Joker Header

 

اگر تریلر را ندیده‌اید، می‌توانید آن را از آپارات تماشا کنید. 

در سال ۲۰۱۷ اخبار ساخت فیلمی جدید و مستقل بر مبنای شخصیت جوکر منتشر شد، ولی واکنش‌ها ولرم بود. پس از بازی پرالتهاب و تحسین‌شده‌ی هیث لجر در نقش جوکر در شوالیه‌ی تاریکی (The Dark Knight)، و البته حضور به یاد ماندنی جوکر در بازی بتمن: تیمارستان آرکام (Batman: Arkham Asylum)، این شخصیت در زمینه‌ی محبوبیت و هایپ قله‌های جدیدی را فتح کرد. عوامل ساخت فیلم جوخه‌ی انتحار (Suicide Squad) و البته شخص جرد لتو (Jared Leto)‌ از هاله‌ی مقدس ایجاد شده دور شخصیت جوکر برای هایپ فیلم و تفسیر لتو از او استفاده کردند و مردم هم تحت‌تاثیر قرار گرفتند، اما وقتی فیلم منتشر شد، جوکر لتو، با حضور هفت هشت دقیقه‌ای بی‌برکتش، طبل توخالی از آب درآمد و همه مطمئن شدند دیوانه‌بازی درآوردن با گریم جوکر رمز موفقیت هیث لجر نبود. بدین‌ترتیب هاله‌ی مقدس دور شخصیت جوکر کمرنگ شد.

joker-trailer-gotham
گاتام از نیویورک دهه‌ی هفتاد و هشتاد الهام گرفته شده است. مرکز جرم و فساد.

اما تریلری که امروز منتشر شد همه‌چیز را عوض خواهد کرد. هاله‌ی تقدس قرار است پررنگ‌تر از گذشته بازگردد. این تریلر فوق‌العاده است. وقتی هشتگ‌های ایجادشده برای تریلر و واکنش‌های اغراق‌آمیز مردم را دیدم، پیش خود گفتم: «باز ملت جوگیر شدند.» ولی بعد از تماشای چند باره‌ی تریلر باید بگویم که نه، این بار جوگیر شدن مردم دلیل موجهی دارد.

اولین چیزی که در تریلر جلب‌توجه می‌کند، بازی فوق‌العاده‌ی خواکین فینکس (Joaquin Phoenix) است. در صحنه‌ای که جوکر با انگشتانش به‌زور نیشش را تا بناگوش بازی می‌کند،‌ کافی‌ست با دقت به اجزای صورتش نگاه کنید تا ببینید فینکس چطور حس انزجار و ملالت و دنیازدگی را منتقل می‌کند، طوری که آدم از لبخند زدن و فلسفه‌ی پشت آن بیزار می‌شود. شرط می‌بندم این صحنه در آینده به یک میم تبدیل می‌شود. هرکس جوک بی‌مزه بگوید یا بخواهد صمیمیت ناخواسته ایجاد کند، در جواب GIF این صحنه را دریافت خواهد کرد!

صحنه‌ی دیگری که نوید بازیگری فوق‌العاده‌ی فینکس را می‌دهد، آن قسمتی است که در آن جوکر از مردی که احتمالاً در آرکام بستری‌ست می‌پرسد: «What?» حرکت لرزان لب‌هایش و تبدیل شدن‌شان به لبخندی معذب و ناراحت شاهکار میمیک صورت است.

joker-trailer-arkham
تیمارستان آرکام یکی از لوکشین‌های فیلم خواهد بود. هدف جوکر از رفتن به آنجا چیست؟

