شنبلیله: حتما 20 تومن فیزیکیشه
Anonymous15451: ؟.و.ن بده مجله بخر! ۱۲ تومن ۱۳۱ ص چه خبره!!!!
Anonymous15451: ؟.و.ن بده مجله بخر! ۱۲ تومن ۱۳۱ ص چه خبره!!!!
Anonymous15451: sad
Anonymous15451: والا با این نوناشون. باید ببینیم چقدر فروش میره حالا.
Anonymous15454: هوم!باید دید.
Mo0sy: هومم
Anonymous15484: هوم ؟
Mo0sy: هومم!!
Anonymous15488: هوم ؟ ؟
Anonymous15492: 14 تن از نیروهای نظامی و انتظامی ایران توسط شورشیان بلوچ عضو گروه جیش العدل ربوده شدند .
Anonymous15500: موسیتالار وحدت رفتی تا حالا؟
Anonymous15500: به نظرت بالکن دوم آدم روبه رو سن بشیته باحال تره
Anonymous15500: یا تو لژهای کنارتر
Anonymous15500: بین ۲ شرقی و ۷ شرقی تو شکم
Anonymous15500: از تو ۲ غربی تا حالا سن رو دیدم ریز بود به نظرم. ولی ۷ ام به نظرم کل سن واصح نیست
Anonymous15500: تنها امیدم اینه که میشه رو سر ملت تف کرد خخخخ
Mo0sy: آره وحدت رفتم
Mo0sy: وحدت رو یا باید همکف 5 تا ردیف اول بری یا بالکن اول کناره ها
Mo0sy: بقیشون مفت نمیارزه
Mo0sy: می سی سی پی رو میخوای بری ؟
Mo0sy: چنده بلیتش؟
Mo0sy: کناره ها منظورم همون لژیه که تو میگی
Mo0sy: درسته که از کنار داری نیگا میکنی ولی عوضش نزدیکی
Mo0sy: وحدت رو ردیف 1 هم بشینی بازم درست نمیبینی البته.
Mo0sy: راستی آرتین ورشکست نشدی تو بورس؟
Anonymous15525: آرتین منم همین سوال رو دارم ، ضرر نکردی ؟
Anonymous15525: اینجا کسی تو کار ماهواره نیست ؟
Anonymous15549: سودم کم شد ولی نه ضرر نکردم. من عمده سهامم توی تاپیکو و خصدراست. سهامهام مطمئنند
Anonymous15549: فقط ۷۰۰ تومن تو فسا داشتم. اون ۳۰ درصد ضرر داد.
شنبلیله: می سی سی پی رو رفتی؟
Anonymous15549: نه. دارم میرم کنسرت
شنبلیله: آها
شنبلیله: خب برا کنسرت هر جا بشینی اوکیه
Anonymous15549: نه بابا. باید سن رو ببینی.
شنبلیله: چرا؟
Anonymous15549: برای اینکه اونجوری با تو خونه فرقی نداره
Anonymous15549: میشینی اهنگ پلی میکنی.
Anonymous15547: خب پس بالکن ها رو برو
Anonymous15547: ردیف های کناری
Anonymous15549: اوهوم
Anonymous15549: باید دولاشیم بالکن ۷ یه کم
Anonymous15587: هیشکی نیست ؟
Anonymous15587: بابا مثلا جمعه س آخه wine
Anonymous15592: laugh
Anonymous15592: این یه دو نقطه دی ساده بود :دی
شنبلیله: راست میگه
شنبلیله: بیاید دیگه
شنبلیله: هوو
Anonymous15601: کسی هست ؟
شنبلیله: من
Anonymous15601: سلام بر شنبل
شنبلیله: سلام
Anonymous15601: چگونه ای
Anonymous15601: کوکو
شنبلیله: این همه وقت اینجا بودم چرا نیامدی؟
شنبلیله: الان میخواهم بروم
شنبلیله: شام میل کنم
شنبلیله: چندی دیگر برمیگردم
Anonymous15601: نوش جان
Anonymous15601: گوارای وجود
Anonymous15602: ALL YOUR BASE ARE BELONG TO US
Anonymous15612: آرتین
Anonymous15612: بدبخت عاشق ، عاشق بدبخت
Anonymous15612: بیشتر بیا اینورا
Anonymous15612: بهش بگو که قرار نیست بخوریمت بابا laughlaughlaugh
Anonymous15632: میام عزیز
Anonymous15632: شماها نیستید
Anonymous15632: الان از سر کار اومدم
Anonymous15632: بخوابم...صبح ۷.۵ باید برم
Anonymous15636: Hiiìi
Anonymous15636: اللووو
Anonymous15636: اوووف عجب رنگ مزخرفیه بالا
Anonymous15636: کی هست و کی نیست
Anonymous15645: شنبل
Anonymous15645: چطوری
Anonymous15658: .
Anonymous15663: moon
Anonymous15688: moon
Anonymous15689: moon
شنبلیله: moon
Anonymous15702: question
Anonymous15702: sad
Anonymous15703: cafe
moz: .
moz: صبح تا شب دارن ول میچرخن ها
moz: نمیان اینجا ولی
Anonymous15719: مور
Anonymous15719: موز*
moz: موز
moz: آره
Anonymous15721: شنبلیله مرورگر من میگه سایت ناامنه
Anonymous15721: مشکل از منه یا نه ؟
Anonymous15721: ناامنی به جهنم نمیزاره راحت بیام تو سایت
شنبلیله: آه
شنبلیله: گواهی نامه ssl منقضی شده بود
شنبلیله: دوباره گرفتم
آرتین: سلام
آرتین: والا من میام میبینم کسی نیست
آرتین: ولی دیشب رکورد زدم
آرتین: ساعت ۱۰ شب خوابیدم
آرتین: حس میکنم شب رو از دست دادم
MoZ: آه 10 شب
MoZ: خشم خدایان بر تو
M0Z: هو ها هو
Anonymous15758: Ha ha
Anonymous15768: آه
Anonymous15768: اینقدر نگو آه
Anonymous15768: آه مال منه laugh
Anonymous15797: هوووف
Anonymous15813: هوووف ؟
Anonymous15811: عه
Anonymous15811: من ندیدم!
Anonymous15811: داشتم کار میکردم
Anonymous15811: اه
Anonymous15830: آرشیا
Anonymous15830: پابجی نقشه جدید رو رفتی؟
Anonymous15830: ارزش داره دان کنم؟
Anonymous15831: دوباره که گفتی آه laughlaughlaughlaughlaugh
Anonymous15850: دوستان من حدودا دو ماه دیگه ایرانم خواستید خوشحال میشم همو ببینیم
Anonymous15860: پیام به سلامتی ... مبارکها باشه
Anonymous15860: موسی فیدیبو نسخه الکترونی دانستنی ها رو گذاشته ها
شنبلیله: پیام
چند وقت میمونی؟
Anonymous15868: ۱۲ روز میمانم خواستی یه جایی همو ببینین
Anonymous15868: آرشیو یه سر بیا تهران
شنبلیله: همش 12 روز؟
شنبلیله: چه برنامه هایی داری؟
Anonymous15888: به خاطر کارم بیشتر نمیشد
Anonymous15888: فعلا دو شب قراره جنوب باشم بقیش تهرانم
شنبلیله: خب تهران برنامه خاصی داری؟
شنبلیله: یا صرفا دید و بازدید؟
Anonymous15903: کسی هست ؟
شنبلیله: من
Anonymous15903: سلام شنبل
Anonymous15903: اصولا توی لوازم الکترونیکی شانس ندارم
شنبلیله: سلام
Anonymous15903: لعنت بهش
Anonymous15903: چه کار ،چه خبرا
شنبلیله: هیچی
Anonymous15903: یکی از سیم کارتام هر کاری میکنم سر جاش بند نمیشه لعنتی
Anonymous15903: اعصابم خط خطی شده
Anonymous15903: منم برم تو هم که رفتی که .
Anonymous15911: فقط دیدار خانواده شنبل شاید کلاس رانندگی هم رفتم و دیدار یکی دو دوست
شنبلیله: بیا یه تئاتر بینوایان ما رو مهمون کن
شنبلیله: silly
Anonymous15940: تو منو ببر دور دور
Anonymous15940: من تاتر هم میبرمت
Anonymous15939: پیام
شنبلیله: پیام با چی ببرمت دور دور؟ BRT های شهری؟
شنبلیله: آرتین
شنبلیله: هستی؟
Anonymous15964: نه نبودم
Anonymous15964: ببخشید
Anonymous15979: 123
Anonymous15979: feel_peace
Anonymous15979: بعد پشت سرم حرف درمیارید میگید ارتین نیست
Anonymous15979: offended
Anonymous15980: تو که کل یوم نیستی مرد عاشق
Anonymous15981: 4 بار اومدم امروز
Anonymous15984: شنبل یه بی ام و اجاره بکن بریم دور دور
Anonymous15984: ولی جدا خوشحال میشم همو ببینیم خواستی بهم بگو
Anonymous15984: من بعد از دو سال دارم میام
Anonymous15984: ارتین بیا جلوی بورس تهران همو ببینیم
Anonymous15984: بینام نماز جمعه بگی میام شهرت با هم بریم
Anonymous15984: الان ساعت 2 صبحه ولی خوابم نمیاد
Anonymous15984: نشستم دارم چای میخورم
m0sy: پیام
تو تهران کرایه ماشین خیلی سخته.
m0sy: حالا تو بیا تهران، ماشین آرتین رو برمیداریم میریم دور دور
Anonymous15995: موسی من دوچرخه دارم میخوای؟
Anonymous16076: سلام
Anonymous16076: اودافظ
Anonymous16089: moon
فربد آذسن: بچه‌ها این گفتگویی که دیروز از رضا پهلوی منتشر شد دیدید؟
فربد آذسن: https://www.youtube.com/watch?v=iOp2ZcB3ANA
فربد آذسن: اگه دید نظرتون راجع بهش چیه؟
شنبلیله: فربد لینکه درسته؟
شنبلیله: برا من چیزی باز نمیشه
Anonymous16104: حرف تازه ای نزد
شنبلیله: هی
شنبلیله: لینکه چرا برا من باز نمیشه پس؟
Anonymous16104: فربد اولین باره که میبینم به سیاست داخلی علاقه مند شدی
Anonymous16104: من دیشب از تلویزیون دیدم
شنبلیله: کیستی؟
Anonymous16104: بینام
شنبلیله: آه
Anonymous16104: کپی رایت که نمیدی laugh
Anonymous16104: برم سریال ببینم
شنبلیله: برو
Anonymous16104: آه
Anonymous16104: فربد اگه بودی راجع به این شازده صحبت خواهیم کرد.
Anonymous16110: اگه اشکال نداره میخوام بپرسم که مقالات جنگ ستارگان چی شد .
Anonymous16110: شنبلیله ، در چه کاری ؟
شنبلیله: دارم رول بوک میخونم
Anonymous16110: در کدامین باب ؟
شنبلیله: board game
Anonymous16110: هوم
Anonymous16110: توی ایران چندان جا نیفتادن
شنبلیله: جدیدن که تو تهران زیاد بازی میشه
شنبلیله: چندین تا کافه داریم براش
Anonymous16110: جدیدا آره ولی نه باید و شاید
شنبلیله: بهتر
شنبلیله: هر چی خز نشه بهتر
Anonymous16110: *اونطور که باید و شاید
شنبلیله: تو چه میکنی؟
شنبلیله: بازم یه کتاب دیگه داری میخونی؟
Anonymous16110: میگم که اژدها و سیاه چال اسم یه ژانر بازیه یا اسم یه بازی خاص ؟
Anonymous16110: یه کتاب بودایی ماهایانا
شنبلیله: به نظرت مهرداد چرا رفت؟
Anonymous16110: نمیدونم
شنبلیله: هومم
Anonymous16110: شاید میخواد مهاجرت کنه
شنبلیله: شاید فضایی ها اومدن و میخوان ببرنش به سیاره خودشون
Anonymous16110: این رو از چند تا آدم کار درست شنیدم
Anonymous16110: یا بهتره بگم خوندم
شنبلیله: این که میخواد مهاجرت کنه رو؟
Anonymous16110: درک بودائیسم برای ایرانی ها راحت نیست
شنبلیله: آها کتابه رو میگی
Anonymous16110: یعنی به مزاج ما نمیسازه
شنبلیله: والا درک همین اسلام هم برا ایرانی ها راحت نیست
شنبلیله: چه برسه بودا
Anonymous16110: هاهاهاها
شنبلیله: یعنی فک میکنن که راحته ولی
شنبلیله: ...
Anonymous16110: .....
Anonymous16110: sad
شنبلیله: چی شده؟
Anonymous16110: امکان آموزش حضوری نداریم مجبورم به کتاب ها اکتفا کنک
Anonymous16110: *کنم
Anonymous16110: sad
شنبلیله: خوشا به حالت
شنبلیله: حداقل به کتاب اکتفا میکنی
Anonymous16110: هوم
Anonymous16110: تو هم که کم نخوندی باو
شنبلیله: چرا
شنبلیله: من از اول سال
شنبلیله: میانگین ماهی 1 کتاب خوندم
شنبلیله: در حالی که باید 2.5 تا میخوندم
شنبلیله: ولی تو
شنبلیله: داری هفته ای 1 کتاب میخونی
شنبلیله: فاک
Anonymous16110: تو کار داری دانشگاه و این حرفا
Anonymous16110: هوی آرتین
Anonymous16110: بیا اینور بازار
Anonymous16110: نرو اونور بازار
Anonymous16110: laugh
شنبلیله: چی شده؟
شنبلیله: question
Anonymous16110: مسیج فور آرتین laugh
Anonymous16110: کتاب رو ولش
Anonymous16110: از این آرتین یاد بگیر
شنبلیله: چی رو؟
Anonymous16110: برو دنبال پولa_phone
شنبلیله: عجب
Anonymous16110: مانی = همه چی
Anonymous16110: نو مانی ، نو هیچی
شنبلیله: نو هیچی = همه چی
Anonymous16110: آه نو
آرتین: laugh مانی لازمه برای همه چی
Anonymous16134: کیستی؟
فربد آذسن: بینام من خودم نسبت به رضا پهلوی بدبین بودم و کلاً جدی نمی‌گرفتمش، ولی با این مصاحبه نظرمو نسبت به خودش عوض کرد. یعنی الان حداقل به عنوان یه سیاستمدار قابل‌اعتنا می‌تونم بهش نگاه کنم.
فربد آذسن: استار وارز سرم خلوت شه روش کار می‌کنم. هنوز کلیش مونده.
Anonymous16151: فربد این شازده یه تناقض بزرگ تو کارشه
Anonymous16173: چه تناقصی
Anonymous16176: کی میخواد بدونه ! smile
Anonymous16176: کی میخواد بدونه ! smile
فربد آذسن: شخیل بگو تناقضو.
Anonymous16196: مصاحبه رو دیدم
Anonymous16196: حتی اگر حرفاش عملی بشه با این طیف عظیم مذهبیون افراطی میخواد چیکار یکنه؟ اینا که غمه میزنن، گل میمانم و غیره. حرفا زیادی خوش بینانست
Anonymous16200: کیستی ؟
Anonymous16208: قمه زنی!
Anonymous16208: sad
Anonymous16208: مگه اینجا انقلاب شده با طیف غیر مذهبیون چه کردن؟
Anonymous16208: صادرشون میکنند سوره و لبنان smile
p: چطوری شنبل
شنبلیله: خسته ام
p: چرا
شنبلیله: چرا آدما خسته میشن؟
p: دلایل متفاوتی میتونه داشته باشه
شنبلیله: آه
p: اهنگ جدیدی که گفتم رو گوش بده شادات میشی
p: شاداب
شنبلیله: آه
شنبلیله: خسته ام
شنبلیله: نگفتم که غمگینم
شنبلیله: با gatorade بخورم که درست بشه
شنبلیله: *باید
p: والا چی بگم
p: خیلی وقته با ارشیا هم صحبت نشدم
p: فربدم که چت باکس کم تر میاد. مهراد و بینامم که کم تر شده امدنشون
شنبلیله: خب
شنبلیله: آقا الان بین انتخاب چند تا تئاتر گیر کردم
p: کدوما
شنبلیله: احتمالا کمکی نمیتونی بکنی
شنبلیله: در ضمن این که
شنبلیله: شاید همشون رو رفتم
p: وضعت خوبه پس
شنبلیله: laugh
شنبلیله: دیگه تئاتر نریم که باید بریم بمیریم تو این سگ دونی
p: house party?
شنبلیله: چی؟
شنبلیله: ؟
p: جدا نمیدونی معنیش رو?
شنبلیله: نه
p: https://en.wiktionary.org/wiki/house_party
شنبلیله: خب چه ربطی به حرفای من داشت؟!
p: هیچی من برم شبت بخیر
شنبلیله: باو
شنبلیله: قهر نکن
Nameless Wiseman: کسی وجود داره. smile
شنبلیله: بستگی داره وجود رو چی معنی کنی
Nameless Wiseman: آه
Nameless Wiseman: ببین توهم عین منی ؟ کتاب دانلود میکنی و نمیخونی ؟
شنبلیله: تو کی هستی؟
شنبلیله: اول این رو بگو
Nameless Wiseman: چی رو
شنبلیله: کیستی؟
Nameless Wiseman: هنوز نشناختی من همانم که حکمتم بر همگان عیان است.
Nameless Wiseman: آه
شنبلیله: چرا
شنبلیله: خواستم مطمئن شم
Nameless Wiseman: باز هم آه
Nameless Wiseman: امروز رفتم سراغ پوشه دانلودم
شنبلیله: دانلود که چیزی نیست
شنبلیله: من کتاب 70 تومنی چاپی میخرم نمیخونم
شنبلیله: تو که خوبی
Nameless Wiseman: آه
Nameless Wiseman: من میروم
Nameless Wiseman: ولی در کل ما ری....یم
فربد آذسن: «حتی اگر حرفاش عملی بشه با این طیف عظیم مذهبیون افراطی میخواد چیکار یکنه؟ اینا که غمه میزنن، گل میمانم و غیره. حرفا زیادی خوش بینانست»
فربد آذسن: این افراد قبل از انقلاب هم وجود داشتن و مسالمت‌آمیز (خیلی مسالمت‌آمیزتر از الان)‌ داشتن با بقیه همزیستی می‌کردن.
فربد آذسن: بعدشم فکر می‌کنی تعداد این افراد چندتاست؟ به ازای هر یه دونه از اینا، صدتا ایرانی نرمال وجود داره.
فربد آذسن: «خیلی وقته با ارشیا هم صحبت نشدم»

