حکایت‌های مریخ (The Martian Chronicles) | باشگاه کتاب‌خوانی (۱)

the-martian-chronicles-cover

مشخصات کتاب: حکایت‌های مریخ نویسنده: ری بردبری (Ray Bradbury) سال انتشار: ۱۹۵۰ ترجمه‌های فارسی:  حکایت‌های مریخ / ری برادبری؛ با همکاری آکادمی فانتزی ، گروه ادبیات گمانه‌زنی‏‫؛ [ترجمه مهدی بنواری].‬ تهران : انتشارات پریان‏‫ ، ۱۳۹۱.  ‏‫ ۳۴۸ ص حکایت‌های مریخی/ نویسنده ری بردبری؛ مترجم: علی شیعه‌علی. تهران: سبزان: آمه‏‫، ۱۳۹۲.‬ ۳۲۸ص.‬‬ سبک: علمی‌تخیلی استعمارگری/علمی‌تخیلی دیستوپیایی/علمی‌تخیلی پساآخرالزمانی/وسترن فضایی خلاصه‌ی داستان: حکایت‌های […]

تفنگ چخوف (Chekhov’s Gun) | معرفی عناصر داستانی (۱۰)

Chekov's Gun

اگر در فصل اول به این اشاره کنید که تفنگی به دیوار آویخته شده، باید در فصل دوم یا سوم از آن تیری شلیک شود. اگر قرار نیست تیری از آن شلیک شود، نباید به دیوار آویخته شده باشد. آنتون چخوف   تفنگ چخوف یکی از تکنیک‌های داستان‌نویسی است که به موجب آن، عنصری بی‌اهمیت […]

پیش‌آگاهی (Foreshadowing) | معرفی عناصر داستانی (۹)

پیش‌آگاهی سوراخی است که از گودال پیش رو خبر می‌دهد.   پیش‌آگاهی نشانه، اشاره یا کنایه‌ای در روایت داستان است که از فاش‌سازی یا اتفاقی که بعداً قرار است رخ دهد، خبر می‌دهد. این نشانه، اشاره یا کنایه ممکن است یک سخن باشد، یک عمل، اتفاقی غیرمنطقی که معنی آن بعداً معلوم می‌شود، اسمی که […]

پایان تلخ و شیرین (Bittersweet Ending) | معرفی عناصر داستانی (۸)

قیافه‌ی مخاطب بعد از تجربه‌ی یک پایان تلخ‌وشیرینِ تاثیرگذار   بالاخره پیروزی از راه رسید! بدی شکست خورد و مردم نجات پیدا کردن. دیگه خطری کسی رو تهدید ‌نمی‌کنه و قهرمانا آماده‌ی گرفتن پاداششونن. وقتشه که عشاق دست هم رو بگیرن و به‌طرف خورشیدِ در حال غروب قدم بزنن … … پیروزی از راه رسید؟ […]

فن‌فیکشن (Fan Fiction) | معرفی عناصر داستانی (۷)

fanfiction.net، بزرگ‌ترین آرشیو فن فیکشن در اینترنت (و احتمالاً کل جهان آفرینش!)   اگر می‌خواهید کاری درست انجام شود، خودتان انجامش دهید. فن فیکشن (یا به‌اختصار «فَن‌فیک») یا ادبیات طرفداری تغییر دادن یا بسط دادن دنیا و اتفاقات یک اثر داستانی توسط طرفداران آن است. فَن‌فیک‌ها بنا بر چند دلیل نوشته می‌شوند: ادامه دادن داستانی […]

عذر فرویدی (Freudian Excuse) | معرفی عناصر داستانی (۶)

می‌خوای بدونی این زخم‌ها رو کجا برداشته‌م؟   نویسنده قصد دارد به شخصیت پلید قصه‌ی خود عمق بدهد. ساده‌ترین راه این است که او را در موقعیتی قرار بدهد که در آن در حق کسی کار خیر انجام دهد. ولی این کار ممکن است به هویت شخصیت خدشه وارد کند یا از جذبه‌ی او بکاهد. […]

رهبر (The Leader) | معرفی عناصر داستانی (۵)

تک‌تک پیکسل‌های این عکس، رهبری را فریاد می‌زنند.   هر گروه به رهبر احتیاج دارد. ارتشی منظم، گروهی انگشت‌شمار از جنگجویان متحد، کسانی که ناخواسته کنار هم قرار گرفته‌اند، حتی گروه دوستانه‌ی چند دانش‌آموز، همگی به‌نوبه‌ی خود دارای یک رهبر هستند. موقعی که وقت عمل فرا برسد یا مشکلی ایجاد شود، لازم است کسی برخیزد، […]

راوی غیرقابل‌اطمینان (Unreliable Narrator) | معرفی عناصر داستانی (۴)