جوکر نولان و لجر جنبه‌ای نمایشی‌طور داشت. بعضی جاها این حس را داشتم که لجر به شکلی ماهرانه در حال خاییدن صحنه است (امیدوارم به‌خاطر این گرته‌برداری افتضاح از اصطلاح chewing the scenery مرا ببخشید). اما هیچ اثری از این ویژگی‌ها در جوکر فینکس دیده نمی‌شود. از تمامی صحنه‌هایی که در تریلر نشان داده شد اینطور برمی‌آید که فینکس قرار است بازی کنترل‌شده و ظرافت‌مندانه‌ای به نمایش بگذارد. جنون جوکر فینکس زیرپوستی است، تقریباً مثل جنون آدم‌های روزمره‌ی دور و برمان. تاد فیلیپس (Todd Phillips) کارگردان فیلم قبلاً‌ گفته بود که جوکر قرار است فیلمی با محوریت مطالعه‌ی شخصیت (Character Study) باشد و در آن از کلیشه‌های فیلم‌های کمیک‌بوکی کمتر استفاده خواهد شد. از تریلر مشخص است که حرفش روی حساب‌کتاب بود.

یکی از منابع الهام اصلی جوکر، فیلم‌های تهیه‌کننده‌ی اجرایی آن مارتین اسکورسیزی است: راننده تاکسی (Taxi Driver)، گاو خشمگین (Raging Bull) و سلطان کمدی (King of Comedy). این فیلم‌ها، به‌خصوص راننده تاکسی، شباهت زیادی با فیلم جوکر دارند. شخصیت جوکر هم مثل تراویس بیکل مردی‌ست که احتمالاً خوش‌قلب و احساسی‌ست،‌ ولی به‌قدری آسیب‌پذیر و بی‌بهره از هنر معاشرت است که جامعه‌ی فاسد گاتام (که از نیویورک پرالتهاب دهه‌ی هفتاد-هشتاد الهام گرفته شده) خرابش می‌کند. در توییتر شوخی‌ای دیدم که به نظرم عمق مطلب را ادا می‌کند:

۱۹۸۹: بهتره جوکر رو پرتاب کنیم توی خمره‌ی اسید تا تبدیل بشه به جوکر

۲۰۱۹: بهتره جوکر رو پرتاب کنیم توی جامعه تا تبدیل بشه به جوکر

Joker-trailer-Wayne-Hall
پدر و مادر بروس وین پولدارتر از آن هستند که فکرش را می‌کنید.

در تریلر ما می‌بینم که جوکر مردی تنها، لاغر و آسیب‌دیده است که به مادرش وابستگی شدید دارد و سعی دارد با اجرای استندآپ و دلقک‌بازی به‌عنوان شغل به زندگی‌اش معنا دهد. او جایی در تریلر می‌گوید: «مادرم همیشه بهم می‌گه لبخند بزنم و شاد به نظر برسم. اون می‌گه من توی زندگیم یه هدف دارم و اونم اینه که مردمو خوشحال کنم و بخندونمشون.» در جایی گروهی از اراذل تابلویی را که دستش است، می‌دزدند و وقتی جوکر دنبالشان می‌افتد، تابلو را روی صورتش خورد می‌کنند. در جایی دیگر وقتی لباس دلقک بر تن دارد و در حال قهقهه زدن در مترو است، چند نفر کتکش می‌زنند. با توجه به این‌که با داستان خاستگاه (Origin Story) جوکر طرفیم، این فیلم علناً کمپینی علیه نصحیت مادرانه است.

جوکر فینکس احتمالاً قرار است حس همذات‌پنداری مردان تنها و طردشده (یا خودطرد کرده) از جامعه را برانگیزد. ترک معروف لبخند (Smile) (که لیریک آن به طور عجیبی با ماهیت شخصیت جوکر هماهنگ است) طوری روی تریلر سوار شده بود که در همین مدت‌زمان کم هم می‌توان حس همذات‌پنداری عمیقی به شخصیت جوکر حس کرد. با توجه به این‌که قشر زیادی از چنین مردانی طرفدار کمیک‌بوک هستند،‌ باید دید آیا جوکر است قرار است مثل صورت‌زخمی (Scarface) به فیلمی تبدیل شود که ضدشرور (Anti-Villain) آن برخلاف میل سازندگان نزد عده‌ای قهرمان پنداشته شود.

joker-trailer-bruce
جوکر بزرگ‌ترین دشمنش را وادار به لبخند زدن می‌کند.