می‌دونستم بعد از این‌که ترجمه‌ی مترو ۲۰۳۵ تموم شه، ارشیا اینجا نمیاد. sad
Arshia: laugh
Arshia: این دو هفته خیلی بدجور درگیر red dead بودم کلا از اینترنت به دور بودمlaugh
Arshia: ولی اینجا همیشه پیام ها رو میخونم
Arshia: هر وقت هم که میام هیچکی نیستsad
Anonymous16238: بچه تو درس میخونی ، یا بازی میکنی ؟
ارتین: فربد رو بچه مردم کرم نریز. الان دقیقا آرشیا رو تحریک کردی پیام بده بهت
ارتین: sad کرمو
Anonymous16247: آقا عفت کلام داشته باش ، وگرنه میام به خانمت میگم ها .
Anonymous16254: laugh
Anonymous16254: واقعا فلفل میپاشه تو حلقم اونوقت...دلت میادsad
A: بازیsilly
Anonymous16257: حقته خو
Anonymous16298: سلام
Anonymous16298: آقا
Anonymous16298: 123
Anonymous16325: شده عین دوره وبلاگ
شنبلیله: قرار نیست بیاید؟
شنبلیله: .
Anonymous16332: هممم
Anonymous16336: شنبل من دیشب اومدم تا من اومدم یکیتون اینجا آن بود لفت داد
Anonymous16336: یه ساعت احتمال حضور تعرف کنید خوب
Anonymous16336: تشریف نحستونو بیارید
Anonymous16336: دلم تنگ شده برای همتون
Anonymous16336: sad
شنبلیله: امشب ساعت 12 خوبه؟
شنبلیله: و ساعت 3 عصر
شنبلیله: 1 ساعت گذشت کسی نیومد
شنبلیله: خب دقایقی به ساعت 3 مونده
شنبلیله: همون 12 شب فک کنم بهتر بتونید بیاید
Anonymous16361: اون موقع من سریال نگاه میکنم خو
شنبلیله: لعنتی ها
شنبلیله: چرا کسی نیست؟
آرتین: ها
شنبلیله: about time
آرتین: نه منه!؟
آرتین: چه خبره؟
آرتین: question
آرتین: چی شده اینجا کجاست شنبل کیه؟
شنبلیله: تو کی هستی؟
آرتین: سواللل اصلی! من کی هستم!؟
آرتین: فربد کوش؟
شنبلیله: فربد رو گروگان گرفتم
شنبلیله: چطور؟
آرتین: اومدم یه کم زر بزنم بپرم سر ورزش شبانم
آرتین: همینجوری.
شنبلیله: آه
آرتین: مرده انشالله ...چرا گروگان بگیریش
آرتین: وای چه رنگ زرد تو مخی ایه !
آرتین: چه خبرا شنبل؟
شنبلیله: آرتینی دیگه؟
آرتین: آره
شنبلیله: هیچ خبر
شنبلیله: 1 ماهی میشه کتاب نخوندم
شنبلیله: از این بد تر نمیشه
آرتین: اوه من که از اول سال تا حالا نخوندم
شنبلیله: تئاتر شاه لیر رو میخوام برم
آرتین: منم میخوام برم اول آذر کنسرت
شنبلیله: خب تو زید داری
شنبلیله: آه
آرتین: داشته باشم. روحم نیاز به مطالعه داره خوب
شنبلیله: خب خاک بر سرت که کتاب نمیخونی مایه ننگ جامعه
شنبلیله: خیر سرت دکتر این مملکتی
شنبلیله: 1 ساله کتاب نخوندی
آرتین: من دکتر نیستم
شنبلیله: خوب بود؟
آرتین: کارو کاسبی چه خبر؟
آرتین: آره عالی بود
شنبلیله: والا نرفتم تو فاز بورس
شنبلیله: با این که مقاله خوندم
شنبلیله: ولی حسش نیست
شنبلیله: نمیدونم
شنبلیله: یه چیزی باید استارتم رو بزنه
شنبلیله: کار و بار قبلی هم که هست فعلا
شنبلیله: تو چه خبر؟
آرتین: بیا برو اسم بنویس
شنبلیله: واقعا الان که دارم فکر میکنم این موقع بهترین وقت ورزشه
آرتین: فعلا فقط عرضه اولیه بخر
شنبلیله: آره عرضه اولیه ها خیلی خوبن
شنبلیله: میدونم
آرتین: silly اره سیکس پکام درومده
شنبلیله: ناموسا دیگه وقت نمیشه
آرتین: چی وقت نمیشه؟ ورزش؟
شنبلیله: اره
شنبلیله: روز که وقت نیست
آرتین: بابا من خیلی مریض احوالم کشون کشون خودم رو میکشم تا برسم به ورزش
شنبلیله: حدود 8 اینا هم خسته ای
آرتین: آره.
آرتین: کلا یه وعده غذا میخورم
شنبلیله: ولی این موقع شب بیشتر حسش هست
آرتین: خیلی انرژی ندارم برای فعالیت بدنی
آرتین: آره. مجبورم دیگه انجامش بدم
شنبلیله: nice
آرتین: منم سلامتی. گرونیه. هر چی حساب و کتاب میکنم خرج زندگی متاهلی در نمیاد
شنبلیله: آره باو
شنبلیله: من اصلا دست و بالم به خرید نمیره
آرتین: یعنی اگه خواستی زن بگیری تا سنت کمه اقدام کن
شنبلیله: چند وقته یه سری چیز نیاز دارم بخرم
شنبلیله: ولی قیمت هاشون رو نیگا میکنم منصرف میشم
آرتین: وگرنه از دوره کارشناسی در بیای همه چیز ازت میخوان خانواده دختره
شنبلیله: چرا؟
شنبلیله: آره
آرتین: آره میدونم. من اخرین باری که رفتم خرید...رفتم لباس خونه خریدم بازار شد 600 تومن
آرتین: چی چرا؟
آرتین: منم دیگه دست و بالم نمیره به خرید غیر ضروری
شنبلیله: همون سن کم
شنبلیله: که گفتی جوابش رو
آرتین: آره. وگرنه پوستت کنده میشه رسمن
شنبلیله: یه سوال
شنبلیله: تو که تجربه داری
شنبلیله: به نظرت چه جاهایی مناسب تره برای پیدا کردن دختر؟
آرتین: تو چه امری؟
شنبلیله: laugh
شنبلیله: والا من هر جا با دختر آشنا میشم کسخل از آب درمیان
آرتین: laugh محیط کار و دانشگاه
آرتین: باید تیزبین باشی و خوبش رو انتخاب کنی خوب!
آرتین: کصخل که زیاده
شنبلیله: آخه جلوی من واینیستادن که انتخابشون کنم
شنبلیله: محیط کار؟؟
آرتین: آره.
شنبلیله: باو محیط کار تهش 2 3 تا دختر داشته باشه
آرتین: بالاخره تو میری جلو و پیشنهاد میدی دیگه
شنبلیله: انصافا چه محیط کاری داریم که توش دختر ریخته باشه؟
شنبلیله: دانشگاه هم خیلی داستان داره
شنبلیله: رابطه ها خیلی پیچیده ان
شنبلیله: فعلا به نظر من
شنبلیله: گروه های دوستی از همه بهتر نتیجه میدن
آرتین: یعنی به صورت مجازی؟
شنبلیله: که خب البته سینگل پیدا کردن توش سخته
شنبلیله: نه
آرتین: تو تو چه رنج سنی دوست شدی باهاشون خوب؟
آرتین: گروههای دوستی هم زیاد جالب نیست. زیاد تو هم میلولند ملت.
شنبلیله: مثلا رفیق پسر من با یه عده دوسته
شنبلیله: یه برنامه ای منم میبره منم باهاشون دوست میشم
شنبلیله: و همین طور شاخه شاخه گراف دوستیت رو بزرگ تر میکنی
آرتین: حاجی رفیقشم برای ما جور کن خودمونه دیگه
شنبلیله: چی؟
آرتین: به رفیقت که دوست دختر داره میگی حاجی دوستشم برای ما جور کن!
شنبلیله: خب باو
شنبلیله: من باید 4 تا برنامه ببینم طرف رو
آرتین: ببین خیلی به محیط کار و دانشگاهت بستگی داره این مورد
شنبلیله: تو صحبت ها بشنوم حرف هاش رو
شنبلیله: همین جوری که نمیشه
آرتین: ولی یه حالت اویزون بودن تو جمع پیدا میکنی...
آرتین: اگه اینجوری بخوای بری جلو
شنبلیله: نه
آرتین: چرا
شنبلیله: آخه معمولا خودم خیلی از این برنامه ها رو جور میکنم
شنبلیله: اونی که گفتم مثال بود
آرتین: آۀا. لیدری پس
شنبلیله: یه جورایی
شنبلیله: ولی خب نکته اش اینه که
شنبلیله: توی این مدل برنامه های بالای 10 نفر
شنبلیله: یکی رو یه بار میبینی
شنبلیله: دیگه 1 سال نمیبنی
آرتین: سینگل کمه
شنبلیله: تو همون 1 بار هم که نمیشه شماره همه رو گرفت که ارتباط داشت باهاشون
آرتین: خوب نگفتی رنج سنی طرفت چند ساله،
شنبلیله: رنج سنی خودم
آرتین: باید تعداد دفعات دیداری رو کم کنی...بجاش مجازی تمرکز کنی. الان روابط بیشتر برپایه ارتباطات مجازی میگرده
شنبلیله: آره
شنبلیله: شدید موافقم
آرتین: بابا...18 تا 23 دخترا افاده خالین! دهنت صاف میشه
Anonymous16372: سلام نکبات kissy
شنبلیله: ولی من فیس تو فیس بهتر بلدم کار کنم تا مجازی
شنبلیله: برعکس خیلی ها
آرتین: سلام بینام
آرتین: خوب نیاز به تمرین داره.
Anonymous16372: سلام کازا
شنبلیله: سلام عالیجناب بینام
آرتین: مجازی بخوای حرف بزنی با طرف باید 3 ماه وقت بذاری تا زیر و خمش دربیاد
Anonymous16372: سلام سبزی جونم
آرتین: تو دیدار رو در رو... 4 5 دفعه کافیه
شنبلیله: میدونی ، بیشتر شروع بحث سخته
شنبلیله: یعنی اگه من تلگرام کسی رو هم مثلا داشته باشم
شنبلیله: بیشتر یه ارتباط ساده است که برنامه ای بود بهش بگم
آرتین: شروع بحث کافیه یه پست یا کلیپ مرتبط یا هر چی بفرستی براشون که طرف جوابت رو بده و به حرف بیفته
شنبلیله: که تازه اکثرا اینجوری هم نیست
شنبلیله: یعنی مثلا من به یکی میگم که بیا، و اون 2 3 نفر دوستش رو هم میاره
شنبلیله: دیگه من بهشون نمیگم
Anonymous16372: آه
شنبلیله: هوممم
آرتین: خوب چقدر حرف میزنی با طرف؟
Anonymous16372: سبزی رل میزند laugh
شنبلیله: نه باو
آرتین: چند ساعت در روز؟
شنبلیله: اصلا تو فاز رل نیستم
شنبلیله: بیشتر کسب تجربه است
Anonymous16372: آه
آرتین: برای شروع رابطه مجازی حداقل باید از ۱ ساعت شروع کنی
شنبلیله: میخوام ببینم واقعا دختری پیدا میشه من بتونم قابل قبول بهش بگم یا نه
شنبلیله: یعنی چی 1 ساعت؟
آرتین: یعنی تو وقتی میخوای یه دختر رو مجازی بشناسی باید ۱ ساعت براش وقت بذاری در روز و حرف بزنی باهاش
شنبلیله: فاک
Anonymous16372: به این نتیجه رسیدم که کتاب خوندن زیادش هم خوب نیست
شنبلیله: 1 ساعت وقتم کجا بود؟
آرتین: بعد رفته رفته ساعات رو زیاد کنی و برسونی به ۴ ۵ ساعت
شنبلیله: آرتین رل که نمیخوام بزنم
آرتین: اگه میخوای آشنا شی وقت بذار
شنبلیله: من با بهترین دوستم هم 1 ساعت در روز چت نمیکنم
آرتین: باشه ...مگه نمی خوای صحبت کنی بشناسیشون
شنبلیله: چرا خب
آرتین: منم با بهترین دوستم ۱ ساعت چت نمیکنم
شنبلیله: ولی یکی یکی بخوام این همه وقت بذارم
آرتین: ولی امروز 3 ساعت با نسترن حرف زدم
شنبلیله: به گا میرم خب
آرتین: ببین بالاخره نمیشه که همه رو باهم تست زد!
آرتین: دونه دونه انتخاب کن...تو بازه های دو هفته ای...
شنبلیله: بعد مثلا بیا فرض کنیم 20 تا مورد وجود داره
Anonymous16372: به به چه اسم زیبایی
آرتین: اگه خوشت اومد ادامه بده
Anonymous16372: laugh
شنبلیله: شت
آرتین: اگه خوشت نیومد روابطتت رو کم کن
شنبلیله: این آرتین چقدر برنامه ریزی شده نیگا میکنه به قضیه
آرتین: بین اون ۲۰ تا که تو همه ۲۰ تا رو پسند نمیکنی که!!!
شنبلیله: بعد
شنبلیله: خیلی ضایع نیست با کسی که خیلی حضوری باهاش آشنا نیستم
شنبلیله: یه دفعه پیام بدم
آرتین: بینام فاک آف!
شنبلیله: و 1 ساعت در روز باهاش حرف بزنم؟
Anonymous16372: هههههه
آرتین: نه!
شنبلیله: در ضمن این که دقیق نمیدونم سینگل هست یا نه
آرتین: اصلا ضایع نیست
آرتین: ازشون بپرس
آرتین: ۲ ۳ روز حرف میزنه ادم بعد می پرسه ازشون
شنبلیله: ناموسا میگی؟
شنبلیله: ازش بپرسم سینگلی ؟
آرتین: آره!
شنبلیله: آها
آرتین: مستقیم که نمیری بگی خانم شما دوست پسر داری!،
شنبلیله: لعنت به فضای مجازی
آرتین: اول یه کم اشنا میشی باهاش
آرتین: بعد میپرسی دوست پسر داری یا نه
Anonymous16372: من که با هر کی آشنا میشم به نظرم بی اطلاع ، بی سواد ، سطحی و احمقه
شنبلیله: بینام
منم در 90% مواقع این حس رو دارم
آرتین: بستگی به سن طرف داره کاملا
شنبلیله: "پوچ" رو هم بهش اضافه کن
آرتین: بینام جن شما الان از کجا اشنا میشی باهاشون دقیقا
Anonymous16372: یعنی طرف چهار تا کتاب درست درمون نخونده اه
شنبلیله: باو این همه میگن دخترا زودتر عاقل میشن و از این شر و ورا
شنبلیله: ما که ندیدیم
Anonymous16372: آرتین این طوری که
شنبلیله: آرتین، اون اسمی که گفتی رو میخوای حذف کنم؟
آرتین: شنبل بستگی به شانست داره واقعا
آرتین: نسترن!laugh نه همه میدونند فکر کنم
Anonymous16372: یه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه
شنبلیله: آرتین میخوام بدونم این حسی که الان من دارم رو تو هم داشتی؟
شنبلیله: همه؟
آرتین: سطحی بودن طرفم؟
Anonymous16372: به به به به laugh
آرتین: آره. تو چندتا کیس این حس رو داشتم.
آرتین: الان دقیقا این احساس عکسه برام.
Anonymous16372: همممم
شنبلیله: هوممم
آرتین: یعنی فکر میکنم طرفم از نظر عقلی بهت پخته تر از من رفتار میکنه
Anonymous16372: هنوز به من ایمان نیاوردی
آرتین: ولی خوب قاعدتا هر وقت همچین حس به دختره پیدا کردی...باید ولش کنی
شنبلیله: آرتین همه از نظر عقلی پخته تر از تو هستن silly
آرتین: بینام خیلی هم عالیه.. رو نکرده بودی
Anonymous16372: هوم ؟
آرتین: نه شنبل جان. از من کسخل ترم هست. مرد تو اینه رو ببین
Anonymous16372: آه
آرتین: یه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه رو رو نکرده بودی
Anonymous16372: آها
شنبلیله: فردا تو نماز جمعه مرد تو آینه رو نیگا میکنم کنارت که بودم
آرتین: من تو دانشگاه و رشته خودمون دخترای خوب زیاد دیدم
Anonymous16372: آه
آرتین: حداقل میتونم ۴ ۵ تا موردش رو بگم که طرف طرز فکرش خیلی خوبتر از من بود.
Anonymous16372: اما فکر کنم که مشکل از منه
آرتین: ولی خوب مساله اینه که تو سن پایین واقعا کمه همچین چیزی
آرتین: بعدم اینکه دختری که خیلی منطقی رفتار کنه
آرتین: نمی تونه جذابیت زیادی داشته باشه
آرتین: نه اینکه کصخل باشه ها!
Anonymous16372: میخوام همه عین من از هرچی سر در بیارن
شنبلیله: بینام تو از همه چی سر در میاری؟
آرتین: ولی تو چیزهایی که مربوط به جنسیت زنانش میشه باید غیر منطقی باشه
آرتین: خوب دوستان همچین موردی که شما میگید کنترل کردنش خیلی سخته
Anonymous16372: و نمیتونم تصور کنم که کسی اسم دوراس رو نشنیده باشه
آرتین: laugh
شنبلیله: این همونی بود که تو اسطوره گمل بود؟
آرتین: منظورت اسطوره است؟
Anonymous16372: من تقریبا راجع به هر چیزی خوندم
Anonymous16372: بی نمک ها
آرتین: آقا....اطلاعات شخصی یه طرف قضیه است فقط
شنبلیله: بینام
اسطوره علوم کامپیوتر
آرتین: دیدگاه طرف به مسایل اجتماعی اقتصادی و سیاسی هم مهمه
Anonymous16372: مارگریت دوراس angry
Anonymous16372: اعتراف میکنم که از چیزایی که در مورد کامپیوتر خوندم زیاد سر درنیاوردم
آرتین: نویسنده رمانهای عاشقانه
Anonymous16372: همشون عاشقانه نیستن
آرتین: با بحث درباره مسائل ادبی که نمیشه زندگی رو پیشبرد
آرتین: نمی دونم این چه دیدیه دارید
Anonymous16372: اصلا چیزی ازش خوندی ؟
شنبلیله: من ندارم ها
آرتین: بعدهم شریک باهوش سخته تا کردن باهاش
آرتین: لاموزیکا
شنبلیله: بینام منم نمیشناختم این رو
Anonymous16372: یه مثال بود کازا
آرتین: راحت میتونه شما رو دور بزنه،‌آزارتون بده و نقطه ضعفهاتون رو کشف کنه
آرتین: اکی بینام
Anonymous16372: من ترجیح میدم دشمنم باهوش باشه
شنبلیله: آرتین
این چیزی که تو میگی الزاما هم بد نیست
Anonymous16372: تا احمق
شنبلیله: میتونه باعث پیشرفت بشه اتفاقا
آرتین: موسی برای تو که میخوای صرفا آشنا بشی جالب نیست.
آرتین: اذیتت میکنه طرفت
Anonymous16372: هوم
آرتین: همونطور که خنگ بودنش آزاردهنده است زیادی باهوش بودنشم دشواری به وجود میاره خخخ
Anonymous16372: تاحدی درسته
Anonymous16372: تا حدی
آرتین: بچه ها من امروز ۳ ساعت و خرده ای مجبور شدم با تلفن حرف بزنم.
شنبلیله: حالا باهوش بودن که خیلی تعریف کلی ای هست
شنبلیله: ولی داشتن درک منطقی تو دختر ها خیلی چیز مهمیه
شنبلیله: که اکثرا ندارن