ذکاوت یکی از این دو نسبت به دیگری، به مراتب بیشتر است.   در اکثر روایت‌ها، انتظار می‌رود کسی که داستان را تعریف می‌کند، در حال بیان کردن حقیقت باشد، حداقل تا جایی که خودش از آن آگاه است. این عنصر داستانی موقعی اتفاق می‌افتد که روایت داستان از این قاعده پیروی نکند و حقایقی […]

تعلیق فرجام (Cliffhanger) | معرفی عناصر داستانی (۳)

Cliffhanger

تعلیق فرجام به معنای واقعی کلمه!   تعلیق فرجام (معلق ماندن عاقبت) یعنی تمام کردن یک سکانس، اپیزود و یا حتی فصل کامل (یا فیلم یا رمانی در یک سری کتاب دنباله‌دار) در نقطه‌ای حساس، نقطه‌ای که در آن تعدادی از شخصیت‌های اصلی یا همه‌ی آن‌ها در معرض خطری بزرگ قرار دارند و مخاطب (حداقل […]

امداد غیبی (Deus Ex Machina) | معرفی عناصر داستانی (۲)

Deus-ex-machina

طرح اولیه ی deus ex machina   امداد غیبی موقعی اتفاق می‌افتد که یک شخصیت، حادثه، قابلیت یا شیء، مشکلی غیرقابل‌حل را به‌طور ناگهانی و غیرمنتظره حل می‌کند. اگر پرونده‌های محرمانه به زبان روسی نوشته شده باشند، یکی از افراد تیم به‌طور ناگهانی خبر می‌دهد که زبان روسی را قبلاً یاد گرفته است. اگر نویسنده […]

قهرمان بایرونی (Byronic Hero) | معرفی عناصر داستانی (۱)

Byronic-Hero

روح او چون دریا پرتلاطم است.  – این مطلب از وبلاگ قبلی منتقل شده است. قهرمان بایرونی نوعی تیپ شخصیتی است که توسط آثار لرد بایرون محبوب شد. شخصیت اصلی آثار او اغلب نمایانگر ویژگی‌های این الگوی شخصیتی بودند، هرچند این الگو قبل از او و آثار او نیز وجود داشت. قهرمانان بایرونی شخصیت‌هایی کاریزماتیک […]

مصاحبه با ژورنال ادبی دانشگاه علامه طباطبایی

    توی شماره‌ی سوم ژورنال ادبی دانشگاه علامه طباطبایی٬ یه مصاحبه‌ی سه صفحه‌ای از من منتشر شده که توش راجع‌به سه موضوع حرف می‌زنم: – تجربه‌م به عنوان دانشجوی کارشناسی علامه توی رشته‌ی ادبیات انگلیسی – نحوه‌ی مطالعه و چگونگی کسب رتبه‌ی ۸ توی کنکور ارشد ادبیات انگلیسی – انگیزه‌ی اصلی برای ورود به […]

ترجمه‌ی داستان کوتاه «جانی نیمانیک» اثر ویلیام گیبسون

تفنگ ساچمه‌ای را داخل  ساک آدیداس گذاشتم و آن را با چهار جفت جوراب تنیس پر کردم؛ کاری که اصلاً با شگرد من جور نیست، ولی هدفم همین بود: اگر فکر می‌کنند شلخته‌ای، تکنیکی عمل کن. اگر فکر می‌کنند  تکنیکی هستی، شلخته عمل کن. من پسری بسیار تکنیکی هستم، برای همین تصمیم گرفتم تا حد […]

ترجمه‌ی داستان کوتاه «ذراتی از هولوگرام یک رز» اثر ویلیام گیبسون

ذراتی از هولوگرام یک رز

تابستان آن سال پارکر خواب به سر شده بود. مشکل کمبود برق وجود داشت؛ قطعی‌های ناگهانی دلتا-القاگر بازگشت نابهنگام و دردناکی را به بیداری رقم می‌زدند. برای پیشگیری از این اتفاق، او از سیم رابط، انبر سوسماری مینیاتوری[۱] و نوارچسب مشکی استفاده کرد تا القاگر را به کنسول باتری‌خور ا.ح.م وصل کند. قطعی القاگر مدار […]

داستان کوتاه سرداب شیخ

بین شش نفری که سر مزار شیخ فرید الدین حاضر شده بودند، پنج نفرشان دوست نداشتند آنجا باشند. سه پسرش آمده بودند، چون گمان می‌کردند غیبت در مراسم تدفین پدر گناهی بزرگ است. از زن و فرزند خبری نبود. محمد و ضبید هم آمده بودند. اولی صوت زیبایی داشت و قرآن می‌خواند؛ دومی زور زیادی […]