Nameless Wiseman: laugh
Artin: cry نوموخوام
Nameless Wiseman: آه. اگه بهش نگفتم silly
Artin: دختره بی؟؟؟ هنوز نیومده میگه باید شبا بخوابیsad
Artin: عزیزم...این رژیم غذایی که در پیش گرفتی شایسته مقام شامخ شما نیست.feel_peace نخور
Nameless Wiseman: اووویییی دهنتو آب بکش
Nameless Wiseman: laugh
Artin: باوشه
Artin: چه خبرا؟
Nameless Wiseman: و اندر مصائب عاشقی ....laugh
Artin: نه بابا...خوبه ...
Nameless Wiseman: خوبه ؟ تو الان کوری بدبخت .smile
Artin: laugh آره خوب لاو ایز بلایند!
Artin: فقط اگ په گفت شبها باید بخوابی سه طلاقش میکنم!
Nameless Wiseman: Fall in Love
Artin: چه کار میکنی با گرونیا!!!
Nameless Wiseman: سه طلاقه ؟ اونم با این قیمت سکه .؟ واو
Artin: من هرکه سکس منظم دارم با دلار و سکه
Artin: مهریه نمیخوادsilly
Nameless Wiseman: چقدر خریدی ناقلا؟
Artin: هیچی! فعلا 20 تا ریختم تو بورس
Artin: چهارشنبه خریدم
Artin: 7 درصد سود کردم
Artin: تو کل هفته پیش هم 20 درصد سود بردم
Nameless Wiseman: بورس ؟ اونم تو این اوضاع ؟
Artin: بورس ععالیه رشدش الان
Artin: هر کی فولاد و پتروشیمی خریده هفته پیش 23 درصد سود برده
Nameless Wiseman: امیدوارم . من که به معنای واقعی کلمه تباهم .
Artin: لماذا؟
Artin: همین که زن نمیخوای بگیری تو این شرایط یعنی خوشبختی
Nameless Wiseman: بیکاز میخوام ولی نمیتونم
Nameless Wiseman: آه
Artin: چی میخوای؟
Artin: یه کار؟
Nameless Wiseman: خیلی چیزا
Nameless Wiseman: آدرس اینجا رو که بهش ندادی ؟laugh
Artin: نه خخخ
Nameless Wiseman: یه وقت تنبیهت نکنه ؟laugh والا
Artin: نه نمیکنه نترس
Nameless Wiseman: آه کازا
Artin: laugh-big
Nameless Wiseman: یادت هست چند وقت پیش بهت چی گفتم ؟
Artin: درباره؟
Nameless Wiseman: گفتم که در دوسال آینده یا میگیری یا برات میگیرن.
Artin: laugh اه خدای من
Nameless Wiseman: گویا که این دفعه قضیه جدی تر از دفعات قبله
Artin: کشکی کشکی الکی شد بابا
Artin: آره
Nameless Wiseman: نمیدونم چرا به من ایمان نمیاورید
Artin: تا حالا این مدلیش رو تجربه نکرده بودم
Nameless Wiseman: راست گفت خردمند بینام بلند مرتبه .
Artin: shy laugh-big
Artin: ولی خیلی به شانس بستگی داره
Artin: نمیشه براش زمان گذاشت
Nameless Wiseman: آه
Artin: بی خیال. دیگه چه خبر؟!
Artin: sad چجوری زنده بمونیم تا چند سال دیگه!
Nameless Wiseman: هوچ
Nameless Wiseman: فعلا یه کتاب جدید دارم
Artin: چه کتابی؟
Artin: باورت میشه 4 5 ماهه یه خط کتابم نخوندم
Nameless Wiseman: بیداری ایمان در مهایانا.
Artin: laugh-big ریدم امسال رسمن
Nameless Wiseman: نوشته اشوا گوشا.
Artin: درباره چیست؟
Artin: آها
Artin: برای اوشو
Nameless Wiseman: نه بابا
Artin: دیدم
Nameless Wiseman: اوشو کدوم خ...یه
Artin: متن کهن بودایی
Artin: چه مودب شدی...جوون
Nameless Wiseman: آری
Artin: خر رو کامل بگو عمو...laugh-big
Artin: اه راستی
Artin: دیشب شاهد زایمان گوسفند بودم
Artin: خیلی جالب انگیز بود!
Nameless Wiseman: هر وقت تو دختره بی... رو کامل گفتی scared
Nameless Wiseman: آره واقعا قبلا دیده بودم.
Artin: اون خر نیست خوب..قراره زنم شه مثلا
Artin: داشتم بالا میوردم فقط
Artin: silly
Nameless Wiseman: آه خدای من ، زنشه مامانم اینا
Artin: laugh-big
Artin: legh v, k'hi ;k nd'i o,f
Nameless Wiseman: تولد و مرگ هر دوشون با کثافت کاری همراهن
Artin: مثلا رو نگاه کن دیگه خوب!
Artin: مرگ باز تمیز تره تا تولد
Nameless Wiseman: اوه مامانم اینا
Nameless Wiseman: نه آرتین
Nameless Wiseman: تمدن همه چیز رو ایزوله کرده
Nameless Wiseman: موقع مرگ طبیعی هم کثافت کاری وجود داره
Artin: از نظر موندن نعش روی زمین؟
Nameless Wiseman: هم اون و هم قبلش
Artin: قبلش چیه؟ خوب ممکنه طرف سکته کنه بیفته و زمین و خلاص
Nameless Wiseman: وقتی عضلات شل میشن اختیارشون رو از دست میدن و....
Artin: اها....خوب اونم من جز بعدش گرفتم
Nameless Wiseman: هوم
Artin: به نظرت چجوری میمری؟
Nameless Wiseman: نمیدونم ولی سخت نیست واقعا نیست.
Nameless Wiseman: تجربش رو داشتم.
Artin: من نظرم رو سرطان وسکته است.
Artin: مخصوصا سکته
Nameless Wiseman: آه کازا
Artin: چون سخت نبود سه ماه زمینگیر شدی دیگه
Nameless Wiseman: نه اون واسه این بود که نمردم داداشlaugh
Artin: آها
Artin: ولی خوب مرگ خیلی یهویی
Artin: برخلاف تولد
Artin: غول مرحله اخر یهویی وارد زندگیت میشه!
Nameless Wiseman: تولد هم برای تو یهویی بوده نه ؟
Artin: از چه نظر؟
Nameless Wiseman: تازگی ها یه نظریه شنیدم
Artin: چی؟
Nameless Wiseman: برای خود تو یا هر کس دیگه ای تولد یهوییه نیست ؟
Nameless Wiseman: این که کل دنیای ما یه شبیه سازیه .
Artin: از کجا شنیدی نظریه رو؟
Artin: نمی دونم! فکر نمیکنم به اندازه مرگ باشه یهویی
Nameless Wiseman: توی یکی از قسمت های سریال علمی از میان کرمچاله
Artin: دوران جنینی که خوب یاد افراد نمیمونه
Artin: شبیه سازی از چی اونوقت؟
Artin: یعنی شبیه سازی کامپیوتری؟
Nameless Wiseman: ببین اون که نسبت به تولد تو پیش آگاهی دارن بستگانت هستند نه خود تو
Nameless Wiseman: پس برای شخص تو کاملا یهوییه
Nameless Wiseman: مثل مرگ
Artin: ولی من فکر میکنم اگاهی جنین از بیرون بیشتر از گاهی ما از اون دنیاست
Nameless Wiseman: نه نیست
Nameless Wiseman: وانگهی تو به اون دنیا معتقدی ؟
Artin: na
Nameless Wiseman: پس ؟
Artin: نه اونجوری که بهمون تو مدرسه و دین گفتن نه
Nameless Wiseman: همممم
Artin: نه اونجوری که بهمون تو مدرسه و دین گفتن نه
Artin: question
Nameless Wiseman: هممممم
Artin: الان چی کار میکنی؟!
Artin: همینالان الان
Nameless Wiseman: با تو چت میکنم دیگه .تایپ میکنم
Nameless Wiseman: تایپ
Artin: خوب به غیر از اینکه داری با من چت میکین
Nameless Wiseman: کیستی غریبه ؟
Artin: کار دیگه نمیکنی؟
Artin: سلام بی نام و نشون 14118
Nameless Wiseman: نه تو میکنی ؟
Artin: من اره دارم اهنگ گوش میدم
Nameless Wiseman: هوم
Artin: silly
Nameless Wiseman: رم تلفنم پاشید آهنگام پرید
Nameless Wiseman: هادی پاکزاد ام
Artin: تو نت نیست؟
Artin: اه خواستم با گوشیم ان شم....نمیشه
Artin: خخخ دعوام میکنه
Artin: silly
Nameless Wiseman: وای مامان جونم laugh
Artin: laugh آره
Artin: نخند بابا...بعدا باید جواب بدی با کی هستیّ؟
Nameless Wiseman: آه بدبخت عاشق.
Artin: هممم
Nameless Wiseman: یه کتاب میخوندم در مورد علوم خفیه
Artin: بدبخت عاشق نیستم. فقط بهش گفتم منم میخوابم....ناراحت میشه
Artin: الان که میبینم همون بدبخت عاشقم
Artin: خوب
Artin: اسمش چی بود/
Nameless Wiseman: آه کازا و وجدان درد ؟
Nameless Wiseman: تئوری برخورد های جهان های موازی
Nameless Wiseman: یا یه همچین چیزی
Artin: بعد این چجوری به علوم خفیه مربوطۀ؟!
Nameless Wiseman: میگفت که
Artin: آره بابا...چیزی بهم نمیگه...خودم میگم خوابم نبرد بیدار بودم و ...ولی ترجیح میدم فکر کنه خوابم
Nameless Wiseman: دو خط موازی در فضای دو بعدی همدیگرو قطع نمیکنند
Artin: تو سه بعدی فضا خمش داره
Nameless Wiseman: اما در فضای سه بعدی یا بیشتر امکان داره روی هم بیافتن
Nameless Wiseman: خیلی از برخورد های سوپرنچرال در واقع برخورد های گاه به گاه دنیاهاست
Nameless Wiseman: واقعا کی می دونه چند تا خط موازی وجود داره.
Artin: چرا ماورا الطبیعه همیشه برای ما ترسنامه؟
Artin: هیچ وقت خوشایند نیست
Artin: هست؟
Nameless Wiseman: چون ناشناخته س
Nameless Wiseman: این ترس غریزی ماست از شب های بشر اولیه.
Artin: ناشناخته هست خوب قبول
Artin: ولی چرا زیبا نیست/
Artin: ؟
Nameless Wiseman: زیبایی چیه ؟
Artin: یبارم نشده تعریف بشنوم من از حس خوب دیدن موجودات ماورایی
Artin: بیشتر چیزای زشت میبینن
Nameless Wiseman: فرشته ها و پری ها ؟
Artin: کلا
Artin: و همه موجودات دیگه مثل هیولاهای دریا
Nameless Wiseman: برای هزاره ها شب برای گونه ما جای امنی نبوده
Artin: ماورا مگه فقط تو شبه!؟
Nameless Wiseman: و ما موجودات آبزی نیستیم خودمون رو به دریا تحمیل کردیم
Artin: khoob
Nameless Wiseman: خوب چی ؟
Artin: چه ربطی داشت موجود شب بودن و غیر ابزی بودن ما
Artin: به زیبا نبودن جک و جونورهای ماورایی
Nameless Wiseman: ترس ما از شب و آب های عمیق باید یه طوری خودش رو نشون بده دیگه
Artin: خوب باشه ولی مثلا ما دلفین میبینیم نمی ترسیم
Artin: چرا موجودات ماورایی ترسناکن همه
Artin: همشوم زشتن
Nameless Wiseman: با قصه و تخیل و افسانه ترس هامون رو توجیه می کنیم و بهشون شکل مادی میدیم
Nameless Wiseman: کسی تو آزمایشگاه جن و بختک و نسناس ندیده؟ دیده؟
Artin: همم
Artin: نه. جایی دیده نشدن
Artin: میگم حالا چرا از ماوارا من یه پری دندونی قشنگ نمیبینم؟
Artin: همش یه جن باید ببینم میخواد درم بذاره
Nameless Wiseman: چون فرهنگت یه همچین چیزی رو نداره یا نداشته .
Nameless Wiseman: فرهنگ محیطیه که توش بزرگ شدیم.
Nameless Wiseman: آه راستی
Artin: بله
Nameless Wiseman: قهوه فرانسوی کیلو 80
Nameless Wiseman: چه خبره بابا omg
Artin: اره
Artin: من که نمیخورم و نمی خوردم
Nameless Wiseman: دیگه وسعم نمیرسه
Nameless Wiseman: آه همه شیاطین .
Artin: اساتید اقتصاد گفته اند که
Artin: قهوه اصلا برای بدن بده خخخ
Artin: ببین با این نظریه جهان های موازی طبعا یه چیزی مثل جن
Nameless Wiseman: هوم
Artin: توانایی سفر بین دو تا جهان رو داره دبگه
Nameless Wiseman: نه لزوما
Artin: یعنی ما اتفاقی میبینیمشون؟
Nameless Wiseman: وقتی دوتا دنیا به صورت موقت روی هم میافتن ممکنه برخورد های نوع سوم پیش بیاد خخخ
Nameless Wiseman: .
Artin: خوب چه وقت اینطوری میشه؟
Nameless Wiseman: من چه میدونم . البته نویسنده کتاب هم نمیدونست
Nameless Wiseman: laugh
Artin: ای بابا
Nameless Wiseman: البته یه چیزایی راجع به زمان های جادویی در اقوام و فرهنگ ها نوشته بود
Artin: که چین؟
Nameless Wiseman: اعتدال ها انقلاب های نجومی ، روزهای مربوط به مادر زمین و این حرفا دیگه
Artin: اها
Artin: ولی باید راهی برای سفر بین ابعاد باشه خوب
Nameless Wiseman: وای بر من کازا ساعت چهار صبحه هر دو تایمون باید بریم بکپیم
Artin: من باید 7 بپاشم
Artin: laugh-big
Nameless Wiseman: امیدوارم تو خوابت پری دندونی ببینی laugh
Nameless Wiseman: شب خوش .
Artin: قربونت برم من خودم پری دارم خخخ
Artin: شبت بخیر
Nameless Wiseman: وای مامان جونم پری داره
Nameless Wiseman: از برابر چشمانم دور شو .
Anonymous14131: silly
M0sy: این آرتین حقیقتا بدبخت شد رفت
M0sy: به یه نفر امید داشتم که اونم پر پر شد
Anonymous14143: کاملا درسته ، آرتین دیگه یه مورد از دست رفتس . laugh
Mehran: من باز اینجا سر و کلم پیدا شد silly
A: سلام!
Mehran: سلام عزیزم
Mehran: anonymous14142
Mehran: چطوری
A: چطوری؟ : D
A: مرسی
Mehran: قربانت D:
A: چه خبر؟ D :
Mehran: توهم مث من ناشناسی یا ناشناس اومدی شناخته نشی؟ laugh
Mehran: چی نوشتم
Mehran: بذار از اول بگم
A: laugh
Mehran: laugh
A: من آرشیا هستم
Mehran: داداش معرفی نمیکنی؟
Mehran: چاکر آقا ارشیای گل
A: مرسی
Mehran: عزیز من تازه واردم
Mehran: از خودت بگو
A: اهل کجایی؟
Mehran: از فضای بچه های اینجا
A: آره میدونم چتت رو با مسی خوندم
Mehran: بچه ناف تهرون smile))
A: خوشبختم smile
Mehran: چاکرتیم
A: چطوری به اینجا رسیدی؟
Mehran: داداش از خودت بگو اینجا چکار میکنی
Mehran: سوالا چقد شبیه همه : ))))
A: laugh
Mehran: انگار با خودم دارم چت می‌کنم laugh
A: من اسفند 2 سال پیش بود اومدم اینجا
A: البته اون زمان وبلاگ بود
A: laugh
A: سر ترجمه مترو با فربد آشنا شدم
Mehran: من هنوز مترو رو نگرفتم یعنی میدونی هی امروز فردا میکنم
A: حالا تو بگوsilly
Mehran: چطوریاست رمانش
A: من که خیلی خوشم اومد
A: تو بخش favorite
A: ـم هستش
A: تو چطور اومدی اینجا؟
A: الو
Mehran: شرمنده من یهو کار واجب پیش اومد از پای لپ تاپ پاشدم
A: : )
Mehran: پس واجب شد بگیرمش
A: اره بگیر حتما
A: فربد یه قسمت از خود کتاب رو گذاشته
A: میتونی بخونی ببینی خوشت میاد یا نه
Mehran: منم یه دوره کتابای دارن شانو میخوندم بعد رمان زام بیش رو تو نت گرفتم ترجمه فربد بود
Mehran: دیگه ازونجا کاراشو دورادور دنبال کردم
A: اها
Mehran: ولی انقد الان کار ریخته سرم اصن زندگیم رو هواست وقت نمی‌کنم رمان بخونم
Artin: همم
A: چند سالته؟
Artin: سلام مهران خوبی؟
A: کیستی؟!
Artin: معرفی میکنی؟ تا به حال ندیدمت این ورا؟
Mehran: شماها چجوری منیج می‌کنید کتابم میخونید فیلمم می‌بینید کارم می‌کنید اینجا هم هستید اونجا هم هستید laugh
A: کیستی غریبه؟
Mehran: سلام 14153 عزیز
Artin: سلام مهران جان
Mehran: نقاب از چهره بردار عزیزم ببینیم کیستی laugh
A: question
Mehran: من برم میام
A: برو
Artin: آرشیا...چه گیری دادیا! بذار میخوام اختلاط کنم دو کلوم!
Artin: laugh
A: زود تند سریع خودت رو معرفی کن
A: laugh
Artin: وای هول شدم
Artin: بذار زور بزنم
Artin: امممممممممممم آرتینم
A: laugh
A: آرتین باشگاه کتاب خونی کودک 44 رو راه بنداز
Artin: چی شد اون قضیه؟ دیدی،
Artin: من فعلا در احوالات خودم موندم فدات شم
A: laugh
Artin: بذار کات کنم با طرف
A: نه هنوز
Artin: اگه کات کردم 24 ساعته تو کتابم