به طور کلی، تریلر فیلم جوکر ثابت کرد این فیلمی‌ست که باید منتظرش بود. فیلمبرداری، بازیگری،‌ زمینه‌ی قوی داستان (نیویورک دهه‌ی ۷۰ و ۸۰) و سیاست غیراستودیویی وارنر برای ساخت این فیلم همه نوید یک شاهکار را می‌دهند. پیش از این مردم در توصیف شوالیه‌ی تاریکی (The Dark Knight) و لوگان (Logan) گفته بودند که شبیه به فیلم‌های کمیک‌بوکی نیستند. اگر اولین تریلر فیلم جوکر نماینده‌ی درستی از کیفیت نهایی فیلم باشد، می‌توان امیدوار بود که روند جدی‌سازی فیلم‌های کمیک‌بوکی و استفاده از ابرقهرمان‌ها برای پرداختن به مسائل پیچیده‌ی انسانی و عقده‌ها و گره‌های روان‌شناسانه جدی‌تر دنبال شود.

انتشاریافته در:

مجله‌ی اینترنتی سفید

24 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. amir soprano گفته:

    حالا که همچین افتضاحی اومد بیرون چه حسی داشتی که به سلطان لجر توهین کردی؟
    ولی واقعا چقدر جوکر فیلم بدی بود. یکی از اگزجر شده ترین فیلم هایی که در مورد اختلاف طبقاتی ساخته شده؛ فقط میخواست روی موج اختلاف طبقاتی (که در کنار حمایت از همجنسگرایان و حمایت از حقوق زنان یکی از موج هایی که انگار همه ی فیلم ها دارن در موردش میسازن (اگر این اخبار اسکار راست باشه که اوج کثافت کاری آکادمی اسکار رو نشون میده)) سوار بشه و تو این راه حمایت یک سری آدم که خونشون به جوش رسیده از وضع جامعه و دوست دارن از هر فیلمی ازشون طرفداری بکنه و آدم های ثروتمند رو یه سری انگل پست فطرت به تصویر بکشه رو بدست بیاره.

    پاسخ
    • امیرعلی قبادی گفته:

      به نظر منم زیاد فیلم جالبی نبود.
      خب از اولش هم مشخص بود که قرار یک فیلم دارک باشه، ولی چیزی که این فیلم تحویلمون داد یه فیلم سوپر دارک بود!
      یعنی دی سی ثابت کرده یا یه فیلم میسازه مثله شزم که از اونور بوم افتاده یا یه فیلم میسازه مثل جوکر که از اینور بوم افتاده.
      من خودم دوست نداشتم فیلمش رو، دقیقا مثل فیلم parasite.
      کلا این اسکار امسال رو دوست نداشتم.
      ولی برگردیم به بحث اصلی. خب لجر جوکری تحویلمون داد که اصلا نباید با جوکر دیگه ای مقایسش کنیم. ببین یه سری چیز ها هستن که توی هالیوود ثابتن. مثل همین نقش جوکر. دیگه هر کسی هم بیارن نمیتونه مثل هیث لجر این نقشو در بیاره حتی خودِ ال پاچینو.
      کاری که لجر با خودش کرد اصلا قابل مقایسه با فینیکس نیست. البته من منکر این نیستم که فینیکس برای این نقش زحمت نکشد، بالاخره از اون هیکل دل کند و شد این لاغر مردنیی که دیدیم. یا اون طرز بازیی که انجام داد خوب بود در نهایت خیلی خوب. ولی عالی، فوق الهاده و بینظیر؟ هرگز.
      به نظرم دیگه خیلی دارک بود این فیلم. خیلی.
      و یک موضوع دیگه هم هست اونم اینه که با توجه به دیدار جوکر و بروس وین در این فیلم، مگه جوکر چند سالشه؟!
      ببین جوکر توی این فیلم حداقل ۳۰ سالش بود، بروس وین هم ۱۰ سالش بود. خب میگیم که بروس توی ۳۰ سالگی به بتمن تبدیل میشه، یعنی وقتی که بتمن ۳۰ سالشه، جوکر ۶۰ سالشه؟
      خب این اصلا با عقل جور در نمیاد.
      به هر حال اینم از نظر من. هالیوود هم نشون داده این چند وقته، که حتی اگه بیاد یه فیلمی، در حده سطل اشغال بزاره جلوت، اما، اما و اما بیاد ۳۰ ثاینه توی فیلم در باره ی حمایت از حقوق همجنسگرا و به قول خودت اختلاف طبقاتی و نمیدونم حمایت از سه جنس گرا هم بسازه، میشه بهترین فیلم سال و نمیدونم بهترین فیلم imdb عه مزخرف و بهترین فیلم فلان و بهمان.
      مثل همین فیلم انگل. چجورییییییی، اقا چجوریییی این فیلم نامزد بهترین فیلم خارجی شد، چجوری؟؟؟
      فیلمی بود که بعد از دیدنش حالم داشت به هم میخورد. به این فیلم نمره ی ۵ و ۶ هم بدیم حیفشه.
      ولی میدونی چجوری با اون همه سکانس مثبت ۸۰ (منظور خون و خونریزیه) شد بهترین فیلمه خارجیه سال؟ فقط بخاطرِ اختلاف طبقاتیی که توی فیلم نشونمون داد!
      همین.
      پ.ن:خب ببخشید یکم لحنم تند بود. همه رو هم کوبیدم. ببخشید دیگه. در ضمن همون عادت همیشگی، خیلی هم حرف زدم.

