بررسی سهگانهی The Hobbit (2012 – 2014) | هابیت تالکین و پیتر جکسون، دو خط موازی که هیچگاه به هم نمیرسند
در جهانی موازی، نسخهای از «هابیت» پیتر جکسون وجود دارد که فیلم خوبیست. این نسخه، بهجای سهگانه، یک فیلم یا شاید هم دو فیلم است، ضربآهنگ درستی دارد، به کتاب وفادار است، جوی صمیمانه و ماجراجویانه دارد و مقیاس آن متناسب با داستانی است که تعریف میکند. این فیلم، یک قصهی پریان است که شبیه به یک قصهی پریان تعریف میشود. اما همانطور که گفتیم، این فیلم به جهانی موازی تعلق دارد. در این جهان، ما یک سهگانهی ۹ ساعته دریافت کردیم (با در نظر گرفتن نسخهی Extended) که آنقدر مسیر را اشتباه رفته و با روح منبع اقتباساش در تضاد است که باعث شد ابهت جکسون پیشمان خدشهدار شود و به او سوءظن پیدا کنیم و دلمان بخواهد از او بپرسیم: «ای کلک، ارباب حلقهها رو چطور اینقدر خوب درآوردی؟»
کتاب هابیت چطور کتابی بود؟
قبل از پرداختن به اینکه چرا سهگانهی «هابیت» پروژهای شکستخورده است، اول باید ببینیم «هابیت» چطور کتابی است.
«هابیت»، انتشاریافته در سال ۱۹۳۷، کتاب کودکان بود. اینجا عبارت «کتاب کودکان» را با لحنی تحقیرآمیز به کار نمیبریم؛ «هابیت» از نظر نثر، درونمایه و طرحریزی پیرنگ اثری باکیفیت بود، ولی هدف تالکین از نوشتن آن، تعریف کردن قصهی پریانی بود که قبل از خواب با صدای بلند برای فرزند خود تعریف میکنید. صدای تالکین به عنوان راوی داستان گرم، صمیمی و هر از گاهی طنزآمیز و بذلهگو است.حتی وقتی اتفاقات خطرناکی نیز در بستر داستان در حال وقوعاند، لحن راوی آرامشبخش باقی میماند، چون تالکین به این حقیقت باستانی واقف است که خطر و آرامش لزوماً با هم در تضاد نیستند؛ گاهی محیط ذهنی امنی که یک داستان فراهم میکند، بهترین بستر برای کودکان است تا در آن با تاریکی روبرو شوند، بدون اینکه این تاریکی لطمهای بهشان وارد کند.
داستان کلی کتاب هم مدرکی دال بر این مدعاست. فردی ریزنقش و در ظاهر بیاهمیت محیط امن و راحت خانهاش را ترک میکند و راهی ماجراجوییای میشود که در طی آن با موجوداتی چون ترول و اژدها روبرو میشود، چیستان حل میکند، شجاعت کسب میکند و در آخر بهعنوان مردی متحولشده به خانه برمیگردد. دنیای داستان خیالانگیز است، ولی اصلاً مقیاس «ارباب حلقهها» را ندارد. حتی اسماگ که قرار است اژدهایی ترسناک و خطرناک باشد، در کتاب پرداختی ظرافتمندانه دارد. او بهخاطر هوش و ذکاوتی که به خرج میدهد خطرناک و باابهت به نظر میرسد، نه ایجاد معرکهای خیرهکننده.
این کتابی بود که جکسون باید اقتباس میکرد. ولی او تصمیم گرفت مسیری کاملاً متفاوت را دنبال کند.
طبق توافق با سایت فیکابوک، این مقاله تا ۵ ماه در انحصار سایت قرار دارد. برای خواندن ادامهی آن به سایت فیکابوک رجوع کنید. بعد از اتمام قرارداد ۵ ماهه متن کامل آن در سایت قرار خواهد گرفت.





















دیدگاه خود را ثبت کنید