Artin: feel_peace laugh
A: laugh
A: همون بهتر 24 ساعته تو کتاب نباشی
Artin: می خارم
Artin: sad
A: کجاتو؟
Artin: دماغم
Artin: sad
A: no
Artin: تخم مرغ برشته خوردم
Artin: با سیر و جوز هندی
Anonymous14154: سلام بر نکبات چگونه اید .
A: کیستی؟
Artin: بینام
A: تخم مرغ برشته؟
Artin: silly
Anonymous14154: آری ای مورد از دست رفته laugh
Artin: آره تخم مرغ برشته است اسمش
A: چه شلوغ شده
A: سلام بینام
Artin: خوب من بزنم شما دو تا بیاین وسط
A: تخم مرغ برشته دیگه چیه؟ نشنیدم
Artin: خوب من بزنم شما دو تا بیاین وسط
A: laugh
Artin: یه چیز کوفتیه!
Anonymous14154: نه کازا نرو
A: حاج بینام اهل این کثافت کاریا نیست
Artin: تخم مرغ رو با پنیر لیقوان و سیر و جوز هندی و اگه خواستی می شوید میزنی...بعد سرخ میکنی
A: اها
Artin: کمی شوید
A: پنیر بد نمیشه؟
Anonymous14154: پنیر پیتزا نمیشه ؟
Artin: ki
Artin: نه
Artin: پنیر لیقوان
Artin: خوشمزه میشه
Artin: ولی به شدت چربه
Anonymous14154: چیرا آخه cry
Artin: پنیر پیتزا کلا عوض میکنه قضیه رو
A: چربهoffended سوسول
Artin: اگه میخوای پنیر پیتزا بزنی...باید نون تست هم بذاری روش...اروم بپزه
Artin: برای من پیرمرد چربه
Artin: silly
Anonymous14154: طرف بفهمه دعوات نمیکنه ؟laugh
A: laugh
Artin: laugh
Artin: نه! قاشق داغ میذاره رو دستم
Artin: offended
Anonymous14154: آخی آخی
A: cleaver
Anonymous14154: مقاله برگزیده این هفته ویکی پدیا : نبرد حطین .
Anonymous14154: من میرم
A: تازه اومدی
Artin: sad حطین چیه
Mehran: دو دقیقه رفتم اومدم اینجا رو کردید آشپزخونه‌ها offended
Mehran: laugh
Artin: دیگه!
Mehran: مخلص آقا آرتین گل
Mehran: داداش معرفی کن خودتو من تازه واردم
Artin: تو باید معرفی کنی الانا
Mehran: اهل کجایی
Artin: sad
Mehran: حالا نمیشه من بپرسم؟ D:
Artin: نه جون تو اصلا راه نداره!
Artin: laugh
A: laugh
Mehran: خب پس بذارید من بگم
Mehran: از کجا بگم D:
Mehran: یکی یه ورقه سوال بده دستم
A: سنت رو نگفتی...
Mehran: سخته اینجوری
Mehran: من سال آخر لیسانسم
A: چه رشته ای؟
Mehran: نرم افزار می‌خونم
Mehran: ولی کلا دایره علاقه مندیم گستردست
A: چه رشته ای؟ : )
Artin: اینجا رو بکنیم فروم نرم افزار
A: اها : )
Mehran: یعنی یه سرم تو سیاسته
Artin: گفتی نصفه و نیمه ترجمه میکنم و
Mehran: یه سر فلسفه
Mehran: یه سر سینما
Artin: کد میزنم
Artin: سن؟
Mehran: آره یه سر ترجمه
Artin: laugh مولتی مدیایی!
A: laugh
Mehran: آرتین گفتم سال آخر کارشناسی پیوسته خودت حدس بزن دیگه مومن : )))
Artin: من از کجا بدونم پشت کنکور نموندی خوب
Artin: silly
Mehran: اره تعریف مولتی میدیا دقیقا خود منم laugh
Artin: کجا میخونی؟question
A: آرتین باز شروع کرد
A: laugh
Mehran: نه نموندم همون یه سال کنکور برا من بس بود : ))))
Artin: آرشیا ....شات آپ
A: laugh
Artin: مهران کجا میخونی؟
Artin: میخوام اشنا در نیایم فقطoh_please
Mehran: حاجی یکم شماها بگید دیگه من تا اینجا فقط شجره ناممو نذاشتم هنوز : ))
Mehran: نه بعیده
Artin: حالا بگو نمی خوریمت
Artin: silly
Mehran: من ازونجایی که کنکورو ریدم آزاد میخونم laugh
Artin: خیلیم عالی
Ar: آزاد کجا؟
Mehran: سیستان و بلوچستان
Artin: laugh-big تهران شکال جنوب مرکز ...از این سه تعدی نمی کند
Mehran: smile
Ar: laugh
Mehran: نوبت شماهاست D:
Ar: چرا اونجا مهران؟
Artin: خوب: من 27 ام. ارشد فیزیکم. پارسال از دکتراش انصراف دادم. اسمم آرتینهlaugh آها تهرانم هستم
Mehran: ارشیا بریز رو دایره
Mehran: آرتین سربازی سرش گرده آره؟ D:
Mehran: معافی؟
Ar: یعنی چی؟
Artin: نه کارت پایان خدمت دارم
Mehran: یعنی خودتو معرفی کن : )))
Artin: منظورم همون معافیت بود
Mehran: پس آشخور بودی یه مدت آرتین؟ D:
Ar: منم قراره عمران بخونم : )
Mehran: عه
Artin: هرگز
Mehran: ارشیا کنکوری؟
Mehran: سال دیگه؟
Ar: نه همین امسال میرم دانشگاه
Artin: چطور با اینجا اشنا شدی؟
Mehran: به سلامتی ایشالله
Ar: مرسی
Mehran: آرتین جان اگه با منی بالا نوشتم دو سه باری
Artin: همم..ببخشید
Mehran: یا حضرت جن
Artin: چرا
Mehran: تو رو نشون نمیده
Mehran: فقط منم تو لیست
Mehran: scared
Artin: laugh-big
Artin: باگه...رفرش کن
Mehr4n: ارشیا
Artin: ارشیا لفت دا نیست
Anonymous14159: scared
Artin: question
Nameless Wiseman: من برگشتمlaugh
Mehraan: silly
Mehraan: آرتین اسمتو تو لیست نشون نمیده یه دور برو بیا
Mehraan: ولی قشنگ معلومه فربد خودش کار داره نمیاد اینجا رو گذاشته ما علافا ول بگردیم : )))))))
Nameless Wiseman: حطین یه منطقه تپه ای تو سوریه س که صلاح الدین اونجا پادشاه اورشلیم رو شکست داد و اسیرش کرد
Artin: اها
Nameless Wiseman: آره
Artin: بذار همینجوری جنی بمونم
Artin: ه
Artin: خوبه
Artin: silly
Nameless Wiseman: ببینم تو باز رفتی تو جلد مامور کی جی بی ؟
Nameless Wiseman: ببینم میتونی مهران رو فراری بدی یا نه ؟laugh
Artin: من!
Artin: من به کسی کاری ندارم
Nameless Wiseman: او
Artin: sad
Artin: این گوشه نشستم برای خودم دارم کار میکنم
Artin: cry_big هی فرافکنی میکنید دربارم تو و موسی
Nameless Wiseman: * تو ! خود تو .laugh
Nameless Wiseman: رفتش نه ؟ دوباره ما موندیم فقط .
Mehraan: نه من همینجام D:
Artin: همش شایعه است!
Artin: گوشم درد میکنه!
Artin: اه
Artin: مهران چندتا از کتابهای مورد علاقت رو بگو
Nameless Wiseman: چی شایعس
Nameless Wiseman: laugh
Mehraan: کتابای مورد علاقه ... همم
Artin: ک.گ.ب بودن من
Mehraan: مثلا An introduction to Database Systems
Mehraan: laugh
Nameless Wiseman: آه خدای من . ریلی .؟
Mehraan: واقعا یادم نمیاد آخرین کتاب داستانی که خوندم
Artin: پایگاه داده دوست داری الهی
Mehraan: آره باو دور و برم همه کتابای دانشگاهیه
Artin: چه زبانی بیشتر کد میزنی؟
Artin: سی و خانواده یا جاوا
Mehraan: جاوا
Nameless Wiseman: خوبه اول درس
Mehraan: دارم برا ارشد میخونم
Artin: laugh برای ارشد! خیلیهم خوب
Mehraan: نخند مسخره laugh
Mehraan: همه که معافیت ندارن laugh
Mehraan: اها اها یه کتاب یادم افتاد
Mehraan: جزء از کل
Artin: من خونده بودم الان معافیت تحصیلی داشتم خوب
Mehraan: استیو تولز
Artin: feel_peace عالیه
Mehraan: اینو تا نزدیکای اخراش خوندم خیلی مشتی بود
Mehraan: متاسفانه دیگه بقیشو نرسیدم بخونم
Nameless Wiseman: این کتابه چه طوریه .
Mehraan: laugh
Mehraan: 14160 عزیز معرفی نمیکنی؟
Nameless Wiseman: اسمشو زیاد شنیدم
Artin: 52 چوق پولشه
Mehraan: هولی شت
Nameless Wiseman: وای نگوsad
Mehraan: چقد گرون شده کتابا
Nameless Wiseman: فاک
Artin: به قول فربد سانسور زیاد داره منم نصفه خوندم توفیق نشد ادامش بدم خانمم نمیذاره
Mehraan: به به پس متاهلی
Mehraan: دیگه رفتی زیر بار زندگی
Artin: sad نههههههههههههههه
Nameless Wiseman: به کتاب هات هم کار داره . ای بدبخت عاشق laugh
Mehraan: چرا شوکه شد D: فک کنم خبر نداشت زن گرفته
Mehraan: آرتین زنده ای؟ laugh
Nameless Wiseman: تا اینجا شده غذا و خواب و کتاب .
Mehraan: حاجی نقاب از چهره بردار ببینم کیستی
Artin: laugh به این که کجا میرمم کار داره خر نداری
Nameless Wiseman: لباسات چطور به اونا گیر نداده هنوز .laugh
Artin: بینام با شماست ها..دایورت نکن جواب بده
Artin: نه لباسام اکیه....فقط گیر میده چرا دکمه بالا بالایی رو هم میندازی
Nameless Wiseman: تو زحمتش رو بکش بی زحمت
Artin: چی برات بگم مهران جان
Nameless Wiseman: وای مامانم اینا
Artin: laugh
Mehraan: حق داره خو نبند اون لامصبو laugh
Mehraan: هر چه دل تنگت میخواهد بگو عزیزم
Mehraan: آمارشو همرو بده
Mehraan: laugh
Artin: اسم نامعلوم. مکان: نامعلوم (یه شهر صنعتی که جمعیتش از شهرهای اطراف بیشتره ولی خوب واحدهای صنعتی اطرافش چند سالیه تعطیل شدند در ضمن انار هم داره شهره
Nameless Wiseman: آه آمار.
Artin: 32 ساله. یه برادر و یه خواهر داره. کارشناسی حقوق
Artin: علاقه مند به کتب بودایی. (ولی خوب تقریبا هفته ای یه کتاب معرفی میکنه)
Nameless Wiseman: و....
Mehraan: پسر اینجا چقدر تنوع گونه داریم
Artin: سیگار میکشه. تا به حال ی شکست عشقی داشته...بعد از اون دیگه سعی کرده طرف تجربش نره.
Artin: از یک خانواده تقریبا مذهبی (هر چند خودش ناخداباوره)
Artin: و ..... الان حضور ذهن ندارم متاسفانه
Mehraan: فکر نمی‌کردم تا این حد دقیق بشی دیگه : )))))
Mehraan: نایس برا
Nameless Wiseman: به ک گ ب گفته زکی .
Mehraan: بینام جان خوشبختم
Artin: خودش گفت معرفی کن...منم مدل خودم معرفی کردم!
Mehraan: آره زده رو دست اف بی آی laugh
Nameless Wiseman: تازه حضور ذهن نداشت .
Mehraan: من ولی حافظم ضعیفه
Artin: sad
Nameless Wiseman: من خوشبختم مهران
Mehraan: اگه بعدا سوال تکراری پرسیدم شماتت نکنید laugh
Nameless Wiseman: * منم
Mehraan: آرتین فیزیک حوزه کاریش چیه؟
Mehraan: معلمی؟
Artin: laugh دقیقا بیکاری!
Mehraan: من از فیزیک فقط معلمی تو ذهنمه laugh در این حد فقیرم تو این زمینه
Artin: آره تدریس میکردم پارسال.
Nameless Wiseman: آه ه ه ه
Artin: دقیقا همینه که میگی
Mehraan: چرا فیزیک
Mehraan: علاقه؟
Mehraan: یا تقدیر
Artin: علاقه رو شک دارم واقعا فقط اپلای باهاش اسون تره
Mehraan: واقعا اگر میتونی بگیر برو
Artin: اونم که ... فعلا مالیده
Mehraan: نمون
Artin: چشم
Mehraan: فیزیک توی حوزه موشکی اینا هم کاربرد داره دیگه درسته؟
Mehraan: یا فقط مختص بچه های هوا فضاست؟
Artin: تو ایران همونه که گفتم
Artin: وگرنه همه جا میشه ازش استفاده کرد
Artin: تو پزشکی حتی
Artin: به هر حال من کسب و کارهای دیگه ای دارم
Mehraan: چیا
Mehraan: یکم منم فضولی کنم laugh
Artin: laugh نه دیگه بذار وارد بشی بعد استپ بای استپ
Mehraan: silly
Artin: یکیش خرید و فروش ملک
Artin: یکیش که تازه تو خطش اومدم سرمایه گذاری بورسه
Mehraan: ایولا
Artin: یکیش سرمایه گذاری تو دامداریه
Mehraan: بورس من خیلی دوست دارم
Artin: یکیشم گه گااه تدریسه
Mehraan: ولی تو این وضعیت خطری نیست؟
Artin: پروژه درسی فیزیکم انجام میدم گاهی
Mehraan: یهو بازار سقوط کنه به فاک بریم laugh
Artin: الان بهترین زمان برای بورسه
Mehraan: نه خوشم اومد نایس
Artin: تا 2 3 ماه آتی
Mehraan: ولی اینا سرمایه میخواد
Artin: امروز تو فرابورس سهام خصدار برای کشتیرانی خریدم...10 درصد سود کردم
Artin: خصدرا
Mehraan: پشمام
Mehraan: به معنای واقعی کلمه
Mehraan: ولی درست نمیفهمم تو این وضعیت اقتصادی
Mehraan: چطور شاخص بورس اینجوری استخون ترکونده
Artin: به خاطر اینکه نرخ سهام فولاد و پتروشیمی رو ازاد کردن
Artin: چون قراره دلار دولتی هم از 4 بشه 7
Artin: نرخ سهام شرکت های ماشین سازی و بورس کالا هم میکشه بالا
Artin: ولی 10 درصد سود برای فرابورس ها!
Artin: بورس عادی بین -5 تا 5 درصد سود داره
Mehraan: اره حواسم هست
Artin: الانم من 20 تومن بیشتر سرمایه نریختم تو بورس
Mehraan: ولی هرچی فکر میکنم بازم ریسکه laugh
Artin: بالاخره باید ریسک کرد
Artin: من تا هفته پیش 2 تومن بیشتر نداشتم تو بازر
Artin: عد دیدم سودش خوبه کردمش 20
Artin: از تو بانک موندن خطرش کمتره!
Mehraan: آره والا با این وضعیت
Mehraan: من الان همه امیدم به اپلایه
Mehraan: وگرنه تباهه زندگیم اینجا
Mehraan: برا ارشد بتونم برم دولتی
Mehraan: دکترا بپیچم
Artin: اپلای کجا؟
Mehraan: هر جا گرفت
Artin: همه ملت میخوان اپلای کنند خدا رو شکر!
Artin: خوب کجا!
Mehraan: ببین چه خبره تو این مملکت laugh
Artin: یرخی برخی نمیشه که!
Artin: الان برای مصاحبه سفرات المان بخوای بری باید 23 ماه تو صف باشی
Mehraan: فعلا فکر کردن رو کجاش فایده نداره
تا تکلیف ارشدم مشخص بشه
Artin: بخوای بری کشورهای اروپایی بین 8 تا 4 ماه
Artin: خیر باشه برات
Mehraan: نه اروپا دوست ندارم
Artin: کجا دوست داری؟
Mehraan: استرالیایی کانادایی
Mehraan: هندم تو رشته ما عالیه
Mehraan: خلاف جهت آبم قشنگ : )))
Artin: اها.
Artin: هند رو زیاد فکر نکن بهش
Artin: مالزی ژاپن کره
Mehraan: تو نرم افزاریا هند بعد آمریکاست قشنگ
Artin: هند سخته زندگی توش
Mehraan: هر شرکت بزرگ آیتی که فکرشو بکنی اونجا شعبه‌ داره
Artin: باید فکر موندن بعدشم بکنی اخه
Mehraan: هند اگه برم به عنوان سکوی پرشه
Artin: laugh اینم حرفیه
Mehraan: بعد راحت میشه ترنسفر شد جاهای دیگه laugh
Artin: به هرحال مهم ترین سکوی پرش استاد راهنماته
Artin: اونم از تو ایران
Mehraan: این قضیش چیه؟
Mehraan: استاد راهنما فقطط مگه برا پایان نامه دکترا نیست?
Artin: نه!
Artin: تو اگه واحد پایان نامه رو تو کارشناسیم اخذ کنی استاد راهنما داری
Mehraan: عجیبه نمی‌دونستم
Mehraan: حالا چرا سکوی پرش؟
Mehraan: نقشش چیه این بابا دقیقا laugh
Artin: و برای اپلای تو باید از استاد راهنمات نامه بگیری
Mehraan: مطمئنی آرتین؟
Artin: و برای اپلای تو باید با استاد راهنمات مقاله بدی
Mehraan: ولی فکر کنم لزوما نیازی به اخذ واحد پایان نامه نیست
Artin: و برای اپلای تو باید توسط استاد راهنمات لینک بشی به اونور(البته می تونیم نشی و خودت تنها اقدام کنی)
Artin: تو ارشد!
Artin: تو ارشد اگه پایان نومچه نگیری کارت میشه اموزشی
Artin: ارزش نداره مدرکش که!
Mehraan: اما درست میگی یه استاد راهنمای خوب آدمو جلو میندازه خیلی
Artin: دانشگاههای سراسریم سیستم اموزشیشون پ›وهشی اموزشیه
