راز جذابیت ویچر یا چرا یک فانتزی بومی و لهستانی به پدیدهای جهانی تبدیل شد؟
در سال ۱۹۸۵، یک فانتزینویس لهستانی به نام آندره ساپوفسکی (Andrzej Sapkowski) در یک مسابقهی داستانکوتاهنویسی شرکت کرد که مجلهی فانتزی و علمیتخیلی لهستانی فانتاستیکا (Fantastyka) برگزار کرده بود. او در آن زمان تاجر لباسهای زمستانی بود و در رشتهی اقتصاد تحصیل کرده بود و صرفاً به اصرار پسرش که یکی از خوانندگان پیگیر مجله بود، این کار را انجام داد. داستانی که او در این مسابقه شرکت داد، «ویچر» (The Witcher) نام داشت، داستانی که بازگویی یک قصهی پریان لهستانی بود که در آن شاهزادهخانمی بهعنوان مجازات گناه زنای با محارم والدینش، به یک هیولا تبدیل میشود.
او یک سال برای دریافت نتایج مسابقه صبر کرد و کاشف به عمل آمد که سوم شده است. ساپوفسکی از این نتیجه راضی نبود، چون احساس میکرد داستانی که عرضه کرده، بهترین داستان مسابقه است و داوران صرفاً بهخاطر اینکه ادبیات فانتزی را جدی نمیگرفتند، مقام سوم را به آن اختصاص دادهاند. خوانندگان نیز حسی مشابه داشتند، چون بازخوردی بسیار مثبت به این داستان نشان دادند و ساپوفسکی نیز در پاسخ به تقاضای آنها، داستانهای بیشتری در آن دنیا نوشت.

این داستانِ خلق «ویچر»، مجموعهی فانتزی تاریک با ضدقهرمان موسفیدش گرالت است که به شهرتی باورنکردنی در سرتاسر دنیا دست پیدا کرده است. احتمالاً در آن دوره ساپوفسکی در خواب هم نمیدید که داستان کوتاهش دربارهی یک هیولاکش موسفید به پدیدهای که اکنون میشناسیم، تبدیل شود. آنچه این موفقیت را قابلتوجهتر جلوه میدهد این است که اصولاً در دنیای ادبیات گمانهزن، انگلیسیزبان نبودن یک مانع بزرگ برای جهانی شدن است. بدون ناشرهای لندنی و نیویورکی، بدون قدرت زبان انگلیسی و زیرساختهای انتشاراتی مربوط به آن، راه برای رسیدن به این میزان از محبوبیت بسی دشوار است، ولی «ویچر» آن را بهراحتی پیمود، حتی با وجود اینکه نویسندهی کمی تا قسمتی بداخلاق و مغرورش ممکن بود هر لحظه کار را خراب کند.
سوال اینجاست که چطور؟
طبق توافق با سایت فیکابوک، این مقاله تا ۵ ماه در انحصار سایت قرار دارد. برای خواندن ادامهی آن به سایت فیکابوک رجوع کنید. بعد از اتمام قرارداد ۵ ماهه متن کامل آن در سایت قرار خواهد گرفت.



















دیدگاه خود را ثبت کنید