      پاسخ
      • فربد آذسن گفته:

        ببین درباره‌ی Parasite من هم فازم اینجوری بود که چرا اینقدر از این فیلم تعریف شده. یعنی فیلم بدی به نظرم نرسید، ولی از هیچ لحاظ حیرت‌زده‌م نکرد و اون درون‌مایه‌ی مربوط به اختلاف طبقاتی هم یکم کلیشه‌ای بود، هرچند شاید در بطن دنیای امروز یه سری اشارات ضروری‌ای داشته باشه (مثلاً این‌که طبقه‌ی بالای جامعه باعث می‌شه طبقعات پایین برای امکانات ناچیز به جون هم بیفتن). به نظرم سینمای کره‌ی جنوبی خیلی فیلم‌های قوی‌تری داره.

        پاسخ
    • فربد آذسن گفته:

      خب اول باید سر این‌که این فیلم «افتضاح» بود با هم توافق کنیم، چون به نظر من افتضاحی در کار نبود. اون تعریفی که از بازی فینکس کردم به قوت خودش باقیه و به سلطان لجر هم توهینی نکردم. من به نظرم بازیش خوبه و اسکار هم لایقش بود، ولی صرفاً یه کوچولو گیمیگ‌محور بود.

      پاسخ
    • فربد آذسن گفته:

      آره، چارلز منسون نزدیک‌ترین کسیه که به جوکر داریم توی دنیای واقعی.

      مایند هانتر رو دانلود کردم. هنوز وقت نکردم برم سراغش. نسبت بهش مشتاقم.

      پاسخ
      • T گفته:

        فربد به نظرم Edmund Kamper نماینده بهتری برای این جنونه و شخصیت مورد علاقه ی من از مایند هانتر. این رو اگه خواستی ببین, دوست دار نظرت رو بدونم. چه حسی بهت دست میده?https://www.youtube.com/watch?v=tTnEY8y-p7M یکی از بهترین قسمتاش اونجاست که میگه I killed her, but i did not hit her و اونجایی که میگه پدربزرگش رو برای این به قتل رسوند که به خاطر مرگ همسرش (مادربزرگش که اونم خودش به قتل رسوند) غمگین نشه. برام عجیبه که یه همچین ادم اروم و باهوش و خوش سخنی چطوری همچین قاتلی میشه و با چه ارامشی در مورد قتل هاش صحبت میکه. اینم ببین چالبه https://www.youtube.com/watch?v=FDYBmNYc8IA

        پاسخ
        • فربد آذسن گفته:

          حس من همون حسیه که کامنت اول بهش اشاره کرده. کمپر به قدری عاقله که می‌تونه جنون خودشو خیلی واضح و روشن شرح بده. و این عجیبش می‌کنه.