Artin: تو ریکام مباید بگیری از استادت در هر حال
Mehraan: آره قطعا باید برم یه دولتی خوب
Mehraan: ای روزگار
Artin: تهران شریف بهشتی
Artin: دیگه از این سه تا پایین تر نه
Mehraan: شریفو میزنم تو گوشش به خدا اگه بشینم بخونم : )))
Artin: laugh از طرف منم یکی بزن تو گوشش خیر ببینی
Mehraan: ولی ذاتا چون تو خیلی چیزای دیگه سرک میکشم و وقت نمیشه اونقدی که باید بخونم احتمالا شهر ری چیزی میفتم تهش laugh
Artin: یادگاار!
Artin: هی رفیق
Artin: من برم
Artin: bye
Anonymous14184: bye
شنبلیله: خب خب
شنبلیله: میبینم که پته هم رو ریختید رو آب
Anonymous14194: پته چه پته ای ، فقط میخواستم اثبات بشه که آرتین بازجوی K.G.B بوده .smile
Anonymous14214: تو روحشون ، میخوان مجله داستان همشهری رو ببندن . واقعا نمیدونم چی بگم .
Anonymous14236: تا گل خونین فریاد در این باغستان،ساقه از ضربه شلاق زمستان سرخ است.
Anonymous14283: شنبلیله یه سوال فنی دارم .
Anonymous14283: یه بابایی یه پست میزاره تو وبلاگش . راهی هست که از همون یه پست لینک گرفت و گذاشت جایی ؟ یا نه ؟
Anonymous14297: سلام
شنبلی: 14283
منظورت رو نمیفهمم
شنبلی: hooo
Anonymous14317: ببین شنبلیله
Anonymous14317: آیا میشه از یه مطلب منفرد تو یه وبلاگ لینک گرفت یا باید به کل اون وبلاگ لینک بدی .منظورم وقتیه که بخوای به اشتراک بزاریش.
Mehran: اصولا هر پست سایت و وبلاگ یه لینک مجزا داره دیگه مثلا همین صفحه‌ای که درش هستیم از صفحه اصلی سایت جداست
Anonymous14328: همین که مهران میگه
Anonymous14328: هر صفحه ای یه لینک برا خودش داره که اون رو میدی به هر کی خواستی
Anonymous14328: اگرم منظورت به اشتراک گذاری تو توییتر و این مدل چیزاست، که خب دکمه به اشتراک گذاشتن زیر هر پستی هست، بزنش.
Mehran: موسی اتفاقی گذرم خورد به بخش موسیقی توی کلکسیون شخصی
Mehran: سایت رو قشنگ و فکر شده درست کردی دمت گرم
Mehran: حال کردم
آرتین: سلام موسی
شنبلیله: hi
آرتین: چه غلطا!
آرتین: فارسی جواب بده بینیمlaugh
آرتین: چطوری؟
شنبلیله: oh you
آرتین: بیدار موندی تا حالا!
شنبلیله: فردا تعطیله
آرتین: مهران رو نگاه چی نوشته برای فربد
شنبلیله: دیدم
آرتین: اون دیگه واقعا چه غلطا کروه
شنبلیله: چی>
شنبلیله: ؟
آرتین: پلی مثcry_big
آرتین: هیچی دارم شوخی میکنم.
شنبلیله: من نمیفهمم چی میگی لعنتی
آرتین: کامنت جالبی گذاشته برای فربد
آرتین: میگم مهران کامنت جالبی گذاشته برای فرید!
شنبلیله: آها
آرتین: sad
شنبلیله: الان فهمیدم
آرتین: قلمبه سلمبه حرف زده توش
شنبلیله: آره
آرتین: ازش انتظار نداشتم
آرتین: laugh
شنبلیله: آرتین سایت که مقاله اینا داشته باشه در مورد بورس سراغ داری؟
آرتین: نه. آزاد بخون
آرتین: میخوای بیای تو بورس؟
شنبلیله: آزاد چی بخونم؟
آرتین: بازارش تو این هفته تعدیل میشه
شنبلیله: آره
آرتین: همین بزن آشنایی با بورس
شنبلیله: پول بالا که نمیارم
شنبلیله: صرفا برا آشنا شدن
شنبلیله: البته 1 ماهی هم میخوام صرفا بخونم درباره اش
آرتین: تا خرید و فروش نکنی...
آرتین: درست نمیفهنی دربارش
آرتین: من با همین جزوات تو نت آشنا شدم
آرتین: بعدش کتاب تحلیا تکنیکال جان مورفی رو خوندم
آرتین: تحلیل تکنیکال
آرتین: کارگزاری اسم نوشتی؟
شنبلیله: نه هنوز
آرتین: اول برو کد بورسی بگیر
شنبلیله: میشه به اسم یکی دیگه باز کرد؟
آرتین: ازت شماره حسابت رو میخواد اخه
شنبلیله: خب شماره حساب همون یارو رو هم میدم
آرتین: اره میشه
شنبلیله: احسنت
آرتین: بهت یه کد میدن همش
آرتین: دیگه کار ندارن کی معامله میکنه باهاش
شنبلیله: آره اینا رو خوندم
آرتین: اگه میخوای بری توش
شنبلیله: سایتش داون نمیشه؟
شنبلیله: این همه آدم هر روز توشن؟
آرتین: الان خوبه چون چندتا شرکت عرضه اولیه دارن تو مهر
آرتین: نه!
آرتین: تو فقط میری سایت کارگراری !
آرتین: به سایتش کاری نداری خودت
آرتین: معملاتشم از ساعت ۹ تا ۱۲ و نیمه
آرتین: تو برو کد بگیر
آرتین: تا راه بیفتی من بهت میگم چه سهامی بخری که سود بده
شنبلیله: لعنتی خودم میخوام یاد بگیرم
شنبلیله: offended
شنبلیله: snail
آرتین: ۲ ۳ سال طول میکشه
شنبلیله: نه خیرم
آرتین: خودت بخوای شروع کنی
آرتین: چرا!!!
آرتین: اگه بی ضرر بخوای معامله کنی طول میکشه همینقدر
شنبلیله: تو خودت 2 سال طول کشیده برات مگه؟
آرتین: من رابط دارم
آرتین: همه اخبار و سهام ها رو ازش میپرسم
شنبلیله: یعنی اون بهت میگه کی به کیه؟
آرتین: آره
شنبلیله: مهرداد نمیخوای صحبت کنی؟
آرتین: میگه چی بخرم چی نخرم کی بخرم کی بفروشم
آرتین: ولی یه سری عرضه اولیه هست
آرتین: که خریدش بی رفت و برگشت سوده
آرتین: مثلا یه سهمی هست به اسم نطرین
آرتین: که طی یه هفته عرضه اش ۴۰ درصد سود داده
آرتین: سلام مهرداد
شنبلیله: احسنت
آرتین: کارگزاری خواستی هن
آرتین: برو کارگزاری آگاه
آرتین: تو جردن
آرتین: خوبه کارشون
آرتین: غیر حضوریم میتونی ثبت نام کنی
شنبلیله: کارگزاری مگه فرق داره؟
mehrdad mb: slm
آرتین: فقط بعدش باید بری پست فرمهاشون رو پر کنی
آرتین: سلام سلام
آرتین: آره. درصد کارمزدهاشون فرق داره
شنبلیله: وا
آرتین: کیفیت خدماتشونم همینطور
آرتین: والا!
شنبلیله: خب چه کاریه یکی بره جایی که درصد بالا داره؟
شنبلیله: مثلا آب میوه میدن وارد بشی؟
شنبلیله: سلام مهرداد
آرتین: مثلا این کارگزاریش باشگاه مشتریان داره...که خیلی خوبه خدماتش
شنبلیله: چه خبر؟
mehrdad mb: سلامتی موسی
آرتین: نه . برای اعضا کلاس و همایش رایگان میذارن هر ماه
شنبلیله: ولی درصد بالاتر میگیره؟
آرتین: بخونی متوجه میشی کارگزاریها فرقشون چیه!
آرتین: نه درصو کارمزدشم معقوله
شنبلیله: مهرداد محاکمه رو تموم کردم
آرتین: بعضی جاها انقدر مشتری های کله گنده دارن
آرتین: که تو اگه ۳۰ ۴۰ تومن سرمایه واردشون بشی هم
آرتین: به درخواستهات رسیدگی نمیکنن!
mehrdad mb: چه خوب ریویو میذاری یا گذاشتی ؟
شنبلیله: نه هنوز نزدم که خوندم
شنبلیله: هیچ ایده ای ندارم چی بنویسم در مورد کتاب
mehrdad mb: اها ولی بنویس حتمن
شنبلیله: آرتین
آها. خب اینی که تو میگی چی؟
آرتین: میگمزکارگزاری خوبیه و به مشتری رسیدگی میکنه دیگه!
آرتین: من راضیم ازش
شنبلیله: احسنت
آرتین: البته خودم ۱ هفته است اکانت دارم. ولیاطرافیان هستن چند سالی
شنبلیله: اوکیه
آرتین: بعد یه سری مسابقه هم داره درباره بورس
شنبلیله: آرتین محاکمه رو خوندی؟
آرتین: که اگه توشون شرکت کنی
آرتین: کارمزدی که میگیرن میاد پایین
شنبلیله: خوبه
آرتین: آره خوندم.
آرتین: در مورد یه کتاب ناتمام
آرتین: چه نظری باید داد
آرتین: فیلمشم دیدم
شنبلیله: آخه نا تمام هم نیست
شنبلیله: یه فصل "پایان" داره دیگه
آرتین: والا خودشون میگن ته نداره!
شنبلیله: شاید منظورشون اینه که کامل نیست
آرتین: منطور اونها یا من خخخ
شنبلیله: ولی چیز جالبی بود
شنبلیله: یه چیزی بود نه فانتزی بود نه رئال بود و نه حتی رئالیسم جادویی
شنبلیله: سبک کافکایی بود
آرتین: هر چی هست رو اعصابه به نظرم
شنبلیله: آره خیلی رو اعصاب بود
شنبلیله: ولی برا من رو اعصابی بود که تمایل داشتم ادامه اش رو بخونم
آرتین: حکایت ملت ایرانه فکر میکنند مملکت قانون داره
آرتین: و قانون گذار و یه خدایی اون بالا
آرتین: هر کی مثل کا بیچاره سر سارگاری نداشته باشه با اوضاع ...محکومه
mehrdad mb: Mithredath is an interesting name. It means "given by Mithra".e
mehrdad mb: ههههه تو این کتابه نوشته
آرتین: هر چند میشه بهش اینجوری هم نگاه کرد که انسان بالفطره از بدو تولد محکوم بوده و هست
شنبلیله: یه تئاتر دیدم چند وقت پیش که از رو کارای کافکا رفته بودن
آرتین: برای همین برای محکوم شدن کا هیچ دلیلی لازم نداریم.
شنبلیله: فضاش قشنگ مثل کتاب بود
شنبلیله: به نظر من خیلی نباید دنبال معنا گشت تو کتاب
آرتین: پس چه کرد؟
شنبلیله: هیچی
آرتین: بچه ها من مریضم
آرتین: برم بخوابم
شنبلیله: تو همیشه مریضی
آرتین: ببخشید
شنبلیله: silly
آرتین: آره
شنبلیله: بای
شنبلیله: bye
شنبلیله: مهرداد منم برم
آرتین: ۵ ۶ ماهه خیلی مریضم
آرتین: از تو انگل گرفتم
شنبلیله: از بس یه فکرت سمته پوله
mehrdad mb: اوکی
شنبلیله: یه فکرت سمت زید
آرتین: تو ۲۲ بهمن هی گفتم خودت برو رانی بگیر
شنبلیله: لعنتی تو داشتی له له میزدی برا اون موزه
آرتین: هی گفتی نه. باهم میخوریم
آرتین: نخیرم! امسال موز ندادن..پرتقال بود!
آرتین: اون برای راهپیمایی دی بودش!
شنبلیله: چرا موزم بود به ما نرسید
آرتین: یادت نیست!
شنبلیله: من مثل تو بنده شکم نیستم که این چیزا یادم بمونه
آرتین: عه! من ندیدم چرا
شنبلیله: hat
آرتین: حالا جمعه میای یا نه،
Mehran: جمع خوبان همه جمعه که
آرتین: نذری پذری قیمه و شله زرد و اینها زیاد میدن
شنبلیله: ای بابا
شنبلیله: خواستیم بریم بخوابیم ها
شنبلیله: حالا همه پاشدن اومدن
آرتین: laugh چی بگم آخه.
Mehran: سر شبه که laugh
آرتین: سلام بینام!
شنبلیله: مریضه میفهمی؟ مجبوره
آرتین: برات جفیه بیارم متبرک شده تو حرم آقا
شنبلیله: یه ذره به فکر این بشر باشید
Mehran: به فکر کی؟
شنبلیله: تازه 3 روز آینده کلی درگیریم ما
شنبلیله: آرتین برو بخواب فردا باید جون داشته باشی
آرتین: به فکر من!
آرتین: آره والا!
آرتین: laugh
Mehran: پس بخواب عزیزم
آرتین: امشبم خانمم بهم پا ندادsad
Mehran: من اینجا هوای سایتو دارم
Mehran: عجب laugh
شنبلیله: بهتر، مریضی میگرفت اونم
Mehran: عب نداره بگیر بخواب
آرتین: laugh خودش مریضه
شنبلیله: خب لابد نمیخواسته عشقش مریض بشه
شنبلیله: مریض تر
آرتین: باوشه
شنبلیله: راستی تو هم گوشی اون رو چک میکنی؟
Mehran: اینجا بچه مچه رد میشه بحثو عوض کنید laugh
آرتین: نه بابا بخاطر عاشورا تاسوعا
آرتین: sad
آرتین: نه چک نمیکنم
شنبلیله: الکی بود یا تو 1 ماه اخیر تغییر کرد وضعیت؟
آرتین: خوب!
آرتین: laugh نه از اون پاهاlaugh
آرتین: نه همونه همونه
آرتین: من برم رفقا
آرتین: بابای
شنبلیله: بای
شنبلیله: مهران داری چیکار میکنی سایت رو؟
Meehran: من دست نزدم خداییش خودش خرابه : )))
Meehran: بریم بخوابیم ماهم
Mehran: آرتین الان برخلاف عادت داشتم چتای بالا رو می‌خوندم
Mehran: منم برم کد معاملاتی بگیرم راهنمایی می‌کنی چیا بگیرم ضرر ندم؟ شنبه میرم آگاه
Mehran: یه کم تحلیل تکنیکال بلدم ولی اونقدی نیست که جرئت خرید و فروش داشته باشم D:
Mehran: بعد الان تحریما شروع بشه بازار سقوط نمی‌کنه؟ تو دو راهی بورس - خرید دلارم
اگرچه سرمایه کلفتی ندارم همین الان ولی ماهیانه یه بخشی از حقوقمو می‌خوام بندازم تو این مسیر
Mehran: موسی من چند تا بسته آموزش ویدئویی دارم مال خانه سرمای ست درباره تحلیل تکنیکال وبنیادی و تخمین سود خواستی بگو واست اپ کنم بفرستم خورد خورد
اگرچه اولش یه هشداری می‌نویسه فحش میده به کپی‌کارا ولی خب ما که رو هیچی کپی‌رایت رعایت نمی‌کنیم اینم روش laugh-big
Mehran: *سرمایه
شنبلیله: مهران
شنبلیله: حالا فعلا صب کن یه چند تا مطلب بخونم
Anonymous14386: الان همتون دارین نذری میخورین ، نه ؟
Anonymous14386: .
شنبلیله: نه
Anonymous14407: چرا نه ؟
شنبلیله: هو هو
A: به به
A: تبریک آقا
A: http://s9.picofile.com/file/8337795384/84AEDB3C_9938_41D4_8604_47B9FAB5EDB8.jpeg
A: مسی تو موبایل اینطوری میشه
A: فونت هم عالیok
Anonymous14443: سلام
Anonymous14443: مهران حله تو بگیر من بهت میگم چی بگیری
Anonymous14443: فعلا کد بورسی لازم داری ها
Anonymous14443: بورس هفته آتی تعدیل نیشه
Anonymous14443: الان رشدش مثبته
Anonymous14443: ولی اگه فکر میکنی ضرر میکنی نیا
Anonymous14443: ُرمایه کلفت یعنی چقدر؟
Anonymous14443: برای ما میلیاردیه کلفتنون
Anonymous14443: laugh
شنبلیله: آرشیا فردا اون رو درست میکنم
شنبلیله: آقا عکس فربد رو دیدین؟
Mehran: عکس صفحه اول عالی بود : )))))))))))
Mehran: ارتین مرد مومن اگه می‌تونستم خودم فک کنم به نتیجه درست برسم که دیگه ازتو نمی‌پرسیدم D:
Mehran: منو بنداز تو یه مسیر پر سود دیگه
Mehran: اگه ضرر دادیمم خیالی نیست اونقدری سرمایه وارد نمی‌کنم هنوز تا خوب دستم بیاد
Mehran: یعنی اونقدری سرمایه ندارم کلا فرق خاصی نمیکنه laugh
Anonymous14451: قدقد
Anonymous14482: کواک کواک
شنبلیله: جان؟
Anonymous14482: میخوای قوقولی قوقو هم بکنم
شنبلیله: بکن بکن
Anonymous14482: قوقولی قوقو
شنبلیله: باریکلا
Anonymous14482: فونت نظرات یکم بزرگ شده ؟ نه ؟
شنبلیله: الان که درسته
شنبلیله: نیست؟
شنبلیله: بزرگتر از این بود
شنبلیله: کیستی؟
Anonymous14482: نمیدونم باید رفرش کنم
شنبلیله: نه دیروز رو میگم
Anonymous14482: اون مشکلی که آرشیا گفت هنوز هست
شنبلیله: آها
شنبلیله: پس بینامی
Anonymous14482: آره
شنبلیله: درستش میکنم
Anonymous14482: به هر حال ریش و قیچی دست خودته ما هم باید عادت کنیم
شنبلیله: نه هر چی بود بگو
Anonymous14482: که میکنیم
شنبلیله: من چون با موبایل نمیام خیلی مشکلات موبایل رو نمیبینم
Anonymous14482: نه بابا کلا میگم
شنبلیله: عکس فربد رو دیدی صفحه اول؟
Anonymous14482: نذری آوردن oh_please
Anonymous14482: آره کینگ فربدsilly
Anonymous14482: هر چند نسل شاه ها داره ور میفته
شنبلیله: هوم
شنبلیله: بلد نبودم لردش کنم
شنبلیله: کینگ راحت تر بود
Anonymous14482: آه
Anonymous14482: برم ناهار
شنبلیله: برو
شنبلیله: آقا لوگو رو منو میوفتاد درست شد
شنبلیله: رنگ نظرات فربد هم درست شد
شنبلیله: ctrl + f5 بزنید
Anonymous14508: موسی منو و سرچ عالی شده دمت گرم
Anonymous14519: حمله مسلحانه در اهواز . دستکم سی کشته و شصت زخمی . اعلام پذیرش مسئولیت از جانب دو گروه متفاوت .
شنبلیله
Customize