Anonymous16372: حالا کدومتون زنگ زده بود
آرتین: به خاطر اینکه دیشب طرفم از روی حرف من که رفتم قیمت یه وسیله رو پرسیدم متوجه شد قبلا یه گندی زدم.
Anonymous16372: laugh
آرتین: شنبل...هوش با درک رابطه مستقیم داره
Anonymous16372: laugh
آرتین: بینام من!
Anonymous16372: آه بیچاره کازا laugh
آرتین: فقط بهش گفتم رفته بودم خرید کنم قیمت یخچال فریز رو پرسیدم!
Anonymous16372: بی نوا
شنبلیله: این که تو اکثر مواقع احساساتشون داره تصمیم میگیره به جای فکر و منطقشون خیلی رو عصابه
Anonymous16372: #نیشخند_کشدار
آرتین: شنبل اگه بخوان باهات دوست شن و به پات بمونند تنها چیزی که دخیل نیست توش احساسشونه...
Anonymous16372: هوم
شنبلیله: نه بابا
آرتین: چرا!
شنبلیله: اصلا این مدلی نیست
شنبلیله: اونایی که تو میگی اینجورین
شنبلیله: همونایی هستن که درک بالایی دارن
Anonymous16372: نچ نچ
آرتین: خوب من میگم دختری که کاملا منطقی باشه به دل نمیشینه
آرتین: تو نمی تونی به عنوان یه مرد قبولش کنی
Anonymous16372: همممم
آرتین: برات کشش احساسی به وجود نمیاره
شنبلیله: نه
شنبلیله: ببین من نمیگم کلا منطقی باشه که
شنبلیله: من میگم توانایی درک این رو داشته باشه که چه مواقعی باید احساساتش رو بذاره کنار
آرتین: نمی تونند
شنبلیله: کسی که برای خرید یه موبایل هم با احساسات تصمیم میگیره
شنبلیله: خیلی چیز داغونیه خب
آرتین: در حد خرید موبایل نیست.
آرتین: ببین الان مثلا من با طرفی که دوستم
آرتین: آدم تقریبا منطقی ای هست
آرتین: تو زمینه اقتصادی که... خیلی بهتر از من عمل میکنه حتی
آرتین: ولی مثل این بین فهمید خانواده من یه دختری رو بهم معرفی کردن از اشنایان
Anonymous16372: شما ها رو که میبینم ، خوشحال میشم که توی هیچ رابطه ای نیستم و خیالش رو هم ندارم
آرتین: کلا داشت می زد زیر همه چیز
شنبلیله: بینام منم تو رابطه ای نیستم
آرتین: اصلا مخشون کار نمیکنه یه جاهایی
Anonymous16372: کلا گفتم
آرتین: بینام جون مجرد بودنم مشکلات خودش رو داره
شنبلیله: حالا مگه صرفا یه معرفی بیشتر بوده؟ نرفتی که خواستگاری
آرتین: مخصوصا تو خانواده سنتی
آرتین: نه بابا...من خودم از دختره قبلا خواستگاری کردم جواب رد داد!
آرتین: تموم شد و رفت
شنبلیله: مربوط به قبل از آشناییت باهاش بوده؟
Anonymous16372: آرتین مثلا ؟
آرتین: آره برای اسفند. ولی بهش گفته بودم همچین چیزی هست
شنبلیله: خب پس حرفش چی بود؟
آرتین: چی مثلا بینام؟
Anonymous16372: مشکلات مجردی ؟
آرتین: میگفت خانوادت بهت پیشنهاد دادن اون دختر رو...برو باهاش ازدواج کن. شرایطی که بهت میگن خانواده بهتره از شرایط بودن با من!
شنبلیله: آه
آرتین: بینام مثلا اینکه وقتی پدر و مادر سنشون بره بالا...و توفرزند مجرد باشی...تمام مسئولیت مالی و نگهداری ازشون برعهده تو هست
آرتین: خیلی از آزادیهات خود به خود صلب / سلب میشن ازت
Anonymous16372: هومممم
شنبلیله: خب اگه ازدواج کرده باشی چی؟
شنبلیله: آها
آرتین: ازدواج کرده باشی این وظایف بین همه فرزندان تقسیم میشه
شنبلیله: این سناریو رو داری تو خانواده چند فرزندی میگی
آرتین: آره
شنبلیله: ها ها ها ها
آرتین: آره. مشکل زیاد داره مجرد موندن.
Anonymous16372: .
آرتین: مگر اینکه بتون یاز خانوادت جدا زندگی کنی
آرتین: اونم اینکه با هزینه های الان برای هرکسی مقدور نیست.
شنبلیله: عجب
Anonymous16372: .
شنبلیله: ..
آرتین: بچه ها
Anonymous16372: ...
آرتین: من برم ورزش کنم
شنبلیله: ::
آرتین: حوصله ندارم پا و بازو بزنم امشب
آرتین: sad
آرتین: شکم پهلو میزنم
آرتین: شنبل
Anonymous16372: :::
آرتین: یه پیشنهاد بدم دارم برات
آرتین: واقعا جالب نیست
آرتین: ولی....
شنبلیله: چی؟
آرتین: میتونی به طور محدود کسب تجربه کنی اونم فقط به روش مجازی
آرتین: متونی بری چت روم و پیدا کنی یه نفر رو...برای حرف زدن ولی 99 درصد توصیه نمیکنم بهت
Anonymous16372: .
شنبلیله: نه باو
شنبلیله: بیکار نیستم که
شنبلیله: ":گ
شنبلیله: کگح>.:نئبثخ9-0
آرتین: خیلی وقت نمیبره مخ زدن ها
آرتین: من تو یه گروه پرسش و پاسخ مجازی دوست شدم با طرف
Anonymous16372: .:.
شنبلیله: آرتین جان فردا حضوری برام یه آموزش مخ زدن بذار
شنبلیله: چطوره؟
آرتین: ظرف ۲ هفته طرف هر چی داشت یخت رو
آرتین: آره حتمن بیا خخخ
Anonymous16372: کدوم گروه laugh
آرتین: گروه برنامه نویسی
Anonymous16372: خیلی کنده لامصب
آرتین: آقا آقا من برم ورزش
آرتین: فعلا رفقاfeel_peace
شنبلیله: برو
Anonymous16372: برو
آرتین: موسی
شنبلیله: زود بخواب بتونی زود بلند شی
آرتین: عید برنتمه سیکس پک رو انجام میدادی
آرتین: فایده داشت،
آرتین: ؟
Anonymous16372: تو چی شنبل تو هم میری ؟
شنبلیله: laugh
شنبلیله: تا آخرش نرفتم
شنبلیله: خیلی به گا بود
آرتین: من ۱۰ روز انجام دادم
آرتین: ۴ تاش درومده
شنبلیله: باو من آمادگی نداشتم
آرتین: ولی واضح نیستش خیلی
آرتین: من رو میبینی
شنبلیله: چند روزش رو رفتم
شنبلیله: بعد همه بدنم درد میکرد دیگه
آرتین: سر دفاع پروپوزال شده بودم 89 تقریبا
آرتین: بعد که دانشگاه نرفتم و فعال شدم کم کردم...الان رسیدم به 66
آرتین: 23 کیلو از دست دادم....باید 84 کیلو باشم
شنبلیله: آره میدونم
آرتین: بدنم امادگی نداره منظورم اینه
آرتین: ولی خوب این ورزشه کمک کرد. ماهیچه دروردم
Anonymous16372: .:.:.:.
شنبلیله: بینام چی میگی تو؟
آرتین: من بروم آقا
آرتین: شبتون گود
شنبلیله: برو
آرتین: feel_peace
Anonymous16372: گود
شنبلیله: خب بینام
Anonymous16372: هوم
شنبلیله: 4:30 تاندر و راکتز با هم بازی دارن
شنبلیله: رو کدوم میبندی؟
Anonymous16372: نمی شناسم بسکتن ؟
شنبلیله: آره
شنبلیله: بعد میگه من همه چی میدونم
شنبلیله: wine
Anonymous16372: از نت نگاه میکنی ؟
شنبلیله: نه باو الان میرم بخوابم
شنبلیله: فردا خلاصه 5 دقیقه اش رو میبینم
شنبلیله: تو کلا تو فاز چه ورزشی هستی؟
Anonymous16372: راجع به بسکت میدونم دلیلی نداره تیم ها رو هم بشناسم
شنبلیله: عجب
شنبلیله: خیلی زود تند سریع بگو
Anonymous16372: ام ام ای دوست دارم
شنبلیله: زمان مالکیت چند ثانیه است تو بسکت؟
شنبلیله: خوبه
Anonymous16372: 3-؟
شنبلیله: زمان مالکیت تیم
Anonymous16372:
شنبلیله: نه باو
شنبلیله: 24
Anonymous16372: هوم
شنبلیله: هر تیم 24 ثانیه تو هر حمله فرصت داره
شنبلیله: Shot clock violation
Anonymous16372: آها
شنبلیله: silly
Anonymous16372: laugh
شنبلیله: هی بینام
شنبلیله: آقا پیام بیاد جدی میخوام ببرمش تئاتر
شنبلیله: البته اون میخواد من رو ببره
شنبلیله: آرتین رو هم مخ میکنم بیاد
شنبلیله: تو نمیای؟
شنبلیله: همه مهمون پیام
Anonymous16372: خوبه
شنبلیله: 10 یورو بیاره وسط میتونه همه رو مهمون کنه
Anonymous16372: نه من نمیتونم
Anonymous16372: آره واقعا ما بدبختیم
شنبلیله: اصلا همه میایم غرب یه سفر پیش شما
شنبلیله: هتل که پیدا میشه تو شهرتون؟
Anonymous16372: هوم
شنبلیله: هوم؟
Anonymous16372: نه هتلی که بشه بهش گفت هتل
شنبلیله: عجب
شنبلیله: اصلا تعارف نزنی بیایم پیش شما
شنبلیله: offended
Anonymous16372: نه که نمیزنم تو این اوضاع laughlaughlaugh
شنبلیله: آقا من دیگه برم بکپم
شنبلیله: آخی فردا هم تعطیله
Anonymous16372: برو گود نایت
شنبلیله: چقدر خوب
شنبلیله: moon
Anonymous16372: moon
شنبلیله: bye
Anonymous16372: bye
Anonymous16397: هوهو
شنبلیله: هو هو برا منه
شنبلیله: hat
Anonymous16397: آه
Anonymous16397: چه خبرا
شنبلیله: آه هم برا بینامه اگه بینام نیستی
Anonymous16397: چرا
Anonymous16397: خود خودشم
Anonymous16397: laugh
شنبلیله: از دیشب تا حالا چه خبر هایی میتونه باشه مگه؟
شنبلیله: هفته پیش
شنبلیله: فیلم مغز های کوچک زنگ زده رو دیدم
شنبلیله: از هومن سیدی
Anonymous16397: مرگ و میری چیزی
شنبلیله: امروز هم خشم و هیاهوش رو دیدم
Anonymous16397: یه خلاصه میای از زنگ زده ؟
شنبلیله: برو ببین بد نیست
شنبلیله: بهترین فیلم پارسال بود عملا
شنبلیله: یه جورایی بومی شده ژانر گنگستری آمریکا تو ایران بود
شنبلیله: این تم فیلم بود
شنبلیله: و
Anonymous16397: آه
شنبلیله: داستانش در مورد یه خانواده است که پسراش تو کار تولید مواد و اینا هستن
شنبلیله: و یه سری اتفاقا تو این مثلا خانواده شون میوفته
Anonymous16397: آه
شنبلیله: بیشتر فیلم تمرکز داره رو شخصیت کاراکتری که نوید محمد زاده بازی میکنه
شنبلیله: که کاراکتریه که از اول فیلم تو یه خلا هویتی قرار داره
شنبلیله: و همش سعی داره یه هویتی برای خودش بسازه
شنبلیله: و ...
Anonymous16397: هوم
شنبلیله: چیز نسبتا خوبیه
شنبلیله: البته یه خورده تم و اتفاقات داستان ناباورانه است
Anonymous16397: اگه اومد شهرما میرم
شنبلیله: لعنتی تو همه شهر ها اکران شده
شنبلیله: شما مگه با نزدیک ترین مرکز استانتون چقدر فاصله دارید؟
Anonymous16397: پس احتمالا از دست دادمش
Anonymous16397: ما خودمون مرکزیم
شنبلیله: مگه میشه مرکز استان باشید و اکران نشده باشه؟
Anonymous16397: گفتم که احتمالا از دست دادمش
شنبلیله: خب برو الان ببین
شنبلیله: هنوزم هست
شنبلیله: اراک، همدان خرم آباد
شنبلیله: اینا اگه باشی همه اکران دارن
Anonymous16397: میرم ببینم هنوز هست یانه؟
شنبلیله: میخوای من برات ببینم؟
شنبلیله: آها
شنبلیله: بعد
شنبلیله: موسیقیش عالیه
شنبلیله: و آهنگ اول و آخرش
شنبلیله: قشنگ حس گنگستری داره
Anonymous16397: آخرین فیلمی که دیدم تو سینما مال بیضایی بود
شنبلیله: بیضایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Anonymous16397: وقتی همه خوابیم
شنبلیله: پسر تو چقدر سن داری
شنبلیله: پردیس سینما عصرجدید اراک داره
Anonymous16397: چه فیلمی بود واقعا
شنبلیله: سینما قدس همدان هم داره
Anonymous16397: البته نه به خوبی سگ کشی
شنبلیله: ندیدم هیچ کدوم رو
Anonymous16397: سگ کشی واقعا فیلم بود
شنبلیله: هنوز نرفتم تو فاز فیلم های کلاسیک ایران
Anonymous16397: بهرام بیضایی واقعا اسطورس
Anonymous16397: حیف که فراریش دادن
شنبلیله: میگن تئاتر های شاخی داشته
Anonymous16397: هامون رو دیدی ؟
شنبلیله: خیر
شنبلیله: میگم که
شنبلیله: سراغ سینمای قبل خودم تو ایران نرفتم خیلی
Anonymous16397: هوم
شنبلیله: پسر
شنبلیله: من از اول 95
شنبلیله: 36 تا فیلم سینما رفتم
شنبلیله: یعنی حدود 14 تا در سال
Anonymous16397: خوبه
Anonymous16397: اما سینمای ایران یه جوریه
شنبلیله: بیشترشون هم هنر و تجربه بودن
Anonymous16397: اگه فیلم های خارجی رو اکران میکردن حتما میرفتم
شنبلیله: آره
شنبلیله: منم بیشتر میرفتم
شنبلیله: laugh
Anonymous16397: moon
Anonymous16397: اشتباه شد offended
شنبلیله: تو چه خبر؟
شنبلیله: این همه من تعریف کردم
شنبلیله: your turn
Anonymous16397: من ...
Anonymous16397: من هیچ ، من نگاه .laughlaughlaugh
شنبلیله: question
Anonymous16397: .
شنبلیله: بابا یه چیزی بگو دیگه
شنبلیله: هیچ داستان برای تعریف کردن نداری؟
Anonymous16397: چی
Anonymous16397: میخوام یه کتاب بخرم
شنبلیله: خب
Anonymous16397: 14 جلد
Anonymous16397: حدود پونصد هزار چوق
شنبلیله: چی؟
Anonymous16397: تاریخ کبیر طبری
Anonymous16397: .
شنبلیله: ناموسا؟
شنبلیله: scared
Anonymous16397: اوه یه
شنبلیله: خب روش های دیگه ای هم برای خودکشی هست عزیزم
Anonymous16397: question
شنبلیله: دارم خوندن این همه کتاب رو به خودکشی تمثیل میکنم
Anonymous16397: آه خدای من
شنبلیله: خب
شنبلیله: ادامه بده
شنبلیله: چرا میخوای این کتاب رو بخری
شنبلیله: و ...
Anonymous16397: آه خدای من
Anonymous16397: مهمون اومده این وقت شب باید برم
Anonymous16397: moon bye
شنبلیله: bye
Anonymous16410: بینام تاریخ طبری رو از کتابخونه بگیر دی/ه!
Anonymous16410: به خدا کتابخونم جای خوبیه
Anonymous16415: تو کیستی ؟
Anonymous16415: و نوموخوام . offended
شنبلیله: باو آرتین این بینام میخواد پشت سر هم ردیف کنه تو کتابخونه اش عین این آخوند ها که باهاش پز بده
Anonymous16424: شنبل
Anonymous16424: اولا که من کتاب هام رو میخونم اما اینم یه دلیلشه #نیشخند_کشدار
شنبلیله: silly
Anonymous16429: یه قهرمانی چیه ؟ اونم نشدیم. laughlaughlaugh
A: snail
Anonymous16489: آرشیا ؟
Anonymous16489: کجا بودی تا حالا !
A: نمیدونم چند بار باید بگم من همیشه میام اینجا
Anonymous16511: باشه
Anonymous16511: چطوری آرشیا
Anonymous16511: silly
Anonymous16511: دث نوتت تموم شد؟!
Anonymous16511: هووووییییquestion
Anonymous16511: به نظرت صورتی رو مخ تره یا زرد؟!
Anonymous16511: نکبت رو ببین! لفت داد
AA: silly
Anonymous16531: یکی از دوستان بود که کافکا در کرانه میخوند .
Anonymous16531: واقعا ارزشش رو داره که بشینیم بخونیمش یا نه ؟
Anonymous16534: ارزش داره
شنبلیله: کیستی؟
Anonymous16546: اونی که پرسیده بود من بودم. حکیم بینام .
Anonymous16546: تویی که گفته بودی ارزش داره ، کیستی .
Anonymous16561: استن لی خالق تعدادی از ابر قهرمانان کمیک های دنیای مارول دیشب در سن 95 سالگی درگذشت.
Anonymous16561: روحش با هالک محشور بشه ! ان شاءالله .smile
Anonymous16570: هو هو
Anonymous16570: کسی نیستش .
Anonymous16570: کسی نیستش .
Anonymous16570: اه این چرا دو بار اومد
bluZ: hat
bluZ: moon
شنبلیله: به به ببینید کی اومد حضور غیاب 6 ماهه اش رو انجام داد و رفت
Anonymous16575: هی بلوز بیا اینور بازار .
شنبلیله: چه عجب یکی اومد
شنبلیله: 3 بار تریلر toy story رو دیدم
شنبلیله: خیلی منتظرم
Anonymous16601: منتظر چی ؟
Anonymous16601: کدوم توی استوری ، همون که اندی میره دانشگاه ؟
شنبلیله: toy story 4
شنبلیله: offended
Anonymous16604: بابا اندی که رفت دانشگاه ، تموم نشد ؟ چی میخوان از جون ما آخه .؟
شنبلیله: تو اصلا کی هستی؟
Anonymous16612: کیستی؟
Anonymous16702: یعنی همتون مشغول درس و مخشید که اینجا پیداتون نمیشه دیگه :
Anonymous16709: آفرین پسر گلم. تو هم برو پی درس و مخشت.
Anonymous16711: نوموخوام ، آخه من ترک تحصیل کردم . #نیشخند
Anonymous16717: فربد قرار بود یه کمیکی با ترجمه تو منتشر بشه، کنسل شد؟
Anonymous16727: مهراد هم دیگه موزیک نمیزاره .
Anonymous16742
Customize

