصلش: دختران نیمه‌عریان وسوسه‌برانگیزی را که

– صفحه‌ی ۲۳۶: لیوان مخلوط تخمیرشده هم شیرین بود و به طور دلپذیری گیجش کرد. ==> اصلش: به طور دلپذیری مستش کرد.

– صفحه‌ی ۶۵۲: خیله خب! بیست فشنگ. ==> اصلش: خیله خب! بیست فشنگ؛ نیم‌ساعت.

دوتا نکته:

– کلاً هرجا تو کتاب به واژه‌ی «نوشیدنی» برخورد کردید، به احتمال زیاد منظور نوشیدنی الکلی بوده. توصیف مستی و حالت مستی هیچ‌کدوم حذف نشدن.

– توی ترجمه‌ی انگلیسی احتمالاً چندجا به یه سری F word به عنوان دشنام برخورد می‌کنید که تا جایی که من اطلاع دارم، ناشی از ترجمه‌ی اشتباه mat (اصطلاحات مبتذل روسی که معنی تحت‌الفظیشون مدنظر نیست) بودن و اصطلاحات مودبانه‌تری که توی ترجمه‌ی فارسی آورده شدن رو نمی‌شه رقیق‌سازی محسوب کرد.

ترجمه‌ی فارسی از نسخه‌ی اصل روسی ترجمه شده یا از ترجمه‌ی انگلیسی؟

از ترجمه‌ی انگلیسی

برای چاپ اثر از نویسنده‌ی کتاب اجازه گرفته شده؟

پارسال، وقتی تقریباً ۷۰ درصد کتاب ترجمه شده بود، برای خود دمیتری گلوخوفسکی ایمیل فرستادم و براش توضیح دادم قانون کپی‌رایت و صنعت نشر توی ایران چه وضعیتی داره و درخواست کردم با مدنظر قرار دادن این وضعیت یه قیمت برای خریدن حقوق چاپ کتاب پیشنهاد بده تا من به گوش ناشر برسونمش. دمیتری جواب داد که با ایجنتش یا همون نماینده یا مشاور حقوقیش مشورت می‌کنه سر یه چیزی با هم به توافق می‌رسن. سه ماه گذشت و من جوابی دریافت نکردم، برای همین یه ایمیل محض یادآوری فرستادم و پیغام بعدی از جانب نماینده‌ی دمیتری بود. ایشون توی پیغامش دقیقاً این جمله رو به کار برد (دقیقاً با همین غلط املایی که می‌بینید): «rights are fere for you, it would be 35th market!!!» من کاملاً متوجه نشدم منظور ایشون چیه، ولی یکم امیدوار شدم. گفتم شاید شرایطو درک کرده و واقعاً منظورش اینه که حقوق کتاب برای ایران مجانیه؛ به هر حال خود کتاب اصلی هم برخلاف رمان‌های جدید دیگه خیلی تحت حمایت قانون کپی‌رایت نیست، چون کل متن خود کتاب هم به طور مجانی و رسمی روی نت موجوده، ولی از طرف دیگه می‌دونستم چنین چیزی منطقی نیست و پیغام ایشون هم خیلی لحن رسمی‌ای نداشت، برای همین یه ایمیل دیگه محض ابهام‌زدایی فرستادم و ایشون در جواب گفت که ما حقوق کتابو به ناشر می‌فروشیم، نه به مترجم. حالا اینجاست که مشکل اصلی شروع می‌شه. من توی جوابی که مدنظر داشتم، گفتم منم این قیمتو برای ناشر می‌خوام و نه خودم و شرایطو یه بار دیگه برای ایشون توضیح دادم، ولی هرچی گذشت، جوابی دریافت نکردم. فکر کردم چون توی پیغام آخری خواهش کردم حقوق کتابو مجانی در اخیتارمون قرار بده ناراحت شده یا فکر کرده دارم ننه من غریبم بازی درمیارم و کلاً بی‌خیال شده، برای همین منم بی‌خیال شدم و فرایند ویرایش و چاپ و… رو در پیش گرفتیم تا این که امروز که رفتم از ایمیل عکس بگیرم تا بذارمش اینجا، دیدم پیغامم از اون موقع تا حالا (حدوداً ۹ ماه) توی حالت چرکنویس بوده و ارسال نشده. البته نمی‌دونم فرستاده شدن این پیغام چقدر می‌تونست موثر باشه چون ته دلم می‌دونستم تلاشم بی‌فایده‌ست و هر قیمتی پیشنهاد بده، با توجه به وضعیت فعلی بازار نشر نمی‌تونم ناشرو راضی به پرداختش کنم، چون دستمزد ناچیز خودم (ناچیز در مقایسه با وقت و انرژی مصرف‌شده) قراره دو سه ماه بعد از چاپ کتاب پرداخت بشه و احتمالاً به صورت چند قسط طولانی، ولی خب در هر صورت می‌تونم بگم که من تلاشمو کردم، ولی نشد. مشکل قانون کپی‌رایت تو ایران چیزی نیست که بخواد توسط تلاش‌های فردی درست بشه.