 

این صفحه فعلا جایگزین پست ثابت در وبلاگ خواهد بود.

گفتگوی آزاد
۴٫۳ (۸۵٫۸۶%) ۱۸۱ votes
1436 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. شنبلیله says:

    دوستان بخش جدید سایت به اسم در کوچه پس کوچه های اینترنت اضافه شد. تو منو برید تو بخش لینک دونی میبینیدش.
    لطفا حمایت کنید از اون بخش. 🙂

    پاسخ
  2. مهراد says:

    به به به.
    تبریک آقا تبریک. یه سال شد واقعاً به همین زودی؟ زمان واقعاً تند می‌گذره‌ها! سایت هم از یه سال پیش خیلی خوب پیشرفت کرده.
    دمت گرم فربد بابت سایتت واقعاً اینجا آدم اوقات خوش و مفیدی رو داره. ایشالا تا سال بعد حتی بزرگ‌تر و بهتر هم بشه!

    پاسخ
  3. mehrdad mb says:

    فربد
    باشه حتما برات مینویسمشون .

    موسی
    دستت درد نکنه خیلی خوبه فقط نظرت در مورد یه فونت کوچکتر شدن چت باکس و یه فونت بزرگتر شدن نظرات چیه ؟ نه مثل قبلی .

    پاسخ
  4. Mehran says:

    فربد عزیز سلام
    منو شاید نشناسی ولی یه چند وقتی هست که با بچه‌های سایت آشنا شدم اما سعادت نداشتم با خودت صحبت کنم
    یه نکته جالبی هست که بالای سایتت نوشتی و اینکه به یاد گرفتن “همه” علوم انسانی علاقه‌مندی
    خواستم ازت بپرسم چطور این علاقه رو هندلش می‌کنی؟
    انتظار جامعه اینه که هر فرد تو یک زمینه‌ی خاص کار کنه و توسعه برمبنای همکاری این افراد متخصص صورت بگیره؛ برای همین طرز فکر Generalism عملا نه تنها حمایت نمیشه که مورد تقبیحه.
    به نظرت تا چه حد آدم میتونه حوزه‌های علاقه‌مندیش رو مورد توجه قرار بده و با پیگیری علوم مختلف – و گاه متناقض – تو جامعه موفق بشه؟
    یه اصطلاحی هم براش ساخته شده به اسم Polymath نمی‌دونم تا چه اندازه مشمول این مفهوم قرار می‌گیری
    دوست دارم هر وقت فرصتشو داشتی یه بحثی در این رابطه داشته باشیم

    پاسخ
      • فربد آذسن says:

        بسیار ازت ممنونم. خوندمش و با همه‌ی پونیت‌هاش موافقم. صحبت‌های هافینگتون که توی مقاله ذکر شده بود به نظرم توصیه‌ی خیلی خوبیه. طبق تعریف این مقاله من به معنای واقعی کلمه یه Generalist محسوب می‌شم.

        پاسخ
        • Mehran says:

          فدا. آره اینکه میگه ناچار شده برخی اهدافش رو فدای اون اهدافی کنه که اهمیت بیش‌تری داشتند براش، نکته قابل تاملیه. به قول خودت توی اون یادداشتی که درباره Whiplash نوشتی، شاید برای رسیدن به یک سطحی از تاثیرگذاری و بزرگی باید زندگی رو کاملا وقف یک [مجموعه] هدف کرد

          پاسخ
    • فربد آذسن says:

      سلام مهران.

      من چتاتو خوندم و اتفاقاً همون‌جا نوشتم که به نظرم میاد آدم مشتی و باحالی هستی و امیدوارم به جمعمون ملحق بشی.

      ببین، به نظرم تخصص‌گرایی توی علوم انسانی بی‌فایده‌ست – البته دقت کن که دارم تاکید می‌کنم روی علوم انسانی، وگرنه تخصص‌گرایی توی پزشکی و مهندسی یه‌جورایی الزامیه. حالا چرا توی علوم انسانی الزامیه؟ چون تمام علوم انسانی یه‌جورایی به هم مرتبطن. مثلاً همین ادبیات رو به‌عنوان یه رشته در نظر بگیر: توی ادبیات تاریخ هست، روان‌شناسی هست، فلسفه هست، زبان‌شناسی هست. حتی مبحثای تخصصی مثل معماری یا زیست‌شناسی و فیزیک هم بسته به ژانر کتاب اثراتی ازشون پیدا می‌شه. تو اگه بخوای تو علوم انسانی حرفی برای گفتن داشته باشی، باید با تمام این مباحث آشنایی داشته باشی و هرجا لازم شد، از مخزن اطلاعاتت به‌عنوان رفرنس استفاده کنی. تمام اندیشمندای بزرگ دامنه‌ی اطلاعات وسیعی دارن.

      حالا این حجم از اطلاعات رو چجوری می‌شه هندل کرد؟ جواب: به راحتی. کلاً سیستم آموزشی در زمینه‌ی انتقال اطلاعات به شدت ناکارآمده. مثال می‌زنم: من یه کورس دارم به نام «تاریخ ادبیات بریتانیا» که ۴۸ قسمت ۳۰ دقیقه‌ایه. اگه من بذارم پشتش، می‌تونم دو روزه کل قسمت‌هاشو ببینم و به همین راحتی به کسی تبدیل بشم که راجع‌به ادبیات بریتانیا ایده داره. این در حالیه که شاید دانشجوهای رشته‌ی ادبیات دو ترم (یعنی شیش ماه) رو صرف یادگیری تاریخ ادبیات بریتانیا کنن و آخرش به اندازه‌ی من نوعی راجع‌به قضیه ایده نداشته باشن. از این کورس‌ها راجع‌به مباحث دیگه هم فت و فراوونه و تو یوتیوب راحت می‌شه پیداشون کرد.

      الان عصر انفجار اطلاعاته. اگه آدم تنبلی نباشی، می‌تونی به کمک اینترنت و در عرض پنج سال به یه دایره‌المعارف متحرک تبدیل بشی.

      من هنوز Polymath نیستم، ولی قصد دارم تا پنج شیش سال دیگه بشم. Ironically، دانشگاه منو خیلی از برنامه‌های دانش‌اندوزیم عقب انداخت. ولی خب دوره‌ای بود که باید طی می‌شد. به افرادی که باهاشون آشنا شدم می‌ارزید.

      پاسخ
      • Mehran says:

        قربانت عزیز لطف داری
        ما توی علوم انسانی رشته‌هایی مثل حقوق و اقتصاد هم داریم که ارتباط کمتری با حوزه‌هایی مثل تاریخ و ادبیات دارند
        مخصوصا اقتصاد که خودش چیزی در حد و اندازه‌های علوم مهندسیه
        ولی سر ناکارآمدی سیستم آموزشی و امکان خودآموزی باهات کاملا موافقم
        به طور حادی من خودم احساس سردرگمی می‌کنم این روزها و علاوه بر علاقه شدید به حوزه‌های علوم انسانی (سیاست، تاریخ، فلسفه، اقتصاد، جامعه‌شناسی) توی سینما (تدوین، فیلمنامه‌نویسی، کارگردانی)، مکانیک، کامپیوتر(رشته تحصیلیم) هم مطالعه دارم، عاشق ورزش، سفر و هیجانم و دوست دارم گیتار و ویولن بزنم و موسیقی فاخر و کلاسیک رو دنبال کنم (هر کی بخونه میگه این یارو دیوونست : ))) )
        این صحبت خودآموزی از اینترنت و کتاب‌ها برای علوم انسانی بهم ایده‌های جالبی داد. ازت ممنونم

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          به نظرم اطلاعات کلی داشتن از مباحث حقوقی و اقتصادی بر هر کسی واجبه، نه فقط علاقه‌مندای به علوم انسانی، چون زندگی روزمره بر پایه‌شون می‌چرخه. در واقع حقوق و اقتصاد با زندگی همه‌مون گره خورده.

          نه اتفاقاْ. این‌که اینقدر دامنه‌ی علایقت وسیعه دیوونگی نیست و از قضا یه نقطه‌ی قوته. به امید این‌که فرصت پیدا کنی به همه‌ی علایقت برسی.

          پاسخ
  5. mehrdad mb says:

    فربد
    در مورد سابق بیشتر منظورم این بود که چون قبلنا بیشتر حضور فعال داشتی بیشتر تاثیر داشت و خب اینکه حتما اونقدر قوی بوده که هنوز کسایی میان اینجا و صحبت میکنن و بالاخره تو معمار بعضی دوستی های خوب اینجا بودی .
    در مورد بحث وبلاگ و سایت و چت باکس هم کاملا باهات مخالفم . بالاخره این نظر منه و ممکنه موافق نباشین .

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      خب چرا مخالفی؟‌ توی وبلاگ چه بحثی درمی‌گرفت که الان توی چت‌باکس یا بخش نظرات سایت نمونه‌ی مفصل‌ترش شکل نمی‌گیره؟‌

      بعدشم من کحا حضور فعال ندارم؟ این وبسایت career منه. بیشتر وقتی که دارم توی زندگیم صرف می‌کنم برای توسعه دادن اینجاست.

      پاسخ
          • mehrdad mb says:

            خب نه به این پدیده زیاد ارتباطی نداره . قطعا احساسات و دلایل منطقی ای (از نظر من ) برام هستش که اینطوری فکر میکنم و دیروز فقط نخواستم یه بحث کشدار و غیر لازم در این مورد بوجود بیاد و اینکه این موضوع سوتفاهمی پیش بیاره که زحمات تو و موسی واسه سایت رو زیر سوال ببره چون سایت واقعا خیلی خوبه و نظر من ربطی به ماهیت وبلاگ و سایت نداره .

          • فربد آذسن says:

            من دوست دارم حرف دلتو راجع‌به این قضیه بشنوم و قول می‌دم نه ناراحت بشم، نه ازش بحث کشدار و بی‌فایده دربیارم. صرفاً شنونده خواهم بود.

  6. ناشناس says:

    فربد
    من با مهرداد موافقم. اگه تو وبلاگ بودیم ، این مامور K . G . B و به تبعش شماها نمیتونست این همه ازم اطلاعات کسب کنه.
    #نیشخند

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      مساله صرفاً اعتماد به نفس خودم نیست. یکی از کسایی که توی دانشگاه تهران باهاش آشنا شدم، بعد از هفت-هشت ساعت صحبت کردن بهم گفت تو کاریزماتیک‌ترین کسی که تا حالا دیدم. هیچ دلیلی نداشت دروغ بگه یا خودشیرینی کنه. چون اون دیدار آخرمون بود. تازه ما داریم راجع‌به کسی حرف می‌زنیم که شاید بالای هزار نفر آدم دیده باشه، چون به شدت اهل سفر بود و روابط اجتماعی قوی داشت. یکی از رفیقام توی علامه هم از کاریزمام تعریف می‌کرد و یه بار منو «آدونیس» خطاب کرد *blushes* یکی از استادام هم منو هملت صدا می‌کرد و می‌گفت باید توی گروه تئاتر دانشکده عضو بشم.

      پاسخ
        • فربد آذسن says:

          اون بیرون رفتنی که تو مدنظر داری (سینما رفتن، تئاتر دیدن و… با جمع دوستان) نیاز خاصی به کاریزما نداره. کاریزما بیشتر به درد رهبری گروه و تیم و متقاعد کردن و جذب آدم‌های دیگه می‌خوره که اونم هر موقع لازم بوده انجام دادم. مثلاً همین که یه انتشارات معتبر مثل پریان در حدی بهم اعتماد کنه که حاضر باشه برای انتشار یه کار niche و نامعمول مثل عناصر داستانی باهام همکاری کنه و منابع مالی و انسانی صرفش کنه، به یه درجه‌ای از کاریزما و مهارت‌های متقاعدسازی احتیاج داره. مسلماً من اگه می‌رفتم توی دفتر انتشارات و اونجا خنگ‌بازی و آکواردبازی درمیاوردم، این اعتماده شکل نمی‌گرفت.

          پاسخ
          • فربد آذسن says:

            اولاً پنج سال نه و سه سال. پیش‌گفتاری که من برای کتاب نوشتم مال مرداد ۹۴ه و قبل از اون تاریخ کتاب همچنان در حال توسعه یافتن بوده. از اون موقع هم کلی اصلاحات ریز و درشت روی کتاب اعمال شده، چون کتاب نسبتاً پیچیده‌ایه و توی چاپش نمی‌شه تعجیل کرد.

