با هیولا از آب درآمدن هنرمند محبوب‌مان چه کنیم؟ (قسمت ۲ از ۲)

در قسمت قبلی مقاله، درباره‌ی رسوایی نیل گیمن صحبت کردیم؛ درباره‌ی این‌که رسوایی افراد الهام‌بخش چه تاثیر ناگواری روی جوامع هواداری می‌گذارد. همچنین با نگاه به گذشته‌ی گیمن به‌عنوان کودکی که در خانواده‌ای ساینتولوژیست بزرگ شده، تلاش کردیم رفتار سوءاستفاده‌گرایانه‌ی او را ریشه‌یابی کنیم. اکنون‌، می‌خواهیم در ادامه،  دیدی متفاوت به ماجرا داشته باشیم: به این‌که آیا فرهنگ کنسل‌کردن افراد در حالت فعلی‌اش درست کار می‌کند؟ یا باگ دارد؟ نیاز به تغییر دارد؟ این دغدغه‌ها همچنان در قالب چند سوال و جواب مطرح شده‌اند.

سوال سوم: آیا قضیه‌ی کنسل کردن افراد کمی بیش‌ازحد خصمانه نشده است؟

فرهنگ کنسل‌کردن افراد معروف سوءاستفاده‌گر یک جنبه‌ی قابل‌انتقاد دارد و آن هم این است که اگر یک نفر متهم شود، بلافاصله هجمه‌ای غیرقابل‌تصور علیه او راه می‌افتد: اگر در اینترنت شبکه‌های اجتماعی داشته باشد، مردم در آن برایش آرزوی مرگ می‌کنند، اگر با شرکتی قرارداد داشته، قراردادش فسخ می‌شود و به اصلاح اورول، او به یک ناشخص (Unperson) تبدیل می‌شود.

بخشی از این خشم ناگهانی و طاقت‌فرسا، ریشه در بی‌عدالتی‌هایی در مقیاس بزرگ‌تر دارد. تقریباً سیستم قضایی همه‌ی کشورها در زمینه‌ی مجازات‌کردن افراد آزارگر جنسی عملکرد ضعیفی داشته و معمولاً یا کسی حرف قربانی را باور نمی‌کند، یا برای شخص خاطی که زندگی یک یا چند نفر را ویران کرده، مجازاتی بسیار سبک در نظر گرفته می‌شود.

با توجه به این پیش‌فرض، مردم عادی این مسئولیت را روی دوش خود احساس می‌کنند تا بی‌عدالتی و بی‌تفاوتی سیستم قضایی نسبت به قربانیان سوءاستفاده‌ی جنسی را با خشم افسارگسیخته‌ی خود علیه شخص آزارگر جبران کنند، طوری‌که آن شخص خودش آرزوی مرگ کند.

این رویکرد در نگاه اول روشی شلخته، ولی ضروری برای مبارزه با بی‌عدالتی سیستماتیک به نظر می‌رسد. در مورد گیمن هم این واکنش بسیار طوفانی و سهمگین بود و او در عرض چند روز از عرش به فرش رسید. اما با گذر سال‌ها، یک سری از نقاط ضعف روش «کنسل‌کردن دسته‌جمعی» به‌مرور مشخص شده.

اولاً، در این روش، با توجه به این‌که مردم در لحظه دقیقاً نمی‌دانند چه اتفاقی افتاده و فقط شاهد بی‌آبرو شدن شخصی محبوب هستند، واکنش‌هایی به‌شدت احساسی نشان می‌دهند که پنج ماه بعد تاریخ انقضای همه‌شان به پایان می‌رسد. اجازه دهید با یک مثال منظورم را بهتر مشخص کنم.

طبق توافق با سایت دیستوپین، این مقاله تا ۲ سال در انحصار سایت قرار دارد. برای خواندن ادامه‌ی آن به سایت دیستوپین رجوع کنید. بعد از اتمام قرارداد ۲ ساله متن کامل آن در سایت قرار خواهد گرفت. 

5/5 - (4 امتیاز)
4 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    • فربد آذسن گفته:

      خواهش می‌کنم. اینجا قرار نیست فعالیتش متوقف بشه. فقط بعضی‌وقتا وقفه ایجاد می‌شه تو گذاشتن پست جدید و جواب دادن به کامنت‌ها.

      پاسخ