این متن تمام مکالمه‌های رد و بدل‌شده بین ماست:

لینک

آپدیت: در کمال ناامیدی تصمیم گرفتم اون پیغامو که تو حالت چرکنویس باقی مونده بود ارسال کنم. می گم در کمال ناامیدی، چون انتظار نداشتم نماینده ی دمیتری بعد از این همه وقت یادشون مونده باشه قضیه چی بوده و انتظارنداشتم پیغامم رو جواب بدن، ولی خوشبختانه روز بعد این اتفاق افتاد و تو پیغام ارسال شده با چاپ کتاب تو ایران موافقت کردن و ترجمه رو به رسمیت شناختن. طی یه سری پیغام که با جزئیاتش سرتونو درد نمیارم، قرار شد اگه فروش کتاب با توجه به استانداردهای ایران زیاد بود (مثلاً ۷۰۰۰ نسخه) مبلغی رو هم به نویسنده پرداخت کنیم و این عبارت رو هم به اول کتاب اضافه کنیم:

with friendly permission from Dmitry Glukhovsky and wwww.nibbe-wielding.com

البته منطق به ما می گه که فروش کتاب هیچ وقت به ۷۰۰۰ نسخه نمی رسه؛ در خوشبینانه ترین حالت حداقل نه تا چندین و چند سال دیگه. ولی خب حداقل خوبیش اینه که این توافق کاملاً از روی ترحم انجام نشد. و البته خود دمیتری هم خبر چاپ کتابو توی توییترش (و متعاقباً اینستاگرامش) اعلام کرد:

خبر چاپ کتاب مترو ۲۰۳۳ در توییتر دمیتری گلوخوفسکی

خبر چاپ کتاب مترو ۲۰۳۳ در اینستاگرام دمیتری گلوخوفسکی

کیفتیت ترجمه و ویرایش در چه حده؟

این پایین از پنج قسمت مختلف از کتاب دو سه تا پاراگراف به صورت تصادفی انتخاب شده و ترجمه‌ی انگلیسیش هم کنارش گذاشته شده تا خودتون قضاوت کنید. ترجمه و ویرایش کل کتاب در همین سطحه.

بخشی از ترجمه کتاب مترو ۲۰۳۳

شباهت رمان با بازی‌ای که ازش اقتباس شده چقدره؟

شباهتشون بیشتر از اون چیزی بود که فکرشو می‌کردم. اگه دقت کرده باشید، اون بالا بیشترین حجم کتاب به دنیاسازی و شخصیت‌پردازی اختصاص پیدا کرده و تا جای ممکن از این یونیورس غنی رمان تو بازی هم استفاده شده. کمونیست‌ها و نازی‌ها و هیولاهایی که تو بازی دیدید و باهاشون جنگیدید، همشون تو رمان هم وجود دارن و بهشون پرداخته می‌شه. شالوده‌ی پیرنگ رمان و بازی هم یکسانه، یعنی کتاب و بازی یه مسیر داستانیو دنبال می‌کنن و لوکیشن‌های اصلیشون هم با هم یکیه و پایانشون هم به یه نقطه ختم می‌شه، ولی خب طبیعتاً بینشون تفاوت‌های بزرگی هم وجود داره و می‌شه گفت بزرگ‌ترین عامل تفاوت کتاب و بازی اینه که یکی کتابه و اون یکی بازی. توی کتاب تعداد دفعاتی که آرتیوم مجبور می‌شه دست به اسلحه ببره، از تعداد انگشت‌های یه دست فراتر نمی‌ره، ولی خب طبع یه بازی اینه که دائماً توش اکشن جریان داشته باشه و برای همین بازی نسبت به کتاب چند ده برابر اکشن‌تره و هرجا هم مسیر داستان و بازی از هم سوا می‌شه، می‌شه گفت صرفاً به خاطر وفق دادن داستان با مدیوم ویدئوگیم بوده و نه بی‌وفایی به منبع اقتباس.