            دوماً چه حرف عجیبی. مثل این می‌مونه که بگی «هیتلر عجب کاریزمایی داشته که موشک‌های V-2 آخرین سال جنگ آماده‌ی بهره‌برداری شدن.»‌ هر محصولی برای به سرانجام رسیدن باید پروسه‌ی تولید خاص خودشو طی کنه. تو هیچ ایده‌ای داری این کتاب تا حالا چندبار بازبینی و روخونی شده تا ایراداتش دربیاد؟ تو اگه توی بازار کتاب بودی، می‌دونستی که توی این شرایط چاپ شدن یه کتاب تقریباً ۸۰۰ صفحه‌ای راجع‌به ادبیات گمانه‌زن از یه جوون ۲۴ ساله خودش کم از معجزه نداره.

          • فربد آذسن says:

            من تو رو می‌شناسم. اگه جواب تیکه‌هات رو ندم، میای می‌گی «جوابی نداشتی بدی» و «چیه، کم آوردی؟» و…

        • pouya says:

          به نظرم فربد واقعا ویژگی های یه شخصیت و رهبر کاریزماتیک رو داره که تونسته همه ی ما رو که تفاوتای زیادی با هم داریم و هر کدوممون یه دنیای مجزاییم رو دور هم جمع کنه و چند سال توی عالم مجازی کنار هم نگه داره بدون این که کوچکترین تماس فیزیکی ای با هم داشته باشیم. البته عوامل دیگه ایم هستن اما به نظرم مهمترینشون شخصیت فربده.

          پاسخ
          • شنبلی says:

            حرفت درسته، ولی خب جمع شدن ما الزاما به فربد ربط نداره. قبلا توی وب انجمن های خیلی زیادی وجود داشت که ملت میرفتن توش بحث میکردن و اینا، ولی الان که همچین چیزی کمتر شده، وب فربد حکم یه جور انجمن رو داره.
            و این رو هم در نظر بگیر که ما کلا به ۱۰ نفر نمیرسیم، و این عدد در مقایسه با تعداد بازدید کننده های سایت خیلی پایینه.

          • مهراد says:

            دیگه بی‌انصافی نکن مسی جان.
            اگه جمع کردن یه ملت دور خودت انقدر کار آسونیه اونم تک نفری و تو سطح نسبتاً شخصی‌ای که فربد کاراشو انجام می‌ده (و توی این دوره) نمونه‌های دیگه‌ای داری پس که معرفی کنی؟

          • مهراد says:

            خب تو گفتی لزوماً ربطی به فربد نداره. و خب من می‌گم اگه ربطی به شخص که داره کانتنت تولید می‌کنه مثل فربد نداره پس چرا بیشتر از این چیزا نمی‌بینیم؟

          • فربد آذسن says:

            این مسی خودشم به ارزش‌های من واففه، منتها چیزی رو نمی‌کنه که یه وقت من پررو نشم.

            و خب ممنون از پویا و مهراد. به خاطر تعریف‌های شما، رویاپردازی‌های من برای تبدیل شدن به یکی از رییس‌جمهورهای آتی ایران هرچه بیشتر رنگ‌وبوی واقعیت به خودش گرفت. 😀

          • mehrdad mb says:

            به نظر من علاوه بر شخصیت فربد (سابق ) فاکتور های دیگه هم خیلی مهم بوده مثل بچه های دیگه یا علایق و سلایق مشترکمون و حتی تفاوت های بارزمون . و یجوری میشه گفت هم موسی هم تو حق دارین .
            من که دلم لک زده واسه وبلاگ و آدماش و جوی که داشتیم و حرفها و بحث ها 🙂

          • فربد آذسن says:

            این «سابق» توی پرانتز چی می‌گه؟ من به نظرم می‌رسه الان نسبت به قبل آدم مشتی‌تریم. 🙁

            بعدشم تمام آدما و جو و حرف‌ها و بحث‌های وبلاگ به صورت دست‌نخورده به چت‌باکس منتقل شده. حتی هولی دایور هم طبق رسم وبلاگ همچنان هر شیش ماه یه بار میاد بای‌بای می‌کنه می‌ره.

  7. مهراد says:

    فربد من یه سوال رو امروز تو راه به ذهنم رسید (انقدر که اونجا اورولم شده بودم :دی)
    چرا لباس پوشیدنت تا این حد رسمیه؟ دلیل و فلسفه خاصی پشتش هست؟ چون سفید جمعش خودمونی هم هست به نسبت و هوا گرمه واقعاً کنجکاوم دلیل اصرارت رو بدونم :دی

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      بچه‌ها این مهراد اولین نفر از میون بچه‌های سایته که منو در گوشت و پوست و استخون دیده. دلیل اورولم شدنش همینه. 😀

      راستش من خیلی به کت و شلوار و پالتو و بارونی علاقه دارم. یعنی یکی از حسرت‌های زندگیم اینه که نمی‌شه مثل مردای دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ تیپ زد (با کلاه شاپو و مخلفات). وقتی به یکی مثل Agent 47 نگاه می‌کنم واقعاً لذت می‌برم.

      بعدشم من کلاً آدم رسمی و نسبتاً جدی‌ای هستم و به نظرم این تیپ نماینده‌ی شخصیتمه.

      پاسخ
      • مهراد says:

        چه جالب.
        حالا مکالمات اینترنتی قطعاً با دنیای واقعی فرق داره ولی من تو رو آدم خیلی جدی و رسمی‌ای نمی‌دیدم… یعنی نه در اون حد که مثلاً لباسی که معمولاً بپوشی کت و شلوار باشه. حداقلش تصورم رو نسبت به آدمی رسمی عوض کردی :))
        و خب من خودم احساس می‌کنم چون درصد زیادی از شخصیتم رو از دنیای واقعی به دنیای مجازی بردم که مثلاً بتونن کارام رو رینفورس کنن انتظار دارم بقیه رو تو دنیای واقعی شبیه دنیای مجازی ببینم و تفاوتا باعث تعجبم می‌شن :دی

        پاسخ
          • مهراد says:

            چرا بوگی‌منش می‌کنین بنده خدارو :))))
            اونقدرا ملاقات عجیبی نبود، فربدم آدمه دیگه خب :)))
            یعنی خب من انقدر از خودم آکواردنس ساطع کردم فربد نگران بود که مثلاً نکنه رفتارش جوری بوده باشه و فلان (اونی که یه جوری بود من بودم :دی)

          • فربد آذسن says:

            نه بابا تو هم خوب بودی. فقط من احساس کردم یه جورایی می‌خوای از دست من فرار کنی که اونم قابل درکه. جذبه‌ی من می‌تونه تهدیدآمیز باشه. 😆

          • مهراد says:

            نه آقا قضیه فرار نیست. من وقتی می‌بینم نمی‌تونم با بقیه درست ارتباط برقرار کنم یه جورایی مکانیزم دفاعیم اینه که از محیط اجتماعی دور بشم و فلان :)))))
            یعنی خب همش تقصیر سوشال اسکیل پایینمه :دی

    • فربد آذسن says:

      بسیار فصل خوبی بود برای من، چون میزان گنگ بودنش نسبت به فصلای قبلی کمتر بود. دوتا صحنه‌ی اصلی کارشون رو انجام می‌دن: توی صحنه‌ی اول می‌بینیم که فر و تهماسب با هم یه لحظه‌ی احساسی به اشتراک می‌ذارن و توی صحنه‌ی دوم هم می‌بینیم آلیس با یه نفر دیگه داره نقشه می‌ریزه برای پیدا کردن پیرمرد و همراه کردن فر با خودشون. روابط بین شخصیت‌ها هم کم‌کم داره مشخص می‌شه (مثلاً این‌که دریا خواهر فره). خوبه، همین‌جوری ادامه بده. معما بساز و یکم جلوتر معماهای قبلی رو حل کن و معماهای جدید بساز و معماهای قبلی رو حل کن و… طرز روایت هم از گیمیک‌هاش کم شده، ولی همچنان جذاب مونده.

      پاسخ
      • مهراد says:

        مرسی آقا… حقیقتش صادقانه بگم مطمئن نبودم گره‌هارو چجوری قراره باز کنم ولی الآن راه بهتری به ذهنم رسیده و فصلای بعدی برای گنگیشون کمتر می‌شه :دی
        و خب چون ریویل اصلی قضیه خیلی Out there و حتی احتمالاً کلیشه‌ای هستش مطمئن نیستم چجوری قراره کار کنه.
        و اینکه اون کسی که آلیس داره باهاش حرف می‌زنه تهماسپه. با خودم فکر کردم که لازم نیست اشاره کنم خودشه و خود خواننده می‌تونه بفهمه… اشتباه می‌کنم؟

        پاسخ
        • bluZ says:

          مهرداد تو اگ این کارا رو ااداامه بدب یکی از خفن ترین نویز ارتیست های این خراب شئ و شاید دنیا شی
          نمیذونم اینستا داری ی گروه موسیقی و یابهتر بگم ی تشکل ب اسم هکا موزیک ک ارتیست های خفن امینت واکسبریمنتال تشکیل شده حتما بشون سر بزنی میتونی راهنمایی های خوبی بگیری قطعا

          پاسخ
          • مهراد says:

            خیلی ممنون آقا لطف داری
            و خب اینستا دارم ولی چون گوشی درست و حسابی تو دست و بالم نیست بهش سر نمی‌زنم. ولی خب باز این اکانتم هست: Naive_Vigilante
            چون واقعاً دوست دارم تو چنین جمعایی باشم و یه چند تا چیز یاد بگیرم چون هر کی کردم تا الآن خودآموز بوده.

    • فربد آذسن says:

      خوندن فن‌فیکشن Doki Doki Literature Club کاری بود که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم انجام بدم. 😀

      ولی انصافاً چیز خوبی بود. من DDLC رو بازی نکردم، ولی از فن‌فیکشن تو فازش رو دریافت کردم و به نظرم اون عنصر Psychological Horror و متافیکشن که معرف انیمه‌ست، توش به‌خوبی پیاده شده بود.

      و همچنان باید تاکید کنم که انگلیسی رو خوب می‌نویسی.

      پاسخ
      • مهراد says:

        ها. مرسی :))
        اگه تونستی خود بازیش رو هم تو یه وقت آزادی امتحان کن. بازی خیلی طولانی‌ای نیست و چیز خوبیه. یعنی تنها بازی‌ایه فکر کنم که حتی برای بار چهارم که تموم کردم و به کردیتش رسیدم هم اشک تو چشمام حلقه می‌زد چه برسه به بار اول :)))
        و خب خوشحالم که از انگلیسیش راضی هستی. شاید به عنوان یه outsider انگلیسیم قابل قبول باشه ولی هنوز جای کار زیاد داره قطعاً.
        و آقا دو سوالم ازت بپرسم. اول اینکه برای “سرزنش آمیز” معادل خوب چیه؟ من تو داستان نوشتم in a prompting tone ولی احساس می‌کنم بارش دقیقاً چیزی نیست که می‌خوام.
        و خب آقا برای اینکه بگم “کلوب ساعت چنده؟” (از این ساعت چند شروع می‌شه :دی) چه جمله‌بندی‌ای عادی‌تر و بهتره؟ :دی (به انگلیسی آو کرس)

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          سرزنش‌آمیز کلی عبارت می‌شه براش پیدا کرد. اینا تمام معادلاتیه که برای واژه‌ی سرزنش فهرست شدن:

          Snub , Sneap , Obloquy , Reproach , Reprehension , Remonstrance , Sarcasm , Reproof , Scolding , Rating , Railing , Raillery , Rail , Vituperation , Twit , Expostulation , Stinger , Demerit , Chastiesement , Censure , Blame

          هرکدومو خواستی می‌تونی تبدیل به قید کنی تا معنی «سرزنش‌آمیز» رو بگیره. تازه عباراتی مثل “hissed at him” هم هست که می‌شه به جای «با لحنی سرزنش‌آمیز گفت» به کار برد.

          فکر کنم «When does the club start؟» جوابگو باشه. «When should I come for the club» هم بد نیست.

          پاسخ
    • Mehran says:

      مهراد عزیز من داشتم به طور اتفاقی داخل سایت می‌گشتم که این فن فیکشنو دیدم و باید بگم واقعا از خوندنش لذت بردم و واقعا فضای داستانت منو جذب کرد طوری که وسوسه شدم بازی رو بگیرم
      مجموعا دست مریزاد

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من هم کمیکشو خوندم هم فیلمشو دیدم. واچمن فاصله‌ی زیاد بهترین کمیکیه که تا حالا خوندم. می‌تونم راجع بهش کتاب بنویسم. دکتر منهتن یکی از شخصیت‌های مورد علاقمه و از لحاظ فلسفی کلی فکرمو به خودش مشغول کرده. اینقدر حرف راجع بهش دارم که نمی‌دونم از کجا شروع کنم. تو نظرتو بگو من روی اون مانور بدم.

      پاسخ
      • M0$Y says:

        نمیدونم. شاید به خاطر این باشه که دیدن این مدل فیلما تو صفحه نمایش کوچیک و غیر ۳ بعدی اونقدر جذابیت نداره. ولی کلا قسمت های اول این مدل فیلما که تازه ابرقهرمان میخواد شکل بگیره خیلی کلیشه ای و مسخره است. یعنی من تو همون ۵ دقیقه ابتدای فیلم کل شخصیت ها رو شناسایی کردم که کی قراره خوبه باشه کی شرور. و مشکل اصلی ای که باهاش داشتم این بود که اصلا نمیتونستم “تعلیق آگاهانه ناباوری” تو خودم به وجود بیارم. راکتور هسته ای ساختی اندازه یه سیب، اوکی، قبول. ولی لعنتی با سرعت جت میخوری تو زمین، کل زره ت نابود میشه، بعد انگار نه انگار بلند میشه به مسیرش ادامه میده. فیلم هندی بود انگار. مبارزاتشون هم هیچ ویژگی خاصی نداشت. کلا خود آیرون من هم خیلی قهرمان مسخره ایه. یه لباس تنش کرده موشک میزنه فقط. هیچ نکته خاصی نداره واقعا. انگار یه بچه ساخته این کاراکتر رو. تنها ویژگی فیلم برام خود شخصیت تونی استارک بود، همین.
        البته حالا باید بازم چیزای دیگه مارول رو ببینم. ولی خب بین این قسمت اول ها ، با اختلاف زیادی مردعنکبوتی ۱ قدیم بهتر بود به نظرم. البته اگه بتمن ها رو در نظر نگیریم.

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          ممنون که توضیح دادی.

          سه‌گانه‌ی مرد عنکبوتی سم ریمی هم برای من جایگاه ویژه‌ای داره. چون دغدغه‌ی اصلیش تعریف کردن یه داستان انسانیه. ولی دغدغه‌ی اصلی فیلم‌های Cinematic Universe خلق Cinematic Universeه و این وسط تعریف کردن داستان انسانی قربانی شده.

          پاسخ
    • فربد آذسن says:

      این ترتیبیه که باید فیلم‌ها و سریال‌های مارول رو ببینی:

      Iron Man (2008)
      Iron Man 2 (2010)
      The Incredible Hulk (2008)
      Thor (2011)
      Captain America: The First Avenger (2011)
      Marvel’s The Avengers (2012)
      Iron Man 3 (2013)
      Thor: The Dark World (2013)
      Guardians of the Galaxy (2014)
      Guardians of the Galaxy Vol. 2 (2017)
      Captain America: The Winter Soldier (2014)
      Agents of S.H.I.E.L.D. Season 1 (2013)
      Daredevil Season 1 (2015)
      Avengers: Age of Ultron (2014)
      Agents of S.H.I.E.L.D. Season 2 (2014)
      Jessica Jones Season 1 (2015)
      Ant-Man (2015)
      Daredevil Season 2 (2016)
      Doctor Strange (2016)
      Luke Cage Season 1 (2016)
      Captain America: Civil War (2016)
      Black Panther (2018)
      Agent Carter Seasons 1 and 2 (2015-16)
      Agents of S.H.I.E.L.D. Seasons 3 and 4 (2015-16)
      Iron Fist Season 1 (2017)
      The Defenders Season 1 (2017)
      The Punisher Season 1 (2017)
      Jessica Jones Season 2 (2018)
      Luke Cage Season 2 (2018)
      Agents of S.H.I.E.L.D. Season 5 (2018)
      Spider-Man: Homecoming (2017)
      Thor: Ragnarok (2017)
      Avengers: Infinity War (2018)
      Ant-Man and the Wasp (2018)
      Captain Marvel (2019, forthcoming)

      اینم مال دی‌سی:

      Man of Steel (2013)
      Batman V Superman: Dawn of Justice (2016)
      Suicide Squad (2016)
      Wonder Woman (2017)
      Justice League (2017)

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آفرین بر ذهن خلاق تو.

