#17 Appeal to Anonymous Authority

تعریف: مغلطه توسل به منبع ناشناس موقعی پیش می‌آید که منبعی ناشناس یا نامشخص به‌عنوان مدرکی برای صحت ادعا استفاده شود. استفاده از عباراتی مثل «می‌گن که…»، «شنیدم که…»، «تحقیقات نشون می‌دن…»‌ و جمع بستن متخصصان مثل «دانشمندها می‌گن که…» نمونه‌هایی از این مغلطه هستند. وقتی منبع به طور دقیق مشخص نشده باشد، نمی‌توانیم درستی یا نادرستی آن منبع، و در نتیجه ادعایی را که بر اساس آن مطرح شده بررسی کنیم. توسل به منابع ناشناس اغلب حقه‌ای برای جعل، بزرگنمایی یا اشتباه جلوه دادن حقایق و گول زدن بقیه برای پذیرفتن ادعای مطرح‌شده است. بعضی مواقع، این حقه به صورت ناخودآگاه انجام می‌شود و همیشه عمدی نیست.

معادل انگلیسی: Anonymous Authority

معادل‌های جایگزین: منبع ناشناس

الگوی منطقی:

شخص ۱ خیلی وقت پیش‌ها از یک نفر شنیده بود که X صحیح است.

بنابراین X صحیح است.

مثال ۱:

می‌دونی، می‌گن اگه آدامس قورت بدی، هفت سال طول می‌کشه تا کامل هضم شه. بنابراین سعی کن آدامس قورت ندی!

توضیح:‌ آن کسانی که «می‌گن» طبق معمول اشتباه «می‌گن». درست است که آدامس قابل هضم شدن نیست، ولی بدن انسان آن را درسته دفع می‌کند. آدامس ۷ سال آزگار در بدن باقی نمی‌ماند. استفاده از عبارت «می‌گن که…» یکی از نمونه‌های رایج این مغلطه است.

مثال ۲:

عمر ۱۳.۷ میلیاردساله‌ی دنیا یه توطئه‌ی بزرگه. من یه بار مقاله‌ای خوندم که توش نوشته بود یه سری دانشمند مهم و کاربلد مدرکی محکمه‌پسند پیدا کردن که ثابت می‌کنه دنیا ۶۰۰۰ سال پیش خلق شد، اما از ترس از دست دادن شغلشون، مجبور شدن سکوت اختیار کنن!

توضیح: اگر ما ندانیم این دانشمندان چه کسانی بودند، یا ماجرای کشفیاتشان در کدام مقاله منتشر شده، نمی‌توانیم صحت مدرک ارائه‌شده را بررسی کنیم. بنابراین، نمی‌توانیم آن را بپذیریم.

استثنا: بعضی مواقع برای بیان حقایق پذیرفته‌شده نیز از عبارات رایجی که بهشان اشاره شد استفاده می‌شود. بنابراین، اگر منبع ناشناس برای بیان یک حقیقت پذیرفته‌شده به کار گرفته شود، باید آن را به‌عنوان مدرک پذیرفت.

مثال: اقلیم زمین در حال تغییر است و همیشه در حال تغییر بوده. تقریباً همه‌ی دانشمندان موافق‌اند زمین در حال گرم شدن است، اما درباره‌ی دلایل دقیق گرمایش زمین، و همچنین درباره‌ی تصمیمات سیاسی‌ای که باید درباره‌اش گرفت، بحث وجود دارد.

راهنمایی: از عبارت «می‌گن که…» بر حذر باشید.

منابع:

Greenwell, W. S., Knight, J. C., Holloway, C. M., & Pease, J. J. (2006). A Taxonomy of fallacies in system safety arguments. Retrieved from https://ntrs.nasa.gov/search.jsp?R=20060027794

ترجمه‌ای از:

Logically Fallacious

انتشاریافته در:

مجله‌ی اینترنتی دیجی‌کالا

4 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. سَدان says:

    نه منظورمو بد رسوندم، خیلی بد بیان کردم :)) منظورم این نبود که بنت اینجا خودش دچار مغلطه شده، منظورم دقیقا همونایی بودن که شاید بیش از حد این مغلطه رو تو حرف بقیه میبینن تا جایی که خود علم رو هم زیر سوال میبرن.یعنی اون استثنا رو نادیده میگیرن.شاید باید اینجوری میگفتم که وقتی میخوایم این مغلطه رو پیدا کنیم بعضی وقتا زیاد راحت نیس که تشخیص بدیم این “حقایق پذیرفته شده” چیا هستن و اگه نتونیم به خوبی تشخیص بدیم که این حقیقت پذیرفته شده یا نه دچار یه مغلطه ی دیگه شدیم که اسمش نمیدونم چیه :v

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      حالا منظورتو متوجه شدم.

      و کاملاً داری درست می‌گی.

      مغلطه‌های مادی (Informal) مرز مشخصی ندارن و برای تشخیص دادنشون و پرهیز از به کار بردنشون باید common sense قوی داشته باشی.

      پاسخ
  2. سَدان says:

    جالب اینجاس که استثنای این مغلطه حالت برعکس هم میتونه به خودش بگیره (یعنی خودش تبدیل شه به یه مغلطه ی دیگه). یعنی بعضیا هم استثنای این مغلطه رو مغلطه میدونن.
    مثلا بنت اینجا مثال اورده که
    “اقلیم زمین در حال تغییر است و همیشه در حال تغییر بوده. تقریباً همه‌ی دانشمندان موافق‌اند زمین در حال گرم شدن است، اما درباره‌ی دلایل دقیق گرمایش زمین، و همچنین درباره‌ی تصمیمات سیاسی‌ای که باید درباره‌اش گرفت، بحث وجود دارد”

    بعضیا شاید بگن کی میگه که زمین داره گرم میشه یا کی میگه زمین گرده؟ چطور این حقایق “پذیرفته شده میشن”؟
    پس اینکه تعیین کنیم چه حقایقی پذیرفته شده هستن همیشه کار راحتی نیس (مگه اینکه روشون تحقیق کنی تا برات اثبات شن).

    چقد بد منظورمو رسوندم :))

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      اون مغلطه‌ای که ازش حرف می‌زنی اسمش مصادره به مطلوب یا Begging the Question هست. وقتی یکی طوری درباره‌ی یه چیزی حرف می‌زنه که انگار حقیقت غیرقابل‌انکاره و همه پذیرفتنش، ولی واقعآً اینطور نباشه.

      ولی اینجا بنت مرتکب این مغلطه نشده و کسی هم نمی‌تونه ازش این ایرادو بگیره، چون توی مثالش ذکر کرده که «طبق نظر دانشمندان» زمین در حال گرم شدن است و توی بحث‌های مربوط به گرمایش زمین هم آمار توافق ۹۷ الی ۹۸ درصدری پیرامون دخالت انسان توی گرمایش زمین معروفه و من بارها توی موقعیت‌های مختلف بهش برخورد کردم. به عبارت دیگه روی اثبات این قضیه به قدر کافی تحقیق شده و اگه کسی بخواد زیر سوال ببرتش، باید کلاً علم رو زیر سوال ببره.

      دلیل این‌‌که این همه بحث سر این قضیه وجود داره اینه که دانشمندا مطمئن نیستن تاثیر دخالت فعالیت‌های انسانی توی گرمایش زمین چقدره و آیا می‌شه در این مقطع اقدام موثری برای پیش‌گیری انجام داد یا نه.

      پاسخ