Last Light هم به اندازه‌ی مترو ۲۰۳۳ از دنیاسازی کتاب استفاده می‌کنه و حتی یکی از cut-sceneهای اولیه‌ی بازی ترسیم یکی از توصیفات صفحات آخر کتابه، ولی خب قراره داستانش به طور گسترده‌تر توی کتاب مترو ۲۰۳۵ که اواخر همین امسال منتشر می‌شه تعریف بشه و از لحاظ پیرنگ یه ادامه‌ی مستقیم به داستان کتاب و بازی هست و باهاش هم‌پوشانی نداره.

اگه مترو ۲۰۳۳/Last Light رو بازی کرده باشم/نکرده باشم، رمان ارزش خوندن داره؟

در هر دو حالت جواب مثبته. رمان به اندازه‌ی کافی از خودش هویت داره که زیر سایه‌ی بازیایی که ازش اقتباس کردن نباشه (در اصل می‌شه گفت بازی‌ها زیر سایه‌ی رمانن) و اگه اهل ویدئوگیم نباشید، می‌تونید بدون توجه به بازی‌ها و به چشم یه رمان مستقل و استاندارد بخونیدش، ولی اگه طرفدار بازی‌ها هم باشید، خوندن کتاب خالی از لطف نیست. چون مترو ۲۰۳۳ یه رمان پیرنگ‌محور نیست و صرفاً اگه بدونید آخرش چی می‌شه، تجربه‌ی خوندنش خراب نمی‌شه.

قصد ترجمه‌ی مترو ۲۰۳۴ و مترو ۲۰۳۵ رو هم داری؟

صد البته، ولی طبق گفته‌ی ناشر فروش مترو ۲۰۳۳ باید به یه حدی برسه تا حاضر باشن دنباله‌هاش رو هم چاپ کنن.

نقشه مترو مسکو

لینک نسخه اصلی: https://azsan.ir/wp-content/uploads/2017/08/TheMapofMetro-Moscow.png

map-of-metro-moscow

منتقل شده از: http://frozenfireball.mihanblog.com/post/4

مترو ۲۰۳۳ (Metro 2033)
4 (80%) 4 votes

45 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. hosein says:

    سلام یه سوال داشتم داخل بازی مترو اخرین نور توی یه مرحله با یه نفر به اسم کان اشنا میشی میخواستم بدونم اون کیه و این که توی بعضی از مرحله ها یه جرقه بزرگ میاد که اگه تکون بخوری میکشتت میشه بگین اون چیه کی از کجا اومده.کی ساختتش و چزا حرکت کنیم میمیریم

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      سلام.

      خان اسم یه شخصیت مرموزه که به اعتقاد خودش تجدید تجسم (Reincarnation) چنگیزخانه و یه جورایی راهنمای آرتیومه.

      اون جرقه‌هه آنومالی متروئه. احتمالاً به خاطر تشعشعات رادیواکتیو به وجود اومده.

      پاسخ
  2. حسین says:

    سلام قیمت کتاب مترو ۲۰۳۳ و ۲۰۳۴ در سایت خودتون چرا فرق میکنه با سایت دیگه مثلا من می خواستم بخرم در سایت شهر کتاب مترو ۲۰۳۳ بود ۵۵۰۰۰ تومان ولی اینجا زده ۳۲۰۰۰ تومان قیمت کتاب مترو ۲۰۳۴ فرق میکنه با سایت خودتون با تشکر

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      سلام.

      اون قیمت‌ها مخصوص چاپ اول مترو ۲۰۳۳ و ۲۰۳۴ه. الان جفت کتابا به چاپ دوم رسیدن. من واقعاً شرمنده‌م که قیمت‌ها اینقدر رفته بالا. من خودم قدرت خرید کتابایی رو که ترجمه کردم ندارم.

      پاسخ
  3. محسن says:

    نشر تندیس رمان “تلماسه” رو منتشر کرده!الله اکبر!چه عجایبی!توی خوابم نمی دیدم ترجمه بشه ، هر چند قسمت فروش کتاب بشدت نجومیه.(۷۵۰۰۰ تومن)

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      اتفاقاً تلماسه باید خیلی زودتر از اینا ترجمه می‌شد. اگه به خاطر اشارات مذهبیش فکر نمی‌کردی منتشر بشه، اون‌ها رو جایگزین کردن (مثلاً «مهدی» با «سوشیانت»)

      پاسخ
  4. ناشناس says:

    با عرض سلام خدمت شما جناب آذسن مترو ۲۰۳۳ فوق العاده بود ممنون از ترجمه ی فوق العادتون که به این زیبایی تونستید جملات ادبی ارائه بدید .
    واقعا انتخاب اثر و معادل سازی شما بی نظیره.
    بنده تازه مترو ۲۰۳۳ رو به اتمام رسوندم منتظر کار های زیبای دیگر شما من جمله مترو ۲۰۳۵ هستم.
    با تشکر

    پاسخ
  5. payam says:

    الان من فصل پنجم هستم واقا کتاب هیجان انگیز و جذابیه. بهترین جای کتاب تا الان بحث بین Hunter و عمو ساشا هست که گفت و گو میکنن که ایا باید مقاوت کرد یا نه تقدیر رو قبول کرد و از لحظات باقی مانده استفاده کرد. اینو که خوندم به این فکر کردم که من اگه اون لحظه اونجا تو اون موقعیت بودم نظرم بیشتر شبیه کدوم میبود مقاوت یا قبول تقدیر, سوالی که جواب راحتی براش نیست مخصوصا اینکه چه موقعی باید ایستادگی کرد و چه لحظه ای شکست رو پذیرفت. بامزه ترین جاش اونجاست تا الان که در مورد فاشیست ها صحبت میکنه و شعارشون که میگه یک و دو و سه, مترو ازاد باید گردد. یکم بعضی جاهاش تخیلی بیش از حد هست مثل اینکه دنیا نابود شود تقریبا و اونوقت با وجود افراد کمی که تو یک ایستگاه هستن تو ارتش فقط مرد انتخاب بشه و نه هیچ زنی? حتی یک شخصیت مونث هم نبوده تا اینجا برای اینکه خوانندگان زن بتونن حداقل یه ارتباطکی با یک شخصیت مونث برقرار بکنند (SEXISM).دوم اینکه روسیه جزو کشور هایی هست توی اروپا که افراد خارجیه خیلی زیادی نداره بعد اونوقت ۴ تا ایستگاه بیوفته دست فاشیست ها بر ضد خارجی ها و انتقلاب بکنن و افرادیم باورش کنند? تا الان ارتیوم شخصیت جذابی نبوده حداقل برای من برعکس همو ساشا.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      مترو ۲۰۳۳ کلاً شخصیت زن نداره، ولی این‌که توی ارتش زن نیست (که البته تو جلدهای بعدی هست) لزوماً سکسیسم محسوب نمی‌شه. محیط ارتش هیچ‌وقت جای زنونه‌ای نبوده.

      کی می‌گه روسیه افراد خارجی زیادی نداره؟ روسیه تقریباً ۸۱٪ جمعیتش نژاد روسن و ۱۹٪ نژادهای دیگه. بعدشم یکی از اهداف فاشیسم رسیدن به اتحاد و هم‌فکری از راه دشمن‌تراشیه. یعنی یه جور تمایز بین «ما» و «آن‌ها». اون «آن‌ها» می‌تونه هرکسی باشه. همون‌طور که توی داستان پی خواهی برد، فاشیست‌ها صرفاً ضد نژادهای غیرروس نیستن. مثلاً با افراد عقب‌افتاده هم مشکل دارن.

      آرتیوم توی کتاب اول شخصیت خنثایی داره و بیشتر قراره آواتار مخاطب توی داستان باشه (Audience surrogate)، ولی توی مترو ۲۰۳۵ شخصیت پیدا می‌کنه و اونم چجوری.

      داری ترجمه‌ی فارسی رو می‌خونی یا آلمانی؟

      پاسخ
      • payam says:

        محیط ارتش هیچ‌وقت جای زنونه‌ای نبوده. اینو قبول دارم ولی منظورم این بود که وقتی دنیا به اخر رسیده و تعداد انسان ها کم منطقی نیستش که تو ارتش فقط مرد باشه البته اگه میگی تو جلد های بعدی هست پس خود نویسندم به همین نتیجه رسیده. خارجی رو قبول دارم نگاه کردم تارتار ها و غیره هم هستن.
        المانی.
        قبول داری بعضی جاها زیادی توصیف کرده و اغراق? مثلا اینکه تا فصل پنجم دو بار نگاه میکنه به روشنایی یه دفعه یاد قدیم میوفته و یه بارم میره تو یه حال دیگه یکم زیادیه مخصوصا اینکه ۲۰ سال هیچ اتفاقی براش نیوفته بعد یه دفعه که میره ماموریتش رو انجام بده برای اولین بار این اتفاقات براش میوفته و اینکه تو فصل پنجم دو صفحه کامل توصیف داره میکنه میتونستن خلاصه تر بنویسه و از حجم کتاب کم بکنه بدون اسیب رسوندن به محتوا.