      حالا سوالی که اینجا پیش میاد اینه که کیفیت این بیت‌ها رو با چه مبنایی می‌شه سنجید؟‌ یعنی از چه لحاظ می‌گی این بهترین کارت نیست و فلان ترک بهترین کارته؟‌

      پاسخ
      • مهراد says:

        اتفاقاً من فکر کردم این یکی خیلی خلاقانه و جالب از آب درنیومده :دی
        یعنی بر همین اساس گفتم. منظورم بیشتر اینه که خودم زیاد نتیجه نهایی رو دوست نداشتم. شاید می‌تونستم بهتر مثلاً انجام بدم و اینا. بیشتر حسیه اینی که می‌گم.

        پاسخ
      • bluZ says:

        بنظر من ک بیشرفت قابل ملاحظه ای کردی و اینک مهم تریت چیزی ک تورو خیلییییییییییییییی جلو میبره یاد گرفتن صداسازی چون مطمعنم اگ یاد بگیری چطور صدای تو مخت اجرا دربیاری خیلیییییییییییییییییی باهال تر میشه و گوش کردن ب البئم های نویز

        پاسخ
  8. مهراد says:

    فاینالی
    http://s8.picofile.com/file/8334506826/Chapter_9_Draft_II_Autosaved_.docx.html
    تونستم بعد مدت مدیدی یه فصل دیگه رو تموم کنم… ولی باید اعتراف کنم داستان خیلی تو دستم نیست الآن چون وقتی شروع به نوشتنش کردم فکر نمی‌کردم تا اینجا جلو بیام :))))
    باز سعیمو می‌کنم یه دور پلات رو کلاً تموم کنم اول بعدش بشینم مرتب و ریفاینش کنم

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آقا با عرض شرمندگی من متوجه نشدم توی این قسمت چی شد. ولی اون قسمتی که انگلیسی نوشتی به نظرم خیلی خوب بود. انگلیسیت واقعاً‌ خوبه (As if you needed me to say that :D)

      راستی یه چیزی بگم خوشحال شی. هفته‌ی پیش جلسه‌ی سفید بودم. اونجا ارس یزدان‌پناه رو دیدم. داشتیم راجع‌به ادبیات با هم حرف می‌زدیم یهو بدون مقدمه گفت داستان مهرادو خوندی؟‌ من قبلاً از داستانش متنفر بودم، ولی به نظرم الان دگرگون شده. خیلی soulfulه. با توجه به سخت‌گیر بودن ارس این کامنت به نظرم این کامنت خیلی ارزشمنده.

      پاسخ
      • مهراد says:

        تقصیر خودمه. دیگه گیو آپ کردم سر اینکه عین آدم توضیح بدم همه چی رو فقط می‌خوام پلاتو با یه نخ وصل کنم به تهش فعلاً بعداً بازنویسی کنم :)))
        اون موقع هم بیشتر می‌دونم دارم چیکار می‌کنم
        و خب این پاراگراف دوم رو خوندم جداً مجبور شدم یه چند دقیقه صبر کنم مزه مزه‌اش کنم فقط :)))
        برای منم خیلی ارزش داره که ارس همچین چیزی گفته و انقدر از داستانم خوشش اومده. و خب از آخرین باری که داستانم رو تو جلسه خوندم یکی دو ماهی گذشته اینکه هنوز یادشه و برات تعریف کرده حتی ارزشش رو بیشتر می‌کنه. مرسی بهم رسوندیش آقا

        پاسخ
  9. mehrdad mb says:

    سلام
    فربد
    روش پیشنهادی واسه مدل خوندن اون کتاب آسیموف با کتاب مقدس داری ؟
    من چون asimovs’ guide to the bible رو پیدا کردم . میخوام همونطور که گفتی همزمان بخونمش ولی نمیدونم چطوری و با چه ترتیبی ؟

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      سلام مهرداد.

      کتاب آسیموف به صورت مفهومی و تیتروار طبقه‌بندی شده. یعنی بدین صورت:‌

      Genesis
      God
      The Seventh Day
      The Lord God
      و…

      و تیترها هم به ترتیب می‌رن جلو. بنابراین می‌تونی تیترها رو به صورت ده‌تایی یادداشت کنی و موقع خوندن کتاب به هرکدوم از مباحثش برخورد کردی، اون بخشی که آسیموف راجع به اون مبحث نوشته بخونی و بعد کتاب مقدس رو ادامه بدی.

      البته کتاب آسیموف دید کاملاً‌ سکولار و تاریخی به کتاب مقدس داره و دنبال تحلیل‌ها و تفاسیر عقیدتی توش نباش.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آره، خوندن این متنو به کسایی که می‌خوان راجع‌به لاوکرفت بیشتر بدونن و حوصله‌ی خوندن متن دایره‌المعارفی ندارن توصیه می‌کنم.

      پاسخ
  10. شنبلیله says:

    مهراد
    امشب ساعت ۱۱ چطوره بازی کنیم؟
    برا این که مطمئن هم باشیم که برنامه حتما پایداره، ۱ ساعت قبلش میایم یه کامنت میذاریم و اومدنمون رو قطعی میکنیم. خوبه؟
    قبلش گیم رنجرتون رو هم آپدیت کنید.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آره، توی سری Captain America: Reborn، با تکیه بر کلیشه‌ی سفر در زمان.

      یکی از دلایلی که من زیاد از کمیک‌های سوپرهیرویی خوشم نمیاد همینه. کلاً هیچ‌کدوم از اتفاقایی که توشون می‌افته قابل اتکا نیست.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من برام آنلاین بازی کردن (خصوصاً با جمع دوستایی که می‌شناسی) تقریباً به آمال و آرزو تبدیل شده. ولی اون مدت که بازی می‌کردیم، خیلی اتلاف وقت زیاد داشت. یعنی یا مسی دیر می‌کرد یا نمی‌تونستیم وارد بازی بشیم یا اگرم وارد بازی می‌شدیم، کافی بود یه نفر قطع بشه تا بازی به هم بریزه.

      اگه مثلاً طوری بود که همه سر یه ساعت حاضر می‌شدن و بدون حتی یک دقیقه معطلی وارد بازی می‌شدیم و احتمال قطعی هم صفر بود، من از خدام بود بازی کنیم. ولی توی شرایط فعلی از لحاظ زمانی برام صرف نداره. شاید اگه یه روز تونستیم توی استیم بازی بخریم، این کارو انجام بدیم. استیم برای چنین کاری بهینه‌سازی شده، ولی گیم رنجر نه.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      پیام تو با این دوزاری کج چجوری می‌خوای ترول بشی؟

      البته سوءبرداشت از منظور واضح دیگران خودش یه جور ترولینگه (مثلاْ نحوه‌ی ترولینگ فیلاگوند هم به همین صورته) ولی خب مورد پسند من نیست. خیلی بیسیکه.

      پاسخ
      • p says:

        فربد عزیز, چه ربطی به دوزاری کج داره. دقیا این سوع برداشت عمدی ترولینگ من بود, همونطور که گفتی فیلاگوند هم اکثرا اینطوری ترولینگ میکنه, برای من جالبه. گفتم که یه بار اولشم.

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          اوکی. ولی باید یادت باشه که فیلاگوند نزدیک به پنج شیش سال اومد کل فرومای فانتزی همین جوری ترول کرد الان کسی دیگه کسی ترولاشو جدی نمی‌گیره و به طور کلی ایگنور می‌شه. اگه نمی‌خوای به این سرنوشت دچار شی اینجوری ترول نکن.

          بعدشم با مهراد (یا هیچ‌کدوم از بچه‌های دیگه) اینجوری حرف نزن. می‌دونم قصدت شوخیه، ولی کلاً‌ کار جالبی نیست. یهو شوخی شوخی جدی می‌شه.

          پاسخ
      • پويا says:

        دقیقا شده مثل اون پرنده ى شوم:))))
        یاد آخر سریا توو وبلاگ افتادم که بوقچه منفور همگان شده بود ( البته داداشمونه ولى خوب😅)

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          نابغه، این‌که به بازی گرفتن احساسات نیست. این اسمش وارد کردن آسیب مالی و تلف کردن وقت خودم و خودته.

          به بازی گرفتن احساسات مثل همون دفعه می‌مونه که اومدی گفتی من ازت خوشم نمیاد که بهت کمک می‌کنم، صرفاً‌ مترجم خوبی هستی. منم در جواب گفتم اگه از من خوشت نمیاد و این همه مجانی بهم کمک می‌کنی، این وسط تویی که سرت داره کلاه می‌ره، نه من. 😆

          پاسخ
          • شنبلی says:

            جان؟ کی همچین دیالوگ هایی من گفتم؟ بعدشم اکثر سهام این سایت برا منه. تو داری صرفا برام تولید محتوا میکنی.

          • فربد آذسن says:

            ای بابا. مثل این‌که فقط من نیستم گفتگوهامون رو فراموش می‌کنم.

            اوه واقعاً؟ اکثر سهام سایت مال توئه؟ ولی الان که دارم پایین سایتو نگاه می‌کنم، نوشته «© کپی رایت – Frozen Fireball 1.5»‌. فروزن فایربال هم که اسم وبلاگ فربد آذسن بود. اگه شخص مرموز و ناشناسی به نام Mosy سایتو مجانی ساخته، چرا دوست نداره حتی برای کارش کردیت کسب کنه؟ اینو با چه جور منطقی می‌شه توجیه کرد؟ اونطور که به نظر می‌رسه، فربد آذسن خودش این سایتو ساخته و از یه پراکسی به نام Mosy/شنبلیله استفاده می‌کنه تا باهاش حرف‌هایی رو بزنه و بحث‌هایی رو راه بندازه که با اکانت خودش نمی‌تونه.

            اصلاً چرا اکثر سهام؟ کل سهام سایت مال تو. من و تو نداریم.

  11. payam says:

    خواب من به بویا گه دفن شد تو موسیقی: اتفاقا شباهت من و ارتین خیلی عجیب و زیاده هر دو درون گرا, به شدت انیمه دوست, تا حدی زیبا پسند و در جست و جو یا حداقل دنبال عشق برای من عشق خدایی و برای اون عشق دنیوی, شخصیاتمون هم تا حدی شبیه هست, هر دو علاقه مند به مساعل مالی و سرمایه گذاری , دوست دار پیاده روی و خصوصیات مشترک دیگه که الان یادم نمیاد.

    پاسخ
  12. مهراد says:

    آقا من به نظرم این سوال جالبیه الآن پیام مقاله‌اش رو قسمت موسیقی فرستاد:
    شما اگه بخواین ترول کنین روشتون برای ترول کردن چجوریه معمولاً؟
    بعد یادمه خودتم گفته بودی فربد گیلتی پلشرت شت پستینگه. بیا توضیح بده روشات رو برای شت پستینگ و ترول کردن :دی

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من کلاً ترولینگم بر پایه‌ی manipulation بنا شده. لذت‌بخش‌ترین حالتش برای من اینه که اول به طرف حس امنیت دروغین منتقل کنم و بعد یهو با یه حرف شوکه‌کننده زیر پاشو خالی کنم.

      پاسخ
        • فربد آذسن says:

          اگه یادت باشه، این کارو توی وبلاگ انجام دادم (سر همون قضیه‌ی میتینگ). سرش آرتین و مسی و مهرداد یه مدت باهام قهر بودن.

          این برنامه رو سر یکی دوتا از دوستای واقعیم هم پیاده کردم و اونا هم یه مدت باهام قهر کردن.

          کلاً کمتر کسی رو می‌شه پیدا کرد که این فنو روش پیاده کنی و باهات قهر نکنه. ظاهراً کسی دوست نداره احساساتش به بازی گرفته بشه، ولی به نظر من ترولینگ موقعی قشنگه که احساسات واقعی درش دخیل باشه. هرچی واقعی‌تر و عمیق‌تر بهتر.

          پاسخ
          • payam says:

            خدا خفنه. ولی فربد گفتی روش من خیلی ابتداییه ولی روی تو هم خواب داد اگه یادت باشه موقعی گه ناشناس اومدم نوشتم خوشم میاد من میام مینویسم میگی تگ تگ بنویس گه بعدش گفتی امیدوارم ترول باشه. با اینگه این روش به شدت Soft هست و ساده ولی بازم اثرش رو میزاره.

          • فربد آذسن says:

            ببین، ترولینگ باید طوری باشه که طرف بمونه تو داری شوخی می‌کنی یا جدی می‌گی. این که بیای فحش خوارمادر بکشی به هیکل یارو و بعد بگی «Psyche! داشتم ترول می‌کردم!‌» که نشد ترولینگ.

            البته خب برای شروع خوبه.

      • پويا says:

        یاد این جوکه افتادم:)))

        ‏ای کاش آقای محمود دولت آبادی به جای «نونِ نوشتن» کتابی با عنوان «*ونِ نوشتن» تالیف می‌کردن و در اون توضیح می‌دادن چطور انقدر تنگ کردن که تونستن فقط ده جلد کلیدر بنویسن.

        *گاوروش*

        پاسخ
          • پويا says:

            من با این که واقفم که دولت آبادى بزرگترین نویسنده ى زنده ى ایرانه و ادبیات فارسى مثل موم توو دستشه امّا با این دو سه تا کتابى که ازش خوندم احساس مى کنم یه مقدار زیادى زیاده گویى مى کنه و بیش از اندازه روو جزییات مانور مى ده و مدام با کلمات بازى مى کنه.
            از یه سرى از واکنشاى سیاسیش هم اصلا خوشم نمى آد ولى در کل برام قابل احترامه.

          • فربد آذسن says:

            آره اتقاقاً بچه‌های آکادمی فانتزی هم سر همین زیاده‌گویی‌های الکی باهاش مشکل دارن.

        • pouya says:

          دقیقا همینه… دولت آبادی خیلی وقته که چیز جدیدی برای ارائه کردن نداره وفقط توی قلمرو نثر دست و پا می زنه و ضعف داستانهاش رو با بازی با کلمات می پوشونه…

          پاسخ
  13. مهراد says:

    فربد من می‌دونم که انیمه معمولاً نگاه نمی‌کنی خیلی… ولی برات یه پیشنهاد دارم :دی
    انیمه متفاوتیه و اپروچ خیلی ادبی‌ای داره
    اسمش هست bakemonogatari و با اینکه به نظر من چیز نیچیه طرفدارم خیلی داره نمی‌دونم چطوری. :))))
    کلاً مونوگاتاری سری معروفیه شاید بقیه فصلاش اکسسیبل‌تر باشن ولی من که دارم باکه‌مونوگاتاری رو می‌بینم چیز خیلی پخته و ادبی‌ای به نظر می‌رسه بهت پیشنهاد می‌کنم یه ناخونکی بهش بزنی

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      البته من یه روز قصد دارم مفصلاً‌ برم سر انیمه و به قولی کشفش کنم. یعنی Biasی نسبت بهش ندارم (قبلاً داشتم، الان نه، هرچند همچنان بسیاری از کلیشه‌های انیمه‌ای برام حوصله‌سربرن) و مسلماً‌ گوشه‌نظری هم به bakemonogatari خواهم داشت. خیلی ممنون مهراد عزیز.

      پاسخ
      • مهراد says:

        ها… خواهش می‌کنم
        و خب حالا که اینطوره یه نیم نگاهی به shigurui death frenzy، Re: Creators و سریال اکسپریمنتس لِین هم داشته باش.

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          Cowboy Bepop و Berserk توی از بین بردن این پیش‌داوری موثر بودن، ولی کلاً از لحاظ شخصیتی هم به این نتیجه رسیدم پیش‌داوری‌ها و قضاوت‌‌های الکی بی‌فایده‌ن.

          پاسخ
          • payam says:

            اصلا فگر نمیگردم Berserk رو دیده باشی. نطرت خیه نسبت بهش ? خدیده از ۲۰۱۶ رو دیدی? هر دو فصل رو? Berserk تلخ ترین انیمه ای هست که تا الان دیدم و مانگاش رو تا اخرین قسمتش خوندم و دنبال میکنم.

          • فربد آذسن says:

            فقط انیمه‌ی دهه‌ی نودی برزرک رو دیدم و ولوم ۱ مانگاش رو خوندم.

            نظرم نسبت بهش به‌شدت مثبته و به نظرم یکی از جذاب‌ترین دنیاهای دارک فانتزی رو داره. گاتز (یا گاتزو) هم یکی از خفن‌ترین قهرمان‌های جادو و شمشیره. یه‌جورایی معادل ژاپنیه کونان بربره، ولی خب به قول یکی از بچه‌های فورچن: «گاتز یه پسربچه‌ست. کونان اون مردیه که گاتز می‌خواد باشه.»

          • فربد آذسن says:

            فکر کنم انیمه جدیداش بدنامن. انیمه‌ی دهه‌ی نود همیشه جزو فهرست بهترین انیمه‌هاست (منم سر همین دیدمش).

