تعریف: مغلطه استثنا سالاری موقعی اتفاق می‌افتد که شخصی با رفتاری استثنایی یا موردی که صرفاً‌ یک بار اتفاق افتاده،  طوری رفتار کند که انگار اتفاقی رایج و ادامه‌دار و قابل‌تعمیم به کلیت است. 

معادل انگلیسی: Tokenism

معادل‌های جایگزین: مغلطه‌‌ی نمونه‌نمایی، توکنیسم 

مثال ۱: 

نامزد ریاست جمهوری به نژادپرستی متهم شده. ولی اخیراً گفته که از سریال ریشه‌ها (Roots) خوشش میاد، پس فکر نکنم نژادپرست باشه. 

توضیح: دوست داشتن فیلمی که به فا‌ش‌سازی نژادپرستی و تبلیغ برابرخواهی می‌پردازد، با نژادپرست نبودن فرسنگ‌ها فاصله دارد. 

مثال ۲: 

در شرکت آقای مک‌باس، هر ۵۰ مدیر اجرایی مرد و هر ۵۰ منشی زن هستن. ایشون برای این‌که نشون بده طرفدار فرصت‌های شغلی برابر بین زن‌ها و مردهاست، موافقت کرده تا یه مدیر اجرایی زن استخدام کنه. 

توضیح: استخدام یک مدیر اجرایی زن به‌عنوان یک توکن یا مورد استثنایی، نابرابری جنسی سیستماتیک شرکت آقای مک‌باس را جبران نمی‌کند. 

استثنا: اگر یک مورد استثنایی همان چیزی که هست در نظر گرفته شود (یک مورد استثنایی)، مغلطه‌ای اتفاق نمی‌افتد. 

مثال: می‌دونم وزنم زیاده، ولی دارم سعیمو می‌کنم. در حال حاضر صبحانه به جای دوناتی که قبلاً می‌خوردم، گریپ‌فروت می‌خورم. 

منابع: 

Cogan, R. (1998). Critical Thinking: Step by Step. University Press of America.

ترجمه‌ای از: 

Logically Fallacious

انتشاریافته در:

مجله‌ی اینترنتی دیجی‌کالا

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.