 

این صفحه فعلا جایگزین پست ثابت در وبلاگ خواهد بود.

گفتگوی آزاد
۴٫۳ (۸۵٫۸۵%) ۲۰۵ votes
1599 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. فربد آذسن says:

    دوستان من یه فایل هجده‌هزار کلمه‌ای دارم که می‌خوام به یه پی‌دی‌اف شیک تبدیلش کنم و توی نت منتشر کنم. اگه کسی کار با ایندیزاین رو بلده، ممنون می‌شم کار صحفه‌آرایی رو انجام بده. کردیت شما به‌عنوان صفحه‌آرا محفوظه.

    کاره عکس نداره و حتی نیاز به خوندنش هم نیست. فقط یه دستی به سر و روش بکشید کافیه. من خودم اگه سلیقه داشتم انجامش می‌دادم. 😀

    پاسخ
    • شنبلیله says:

      فربد کردیت هاش رو به صورت کالا حساب میکنه، در جریان باشید.

      silly

      مثلا بهتون ۱۰۰۰ کلمه ترجمه رایگان پیشنهاد میده.

      پاسخ
        • فربد آذسن says:

          می‌خواستم موضوعش سورپریز بمونه، ولی یه گفتمان (Discourse) طولانی بین منه و حسین ارجانی، یکی از استادام توی علامه، راجع‌به وفاداری در ترجمه. فصل اول از یه کتابیه که داریم روش کار می‌کنیم. به نظر خودم یکی از خفن‌ترین چیزاییه که تا حالا تولید کردم.

          پاسخ
          • ناشناس says:

            فربد
            یه نمونه کار مشابه بده خوب🙂 من ببینیم چجوری میخوای.
            بعدم اینکه من این دیزاین بلد نیستم…ولی اون یکی که برای آفیس هست رو میتونم کار کنم باهاش.
            فقط نمونه مشابه اگه داری بده…بدونم دقیقا چی میخوای….میتونم انجامش بدم یا نه.

          • فربد آذسن says:

            تو اگه آرتینی که اصلاً بهترین گزینه‌ی ممکنی. من روم نشد به خودت بگم، چون هنوز اون زحمتی رو که سر فایل لاوکرفت کشیدی جبران نکردم.

            بگو فایلو کجا برات بفرستم.

    • فربد آذسن says:

      Come on man, you can do better.

      به نظرم موقع ساختن این بیت‌ها یه مود یا صحنه‌ی اگزوتیک خاص رو در نظر بگیر بیت رو توی اون حال و هوا بساز. البته با توجه به اسم این بیته Asynchronization انتظار می‌رفت یه حالت برزخی داشته باشه، ولی این بهونه‌ی خوبی نیست.

      پاسخ
      • مهراد says:

        ها… بیشتر فلکس فنی بود این تا کانسپچوال… سعی کردم یکم پروداکشنم رو حالت پر تری بهش بدم.
        ولی متوجهم. حرفت درسته. بیشتر تلاش می‌کنم :))

        پاسخ
    • فربد آذسن says:

      اون پاراگرافی که داشتی Sensationهای فر رو موقع قدم زدن توصیف می‌کردی درخشان بود. شعر انگلیسیه هم همین‌طور. اون قسمتی هم که فر دائماً داره از خودش سوال می‌پرسه تا نقش خودشو توی داستان درک کنه هم نقش آگاهی‌بخشی ایفا می‌کرد که نه کسل‌کننده بود، نه زیادی تابلو.

      Great job so far

      پاسخ
  2. mehrdad mb says:

    نه فربد جان این چه حرفیه . شما چطوری میتونین باعث چیز بدی بشین ؟ از حرف هام برداشت اشتباه کردید . به هر حال من تو یه مسیری ام الان و معلوم نیست چی پیش روم بیاد . کاش میتونستم همه چی رو بهتون بگم ولی واقعا امتحان کردم و فهمیدم درگیر کردن کسی به ماجرای خودم هیچ سودی نداره . من اگه اصراری دارم به رفتن خداحافظی بخاطر اینه که میدونم اگه اینکارو نکنم تحریک میشم موقعی که نباید ، شما رو درگیر این ماجرا بکنم . اگه خداحافظی کنم میتونم مطمعن باشم که اینکارو نمیتونم بکنم . یروزی شاید اگه تونستم با یه نقطه جدید شروع کنم به کشیدن خط جدید میام و همه چیزو بهت میگم فربد . شاید همه حرفام به نظرتون خیلی مسخره بیاد بهتون حق میدم . چون نمیدونین علت این حرفارو . میخوام فقط بدونین اتفاق خیلی بدی برام افتاده یه اتفاق خیلی نادر و غیر ممکن . من فقط دوس دارم با خوشی ازتون خداحافظی کنیم . دست تک تکتون رو میبوسم و خیلی دلم براتون تنگ میشه . مرسی فربد آذسن وبلاگت یکی از بهترین اتفاقای کل زندگیم بود

    پاسخ
    • آرتین says:

      مهرداد جان
      خدا به همراهت باشه.
      ولی من رو تجربه و شناخت خودم مطمئنم که دوباره برمیگردی.🙂
      هر اتفاقی که افتاده نقطه پایان نیست… مطمئن باش که زندگی بازم روی قشنگش رو بهت نشون میده.
      بعدشم ما دوستهای به این خوبی…دلت میاد ما رو تنها بذاری و بری!!!🙂

      پاسخ
  3. mehrdad mb says:

    سلام دوستان

    میخواستم مطلبی رو باهاتون در میون بذارم . به دلایلی دیگه فکر نکنم بتونم بیام سایت . خواستم از همتون خداحافظی کنم .
    خیلی خوشحالم که شماها رو شناختم . تک تک تون خیلی خوب بودین و خیلی چیزا بهم یاد دادین و همیشه دوست و همصحبت خوبی بودید . این سایت (وبلاگ) چنان تاثیری رو زندگیم داشت که به کل عوضش کرد و فکر نکنم حتی تا این حد میتونست تو زندگی خود فربد هم تاثیر بذاره . صرف نظر از اینکه چی بود و تاثیر چجوری بود میخوام ازتون تشکر کنم .
    با همه تون خاطرات خیلی خوبی دارم و خیلی دوستون دارم فراموشتون نمیکنم هیچوقت .
    مواظب خودتون باشین .
    فربد بابت همه چی ممنون

    پاسخ
  4. ناشناس says:

    آه
    شخیل تولدته .#نیشخند_عمیق
    هرچند که عمیقا معتقدم که تولد اصلا جشن گرفتن نداره ، با این حال بهت تبریک میگم و امیدوارم که سال موفقی داشته باشی.

    پاسخ
  5. مهراد says:

    عه عه… درست تو چند روزی که به سایتت نتونستم سر بزنم :))
    تولد مبارک آقا. ایشالا ترجمه‌های بزرگ‌تر و هیجان‌انگیزتر. ایشالا عناصر داستانی هر چه زودتر چاپ بشه. بهترین آرزوها خلاصه آقا. ۳>

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      ممنون رفیق. عناصر داستانی رو خوب اومدی. وقتی مترو ۲۰۳۵ و عناصر داستانی چاپ بشن، فاز اول careerم رسماً به پایان می‌رسه.

      پاسخ
  6. آرتین says:

    فربد جان…تولدت مبارک باشه. (با یک روز تاخیر البته) ان‌شالله ۲۶ سالگی برات پر از شور و نشاط و هیجان باشه و خوشی.🌹🍆🍆🍆🍆🍆🍆🌹😁

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من تا حالا تو عمرم رای ندادم و فکر نکنم هیچ‌وقت هم رای بدم، چون به قول جورج کارلین حق غر زدن و حق‌به‌جانب بودن ازم سلب می‌شه 😆 ولی با این حال به نظرم دموکراسی عنصری ضروریه و به هیچ بهونه‌ای نباید با چیز دیگه‌ای عوضش کرد.

      با این‌که انتظار می‌ره دموکراسی بعضی وقتا به تصمیمات اشتباه ختم بشه، ولی همچنان به نظرم بهترین نوع حکومته. مردم عادی باید این حسو داشته باشن (شده حتی به صورت صوری) که توی سیاست کشورشون یه نقشی دارن و سیاستمدارها هم باید بدونن که قدرتشون از طرف مردم بهشون رسیده، نه عواملی مثل وراثت و حق خداوندی. این دینامیک کلی از بروز خشونت و شاخ‌بازی و خودکامگی که رعیت‌ها توی طول تاریخ باهاشون دست‌وپنجه نرم می‌کردن جلوگیری می‌کنه.

      اپیستوکراسی هم مشکلات خاص خودشو داره، چون آخرش تمام کسایی که قراره «متخصص» حساب بشن، برای خودشون مافیا تشکیل می‌دن و فساد به وجود میاد و دوباره همون آش و همون کاسه.

      پاسخ
  7. مهراد says:

    فربد یعنی پرسیدی بهت گفتن سه میلیون؟!
    مگه هاردت وضعش خیلی خرابه؟ اگر کلیتش سالم باشه و فقط خونده نشه می‌شه با نرم‌افزارهای ریکاوری خوندش و ریکاوری کرد اطلاعاتشو… اون سه میلیون برای هارداییه که عملاً از تمام لحاظ ازش قطع امید شده باشه و نیاز به جراحی و اینا داشته برای اینکه اطلاعاتش رو بگیری
    اگه می‌خوای از خیر این بگذری و نمی‌خوای بدی بیرون ریکاوری کننش برات لااقل خودت آخرین حرکاتت رو روش بزن قبل اینکه بندازیش دور به کل

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      هارد منم از اوناست که قطع امید شده. دادیم متخصص گفت هدرش سوخته. باید یه هارد مثلش رو بخری تا هدرشو جایگزین کنن و بعد روش عمل جراحی انجام بدن.

      این مدل هاردش بود:‌

      هارددیسک اکسترنال سیگیت مدل Expansion Portable STEA4000400 ظرفیت ۴ ترابایت

      الان ارزون‌ترین جا قیمتش یک میلیون و شیشصد تومنه (این در حالیه که ما دو سال پیش ۵۲۰ تومن خریدیمش)

      بین ۱ تا یک و نیم هم قیمت جراحیشه.

      تازه احتمال زیادی هست که اگه فایل‌ها بازیابی هم بشن، اسمشون و ترتیبشون به هم بریزه. مثلاً فرض کن هزاران هزار فایل بهت تحویل بدن که اینجوری اسم‌گذاری شده باشن.

      ۰۰۰۰۰۱٫jpeg
      ۰۰۰۰۰۲٫exe
      .
      .
      .

      I’m screwed

      پاسخ
      • MADMADIN says:

        فربد جان حتما لازم نیست عین اون مدل باشه ها…میشه از اون سری یه ظرفیت خیلی کمتر مثلا ۵۰۰ مگ یا ۱ ترابایت رو گیر بیاری معمولا قطعات استفاده شده تا درصد بالایی مشترکن(سال ساخت به عبارتی شماره ساخت مهمه) حتی شاید با یکم شانس بتونی. با استفاده از سریال ساخت توی سایت سازنده یا فروم های سخت افزاری مدل قطعه هدر استفاده شده رو پیدا کنی و ارزون ترین محصولی که از همون قطعه استفاده کرده (شاید حتی یه برند چینی که در مورد سیگت بعیده ) رو گیر بیاری
        اگر هرجایی غیر از ایران زنرگی میکردیم که راحت میشد حتی انلاین خود قطعه هدر رو یافت..
        با این هزینه شاید بد نباشه یه امتحانی بکنی
        یه متخصص اینکاره میتونه از روی یه هارد قدیمی اوراق شده واست هدر جور کنه یا هارد جدیدی رو که میخری اوراق کنه اوراقو ازت بخره. من متاسفانه تهرانی نیستم واونجا نمیشناسم ولی یزد و اصفهان، راحت ادمش گیر میاد پایتخت که جای خود داره!

        پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آره، جالبه. من با اون قسمتی که می’گه آثار تخیلی جامعه رو به اختراع چیزهای جدید و ترغیب به بهتر کردن اوضاعشون وا می‌داره خیلی حال کردم و مثالی هم که از چین می‌زنه استدلال رو تقویت می‌کنه.

      پاسخ
  8. ناشناس says:

    فربد
    چطوری؟:)
    ما که به پشمتم نیستیم…
    ولی خوب دلم برات تنگ شده.😁
    یه حالی احوالی کوفتی دردی چیزی از خودت بنویس🌹
    اینجوری.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آرتین جان این چه حرفیه می‌زنی. تو که خودت در جریان ترکیدن هاردم و از دست رفتن پایان‌نامه‌م هستی. تو این مایه‌ها که گل بود به سبزه نیز آراسته شد. الان نه‌تنها باید پایان‌نامه‌م رو از اول بنویسم، بلکه دارم دو برابر بیشتر کار می‌کنم تا پول تعمیر هاردو دربیارم. شیش ماه پیش از این‌که سرم شلوغ بود نالان بودم. الان از اون موقع هم سرم شلوغ‌تره.

      من از چت‌هات توی چت‌باکس در جریان حال و احوالت هستم.

      پاسخ
      • ناشناس says:

        سلام مجدد‌
        خیلی هم عالی.
        خوب قفربد جان شمام افتادی تو مسیر زندگی و بدم افتادی‌
        ان‌شالله یه پایان نومچه عالی تحویل بدی رفیق‌
        راستی ما رو هم دعوت میکنی؟😁😁
        من میخوام بیاام

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          خواهیم دید. فعلاًً بذار ببینم پایان‌نامه‌هه اصلاً تموم می‌شه. واقعاً احتمالش هست که نرسم به‌موقع تمومش کنم.

          پاسخ
      • مهراد says:

        ای بابا… هو آنفورچنت.
        نمی‌شه ببری بدی اطلاعاتت رو ریکاوری کنن؟ مگه چقدر بد ترکیده؟ اگه ضربه خورده باشه احتمالش هست بشه یه قسمت اطلاعات رو ریکاوری کرد.

        پاسخ
  9. مهراد says:

    یه فایل پی دی اف از هر چی که از ساعتگرد تا الآن نوشته شده… بک تو بک
    این نسخه نهایی یا ویرایشی چیزی نیست… طبق درخواست یک نفر درست شده :دی
    http://s8.picofile.com/file/8340192542/%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%AF%D8%B1%D8%AF.pdf.html
    و خب با تشکر از فربد که اجازه می‌ده خودمو اینجا شیل کنم همینجوری عین آدمای فلان :دی

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من کاملاْ با محتوای نوشته موافقم و اتفاقاْ‌ ذهنیت خودمم چند ساله همینه. این ذهنیت خیلی بهم کمک کرده اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم و به ترس‌هایی که توی دوران نوجوانی داشتم غلبه کنم.

      پاسخ
  10. مهراد says:

    آقا… آی روت عه لیتل سامتینگ سامتینگ و خب خودم خیلی باهاش حال کردم :)))
    آی هو تو سند ایت

    Rough concrete’s my matress
    Sitting on the side of the street writing haikus
    Toss a coin in my hat, it’ll warm my heart
    I’ll give you reason to live, i’ll do my part
    Let the cruel world give me it’s coldest hug
    It’ll fuel my creativity, it’ll blow away my fog
    Life, that black widow, that violent mistress
    I’m in love with your cruelty, let me confess
    These poems, these arts that i profess are all yours
    I’m the only one that appreciates you, i offer you this prose

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      خیلی هم خوب. فقط هدف از این نیمچه فصل چی بود و significance اسمش چیه؟ (می‌دونم اسم یه قطعه‌ی موسیقیه، منتها می‌خوام ربطشو به این قسمت بدونم).

      پاسخ
      • مهراد says:

        هدف ازش اکسپریمنتیشن خالصه و خب یه جورایی توی ذهن خودم پارودی این قسمتای ریکپی که بعضی سریالا و انیمه‌ها دارنه
        و خب اگه خود آهنگه رو گوش داده باشی با همون متود این فصله رو نوشتم :دی

        پاسخ
  11. شنبلیله says:

    مثل این که این مارول بالاخره داره به یه جایی می‌رسه. اونجرزهاش بدک نیستن، نگهبانان کهکشانش رو اول فک میکردم خیلی چیز مسخره ای خواهد بود ولی خیلی خوب بودن، خصوصا نسخه ۲ش. الان فاز دوم مارول رو تموم کردم. بریم ببینیم تو فاز ۳ چه آشی برامون پختن.

    پاسخ
  12. شنبلیله says:

    فربد
    این ترتیب دیدن فیلم های مارول رو از digg درآوردی؟
    آخه خیلی جاها ترتیب دیگه‌ای نوشتن. البته خیلی مهم نیست.

    پاسخ
  13. مهراد says:

    آقا برین استورم شدم :))))))
    http://s9.picofile.com/file/8338778818/Chapter_12_Draft_I.pdf.html
    فصل دوازده و اینکه با وجود اینکه مثل دفعات قبل تازه‌ست و ویرایش نشده ولی گفتم پی دی اف بفرستم چون شاید با ورد درست باز نکنه و فرمتینگ به هم بریزه. هل حتی با پی دی اف هم مطمئن نیستم. ایشالا خرابکاری نشده :دی

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      فرمتینگش مشکلی نداشت و از قضا بسیار چشم‌نواز بود. نگران نباش.

      داستان همچنان داره خوب پیش می‌ره و اینجا قضیه‌ی فر و عیسی بسط داده می‌شه. هرچند من باید اعتراف کنم این قسمت‌هایی که لیریکس/دکلمه‌ی انگلیسی می‌نویسی من خیلی نمی‌تونم با داستان اصلی ارتباط بدم. یعنی احساس می‌کنم باید از کلیت ماجرا باخبر باشی تا معنای واقعی این لیریکس‌ها مشخص بشه. ولی با این حال روایت رو زنده نگه می‌دارن.

      پاسخ
      • مهراد says:

        یکم زیادی سلف ایندالجنته می‌دونم و دقیقاً به خاطر همون که جذابیت روایت حفظ بشه اونجا می‌ذارمش، البته الکی هم نیست همینجور این مدلیه که آدم بعد اینکه کلیت قضیه رو می‌فهمه معنی پیدا می‌کنه. منتها چون هنوز داستان داره نوشته می‌شه ممکنه این وسط مثلاً یه چند جا درز پیدا کنه و فلان :)))
        یه دور نوشته بشه و ویرایش بشه اوکی می‌شه
        و خب آقا مرسی که می‌خونی

        پاسخ
  14. مهراد says:

    آقا من یه مشکلی پیدا کردم برای این داستانم. یکی اینکه احساس می‌کنم معتاد فیدبک شدم… تا ندونم دارم چیکار می‌کنم و خوب نوشتم یا نه نمی‌تونم جلو برم اصلاً
    الآن دقیقاً مشکلم همینه… این سه فصل آخر چطور بوده؟ احساس می‌کنم جذابیت متن کمتر شده و تو فکر بازنویسی هستم… یکم احساس می‌کنم دارم تو تاریکی جلو می‌رم مطمئن نیستم دارم خوب می‌نویسم یا نه… از این جور حسا :دی

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      مهراد دقیقاً مشکلتو متوجه نمی‌شم. من که دارم بهت فیدبک می‌دم و فیدبکم هم تا به حال مثبت بوده. اینجا فکر نکنم غیر از من کسی داستانو دنبال کنه، چون بچه‌ها نوشته‌های خودمم یکی در میون می‌خونن. توی جلسات سفید هم که فیدبک به اندازه‌ی کافی دریافت می‌کنی. در واقع الان فیدبکی که دریافت می‌کنی، از بعضی نویسنده‌های حرفه‌ای بیشتره. چون یاروها بعضاً می‌شینن تنهایی صدها صفحه می‌نویسن و ویرایش می‌کنن و بعد کلی به این در و اون می‌زنن تا یه نفر نگاهی به اثرشون بندازه. بنابراین خودتو لوس نکن و بشین بنویس. 😀

      پاسخ
      • مهراد says:

        خب همین… یاروها چجوری می‌شینن تنهایی ۱۰۰ صفحه می‌نویسن؟ :دی
        شاید مشکل ما نویسنده‌های فارومی همینه هی هر فصل می‌خوایم فیدبک بگیریم تا بتونیم جلو بریم اگه مثلا یکی دو فصل کسی نخونه ناامید می‌شیم می‌شینیم یه گوشه :دی
        بعد یه مشکلی هم که از همون اول من داشتم این بود که من چهار فصل اول رو خیلی خوش و خرم نوشتم بعد رفتم سفید دیدم همه ملت داره خوششون میاد. از اون به بعد یه فشاری روی خودم احساس که کردم که هر فصل می‌گفتم “دیس ماست بی پرفکت… نو متر وات” و خب احساس می‌کنم این فشاره بعضی اوقات اورولمینگ می‌شه و کارم رو stall می‌کنه. یا از طرفی بعضی اوقات فکر می‌کنم فصلای پنج به بعد به اندازه چهار فصل اول genuine نبودن چون دارم از اونجا به بعد ترای هارد بازی در میارم.
        آی نو، فرست ورلد پرابلمز :)))
        ولی خب خواستم مطرحشون کنم ببینم نظر خودت چیه

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          این چیزی که داری می‌گی مصداق بارز فرست ورلد پرابلمزه. 😀

          البته فرق اصلی تو با اون نویسنده‌ها اینه که اونا امیدوارن کارشون چاپ بشه، ولی تو تقریباً می‌دونی که توی شرایط فعلی کارت قابل چاپ نیست و این فیدبک محدود is all you’re gonna get. برای همینه که اینقدر بهش وابسته شدی.

          و خب به نظرم این حس آرمان‌گرایانه‌ای که داری نسبت به داستانت، خیلی خوبه و مسلماً باعث می‌شه هرچی داری رو کنی و سمبلش نکنی، البته به شرط این‌که باعث نشه دیگه ننویسیش. چون بعضی وقتا آرمان‌گرایی بیش از حد آدمو از عمل وا می‌داره. ,ولی خب تو تا اینجا این مشکلو نداشتی. یازده فصل رو خیلی خوب و آبرومندانه به پایان رسوندی و در فاصله‌های زمانی نسبتاً مرتب آپلودش کردی. اگه تونستی بعد از این همه مدت کارو ادامه بدی و ازش زده نشی، یعنی از لحاظ ذهنی به اندازه‌ی کافی روش invested هستی و این یعنی ذهنت بعد این دوره‌‎های stalling بهش برمی‌گرده.

          نگران ترای‌هارد بازی هم نباش. ادبیات کلاً ترای‌هارد بازیه. 😀

          پاسخ
  15. بینام says:

    فربد عزیز

    روز جهانی ترجمه رو به تو که از نظر من یکی از بهترین و آینده دار ترین مترجم های این کشور هستی تبریک میگم

    بیا روز ترجمه داریم روز پسر نداریم،#نیشخند

    پاسخ
  16. mehrdad mb says:

    بینام
    ممنون . بعنوان کسی که قبلا خونده بودیش نظرت خیلی مهم بود برام . مرسی
    حالا بگو ببینیم چی بود خاطراتت ؟ D:

    موسی
    اره . درسته من یکم از اون کتاب اسیموفه مونده ولی میخوام یکم از اون فضا بیام بیرون . هر وقت بگی شروع کنیم . و اینکه چند صفحه میتونی بخونی در روز تا هماهنگ کنم خودمو باهات

    پاسخ
  17. p says:

    فربد من چند وقت پیش برای freie@ze.tt سایت ze.tt که وابسه به مگسین دی تسایت هست پیام دادم که چجوریه براشون متن نوشتن و غیره. گفتم شاید متن نوشتت مثلا ماسوخیسم رو بفرستون براشون جالب باشه و منتشرش بکنن هم بهت حقوقی میدن و هم برای مارکتینگ سایتت خوبه برام تو فیس بوک نوشتن که به این ایمیل باید پیام داده بشه. امتحان بکن شاید فایده داشت. تا جایی که میدونم ترجمم میکنن خودشون.

    پاسخ
  18. p says:

    سلام چطورید دوستان عزیز. بعد از چند وقت گفتم حالتون رو بپرسم. امیدوارم که همگیتون خوب و سلامت باشید. من کارم شروع شده که وقت و انرزی زیادی ازم میبره برای همین هم کم میام سایت و مشغله فکری زیادی دارم. فربد نمیدونم چرا امروز یاد حمید یکتا افتادم یکی از بنیان گزار ان وبلاگ دوران ازدها که خیلی وقته از سرطان فوت کردن نمیدونم میشناسیش یا نه. حدود ۱۰ سال پیش یا بیشتر اگه اشتباه نکنم با وبلاگ دوران ازدها اشنا شدم و مخصوصا حمید یکتا که با اینکه خیلی یادم دیگه نمیاد و نمیشناختمش ولی از فوتش خیلی ناراحت شدم. اون زمان کتاب اولی که نوشته بود برج سوخته رو روی وبلاگش منتشر کرد که برام اون زمان یکی از جذاب ترین رمان های فانتزی بود که خونده بودم و تنها رمان فانتزی و حس خوبی که بهم داد هنوز یادم مونده. بعد از کتاب اول چون حالشون کمی بد تر اگه اشتباه نکنم براش ایمیل فرستادم که کتاب دوم کی قراره منتشر بشه که گفت طول میکشه و برام ایمیل فرستاد که اگه بخوام کتاب دوم رو برام میفرسته ولی هنوز ناتمومه که نظرم رو بشنوه و توی یاهو چت میکردم باهاش که زمانش نرسید متاسفانه. هدفش این بود که دو شخصیت کتاب دوم توی کتاب سوم بهم برسن که فرصت نشد. من توی کتابناک برج سوخته رو هم منتشر کردم سال ۲۰۱۱ بعد از فوتشون. فربد اگه خواستی کتابا رو روی سایتت منتشر بکن یا بخون. به تمام دوستانم توصیه میکنم به خوندنش. هنوزم از جذابیتش کم نشده با اینکه زمان زیادی از ش میگذره. کتاب اول برج سوختست و کتاب دوم همین فصلا رو برام فرستاده بود اگه درست یادم باشه. این لینکا خیلی وقت ازش گذشته هر چقدر گشتم ایمیلاش رو پیدا نکردم تو جیمیلم. http://s9.picofile.com/file/8338262434/borje_sukhte.pdf.html
    فصل ۱ تا ۷ http://s5.picofile.com/file/8133093368/2.pdf.html
    فصل ۸ http://s5.picofile.com/file/8133093468/fasle_8.pdf.html
    فصل ۹ http://s5.picofile.com/file/8133093618/9.pdf.htm .
    فربد جذابیت سایت برای من کم شده گفتی که نظر مستقیم دوست داری بشنوی. من وبلاگت رو کاملا دنبال میکردم ولی وقتی با عناصر داستانی شروع کردی دیگه خیلی کم تر اومدم به وبلاگت و سایت هم برای من الان دقیقا همینطور شده اولش برام جذاب و مفید بود ولی با ادامه دادن عناصر داستانی و star wars خیلی کم شده. بین مطالبی که چند ماه اخیر منتشر کردی فقط دو سه تاش برام جذاب بوده و بقیش رو نخوندم, شایدم از من باشه با اینحال ارزوی موفقیت برات میکنم و تبریک به تو و مسی برای یک سالگی سایت, چقدر سریع میگذره ولی. سال نوی میلادی هم سه ماه دیگه تموم میشه. به قول یه بزرگی با هر نفس به مرگ نزدیک تر میشیم که فکر کنم از شعبانعلی باشه. هنوزم میگم فربد رسیدن به ارامش و خوشبختی حتی در نبود داشتن معنی در زندگی بودن میتونه تقوا و رسیدن به یه حالت عارفانه باشه نمونه بارزش دالایی لاماست که رسیدن به این سطح از عرفان خیلی سخته.

    پاسخ
      • p says:

        اره داداششم حانی یکتا فوت کرد کمی بعدش اگه درست یادم باشه. هیچ وقت یادم نمیره قبل از فوتش ازدواج کرد و دخترشم به دنیا اومد, دقیق یادم نمیاد ولی فکر کنم یه شعرم براش نوشت توی وبلاگش. یه کتاب فانتازی ایرانیه خیلی خوبیه خوندیش راستی بینام?

        پاسخ
    • فربد آذسن says:

      سلام پیام. نه من ایشونو نمی‌شناختم، ولی به نظرم خیلی کار قشنگی که کردی اومدی کارشو به اشتراک گذاشتی و اینطوری به یادش بودی. ولی متاسفانه هنوز پلتفرمی برای انتشار کار بقیه درست نکردم،

      پیام اگه پیشنهادی برای مطلب جدید داری بگو. من پایان‌نامه‌م تموم بشه تازه کار تولید محتوام شروع می‌شه. هرچی تا حالا نوشتم دست‌گرمی بوده و برای سنجیدن بازتاب مخاطب.

      راستی کارت هم مبارک. امیدوارم خوب ازش پول دربیاری.

      پاسخ
      • p says:

        خیلی ممنون فربد فعلا کاراموزیه بعدشم دوست دارم یه ترم برم خارج کار بکنم دنیا گردی. گفتم که مثلا دلایل موفقیت مانگا و انیمه تا حدی که الان میشه گفت جهانیه, از مکزیک گرفته تا ایران و المان به محبوبیت خیلی زیادی دست پیدا کرده تا حدی که میشه گفت قهرمانانش با قهرمانان کمیک رقابت میکنه و این چند سال فیلم های زیادی از edge of tomorrow تا ALITA از روی مانگا ساخته شدن https://www.youtube.com/watch?v=w7pYhpJaJW8. مثلا خودم شخصا هیچ علاقه ای به عناصر داستانی و Star Wars همونطور که میدونی ندارم. مثلا به جای اینجور مطالب نقد از کتابایی که خوندی برام جذابیت خیلی بیشتری داره تا بدونم کتاب X چجور المنت هایی داره مثل نقدی از کتاب بچه های بدشانس یا سریال های مشهور یا فیلم. مثلا نقدت از سریال DR House رو چندین بار خوندم با اینکه از سریالش خیلی خوشم نیومد. مطلب تالیفی اینده ی شغلی ها خیلی خوب بود یا اسمز فرهنگی و دانشگاه های امریکا که میشد در بارشون بحث و گفت و گو کرد و یکم متنها متفاوت باشه.

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          واو، مثل این‌که بالاخره Battle Angel قراره بره روی پرده. من یادمه از ده سال پیش جیمز کامرون خبر ساختشو اعلام کرده بود. تریلرش هم امیدبخش بود.

          متوجهم. الان یه مطلب تالیفی جدید منتشر کردم با عنوان «در دفاع از کیش شخصیت». فکر کنم از اون تیپ مطالبی باشه که دوست داری.

          https://azsan.ir/blog/in-defense-of-cult-of-personality/

          پاسخ
    • ناشناس says:

      همونطوری که گفتم فقط فصل اول رو خوندم. اما اینطوری که پیداست داری سوپرنچرال مینویسی ،نه ؟ D

      با قدرت ادامه بده ، دست آقا ، هاستور پشت و پناهت . D

      پاسخ
    • مهراد says:

      خیلی بد نوشتم. خیلی جا برای سوء برداشت توشه. نه آقا عزرائیل نیست که یارو واقعاً… تشبیه بود مثلاً :))))
      فکر کردم مشخصه یارو کیه چون فقط یه نفره تو داستان که رفتارش این شکلیه…
      و خب خودکشیش موفق نبود… گرچه احساس کردم یکم جا برای شک بذارم شاید…

      و خب ممنون ناشناس. تنکس فور د ساپورت
      سوپرنچرال نیست ولی دراما/علمی-تخیلیه یا لااقل سعی داره باشه :))))

      پاسخ
  19. شنبلیله says:

    دوستان بخش جدید سایت به اسم در کوچه پس کوچه های اینترنت اضافه شد. تو منو برید تو بخش لینک دونی میبینیدش.
    لطفا حمایت کنید از اون بخش. 🙂

    پاسخ
  20. مهراد says:

    به به به.
    تبریک آقا تبریک. یه سال شد واقعاً به همین زودی؟ زمان واقعاً تند می‌گذره‌ها! سایت هم از یه سال پیش خیلی خوب پیشرفت کرده.
    دمت گرم فربد بابت سایتت واقعاً اینجا آدم اوقات خوش و مفیدی رو داره. ایشالا تا سال بعد حتی بزرگ‌تر و بهتر هم بشه!

    پاسخ
  21. mehrdad mb says:

    فربد
    باشه حتما برات مینویسمشون .

    موسی
    دستت درد نکنه خیلی خوبه فقط نظرت در مورد یه فونت کوچکتر شدن چت باکس و یه فونت بزرگتر شدن نظرات چیه ؟ نه مثل قبلی .

    پاسخ
  22. Mehran says:

    فربد عزیز سلام
    منو شاید نشناسی ولی یه چند وقتی هست که با بچه‌های سایت آشنا شدم اما سعادت نداشتم با خودت صحبت کنم
    یه نکته جالبی هست که بالای سایتت نوشتی و اینکه به یاد گرفتن “همه” علوم انسانی علاقه‌مندی
    خواستم ازت بپرسم چطور این علاقه رو هندلش می‌کنی؟
    انتظار جامعه اینه که هر فرد تو یک زمینه‌ی خاص کار کنه و توسعه برمبنای همکاری این افراد متخصص صورت بگیره؛ برای همین طرز فکر Generalism عملا نه تنها حمایت نمیشه که مورد تقبیحه.
    به نظرت تا چه حد آدم میتونه حوزه‌های علاقه‌مندیش رو مورد توجه قرار بده و با پیگیری علوم مختلف – و گاه متناقض – تو جامعه موفق بشه؟
    یه اصطلاحی هم براش ساخته شده به اسم Polymath نمی‌دونم تا چه اندازه مشمول این مفهوم قرار می‌گیری
    دوست دارم هر وقت فرصتشو داشتی یه بحثی در این رابطه داشته باشیم

    پاسخ
      • فربد آذسن says:

        بسیار ازت ممنونم. خوندمش و با همه‌ی پونیت‌هاش موافقم. صحبت‌های هافینگتون که توی مقاله ذکر شده بود به نظرم توصیه‌ی خیلی خوبیه. طبق تعریف این مقاله من به معنای واقعی کلمه یه Generalist محسوب می‌شم.

        پاسخ
        • Mehran says:

          فدا. آره اینکه میگه ناچار شده برخی اهدافش رو فدای اون اهدافی کنه که اهمیت بیش‌تری داشتند براش، نکته قابل تاملیه. به قول خودت توی اون یادداشتی که درباره Whiplash نوشتی، شاید برای رسیدن به یک سطحی از تاثیرگذاری و بزرگی باید زندگی رو کاملا وقف یک [مجموعه] هدف کرد

          پاسخ
    • فربد آذسن says:

      سلام مهران.

      من چتاتو خوندم و اتفاقاً همون‌جا نوشتم که به نظرم میاد آدم مشتی و باحالی هستی و امیدوارم به جمعمون ملحق بشی.

      ببین، به نظرم تخصص‌گرایی توی علوم انسانی بی‌فایده‌ست – البته دقت کن که دارم تاکید می‌کنم روی علوم انسانی، وگرنه تخصص‌گرایی توی پزشکی و مهندسی یه‌جورایی الزامیه. حالا چرا توی علوم انسانی الزامیه؟ چون تمام علوم انسانی یه‌جورایی به هم مرتبطن. مثلاً همین ادبیات رو به‌عنوان یه رشته در نظر بگیر: توی ادبیات تاریخ هست، روان‌شناسی هست، فلسفه هست، زبان‌شناسی هست. حتی مبحثای تخصصی مثل معماری یا زیست‌شناسی و فیزیک هم بسته به ژانر کتاب اثراتی ازشون پیدا می‌شه. تو اگه بخوای تو علوم انسانی حرفی برای گفتن داشته باشی، باید با تمام این مباحث آشنایی داشته باشی و هرجا لازم شد، از مخزن اطلاعاتت به‌عنوان رفرنس استفاده کنی. تمام اندیشمندای بزرگ دامنه‌ی اطلاعات وسیعی دارن.

      حالا این حجم از اطلاعات رو چجوری می‌شه هندل کرد؟ جواب: به راحتی. کلاً سیستم آموزشی در زمینه‌ی انتقال اطلاعات به شدت ناکارآمده. مثال می‌زنم: من یه کورس دارم به نام «تاریخ ادبیات بریتانیا» که ۴۸ قسمت ۳۰ دقیقه‌ایه. اگه من بذارم پشتش، می‌تونم دو روزه کل قسمت‌هاشو ببینم و به همین راحتی به کسی تبدیل بشم که راجع‌به ادبیات بریتانیا ایده داره. این در حالیه که شاید دانشجوهای رشته‌ی ادبیات دو ترم (یعنی شیش ماه) رو صرف یادگیری تاریخ ادبیات بریتانیا کنن و آخرش به اندازه‌ی من نوعی راجع‌به قضیه ایده نداشته باشن. از این کورس‌ها راجع‌به مباحث دیگه هم فت و فراوونه و تو یوتیوب راحت می‌شه پیداشون کرد.

      الان عصر انفجار اطلاعاته. اگه آدم تنبلی نباشی، می‌تونی به کمک اینترنت و در عرض پنج سال به یه دایره‌المعارف متحرک تبدیل بشی.

      من هنوز Polymath نیستم، ولی قصد دارم تا پنج شیش سال دیگه بشم. Ironically، دانشگاه منو خیلی از برنامه‌های دانش‌اندوزیم عقب انداخت. ولی خب دوره‌ای بود که باید طی می‌شد. به افرادی که باهاشون آشنا شدم می‌ارزید.

      پاسخ
      • Mehran says:

        قربانت عزیز لطف داری
        ما توی علوم انسانی رشته‌هایی مثل حقوق و اقتصاد هم داریم که ارتباط کمتری با حوزه‌هایی مثل تاریخ و ادبیات دارند
        مخصوصا اقتصاد که خودش چیزی در حد و اندازه‌های علوم مهندسیه
        ولی سر ناکارآمدی سیستم آموزشی و امکان خودآموزی باهات کاملا موافقم
        به طور حادی من خودم احساس سردرگمی می‌کنم این روزها و علاوه بر علاقه شدید به حوزه‌های علوم انسانی (سیاست، تاریخ، فلسفه، اقتصاد، جامعه‌شناسی) توی سینما (تدوین، فیلمنامه‌نویسی، کارگردانی)، مکانیک، کامپیوتر(رشته تحصیلیم) هم مطالعه دارم، عاشق ورزش، سفر و هیجانم و دوست دارم گیتار و ویولن بزنم و موسیقی فاخر و کلاسیک رو دنبال کنم (هر کی بخونه میگه این یارو دیوونست : ))) )
        این صحبت خودآموزی از اینترنت و کتاب‌ها برای علوم انسانی بهم ایده‌های جالبی داد. ازت ممنونم

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          به نظرم اطلاعات کلی داشتن از مباحث حقوقی و اقتصادی بر هر کسی واجبه، نه فقط علاقه‌مندای به علوم انسانی، چون زندگی روزمره بر پایه‌شون می‌چرخه. در واقع حقوق و اقتصاد با زندگی همه‌مون گره خورده.

          نه اتفاقاْ. این‌که اینقدر دامنه‌ی علایقت وسیعه دیوونگی نیست و از قضا یه نقطه‌ی قوته. به امید این‌که فرصت پیدا کنی به همه‌ی علایقت برسی.

          پاسخ
  23. mehrdad mb says:

    فربد
    در مورد سابق بیشتر منظورم این بود که چون قبلنا بیشتر حضور فعال داشتی بیشتر تاثیر داشت و خب اینکه حتما اونقدر قوی بوده که هنوز کسایی میان اینجا و صحبت میکنن و بالاخره تو معمار بعضی دوستی های خوب اینجا بودی .
    در مورد بحث وبلاگ و سایت و چت باکس هم کاملا باهات مخالفم . بالاخره این نظر منه و ممکنه موافق نباشین .

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      خب چرا مخالفی؟‌ توی وبلاگ چه بحثی درمی‌گرفت که الان توی چت‌باکس یا بخش نظرات سایت نمونه‌ی مفصل‌ترش شکل نمی‌گیره؟‌

      بعدشم من کحا حضور فعال ندارم؟ این وبسایت career منه. بیشتر وقتی که دارم توی زندگیم صرف می‌کنم برای توسعه دادن اینجاست.

      پاسخ
          • mehrdad mb says:

            خب نه به این پدیده زیاد ارتباطی نداره . قطعا احساسات و دلایل منطقی ای (از نظر من ) برام هستش که اینطوری فکر میکنم و دیروز فقط نخواستم یه بحث کشدار و غیر لازم در این مورد بوجود بیاد و اینکه این موضوع سوتفاهمی پیش بیاره که زحمات تو و موسی واسه سایت رو زیر سوال ببره چون سایت واقعا خیلی خوبه و نظر من ربطی به ماهیت وبلاگ و سایت نداره .

          • فربد آذسن says:

            من دوست دارم حرف دلتو راجع‌به این قضیه بشنوم و قول می‌دم نه ناراحت بشم، نه ازش بحث کشدار و بی‌فایده دربیارم. صرفاً شنونده خواهم بود.

  24. ناشناس says:

    فربد
    من با مهرداد موافقم. اگه تو وبلاگ بودیم ، این مامور K . G . B و به تبعش شماها نمیتونست این همه ازم اطلاعات کسب کنه.
    #نیشخند

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      مساله صرفاً اعتماد به نفس خودم نیست. یکی از کسایی که توی دانشگاه تهران باهاش آشنا شدم، بعد از هفت-هشت ساعت صحبت کردن بهم گفت تو کاریزماتیک‌ترین کسی که تا حالا دیدم. هیچ دلیلی نداشت دروغ بگه یا خودشیرینی کنه. چون اون دیدار آخرمون بود. تازه ما داریم راجع‌به کسی حرف می‌زنیم که شاید بالای هزار نفر آدم دیده باشه، چون به شدت اهل سفر بود و روابط اجتماعی قوی داشت. یکی از رفیقام توی علامه هم از کاریزمام تعریف می‌کرد و یه بار منو «آدونیس» خطاب کرد *blushes* یکی از استادام هم منو هملت صدا می‌کرد و می‌گفت باید توی گروه تئاتر دانشکده عضو بشم.

      پاسخ
        • فربد آذسن says:

          اون بیرون رفتنی که تو مدنظر داری (سینما رفتن، تئاتر دیدن و… با جمع دوستان) نیاز خاصی به کاریزما نداره. کاریزما بیشتر به درد رهبری گروه و تیم و متقاعد کردن و جذب آدم‌های دیگه می‌خوره که اونم هر موقع لازم بوده انجام دادم. مثلاً همین که یه انتشارات معتبر مثل پریان در حدی بهم اعتماد کنه که حاضر باشه برای انتشار یه کار niche و نامعمول مثل عناصر داستانی باهام همکاری کنه و منابع مالی و انسانی صرفش کنه، به یه درجه‌ای از کاریزما و مهارت‌های متقاعدسازی احتیاج داره. مسلماً من اگه می‌رفتم توی دفتر انتشارات و اونجا خنگ‌بازی و آکواردبازی درمیاوردم، این اعتماده شکل نمی‌گرفت.

          پاسخ
          • فربد آذسن says:

            اولاً پنج سال نه و سه سال. پیش‌گفتاری که من برای کتاب نوشتم مال مرداد ۹۴ه و قبل از اون تاریخ کتاب همچنان در حال توسعه یافتن بوده. از اون موقع هم کلی اصلاحات ریز و درشت روی کتاب اعمال شده، چون کتاب نسبتاً پیچیده‌ایه و توی چاپش نمی‌شه تعجیل کرد.

            دوماً چه حرف عجیبی. مثل این می‌مونه که بگی «هیتلر عجب کاریزمایی داشته که موشک‌های V-2 آخرین سال جنگ آماده‌ی بهره‌برداری شدن.»‌ هر محصولی برای به سرانجام رسیدن باید پروسه‌ی تولید خاص خودشو طی کنه. تو هیچ ایده‌ای داری این کتاب تا حالا چندبار بازبینی و روخونی شده تا ایراداتش دربیاد؟ تو اگه توی بازار کتاب بودی، می‌دونستی که توی این شرایط چاپ شدن یه کتاب تقریباً ۸۰۰ صفحه‌ای راجع‌به ادبیات گمانه‌زن از یه جوون ۲۴ ساله خودش کم از معجزه نداره.

          • فربد آذسن says:

            من تو رو می‌شناسم. اگه جواب تیکه‌هات رو ندم، میای می‌گی «جوابی نداشتی بدی» و «چیه، کم آوردی؟» و…

        • pouya says:

          به نظرم فربد واقعا ویژگی های یه شخصیت و رهبر کاریزماتیک رو داره که تونسته همه ی ما رو که تفاوتای زیادی با هم داریم و هر کدوممون یه دنیای مجزاییم رو دور هم جمع کنه و چند سال توی عالم مجازی کنار هم نگه داره بدون این که کوچکترین تماس فیزیکی ای با هم داشته باشیم. البته عوامل دیگه ایم هستن اما به نظرم مهمترینشون شخصیت فربده.

          پاسخ
          • شنبلی says:

            حرفت درسته، ولی خب جمع شدن ما الزاما به فربد ربط نداره. قبلا توی وب انجمن های خیلی زیادی وجود داشت که ملت میرفتن توش بحث میکردن و اینا، ولی الان که همچین چیزی کمتر شده، وب فربد حکم یه جور انجمن رو داره.
            و این رو هم در نظر بگیر که ما کلا به ۱۰ نفر نمیرسیم، و این عدد در مقایسه با تعداد بازدید کننده های سایت خیلی پایینه.

          • مهراد says:

            دیگه بی‌انصافی نکن مسی جان.
            اگه جمع کردن یه ملت دور خودت انقدر کار آسونیه اونم تک نفری و تو سطح نسبتاً شخصی‌ای که فربد کاراشو انجام می‌ده (و توی این دوره) نمونه‌های دیگه‌ای داری پس که معرفی کنی؟

          • مهراد says:

            خب تو گفتی لزوماً ربطی به فربد نداره. و خب من می‌گم اگه ربطی به شخص که داره کانتنت تولید می‌کنه مثل فربد نداره پس چرا بیشتر از این چیزا نمی‌بینیم؟

          • فربد آذسن says:

            این مسی خودشم به ارزش‌های من واففه، منتها چیزی رو نمی‌کنه که یه وقت من پررو نشم.

            و خب ممنون از پویا و مهراد. به خاطر تعریف‌های شما، رویاپردازی‌های من برای تبدیل شدن به یکی از رییس‌جمهورهای آتی ایران هرچه بیشتر رنگ‌وبوی واقعیت به خودش گرفت. 😀

          • mehrdad mb says:

            به نظر من علاوه بر شخصیت فربد (سابق ) فاکتور های دیگه هم خیلی مهم بوده مثل بچه های دیگه یا علایق و سلایق مشترکمون و حتی تفاوت های بارزمون . و یجوری میشه گفت هم موسی هم تو حق دارین .
            من که دلم لک زده واسه وبلاگ و آدماش و جوی که داشتیم و حرفها و بحث ها 🙂

          • فربد آذسن says:

            این «سابق» توی پرانتز چی می‌گه؟ من به نظرم می‌رسه الان نسبت به قبل آدم مشتی‌تریم. 🙁

            بعدشم تمام آدما و جو و حرف‌ها و بحث‌های وبلاگ به صورت دست‌نخورده به چت‌باکس منتقل شده. حتی هولی دایور هم طبق رسم وبلاگ همچنان هر شیش ماه یه بار میاد بای‌بای می‌کنه می‌ره.

  25. مهراد says:

    فربد من یه سوال رو امروز تو راه به ذهنم رسید (انقدر که اونجا اورولم شده بودم :دی)
    چرا لباس پوشیدنت تا این حد رسمیه؟ دلیل و فلسفه خاصی پشتش هست؟ چون سفید جمعش خودمونی هم هست به نسبت و هوا گرمه واقعاً کنجکاوم دلیل اصرارت رو بدونم :دی

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      بچه‌ها این مهراد اولین نفر از میون بچه‌های سایته که منو در گوشت و پوست و استخون دیده. دلیل اورولم شدنش همینه. 😀

      راستش من خیلی به کت و شلوار و پالتو و بارونی علاقه دارم. یعنی یکی از حسرت‌های زندگیم اینه که نمی‌شه مثل مردای دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ تیپ زد (با کلاه شاپو و مخلفات). وقتی به یکی مثل Agent 47 نگاه می‌کنم واقعاً لذت می‌برم.

      بعدشم من کلاً آدم رسمی و نسبتاً جدی‌ای هستم و به نظرم این تیپ نماینده‌ی شخصیتمه.

      پاسخ
      • مهراد says:

        چه جالب.
        حالا مکالمات اینترنتی قطعاً با دنیای واقعی فرق داره ولی من تو رو آدم خیلی جدی و رسمی‌ای نمی‌دیدم… یعنی نه در اون حد که مثلاً لباسی که معمولاً بپوشی کت و شلوار باشه. حداقلش تصورم رو نسبت به آدمی رسمی عوض کردی :))
        و خب من خودم احساس می‌کنم چون درصد زیادی از شخصیتم رو از دنیای واقعی به دنیای مجازی بردم که مثلاً بتونن کارام رو رینفورس کنن انتظار دارم بقیه رو تو دنیای واقعی شبیه دنیای مجازی ببینم و تفاوتا باعث تعجبم می‌شن :دی

        پاسخ
          • مهراد says:

            چرا بوگی‌منش می‌کنین بنده خدارو :))))
            اونقدرا ملاقات عجیبی نبود، فربدم آدمه دیگه خب :)))
            یعنی خب من انقدر از خودم آکواردنس ساطع کردم فربد نگران بود که مثلاً نکنه رفتارش جوری بوده باشه و فلان (اونی که یه جوری بود من بودم :دی)

          • فربد آذسن says:

            نه بابا تو هم خوب بودی. فقط من احساس کردم یه جورایی می‌خوای از دست من فرار کنی که اونم قابل درکه. جذبه‌ی من می‌تونه تهدیدآمیز باشه. 😆

          • مهراد says:

            نه آقا قضیه فرار نیست. من وقتی می‌بینم نمی‌تونم با بقیه درست ارتباط برقرار کنم یه جورایی مکانیزم دفاعیم اینه که از محیط اجتماعی دور بشم و فلان :)))))
            یعنی خب همش تقصیر سوشال اسکیل پایینمه :دی

    • فربد آذسن says:

      بسیار فصل خوبی بود برای من، چون میزان گنگ بودنش نسبت به فصلای قبلی کمتر بود. دوتا صحنه‌ی اصلی کارشون رو انجام می‌دن: توی صحنه‌ی اول می‌بینیم که فر و تهماسب با هم یه لحظه‌ی احساسی به اشتراک می‌ذارن و توی صحنه‌ی دوم هم می‌بینیم آلیس با یه نفر دیگه داره نقشه می‌ریزه برای پیدا کردن پیرمرد و همراه کردن فر با خودشون. روابط بین شخصیت‌ها هم کم‌کم داره مشخص می‌شه (مثلاً این‌که دریا خواهر فره). خوبه، همین‌جوری ادامه بده. معما بساز و یکم جلوتر معماهای قبلی رو حل کن و معماهای جدید بساز و معماهای قبلی رو حل کن و… طرز روایت هم از گیمیک‌هاش کم شده، ولی همچنان جذاب مونده.

      پاسخ
      • مهراد says:

        مرسی آقا… حقیقتش صادقانه بگم مطمئن نبودم گره‌هارو چجوری قراره باز کنم ولی الآن راه بهتری به ذهنم رسیده و فصلای بعدی برای گنگیشون کمتر می‌شه :دی
        و خب چون ریویل اصلی قضیه خیلی Out there و حتی احتمالاً کلیشه‌ای هستش مطمئن نیستم چجوری قراره کار کنه.
        و اینکه اون کسی که آلیس داره باهاش حرف می‌زنه تهماسپه. با خودم فکر کردم که لازم نیست اشاره کنم خودشه و خود خواننده می‌تونه بفهمه… اشتباه می‌کنم؟

        پاسخ
        • bluZ says:

          مهرداد تو اگ این کارا رو ااداامه بدب یکی از خفن ترین نویز ارتیست های این خراب شئ و شاید دنیا شی
          نمیذونم اینستا داری ی گروه موسیقی و یابهتر بگم ی تشکل ب اسم هکا موزیک ک ارتیست های خفن امینت واکسبریمنتال تشکیل شده حتما بشون سر بزنی میتونی راهنمایی های خوبی بگیری قطعا

          پاسخ
          • مهراد says:

            خیلی ممنون آقا لطف داری
            و خب اینستا دارم ولی چون گوشی درست و حسابی تو دست و بالم نیست بهش سر نمی‌زنم. ولی خب باز این اکانتم هست: Naive_Vigilante
            چون واقعاً دوست دارم تو چنین جمعایی باشم و یه چند تا چیز یاد بگیرم چون هر کی کردم تا الآن خودآموز بوده.

    • فربد آذسن says:

      خوندن فن‌فیکشن Doki Doki Literature Club کاری بود که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم انجام بدم. 😀

      ولی انصافاً چیز خوبی بود. من DDLC رو بازی نکردم، ولی از فن‌فیکشن تو فازش رو دریافت کردم و به نظرم اون عنصر Psychological Horror و متافیکشن که معرف انیمه‌ست، توش به‌خوبی پیاده شده بود.

      و همچنان باید تاکید کنم که انگلیسی رو خوب می‌نویسی.

      پاسخ
      • مهراد says:

        ها. مرسی :))
        اگه تونستی خود بازیش رو هم تو یه وقت آزادی امتحان کن. بازی خیلی طولانی‌ای نیست و چیز خوبیه. یعنی تنها بازی‌ایه فکر کنم که حتی برای بار چهارم که تموم کردم و به کردیتش رسیدم هم اشک تو چشمام حلقه می‌زد چه برسه به بار اول :)))
        و خب خوشحالم که از انگلیسیش راضی هستی. شاید به عنوان یه outsider انگلیسیم قابل قبول باشه ولی هنوز جای کار زیاد داره قطعاً.
        و آقا دو سوالم ازت بپرسم. اول اینکه برای “سرزنش آمیز” معادل خوب چیه؟ من تو داستان نوشتم in a prompting tone ولی احساس می‌کنم بارش دقیقاً چیزی نیست که می‌خوام.
        و خب آقا برای اینکه بگم “کلوب ساعت چنده؟” (از این ساعت چند شروع می‌شه :دی) چه جمله‌بندی‌ای عادی‌تر و بهتره؟ :دی (به انگلیسی آو کرس)

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          سرزنش‌آمیز کلی عبارت می‌شه براش پیدا کرد. اینا تمام معادلاتیه که برای واژه‌ی سرزنش فهرست شدن:

          Snub , Sneap , Obloquy , Reproach , Reprehension , Remonstrance , Sarcasm , Reproof , Scolding , Rating , Railing , Raillery , Rail , Vituperation , Twit , Expostulation , Stinger , Demerit , Chastiesement , Censure , Blame

          هرکدومو خواستی می‌تونی تبدیل به قید کنی تا معنی «سرزنش‌آمیز» رو بگیره. تازه عباراتی مثل “hissed at him” هم هست که می‌شه به جای «با لحنی سرزنش‌آمیز گفت» به کار برد.

          فکر کنم «When does the club start؟» جوابگو باشه. «When should I come for the club» هم بد نیست.

          پاسخ
    • Mehran says:

      مهراد عزیز من داشتم به طور اتفاقی داخل سایت می‌گشتم که این فن فیکشنو دیدم و باید بگم واقعا از خوندنش لذت بردم و واقعا فضای داستانت منو جذب کرد طوری که وسوسه شدم بازی رو بگیرم
      مجموعا دست مریزاد

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من هم کمیکشو خوندم هم فیلمشو دیدم. واچمن فاصله‌ی زیاد بهترین کمیکیه که تا حالا خوندم. می‌تونم راجع بهش کتاب بنویسم. دکتر منهتن یکی از شخصیت‌های مورد علاقمه و از لحاظ فلسفی کلی فکرمو به خودش مشغول کرده. اینقدر حرف راجع بهش دارم که نمی‌دونم از کجا شروع کنم. تو نظرتو بگو من روی اون مانور بدم.

      پاسخ
      • M0$Y says:

        نمیدونم. شاید به خاطر این باشه که دیدن این مدل فیلما تو صفحه نمایش کوچیک و غیر ۳ بعدی اونقدر جذابیت نداره. ولی کلا قسمت های اول این مدل فیلما که تازه ابرقهرمان میخواد شکل بگیره خیلی کلیشه ای و مسخره است. یعنی من تو همون ۵ دقیقه ابتدای فیلم کل شخصیت ها رو شناسایی کردم که کی قراره خوبه باشه کی شرور. و مشکل اصلی ای که باهاش داشتم این بود که اصلا نمیتونستم “تعلیق آگاهانه ناباوری” تو خودم به وجود بیارم. راکتور هسته ای ساختی اندازه یه سیب، اوکی، قبول. ولی لعنتی با سرعت جت میخوری تو زمین، کل زره ت نابود میشه، بعد انگار نه انگار بلند میشه به مسیرش ادامه میده. فیلم هندی بود انگار. مبارزاتشون هم هیچ ویژگی خاصی نداشت. کلا خود آیرون من هم خیلی قهرمان مسخره ایه. یه لباس تنش کرده موشک میزنه فقط. هیچ نکته خاصی نداره واقعا. انگار یه بچه ساخته این کاراکتر رو. تنها ویژگی فیلم برام خود شخصیت تونی استارک بود، همین.
        البته حالا باید بازم چیزای دیگه مارول رو ببینم. ولی خب بین این قسمت اول ها ، با اختلاف زیادی مردعنکبوتی ۱ قدیم بهتر بود به نظرم. البته اگه بتمن ها رو در نظر نگیریم.

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          ممنون که توضیح دادی.

          سه‌گانه‌ی مرد عنکبوتی سم ریمی هم برای من جایگاه ویژه‌ای داره. چون دغدغه‌ی اصلیش تعریف کردن یه داستان انسانیه. ولی دغدغه‌ی اصلی فیلم‌های Cinematic Universe خلق Cinematic Universeه و این وسط تعریف کردن داستان انسانی قربانی شده.

          پاسخ
    • فربد آذسن says:

      این ترتیبیه که باید فیلم‌ها و سریال‌های مارول رو ببینی:

      Iron Man (2008)
      Iron Man 2 (2010)
      The Incredible Hulk (2008)
      Thor (2011)
      Captain America: The First Avenger (2011)
      Marvel’s The Avengers (2012)
      Iron Man 3 (2013)
      Thor: The Dark World (2013)
      Guardians of the Galaxy (2014)
      Guardians of the Galaxy Vol. 2 (2017)
      Captain America: The Winter Soldier (2014)
      Agents of S.H.I.E.L.D. Season 1 (2013)
      Daredevil Season 1 (2015)
      Avengers: Age of Ultron (2014)
      Agents of S.H.I.E.L.D. Season 2 (2014)
      Jessica Jones Season 1 (2015)
      Ant-Man (2015)
      Daredevil Season 2 (2016)
      Doctor Strange (2016)
      Luke Cage Season 1 (2016)
      Captain America: Civil War (2016)
      Black Panther (2018)
      Agent Carter Seasons 1 and 2 (2015-16)
      Agents of S.H.I.E.L.D. Seasons 3 and 4 (2015-16)
      Iron Fist Season 1 (2017)
      The Defenders Season 1 (2017)
      The Punisher Season 1 (2017)
      Jessica Jones Season 2 (2018)
      Luke Cage Season 2 (2018)
      Agents of S.H.I.E.L.D. Season 5 (2018)
      Spider-Man: Homecoming (2017)
      Thor: Ragnarok (2017)
      Avengers: Infinity War (2018)
      Ant-Man and the Wasp (2018)
      Captain Marvel (2019, forthcoming)

      اینم مال دی‌سی:

      Man of Steel (2013)
      Batman V Superman: Dawn of Justice (2016)
      Suicide Squad (2016)
      Wonder Woman (2017)
      Justice League (2017)

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آفرین بر ذهن خلاق تو.

      حالا سوالی که اینجا پیش میاد اینه که کیفیت این بیت‌ها رو با چه مبنایی می‌شه سنجید؟‌ یعنی از چه لحاظ می‌گی این بهترین کارت نیست و فلان ترک بهترین کارته؟‌

      پاسخ
      • مهراد says:

        اتفاقاً من فکر کردم این یکی خیلی خلاقانه و جالب از آب درنیومده :دی
        یعنی بر همین اساس گفتم. منظورم بیشتر اینه که خودم زیاد نتیجه نهایی رو دوست نداشتم. شاید می‌تونستم بهتر مثلاً انجام بدم و اینا. بیشتر حسیه اینی که می‌گم.

        پاسخ
      • bluZ says:

        بنظر من ک بیشرفت قابل ملاحظه ای کردی و اینک مهم تریت چیزی ک تورو خیلییییییییییییییی جلو میبره یاد گرفتن صداسازی چون مطمعنم اگ یاد بگیری چطور صدای تو مخت اجرا دربیاری خیلیییییییییییییییییی باهال تر میشه و گوش کردن ب البئم های نویز

        پاسخ
  26. مهراد says:

    فاینالی
    http://s8.picofile.com/file/8334506826/Chapter_9_Draft_II_Autosaved_.docx.html
    تونستم بعد مدت مدیدی یه فصل دیگه رو تموم کنم… ولی باید اعتراف کنم داستان خیلی تو دستم نیست الآن چون وقتی شروع به نوشتنش کردم فکر نمی‌کردم تا اینجا جلو بیام :))))
    باز سعیمو می‌کنم یه دور پلات رو کلاً تموم کنم اول بعدش بشینم مرتب و ریفاینش کنم

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آقا با عرض شرمندگی من متوجه نشدم توی این قسمت چی شد. ولی اون قسمتی که انگلیسی نوشتی به نظرم خیلی خوب بود. انگلیسیت واقعاً‌ خوبه (As if you needed me to say that :D)

      راستی یه چیزی بگم خوشحال شی. هفته‌ی پیش جلسه‌ی سفید بودم. اونجا ارس یزدان‌پناه رو دیدم. داشتیم راجع‌به ادبیات با هم حرف می‌زدیم یهو بدون مقدمه گفت داستان مهرادو خوندی؟‌ من قبلاً از داستانش متنفر بودم، ولی به نظرم الان دگرگون شده. خیلی soulfulه. با توجه به سخت‌گیر بودن ارس این کامنت به نظرم این کامنت خیلی ارزشمنده.

      پاسخ
      • مهراد says:

        تقصیر خودمه. دیگه گیو آپ کردم سر اینکه عین آدم توضیح بدم همه چی رو فقط می‌خوام پلاتو با یه نخ وصل کنم به تهش فعلاً بعداً بازنویسی کنم :)))
        اون موقع هم بیشتر می‌دونم دارم چیکار می‌کنم
        و خب این پاراگراف دوم رو خوندم جداً مجبور شدم یه چند دقیقه صبر کنم مزه مزه‌اش کنم فقط :)))
        برای منم خیلی ارزش داره که ارس همچین چیزی گفته و انقدر از داستانم خوشش اومده. و خب از آخرین باری که داستانم رو تو جلسه خوندم یکی دو ماهی گذشته اینکه هنوز یادشه و برات تعریف کرده حتی ارزشش رو بیشتر می‌کنه. مرسی بهم رسوندیش آقا

        پاسخ
  27. mehrdad mb says:

    سلام
    فربد
    روش پیشنهادی واسه مدل خوندن اون کتاب آسیموف با کتاب مقدس داری ؟
    من چون asimovs’ guide to the bible رو پیدا کردم . میخوام همونطور که گفتی همزمان بخونمش ولی نمیدونم چطوری و با چه ترتیبی ؟

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      سلام مهرداد.

      کتاب آسیموف به صورت مفهومی و تیتروار طبقه‌بندی شده. یعنی بدین صورت:‌

      Genesis
      God
      The Seventh Day
      The Lord God
      و…

      و تیترها هم به ترتیب می‌رن جلو. بنابراین می‌تونی تیترها رو به صورت ده‌تایی یادداشت کنی و موقع خوندن کتاب به هرکدوم از مباحثش برخورد کردی، اون بخشی که آسیموف راجع به اون مبحث نوشته بخونی و بعد کتاب مقدس رو ادامه بدی.

      البته کتاب آسیموف دید کاملاً‌ سکولار و تاریخی به کتاب مقدس داره و دنبال تحلیل‌ها و تفاسیر عقیدتی توش نباش.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آره، خوندن این متنو به کسایی که می‌خوان راجع‌به لاوکرفت بیشتر بدونن و حوصله‌ی خوندن متن دایره‌المعارفی ندارن توصیه می‌کنم.

      پاسخ
  28. شنبلیله says:

    مهراد
    امشب ساعت ۱۱ چطوره بازی کنیم؟
    برا این که مطمئن هم باشیم که برنامه حتما پایداره، ۱ ساعت قبلش میایم یه کامنت میذاریم و اومدنمون رو قطعی میکنیم. خوبه؟
    قبلش گیم رنجرتون رو هم آپدیت کنید.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      آره، توی سری Captain America: Reborn، با تکیه بر کلیشه‌ی سفر در زمان.

      یکی از دلایلی که من زیاد از کمیک‌های سوپرهیرویی خوشم نمیاد همینه. کلاً هیچ‌کدوم از اتفاقایی که توشون می‌افته قابل اتکا نیست.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من برام آنلاین بازی کردن (خصوصاً با جمع دوستایی که می‌شناسی) تقریباً به آمال و آرزو تبدیل شده. ولی اون مدت که بازی می‌کردیم، خیلی اتلاف وقت زیاد داشت. یعنی یا مسی دیر می‌کرد یا نمی‌تونستیم وارد بازی بشیم یا اگرم وارد بازی می‌شدیم، کافی بود یه نفر قطع بشه تا بازی به هم بریزه.

      اگه مثلاً طوری بود که همه سر یه ساعت حاضر می‌شدن و بدون حتی یک دقیقه معطلی وارد بازی می‌شدیم و احتمال قطعی هم صفر بود، من از خدام بود بازی کنیم. ولی توی شرایط فعلی از لحاظ زمانی برام صرف نداره. شاید اگه یه روز تونستیم توی استیم بازی بخریم، این کارو انجام بدیم. استیم برای چنین کاری بهینه‌سازی شده، ولی گیم رنجر نه.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      پیام تو با این دوزاری کج چجوری می‌خوای ترول بشی؟

      البته سوءبرداشت از منظور واضح دیگران خودش یه جور ترولینگه (مثلاْ نحوه‌ی ترولینگ فیلاگوند هم به همین صورته) ولی خب مورد پسند من نیست. خیلی بیسیکه.

      پاسخ
      • p says:

        فربد عزیز, چه ربطی به دوزاری کج داره. دقیا این سوع برداشت عمدی ترولینگ من بود, همونطور که گفتی فیلاگوند هم اکثرا اینطوری ترولینگ میکنه, برای من جالبه. گفتم که یه بار اولشم.

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          اوکی. ولی باید یادت باشه که فیلاگوند نزدیک به پنج شیش سال اومد کل فرومای فانتزی همین جوری ترول کرد الان کسی دیگه کسی ترولاشو جدی نمی‌گیره و به طور کلی ایگنور می‌شه. اگه نمی‌خوای به این سرنوشت دچار شی اینجوری ترول نکن.

          بعدشم با مهراد (یا هیچ‌کدوم از بچه‌های دیگه) اینجوری حرف نزن. می‌دونم قصدت شوخیه، ولی کلاً‌ کار جالبی نیست. یهو شوخی شوخی جدی می‌شه.

          پاسخ
      • پويا says:

        دقیقا شده مثل اون پرنده ى شوم:))))
        یاد آخر سریا توو وبلاگ افتادم که بوقچه منفور همگان شده بود ( البته داداشمونه ولى خوب😅)

        پاسخ
        • فربد آذسن says:

          نابغه، این‌که به بازی گرفتن احساسات نیست. این اسمش وارد کردن آسیب مالی و تلف کردن وقت خودم و خودته.

          به بازی گرفتن احساسات مثل همون دفعه می‌مونه که اومدی گفتی من ازت خوشم نمیاد که بهت کمک می‌کنم، صرفاً‌ مترجم خوبی هستی. منم در جواب گفتم اگه از من خوشت نمیاد و این همه مجانی بهم کمک می‌کنی، این وسط تویی که سرت داره کلاه می‌ره، نه من. 😆

          پاسخ
          • شنبلی says:

            جان؟ کی همچین دیالوگ هایی من گفتم؟ بعدشم اکثر سهام این سایت برا منه. تو داری صرفا برام تولید محتوا میکنی.

          • فربد آذسن says:

            ای بابا. مثل این‌که فقط من نیستم گفتگوهامون رو فراموش می‌کنم.

            اوه واقعاً؟ اکثر سهام سایت مال توئه؟ ولی الان که دارم پایین سایتو نگاه می‌کنم، نوشته «© کپی رایت – Frozen Fireball 1.5»‌. فروزن فایربال هم که اسم وبلاگ فربد آذسن بود. اگه شخص مرموز و ناشناسی به نام Mosy سایتو مجانی ساخته، چرا دوست نداره حتی برای کارش کردیت کسب کنه؟ اینو با چه جور منطقی می‌شه توجیه کرد؟ اونطور که به نظر می‌رسه، فربد آذسن خودش این سایتو ساخته و از یه پراکسی به نام Mosy/شنبلیله استفاده می‌کنه تا باهاش حرف‌هایی رو بزنه و بحث‌هایی رو راه بندازه که با اکانت خودش نمی‌تونه.

            اصلاً چرا اکثر سهام؟ کل سهام سایت مال تو. من و تو نداریم.

  29. payam says:

    خواب من به بویا گه دفن شد تو موسیقی: اتفاقا شباهت من و ارتین خیلی عجیب و زیاده هر دو درون گرا, به شدت انیمه دوست, تا حدی زیبا پسند و در جست و جو یا حداقل دنبال عشق برای من عشق خدایی و برای اون عشق دنیوی, شخصیاتمون هم تا حدی شبیه هست, هر دو علاقه مند به مساعل مالی و سرمایه گذاری , دوست دار پیاده روی و خصوصیات مشترک دیگه که الان یادم نمیاد.

    پاسخ
  30. مهراد says:

    آقا من به نظرم این سوال جالبیه الآن پیام مقاله‌اش رو قسمت موسیقی فرستاد:
    شما اگه بخواین ترول کنین روشتون برای ترول کردن چجوریه معمولاً؟
    بعد یادمه خودتم گفته بودی فربد گیلتی پلشرت شت پستینگه. بیا توضیح بده روشات رو برای شت پستینگ و ترول کردن :دی

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      من کلاً ترولینگم بر پایه‌ی manipulation بنا شده. لذت‌بخش‌ترین حالتش برای من اینه که اول به طرف حس امنیت دروغین منتقل کنم و بعد یهو با یه حرف شوکه‌کننده زیر پاشو خالی کنم.

      پاسخ
        • فربد آذسن says:

          اگه یادت باشه، این کارو توی وبلاگ انجام دادم (سر همون قضیه‌ی میتینگ). سرش آرتین و مسی و مهرداد یه مدت باهام قهر بودن.

          این برنامه رو سر یکی دوتا از دوستای واقعیم هم پیاده کردم و اونا هم یه مدت باهام قهر کردن.

          کلاً کمتر کسی رو می‌شه پیدا کرد که این فنو روش پیاده کنی و باهات قهر نکنه. ظاهراً کسی دوست نداره احساساتش به بازی گرفته بشه، ولی به نظر من ترولینگ موقعی قشنگه که احساسات واقعی درش دخیل باشه. هرچی واقعی‌تر و عمیق‌تر بهتر.

          پاسخ
          • payam says:

            خدا خفنه. ولی فربد گفتی روش من خیلی ابتداییه ولی روی تو هم خواب داد اگه یادت باشه موقعی گه ناشناس اومدم نوشتم خوشم میاد من میام مینویسم میگی تگ تگ بنویس گه بعدش گفتی امیدوارم ترول باشه. با اینگه این روش به شدت Soft هست و ساده ولی بازم اثرش رو میزاره.

          • فربد آذسن says:

            ببین، ترولینگ باید طوری باشه که طرف بمونه تو داری شوخی می‌کنی یا جدی می‌گی. این که بیای فحش خوارمادر بکشی به هیکل یارو و بعد بگی «Psyche! داشتم ترول می‌کردم!‌» که نشد ترولینگ.

            البته خب برای شروع خوبه.