    • فربد آذسن says:

      راستش من در این زمینه نظر خاصی ندارم. من خودم علاقه‌ای به نگه‌داری از حیوانات ندارم، ولی قشر عظیمی از آدم‌ها هستن که تنها دلخوشیشون حیوون خونگیشونه و واقعاً‌ غیرقابل‌تصوره بخوای این دلخوشی رو ازشون بگیری یا بابتش بهشون عذاب وجدان منتقل کنی، خصوصاً‌با توجه به انزوال روابط انسانی.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      نظرم نسبت بهش مثبته. به‌عنوان یه سایت تولید محتوا و خبررسانی راجع‌به مباحث گیکی داره کارشو به نحو احسن انجام می‌ده. ولی خب در زمینه‌ی تولید محتوای تالیفی (مثل نقد فیلم) مطالبش شاید یکم دم‌دستی جلوه کنه. یعنی مشخصه که نویسنده رفته صفحه‌ی ویکی‌پدیای فیلمو خونده و بحثای ردیت مربوط بهشو دنبال کرده و ویدئو ازش تو یوتوب دیده و بعد اومده با استناد بر ترکیبی از تمام حرفایی که راجع بهش زده شده و اطلاعاتی که راجع بهش داده شده یه نقد ازش نوشته. یعنی نقد «مؤلف» و «جریان‌ساز» نیست، ولی کارشو انجام می‌ده.

      پاسخ
      • شنبلیله says:

        همون زومجی از یه سری فیلما نقد میذاره که هیچ جا هیچ کس چیزی ننوشته ازش، نقد خوبی هم میذاره. نمونه اش فصل باران های موسمی.

        پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من کاملاً با گفته‌های این مقاله موافقم. در واقع درخشان‌ترین و زایاترین تمدن‌های تاریخ (مثل یونان و روم باستان، امپراتوری بریتانیا) روحیه‌ی بدبین و شکاکشون زبانزده. حتی می‌شه ادعا کرد میل به عالی بودن در هر چیزی یه‌جورایی از بدبینی نشات می‌گیره، چون از ترس این‌که مبادا یه نفر به همون سختی که تو بقیه‌ی آدم‌ها و کارشون رو مورد قضاوت قرار می‌دی، خودت و کارت رو مورد قضاوت قرار بده، سعی می‌کنی بهترین باشی و کارت رو به نحو احسن انجام بدی.

      در واقع اون نقدی که من از فیلم Whiplash نوشتم، پوینتش تقریباً‌ همین بود:‌

      https://azsan.ir/blog/whiplash/

      پاسخ
  14. مهراد says:

    آقا یه حقیقت جالبی رو می‌خواستم مطرح کنم
    این صفحه ۱۱۸۶ پاسخ داره بعد صفحه موسیقی ۵۲۳ پاسخ داره :))))
    و خب مدیونین اگه فکر کنین تقصیر منه :دی

    پاسخ
    • ناشناس says:

      خیلی زرنگی شخیل ، نه ؟ 😀
      اینجا صفحه عمومیه و ما راجع به هر چیزی حرف زدیم.
      اما اونجا صفحه تخصصیه که تو و فربد با هم دل میدید قلوه میگیرید . 😀

      البته تو صفحه ادبیات هم فقط من و فربدیم با ۱۹۷ تا نظر . 😀

      پاسخ
      • فربد آذسن says:

        خیلی خوبه. اینجا قشنگ شبیه یه جور Gentleman’s Club ویکتوریایی شده که همه میاییم راجع‌به علایقمون با هم صحبت می‌کنیم. فقط ای‌کاش صفحه‌ی ویدئوگیم و سینما هم به اندازه‌ی صفحه‌ی ادبیات و موسیقی فعال بودن. صفحه‌ی سینما که خیلی پتانسیل داره.

        پاسخ
        • مهراد says:

          تو صفحه ویدئوگیم هم می‌تونم هر چیزی توجهم رو جلب کرد شیر کنم آخه معمولاً تو ذهنم تو اولویت نیست یادم می‌ره همچین آپشنی هست، ولی فیلم باز نیستم اصلاً در اون مورد چیزی بلد نیستم :دی

          پاسخ
  15. payam says:

    میگم فربد وقت کردی به جای ادامه عناصر داستانی و جنگ ستارگان (که من یه فیلمشم ندیدم) یه مقاله بنویس در مورد اینکه زاپن چطور تونست انیمه و مانگا صادر بکنه و با همچین موفقیت عظیمی برسه تا حدی که در اینجا به نمایگشاه مانگا و انیمه ۴۰ هزار نفر میرند و محبوبیتی که انیمه حتی در ایرانم پیدا کرده اعجاب برانگیزه تا حدی که فیلم از روی انیمه ها ساخته میشه از attack on titan گرفته تا kiseiju و اینجام بگم که حیف شد که سایت کاملا animworld بسته شد. فربد kiseiju رو حتما ببین یه شدت جالبه برای من جزو بهترین انیمه هایی هست که تا الان دیدم کنار attack on titan و و Tokyo ghoul وdeath note

    پاسخ
  16. ناشناس says:

    فربد
    در مورد میرزا
    میرزا یکی از شخصیت های مورد احترام و تحسین منه به خاطر ثبات قدمش و یکی بودن حرفش و مبارز تا آخرین نفس و عدم قبول تسلیم به هیچ قیمتی .
    اگه بخوام خلاصه و مختصر بگم چند تا نکته ازش در میاد.
    یکی اینکه میرزا یه شخصیت محلی بود و جنبشش هم همینطور،پس نباید بهش ابعاد بیشتری داد و در موردش اغراق کرد.
    میرزا بدون شک مسلمان بود و متدین ، اما اسلامگرا نبود چه به معنای امروزی و چه در معنای همون زمان خودش . اصولا منطقه گیلان چندان بستری برای اسلامگرایی نداره ، حتی همین الان هم نسبتا باز تر از خیلی جاهای دیگه کشوره .
    اتهام کمونیسم و تجزیه طلبی هم باید باهم بررسی بشن در یک برهه نیروهای کمونیست بدون دعوت و اجازه به بهانه تعقیب نیروهای سفید (منظور همون وفاداران به تزاره) وارد گیلان شدند.فراموش نکن همش چند سال از پیروزی کمونیست ها گذشته و آرمان ها و موفقیت های ادعایی اونها تقریبا تمام دنیا رو به خودش جلب کرده (سرابی که تا اواسط دهه شصت میلادی کماکان با قدرت سر پا بود) ، به خاطر همین شعار ها و وعده های نیروهای کمونیست میرزا حاضر شد با اونها همکاری کنه که این منجر شد به اعلام تشکیل جمهوری گیلان ، اما با توجه به حرف هایی که میرزا زده بود میشه قبول کرد که همیشه نظرش به نوعی خود مختاری و اداره داخلی بوده نه استقلال کامل از تهران . که البته طبق رویه معمول کمونیست ها منجر شد به کودتای اون ها برضد میرزا و ضد کودتای میرزا بر علیه کمونیست ها که ضربه بدی به جنبش جنگل زد و یکی از مهم ترین علت های شکست جنبش همین کارهای کمونیست های وارداتی بود.
    در آخر به نظر من میرزا یه آدمی بود با عقاید ملی – یه رهبر محلی – که در درجه اول میخواست از اهالی ولایتش گیلان در برابر ظلم و تعدی زمانه دفاع کنه و در وهله بعد امیدوار بود که بتونه در اصلاح کشورش مثمر ثمر باشه ، که البته توی این کار موفق نبود .

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      نه نذاشته بودی، ولی قبلاً بحث راجع‌به آموزش پرورش داشتیم.

      من بیست دقیقه‌ی اول حرفاشو گوش دادم.

      حرفش حسابه. نظام آموزشی به‌شدت از مشکل آموزش محتوای ناکارآمد رنج می‌بره. یعنی از شونزده هزار ساعتی که شما توی مدرسه سپری می‌کنی، شاید پونصد ساعتش برات مفید باشه و این فاجعه‌ست. الان که توی عصر اینترنت هستیم و اطلاعات به صورت بلادرنگ در دسترسن، حفظ کردن کار بیهوده‌ای جلوه می‌کنه.

      پاسخ
  17. مهراد says:

    فربد من الآن چندین ماهه نتونستم تو فورچن چیزی بفرستم عین معتادا شدم دارم می‌میرم :))))
    آپدیتی چیزی نداری رو وضعیت؟ راهکاری… فلانی…

    پاسخ
  18. ناشناس says:

    در مورد چین تو چند تا نظر پایین معتقدم که چین مشکلات زیادی در داخل داره که فعلا تونسته روشون لعاب بکشه اما اگه راهکار درستی براشون پیدا نکنه امکان پاره پاره شدن کشور چین واقعا دور از انتظار نیست .

    پاسخ
  19. مهراد says:

    آقا من یه چیزی به نظرم اومده خواستم بگم پیشنهاد بدم
    الآن چون فربد به تک تک کامنتا جواب می‌ده قسمت آخرین دیدگاه‌ها سریع پر می‌شه. من نظرم اینه که قسمت آخرین دیدگاه‌ها جوابای فربد رو حذف کنه از اعلامیه‌اش به جاش دیدگاه‌ها و نظراتی که از فربد جواب گرفتن رنگشون زرد بشه مثلاً.
    خلاصه این یه پیشنهاد منه مطمئن نیستم قابل اجرا باشه و اینا ولی خب مطرحش کردم :دی

    پاسخ
    • شنبلیله says:

      مرسی از نظرت.
      در مورد قابل اجرا بودنش کار واقعا دشواریه، و این که از کجا معلوم نظرات فربد همیشه پاسخ به یه نفر دیگه هست؟
      راحت تر اینه که تعداد نظرات تو اون صفحه بیشتر بشه.

      پاسخ
      • مهراد says:

        به نظر من نظر فربد رو به عنوان یه بخشی از قسمت نظرات نذارین. شبیه جوری که میهن بلاگ بود. نظرات فربد یعنی embed بشه یه پنلی باشه از تو اون نظرات رو پاسخ بده مثلاً. این شکلی

        پاسخ
          • ناشناس says:

            برای این که ساختار وردپرس با میهن بلاگ فرق داره، و در ضمن این که گفتم فربد فقط پاسخ نمیده، خودش هم خیلی وقت ها نظر اولیه میده.

          • مهراد says:

            وردپرس یه ابزاره و با میهن بلاگ که وبلاگه خیلی فرق داره. البته متوجهم برای این کار مجبوره آدم قالب رو عوض کنه یا دست ببره توش حسابی ولی نگو که نشدنیه چون هست :دی
            منتها کلاً هدفم پیشنهاد دادن بود.

          • مهراد says:

            ابزار نیست؟ :دی
            و خب اوکیه متوجهم پیشنهادم یکم غیرکاربردی و سخته. برای همین می‌گم صرفاً پیشنهاده

          • شنبلیله says:

            تو گفتی تعداد نظراتی که تو اون بخش نشون داده میشه کمه و راهکارت این بود که نظرات فربد رو حذف کنیم، من میگم چه کاریه؟ به جاش مثلا تو صفحه بلاگ سمت راستش یه بخش اضافه میکنم که ۲۰ تا نظر آخر رو نشون بده. چطوره؟

          • مهراد says:

            آخه همینجوری اون بخش به نظر من چاق هست نمی‌دونم والا… می‌تونی جاش کنی خب جاش کن به نظرم. یا می‌تونی یه صفحه هیستوری جدا هم برای نظرات بذاری.

    • فربد آذسن says:

      آره، همون‌طور که توی متن ذکر شده، چینی‌ها هم خیلی از مشکلات و دغدغه‌های ما رو پیرامون ازدواج، تفاوت نسل‌ها، چالش برای برآورده کردن انتظارات والدین (البته کلیشه‌ها به ما می‌گن که والدین چینی به‌مراتب سخت‌گیرترن)،‌ پیدا کردن کار (و البته ارجحیت داشتن کار دولتی با وجود حقوق کمتر) دارن. البته توی متن بهش اشاره نشده بود، ولی آزادی محدودشده هم یکی دیگه از وجه‌تشابهاته.

      البته چین یه برتری نسبت به ایران داره و اون هم اینه که یه ابرقدرت واقعیه و داره یه جورایی آینده رو تسخیر می‌کنه، ولی قدرت ایران بیشتر حول این می‌چرخه که یه مهره‌ی خطرناک و غیرقابل‌پیش‌بینیه.

      پاسخ
      • payam says:

        ولی خب راهکار چیه? پدر و مادرای ایرانی/چینی که تغییر پیدا نخواهند کرد یا اگرم بکنن خیلی کم و نه تعداد زیاد تو همین مقاله هم همین دقدقه ی جوونای چینی اراعه شده بود و نه راه حلی. قطع رابطه نمیتونه یه Option باشه مگر در شرایط استثنا. به نظرت تنها راه حل این نیست که این نسل قدیم بره و با اموزش نسل جوون الان از نسل جددید تری که ۲۰/۳۰/۴۰ سال دیگه میخواد بیاد بیرون حفاظت بشه تا حداقل اون ها شرایط بهتری پیدا بکنن?

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          دقیقاً راه‌حلش همینه که گفتی. نسل قبلی باید بره و نسل فعلی باید نسل بعدی رو بنا بر ارزش‌های درست و بدون سخت‌گیری‌های الکی بزرگ کنه.

          ما باید این نکته رو در نظر داشته باشیم که بخش اعظمی از کشورهای دنیا (مثل ایران و چین) تا همین چند دهه پیش همون تفکر و سبک زندگی‌ای رو داشتن که قرن‌‌ها درگیرش بودن. زمان می‌بره تا بشه اون تفکرات غلط سنتی رو به طور کامل از بین برد.

          پاسخ
          • payam says:

            باید کم کم شروع کنیم چینی یاد گرفتن.
            http://www.asriran.com/fa/news/620796/10-تغییری-که-ابرقدرت-شدن-چین-به-وجود-می%E2%80%8Cآورد

            جالبه بدونین تو نمایش کتاب فرانکفورت وزیز خارجه قبلی المان کتاب جدیدش رو منتشر و داشت در موردش صحبت میکرد در مورد اینکه داریم دوره ی نزول کامل اروپا رو نگاه میکنیم و اینکه از نظر چینی ها یا هندی ها این اهمیت خیلی زیادی نداره ولی برای ما اروپایی ها چرا. یکی از راه حلاش این بود که اتحادیه اروپا از نظر اقتصادی سیاسی و نظامی بیشتر با هم همکاری کنند تا قوی تر بشوند.

          • فربد آذسن says:

            این قضیه‌ی سقوط غرب چیزیه که سال ۱۹۱۸ توی کتاب «انحطاط غرب»‌ (The Decline of the West) از اسوالد اشپینگلر به تفصیل بیان شده. توی این کتاب اشپینگلر می‌گه که تمام تمدن‌های بزرگ تاریخ (بابلی،‌ مصری، چینی، اسلامی و…) توی چرخه‌ی ۱۰۰۰ ساله بین پیشرفت و انحطاط گیر افتادن و تمدن غرب هم داره دم‌دم‌های دوران قدرتمندیشو سپری می‌کنه. اروپا که بعد از جنگ جهانی دوم مرکزیت قدرتو دودستی به آمریکا تقدیم کرد و روسیه هم بعد از فروپاشی شوروی شانسشو برای تبدیل شدن به اولین ابرقدرت جهان از دست داد. برای همین من هم با کسایی که چین رو به‌عنوان ابرقدرت بعدی دنیا در نظر می‌گیرن موافقم. در واقع از همون افتتاحیه‌ی شگفت‌انگیز المپیک توی سال ۲۰۰۸ چین داشت یه آماده‌باش به دنیا اعلام می‌کرد.

            این مقاله هم دلایل خوبی برای وقوع این اتفاق مطرح کرده بود، ولی اون بیانیه‌ی آخرش یکم تخیلی به نظر می‌رسه. چین باهوش‌تر از اونه که بخواد با آمریکا (یا جای دیگه‌ای) وارد جنگ بشه، چون چین هم از آمریکا یاد گرفته شرط اول ابرقدرت بودن اینه که یه اقتصاد جهانی قوی ایجاد کنی تا بتونی برای جتسایی که درست می‌کنی مشتری جور کنی. در واقع این کاریه که چین داره با آفریقا انجام می‌ده. آمریکا هم حتی اگه قدرتشو به‌عنوان ابرقدرت شماره‌یک دنیا از دست بده، یه بازار حیاتی باقی می‌مونه.

  20. ناشناس says:

    #پیشنهاد
    دوستان در شماره ۲۰۷ مجله دانستنیها بخش زوم پرونده جالبی در مورد حریم خصوصی در دنیای مجازی کار شده ، اگه مایلید بخونیدش میتونید مجله رو تهیه کنید.

    پاسخ
  21. ناشناس says:

    خب اینم اطلاع ثانوی.
    دیگه میتونید کامنت بدید. (نیست که چقدر حرفم رو گوش کردید و کامنت ندادین این مدت)
    در ضمن سرعت سایت رو حال میکنید؟

    پاسخ
  22. payam says:

    https://sadraa.me/alopecia/ نگاهش خالبه تقریبا منم همین روال رو دنبال میگنم گمتر خواندن اخبار, عصبانی نشدن به خاطر بیشعوری دیگران, تلاش برای بیشرفت تا تعییر دیگران.