          هرچند به نظر من در این زمینه جفری دامر حتی از کمپر هم عجیب‌تره. چون نه‌تنها جنایت‌هاش وحشیانه‌تره، بلکه حتی از کمپر هم آدم نرمال‌تری به نظر می‌رسه.

          پاسخ
          • T گفته:

            سوال اصلی سریال که جوابیم بهش نمیده اینه:Do you believe evil is born or created? دوست دارم با یکی در مورد این سریال صحبت بکنم هر وقت دیدی بیا یکم بحث کنیم در موردش. در مورد جفری دامر یه فرق اساسی بین ادموند و جفری و کلا بقیه قاتلان سریالی وجود داره اونم اینه که کمپر جزو معدود قاتلایی هستش که خودش رفت پیش پلیس و اعلام کرد که مسعول قتل هاست ولی بقیه رو پلیس شناسایی کرد و هوشی که کمپر داره رو جفری نداره. جفری عاشق کسایی بوده که به قتلشون رسونده اونم فقط برای اینکه پیشش بمونن ولی کمپر از نفرت نسبت به مادرش این قتل ها رو انجام میداد.
            یکی از قسمت های جالب سریال فربد جایی هستش که از Richard speck میپرسن که به چه دلیلی هشت زن بیگناه رو به قتل میرسونه و جوابش اینه : “It just wasn’t their night.”

          • فربد آذسن گفته:

            اتفاقاً این یکی از سوال‌هایی هست که ذهن خودم رو هم مشغول کرده. به نظرم عامل پلید شدن آدما ترکیبی از هر دو مورده، یعنی کسی که ذاتاً پتانسیل پلیدی داره، با قرار گرفتن در یه محیط بد راحت‌تر می‌تونه ذاتش رو بروز بده. بیخود نیست که آمریکا اینقدر قاتل سریالی داره، ولی یه کشوری مثل ایسلند تو کل تاریخش یه قاتل سریالی شناخته‌شده داره و اونم مال قرن شونزدهه. فرهنگ خشونت‌زده و سلبریتی‌پرور آمریکا باعث شده افرادی که مستعد خشونت هستن، حتی از این کار به‌عنوان بهونه‌ای برای کسب شهرت استفاده کنن.

          • T گفته:

            به چه دلیلی فربد به این نتیجه رسیدی که این افراد ذاتاً پتانسیل پلیدی داشتند برای قاتل شدن? تمام این افراد یه از بچگیشون یه زندگی فلاکت بار داشتند. مادر ادموند کمپر پسرش رو به خاطر همه چی سرزنش میکرده و ازش تنفر داشته تا حدی که وقتی بچه بوده میفرستتش توی زیرزمین به خاطر ترسش از اینکه ادموند شاید به خواهر خودشم تجاوز بکنه فقط به این خاطر که قدش بلند بوده و یجوری ازش میترسیده. آیلین وورنوس از بچگی باهاش مثل یه Object برخورد شده و هیچ وقت طعم عشق چه از طرف پدر و مادرش و چه از طرف دیگران نچشید و همیشه مورد تحقیر قرار گرفت. جفری هم زندگی بهتری نداشت, از پدر و مادری که خیلی راحت ترکش کردند تا مدرسه ای که هیچ کس حتی وجود داشتنش براش مهم نبود. Son of sam هم برای مثال زندگی بهتری نداشته. جری برودوس از وقتی به دنیا اومد مورد تحقیر مادرش قرار گرفت که همیشه بهش میگفت که یه دختر میخواسته و نه یه پسر مزخرف دیگه و …. زندگی همشون یه ترازدی کامله. این چند روزه چند تا docu نگاه کردم و زندگیشون واقعا غمگین بوده. شاید هر فرد عاقل دیگه ای رو جا اینا میزاشتن سروشت بهتری در انتاظرش نبود.

          • فربد آذسن گفته:

            اینجا دوتا نکته می‌شه مطرح کرد:

            ۱. آره، بعضی از قاتل‌های سریالی زندگی بدی داشتن (چارلز منسون هم یکیش)، ولی بعضی‌هاشون مثل دامر و باندی طبق گفته‌ی خودشون دوران کودکی و نوجوانی نرمالی داشتن. پس توضیح «دوران کودکی افتضاح و مورد سوءاستفاده واقع شدن» برای همه صدق نمی‌کنه.

            ۲. همه‌ی آدما لحظات تلخی توی دوران کودکی و نوجوانی‌شون داشتن. به قول هارلن الیسون «هیچ‌کس از دوران کودکی زنده بیرون نمیاد». کسایی بودن که شرایط به‌مراتب سخت‌تری از افرادی که اسم بردی پشت سر گذاشتن (مثلاً بازماندگان فجایع رنگ‌ووارنگ جنگ جهانی دوم)، ولی نرفتن قاتل سریالی بشن و حتی به ذهنشون هم خطور نکرده که برن کسیو بکشن.

  2. p گفته:

    بهترین فیلم ابر قهرمانی که تا الان دیدم watchmen هستش فردا تلاش میکنم یه نقد مفصل در موردش بنویسم. به شدت با شخصیت کمدین همذات پنداری میکنم.

    پاسخ
    • فربد آذسن گفته:

      برای شخص من بهترین کمیک ابرقهرمانی واچمنه. شکی درش نیست. اقتباس سینماییش هم خیلی خوب بود. ولی واچمن کاملاً شبیه به یه فیلم کمیک‌بوکی به نظر می‌رسه (برخلاف لوگان و دارک نایت و جوکری که قراره بیاد).

      من خودم بیشتر از همه با دکتر منهتن همذات‌پنداری می‌کنم.

      به نظرم بین تمام شخصیت‌ها کمدین بیشتر از بقیه با حقیقت روبرو شده، ولی واکنشش نسبت به حقیقت اشتباهه.

      پاسخ
  3. ناشناس گفته:

    من نه چندان اهل کمیکم و نه فیلم های قدیمی بت من رو دیدم ( هر چند که بت من ابر قهرمان مورد علاقه منه ) پس ممکنه اشتباه کنم ، ولی فکر نمیکنم که دیگه بتونیم جوکری به قدرت و خوبی لجر مرحوم داشته باشیم.

    پاسخ
    • شنبلیله گفته:

      این یکی گویا اون مدلی نیست اصلا.

      من وقتی سریال هانیبال رو شروع کردم هم این حس رو داشتم که هانیبال به خوبیه آنتونی هاپکینز دیگه نداریم، ولی میکلسون هم یه هانیبال نسبتا متفاوت و خیلی خوبی رو بازی کرد.

      پاسخ
        • فربد آذسن گفته:

          ببینید دوستان، هاپکینز و لجر بازیشون (و البته شخصیتی که دارن ایفا می‌کنن، صرفاً‌ بازیشون نه) یه جور جنبه‌ی غلوآمیز داره. این غلوه لزوماً بد نیست. به هر حال لازم بود که یه بازیگر بیاد و عصاره (Essence) این شخصیت‌ها رو به مخاطبانی سینما معرفی کنه و لجر و هاپکینز هم این کارو به نحوه‌ی احسن انجام دادن، ولی خب بعضی جاها هم شاید قدم‌هایی رو اشتباه برداشته باشن. مثلاً دور لب لیس زدن لجر از یه جایی به بعد جنبه‌ی gimmick پیدا می‌کنه و اونجا که هاپکینز صدای مار زنگی در میاره به جای این‌که ترسناک باشه مضحکه. ولی میکلسون و فینکس دارن لایه‌های جدیدتر و عمیق‌تری از این شخصیت‌‌ها رو به عرصه‌ی نمایش می‌ذارن. کاری که انجام می‌دن بدون زمینه‌سازی‌ای که لجر و هاپکینز کردن ممکن نبود، ولی به نظرم نباید بذاریم تعلق‌خاطری که به بازیگرهای پیشرو داریم، باعث بشه کار بازیگرهایی رو که دارن کار اونا رو به کمال می‌رسونن نادیده بگیریم.

          پاسخ