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          در این شکی نیست که گلوخوفسکی می‌تونست کتاب رو خیلی خلاصه‌تر بنویسه، ولی خب کتاب به شدت به دنیاسازی وابسته‌ست و در واقع خیلی از بخش‌های کتاب دنیاسازی خالصن (البته این پرداخت بیش از حد به جزئیات توی جلدهای بعدی به حداقل می‌رسه). اگه کسی با دنیای کتاب حال نکنه، احتمالاً این بخشا در نظرش خسته‌کننده جلوه می‌کنه، ولی اگه حال کنه، بهش کمک می‌کنه هرچه بیشتر غرق داستان بشه.

          پاسخ
  6. payam says:

    فربد یه لینک از نقشه به pdf میتونی بدی به انگلیسی که بشه توش جست و جو کرد تا فهمید در مورد کدو منطقه داره صحبت میکنه. همینطوریش نقشش بزرگ هست و جست و جویی منطقه ای که تو کتاب عنوان میشه زمان زیادی میبره.

    پاسخ
  7. احسان says:

    با عرض سلام و خسته نباشید باید بگم که من کتاب رو خوندم. کتاب بسیار خوبی بود. اما پیشنهاداتی دارم که شاید برای چاپ جدید به درد بخوره.یکی این که در هر فصل یکی دو تا عکس بزارید بد نیست دوم این که اگه میشه از اسم اصلی اشخاص استفاده کنید مثلا اسم شخصیت هانتر هستش اما شما نوشتید شکارچی بعضی از چیز ها ترجمه نشه بهتره

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      سلام.

      برای عکس تلاشم رو می‌کنم عکس‌های مترو ۲۰۳۵ به ترجمه‌ی فارسی هم اضافه بشه.

      آره، ترجمه کردن اسم هانتر به شکارچی و استاکر به خرامنده یکی از اشتباهات من بود. متاسفانه مجبور شدم توی جلدهای بعدی هم این اشتباه رو نگه دارم تا خواننده گیج نشه. ولی غیر از این دو مورد، فکر نکنم توی بازگردانی اسامی خاص اشتباهی صورت گرفته باشه.

      پاسخ
  8. کیارش says:

    واقعا عالی هست هم کتابش و هم بازیش اما متاسفانه بخش هایی از کتابش با بازیش تضاد داره. مثلا تو کتابش ساشا دخترع درصورتی که تو بازی پسره

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      البته ساشای بازی مترو ۲۰۳۳ با ساشای کتاب مترو ۲۰۳۴ سنخیتی نداره. ساشای بازی (همون پسربچه‌هه که باید نجاتش بدی) معادل اولگ توی کتابه.

      پاسخ
  9. Hossein amiri says:

    سلام دارن بازی جدید مترو میسازن که پاییز امسال نشر میشه میخواستم بدونم که این بازی از روی کدوم کتاب ساخته شده اسمش بازی Metro exodus هست و اگر هم میشه معنی exodus رو هم توضیح بدین

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      تا جایی که می‌دونم، Exodus بر اساس رمان خاصی ساخته نشده. صرفاً دنباله‌ایه بر Last Light و احتمالاً با بعضی از اتفاقات Metro 2035 هم‌پوشانی خواهد داشت، چون جفتشون راجع‌به تلاش آرتیوم برای یافتن سکونت‌گاهی روی سطح هستن.

      Exodus از لحاظ معنایی یعنی خروج، ولی به طور تلمیحی به مهاجرت یهودیان از سرزمین مصر اشاره داره. برای همین علاوه بر معنای «خروج»‌ معنای ضمنی رهایی یافتن رو هم یدک می‌کشه.

      پاسخ
      • hosein amiri says:

        مگه ارتوم خودشو با بمب منفجر نکرد که هم خودش هم دشمناش نابود شد و انا داشت این قصه رو برای بچش تعریف میکرد الان ارتوم زندس یا مرده چون قسمت اخر مترو اخرین نور یه بمب منفجر کرد

        پاسخ
        • مهدی وحیدی says:

          بازی دو تا پایان داره ولی به نظرم نباید اینطوری ساخته میشد
          وقتی بازی داره خطی پیش میره دلیلی برای دو تا پایان وجود نداره این که
          چند پایان داشتند بازی بیشتر به نظرم باید توی بازی هایی با سبک RPG باشه که هر تصمیم گیمر توی روند داستان بازی تاثیر میذاره

          پاسخ
    • فربد آذسن says:

      البته به این زودی‌ها که منتشر نمی‌شه، ولی سعی می‌کنم از ماه بعد که امتحان‌های ترم ۳ ارشد تموم می‌شه، ترجمه رو از سر بگیرم. البته به خاطر این‌که همزمان با ترجمه باید روی پایان‌نامه کار کنم، شاید با اون سرعتی که مدنظر دارم نتونم پیش برم، ولی خب سعی می‌کنم دیگه به کل دراپش نکنم.

      پاسخ