    فربد نمیدونم این رو گفتم قبلا یا نه به نظرت روشش برای یادگیری زبان انگلیسی مناسبه یا نقدی داری?

    https://sadraa.me/بهترین-روش-یادگیری-زبان-انگلیسی/

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      خب توی متن اول داره رسماً می‌گه از وقتی دایورت کردم، زندگیم خیلی بهتر شده. True dat. منم خودم از درون همچین آدمیم به همین دلیل بیشتر مواقع اعصابم راحته، ولی نمی‌خوام از بیرون اینطوری به نظر برسه.

      متن دوم هم طولانی بود فقط جمع‌بندیشو خوندم. فکر کنم ایشون داره می‌گه برای یادگیری زبان به معلم نیازی نیست و خودت تنهایی بهتر می‌تونی یادش بگیری. من با این گفته موافقم و خودم هم زبانو همین‌جوری یاد گرفتم.

      پاسخ
  23. pouya says:

    سلام!
    من امتحانام تموم شد برگشتم.
    ارشیا امیدوارم خوب داده باشی و امیدوارم امتحانای بقیه هم ختم به خیر بشه.

    موسی!
    فواد و پیمان درگیری مستقیم هم داشتن یا فقط همون اشارات زیر ریویوی صنوبری رو می گی؟

    تازگیا دارم مثل آرتین می شم و به نظرم فعالیت تووی گودریدز مانع مطالعه ی مفیده…

    پاسخ
    • شنبلیله says:

      دقیقا منظورت از درگیری مستقیم چیه؟
      فواد کلا جواب هیچکس رو زیر ریویوش نسبت به این مسئله نداده. دیده همه ضدش حرف زدن، گفته سکوت کنم بهتره. منتظر بودم تو بیای حمله رو دوباره شروع کنیم. 😉

      پاسخ
  24. Arshia says:

    ممنونم فربد
    نتیجه دلخواه که متاسفانه نمیشه و باید آزاد برم به احتمال فوق العاده بالایی و نتیجش هم الان برام مهم نیست چون میدونم جایی قبول نمیشم. امیدوارم بتونم تو کارم موفق شم.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      قبل از این‌که نظر بدم، یه توضیحی بده بگو

      – قضیه‌ی اون قسمت متافیکشن چی بود و اون پیرمرده کی بود.
      – عمو کیه؟
      – آیا پروین روحی جهنمی بود که به کالبدش برگشت؟

      شرمنده، من امروز بیرون بودم آقتاب مغزمو پخته و قوه‌ی ادراکم اومده پایین.

      پاسخ
      • مهراد says:

        پیرمرد شخصیت اصلیه. قضیه خاصی هم نداشته. صرفاً می‌خواستم بگم هنوز قرار نیست بمیره و فلانات. یو نو… ژانگولر بازی‌های همیشگی :دی
        عمو کسی نیست. مدل حرف زدن بچه‌ها هست که به بزرگاشون می‌گن عمو، اون مدلی. شاید بهتر بود انقدر خارج از کانتکست استفاده نمی‌کردم انقدر گیج کننده از آب نمیومد.
        نه راستش یکم توضیح داره اگه واضح نیست.
        قضیه اینه که آدما توی این دنیا بعد مردن روحشون داخل یه سری کالبد‌های اکتوپلاسمی-الکترونیکی حبس می‌شن و تقریباً همه شخصیتشون گم می‌شه این وسط. وقتی اینجوری هستن به دنبال تسخیر آدمای دیگه می‌رن و روحشون رو بدنشون منتقل می‌کنن. وقتی چند روح یه بدن رو اداره می‌کنه شخص رو به دیوانگی می‌ره و یه همچین چیزایی… آره :دی
        پروین دختر همین پیرمرده بوده که مرده. بعد پیرمرده گرفته برگشت به شهر که خالی از سکنه‌ست و توسط ارواح تسخیر شده برای اینکه دخترشو پیدا کنه چون بدون اون دلیلی برای زندگی نداشت. یعنی می‌دونسته مرده خواسته دختره تسخیرش کنه و بدنش رو باهاش شریک بشه و از این فلانات. بعد این وسط مجبور بوده از “قبرستان” عبور کنه که کلاً به جاهایی می‌گن که حجم زیادی از انسان‌ها توش مردن و در نتیجه ارواح زیادی اونجا پرسه می‌زنن.
        کلاً اینجوریه قضیه، آره. :دی

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          پسر، ما چند روز پیش داشتیم می‌گفتیم این کوجیما چقدر تخیلیه. تو اون بابا رو گذاشتی تو جیب کوچیکت که. ایده در حد Death Stranding.

          پاسخ
          • مهراد says:

            :)))))))))))))
            فکر نکن دارم خودمو می‌گیرم الآن ولی انصافاً یه چیز یاد گرفته باشم از نویسندگی اینه که ایده چقدر خفن و اینا باشه مهم نیست مهم اجراشه و اینا :دی

    • فربد آذسن says:

      این آقای شعبانعلی خوب می‌نویسه، ولی بعضی وقتا حس می‌کنم ۱. پوینت‌های ساده رو کش می‌ده تا حجم مطلب زیاد شه ۲. یه سری اصطلاح رو به صورت زورچپونی توی متن می‌گنجونه تا به اعتبارش افزوده بشه.

      ولی با پوینت کلی مقاله موافقم. دوران رکود اونقدرا هم که می‌گن بد نیست. می‌تونه یه سکوی پرتاب برای پیشرفت‌های آتی باشه.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      راستش چون Detroit: Become Human رو بازی نکردم، نمی‌دونم تا چه حد پوینتاش به‌جاست. ولی چیزی که به نظرم رسید این بود که یکم داره ایرادات بنی‌اسرائیلی رو با لحن پرآب‌وتاب خیلی مهم‌تر و بزرگ‌تر از اون چیزی که هست جلوه می‌ده.

      من از دیوید کیج فقط فارنهایت رو بازی کردم و خیلی از جو و کارگردانیش خوشم اومد. تنها مشکل بازی این بود که داستانش از نیمه‌ی دوم به بعد خیلی قاراشمیش می‌شه.

      برای همین با این گفته‌ش که دیوید کیج مزخرفه موافق نیستم، چون فارنهایت هم به خاطر ایده‌ها و کارگردانی منحصربفرد کیج اینقدر تجربه‌ی نابی شده بود.

      پاسخ
  25. شنبلیله says:

    دوستان تو گودریدز دعوا شده. بین Foad و یکی دیگه. از foad خوشم نمیاد، طرف اون یکی رو میگیرم اگه تونستم.
    برم پویا رو بیارم… 😀

    پاسخ
    • شنبلیله says:

      کلی تیکه تو چنته دارم که بهش بندازم، ولی منتظر فرصت مناسبم. یه بار باید شست گذاشت کنار این مرتیکه رو.

      پاسخ
        • شنبلیله says:

          سبک ریویو نوشتنش خوبه، ولی خب اون جنبه خود شاخ پنداری رو داره دیگه. بحث الکی هم زیاد میکنه با دیگران. با خود من سر این که یه اثری رئالیسم جادوییه یا نه کلی بحث کرد، که آخر هم به زور قانعش کردم.

          پاسخ
  26. Arshia says:

    آقا نظرتون راجع به دانشگاه آزاد چیه؟ همه عوامل رو بخواین در نظر بگیرین، خوبه یا بده؟
    منظورم از همه چی مثل سطح علمی نسبت به دولتی، جو دانشگاه، دانشجو ها٫ استاد ها، نحوه درس خوندن، تاثیرش وقتی واسه گرفتن یه شغل بگی ازاد فلان جا خوندم، تفکر دیگران، کسب مهارت و …
    اگه میشه یکم توضیح بدین.
    اگه همه یه نظر هر چند کوتاه بنویسین ممنون میشم🙃

    راستی فربد یادمه یه مقاله تو سایتت بود مربوط به دانشگاه بود هر چی گشتم پیداش نکردم.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      دانشگاه آزاد شهریه‌ش خیلی زیاده، ولی در کل اگه خودت دانشجوی خوبی باشی، بد نیست (البته خب پرستیژش نسبت به دولتی پایین‌تره و این پیش‌فرض رو حالاحالاها نمی‌شه عوض کرد). چون من خودم تو دانشگاه آزاد نبودم و خیلی هم روی این قضیه تحقیق نکردم، نمی‌تونم مشاوره‌ی درست بهت ارائه بدم.

      این لینک مقاله:

      https://azsan.ir/blog/an-unlikely-triumph/

      توی بخش کامنتا بین من و ناشناس یه بحث کوتاه راجع‌به دانشگاه آزاد درگرفت.

      پاسخ
      • شنبلیله says:

        شهریه آزاد برای مهندسی ها اونقدر هم که تو میگی زیاد نیست. حتی فک کنم از دبیرستان های نمونه دولتی و هیئت امنایی هم ارزون تر در بیاد در ۱ سال.

        پاسخ
        • Arshia says:

          آره فربد. برای اطمینان از یکی پرسیدم و دیدم تقریبا برابر با شهریه دبیرستان های ساریه حتی بعضی ترم ها کمتر.

          فقط از فربد نپرسیدم که شما هم جواب بدین دیگه☹️

          پاسخ
    • شنبلیله says:

      به نظر من الان اصلا وقت این نیست که به دانشگاه فکر کنی، روزای باقی مونده رو باید یه کاری کنی که ۴ تا تست بیشتر بزنی. به اندازه کافی بعد از اومدن نتیجه وقت فکر کردن به دانشگاه رو داری.

      پاسخ
    • آرتین says:

      ببین از نظر استانداردهای یک محیط علمی میتونیم دانشگاهها رو به این صورت دسته بندی کنیم:
      سراسری
      آزاد
      غیر انتفاعی
      حالا چرا آزاد بالاتر از غیر انتفاعی هست…
      چون آزاد یه دانشگاه بزرگه که تو سیستمش اگه نقص و مشکلی وجود داشته باشه..تو می‌تونی تماس بگیری با بالا دستیها و شکایت کنی…ولی غ.انتفاعی خیلی هردمبیله و هیئت موسسش هر کاری دلشون میخواد انجام میدن!
      در ضمن تو محیط کاری، آزاد شناخته شده تر از غیر انتفاعیه.
      این از این….
      ————
      سطح علمی آزاد:
      بستگی به خودت داره. سطح علمی واحد به واحد و رشته به رشته فرق داره.
      ممکنه مثلا عمران تو یه واحد دانشگاه بین تمام دانشگاههای آزاد کشور رتبه اش ۲۰ باشه…صنایع همون دانشگاه رتبه اش ۲۰۰ باشه.
      ولی واقعیتی که هست….شما تو دانشگاه هیچ چیزی که بدردت بیاد در کار واقعی یاد نخواهی گرفت…مگر در واحدهای عملی…که اون هم تعدادشون به زحمت به ۲۰ واحد برسه از ۱۴۰ واحدی که خواهی گذروند

      پاسخ
    • ناشناس says:

      جو دانشگاه هم باز به رشته و دانشگاه بستگی داره…
      خودت بری قاطی دار و دسته هایی بشی که اهل تفریح یا دختر بازی یا کلا بیخیال درس هستند…خود به خود پایین کشیده میشی. که البته طبق چیزی که من دیدم..تو آزاد تعدا این دسته از بچه‌ها معمولا بیشتره. اگه میخوای موفق بشی..با بچه های ترم بالاترت بگرد و رفیق شو. در ضمن دو سال اول هم سعی کن ماجرای عشقی نداشته باشی…چون انتخابهایی که تو اون باز زمانی ادم انجام میده…معمولا احساسی نه عقلانی.

      در ضمن یکی از چیزهایی که خیلی اذیت میکنه دانشجو رو تو دانشگاه آزاد…شیوه برخورد با دانشجو هستش…که اون احترامی که تو سراسری دریافت میکنی رو تو دانشگاه ازاد مسلما نخواهی داشت.

      پاسخ
    • آرتین says:

      پیام بالایی برای منه!
      استاد
      معمولا تو هر گروه درسی..
      مثلا گروه عمران یا صنایع
      ۱ یا ۲ تا استاد با سواد پیدا میشه. ممکنه خیلی از اساتیدتون هم تو دانشگاه سراسری درس بدن.
      ببین همه جوره استادی داریم…
      ممکنه یه استادی به پستت بخوره..از استادهای سراسری هم بدتر و سختگیر تر باشه…یا نه یکی به پستت بخوره که اسون بگیره… و چیزی بارش نباشه…
      استاد با سواد خیلییی کمه تو همه جا و کلا درسها تو دو سال اول یه مشت فرمول ریاضیه ….که به درد هیچ جاتونم نمیخوره…حالا میخوان بهتون سخت بگیرن…یا اسون!

      من فکر میکنم استاد بیشتر یه عاملیه که میتونه دانشجو رو تشویق کنه یا برعکس دلسرد کنه از درس خوندن….

      پاسخ
    • آرتین says:

      در مورد بازار کار
      بازار کار مهمترین جنبه ماجراست.
      تو شکرتهای خصوصی اگر پارتی نداشته باشی..شاید کمی به مدرک سراسریت اهمیت بدن..که اگه کارت خوب نباشه…کلا اونم مهم نیست!
      اگرهم پارتی داشته باشی..یا بخوای بری َرکت دولتی هم که هیچی به هیچی…فقط مدرک داشتنت مهمه‌‌.‌.‌.
      کلا با توجه به وضعیت حال حاضر به نظر من اینکه تو مثلا در روز ۲ ساعت تو آزاد درس بخونی و ۸ ساعت بری دنبال کسب مهارت تو رشته ات…
      خیلی بهتره تا اینکه ۸ ساعت مجبور باشی برای پاس کردن درسها تو سراسری درس بخونی و ۲ ساعت بری دنبال کار…یا اصلا وقت نکنی کار کنی.

      اینه که زیاد رو دانشگاه مانور نده…
      چون همه چیزش به خودت بستگی داره..
      فقط سعی کن از ترم اول…با درس خوندن کار هم بکنی.

      پاسخ
  27. ناشناس says:

    فربد
    تا حالا چیزی از هادی پاکزاد گوش کردی ؟
    اگه کردی نظرت چیه ؟

    اگر هم نکردی که نصف عمرت بر فناست 😀

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      این فصل نکته‌ی خاصی نداشت. صرفاً یه دیالوگ استاندارد بین فر و آلیس بود که پلات رو جلو می‌برد و به نظرم کارشو خوب انجام می‌داد.

      این تیکه‌های انگلیسی همچنان به دل می‌شینه و این خوبه، چون احتمال زیادی داشت بعد از چند فصل cringy بشن، ولی فعلاً نیستن، چون به‌جا و با دز مناسب به کار برده می‌شن.

      پاسخ
      • مهراد says:

        آره چون صحنه ترنزیشن شخصیت فر الآن تموم شده دارم سعی می‌کنم به تار و پود پلات برسم و فصلای فیلر یکم بیشتر می‌شن. و خب آره کرینجی شدنشون رو دارم خیلی حس می‌کنم چون این فصله اول دیالوگ انگلیسی بیشتر داشت ولی دیدم داره خیلی زیاد می‌شه باید کمترش کنم. و خب قصد دارم قسمتای انگلیسی رو قانونمند تر بیارم و روش استفاده‌شون رو تغییر بدم که جذاب بمونه. ببینیم چی می‌شه :دی

        پاسخ
  28. ناشناس says:

    دیشب خیلی مزخرف بود. یک ساعت تمام هتل کالیفرنیا گوش کردم بعد تا صبح دو بار فیلم داگ ویل رو دیدم .وای چه فیلمیه چه فیلمیه چه فیلمیه .

    پاسخ
  29. ناشناس says:

    فربد
    هتل کالیفرنیا روگوش کردی ؟
    حتما کردی ، سوای آهنگ فوق العاده زیبایی که داره ، فکر می کنم که کل دنیا همون هتله ، و ما هرچقدر با کارد هامون ضربه می زنیم نمی تونیم هیولا رو بکشیم.
    آه .

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آره، اتفاقاً جزو آهنگای فهرست موزیک سایته، توی رسته‌ی great lyrics.

      و خب Hotel California رو می‌شه استعاره از خیلی چیزا در نظر گرفت: مواد مخدر، هالیوود، به قول تو دنیا.

      به نظرم لاین اصلی برای تفسیر کردن آهنگ اینه:

      «You can checkout any time you like, but you can never leave!»

      پاسخ
      • ناشناس says:

        فربد
        شاید برات جالب باشه که دیشب یه نگاه به کامپیوتر انداختم و دیدم که هفت تا ترجمه از این آهنگ رو دارم ، و همشون هم با هم فرق دارن 😀

        پیشنهاد میکنم اگه فرصت پیدا کردی تو هم این ترانه رو ترجمه کنی تا بشه هشت تا 😀
        به نظرم ارزشش رو داشته باشه.

        پاسخ
  30. شنبلیله says: