AntiHeros

تعدادی از ضدقهرما‌ن‌های دنیای گیم

از چپ به راست:

مکس‌پین، وَندِرِر، نیکو بلیک، جکی استاکادو، مامور ۴۷، استارکیلر، مرگ، کول مک‌گراث

 

ضدقهرمان یک کهن‌الگوی شخصیتی است که در داستان‌های مدرن می‌توان نمونه‌های آن را به‌اندازه‌ی قهرمان‌های ایده‌آل پیدا کرد. ضدقهرمان شخصیتی است که ویژگی‌های شخصیتی‌اش نقطه‌ی مقابل ویژگی‌های معمول یک قهرمان است. او ممکن است سردرگم، بی‌انگیزه، فریب‌خورده یا بی‌عاطفه باشد. ضدقهرمان اغلب از لحاظ اخلاقی مشکل دارد. درحالی‌که قهرمان‌ها معمولاً پیروِ سنت، قانون و آداب و رسوم هستند، ضدقهرمان‌ها با توجه به شرایطی که در آن قرار دارند، می‌توانند در جامعه‌ای خوب از اصول اخلاقی پیش‌قراردادی و در جامعه‌ای که حکومت پلیدی دارد، از اصول اخلاقی پس‌قراردادی پیروی کند. نباید ضدقهرمان‌ها را با شخصیت‌های پلید و منفی اشتباه گرفت. آن‌ها رقبا و دشمنان قهرمان (و البته خود ضدقهرمان) هستند.

اکثر ضدقهرمان‌ها در ترازوی خوش‌بینی/بدبینی روی کفه‌ی بدبینی قرار دارند.

نباید ضدقهرمان‌ها را با شخصیت‌های پلید و منفی اشتباه گرفت. در حقیقت ضدقهرمان زیر مجموعه‌ای از قهرمان محسوب می‌شود.

گوناگونی ضدقهرمان‌ها به اندازه‌ی قهرمان‌های عادی است، ولی یک سری ویژگی استاندارد دارند. آن‌ها معمولاً کم‌حرف هستند، دوست دارند تنها باشند، در امور جنسی بی‌قاعده هستند یا کلاً از آن پرهیز می‌کنند، مشکلات خانوادگی دارند (به‌خصوص از جانب پدر) و گاه‌وبی‌گاه کابوس‌ می‌بینند و فلش‌بک‌هایی به گذشته‌ی تاریک و آزاردهنده‌‌شان اشاره می‌کنند؛ کابوس‌ها و فلش‌بک‌هایی که با توجه به ماهیت ضدقهرمان می‌توانند انواع و اشکال مختلفی داشته باشند. ضدقهرمان‌ها برخلاف قهرمان اصلی سعی نمی‌کنند شخصیت پلید را نجات دهند، بلکه کار را تمام می‌کنند و در کشتن کسی که سر راهشان بایستد و تهدیدشان کند، ابایی ندارند.

 

anti-heroes

 

بعضی از شخصیت‌ها ممکن است راجع به ارزش مثبت‌اندیشی، دوستی، عشق و… با ضدقهرمان‌ حرف بزنند، ولی او معمولاً این درس‌ها را گزاف‌گویی می‌پندارد و به آن‌ها توجه نمی‌کند. چیزی که ضدقهرمان در طول داستان یاد می‌گیرد، این است که وجودی عاری از ارزش‌های مطلق، منجر به تنهایی و انزوا  می‌شود؛ اتفاقی که شاید از آن خوششان بیاید. بیان جمله‌ی «واسه‌ی من دلسوزی نکن!» توسط ضدقهرمان‌ها رایج است و اگر کسی از آن‌ها تشکر کند، از «خواهش می‌کنم»  و «قابلی نداشت» خبری نیست؛ شاید فقط برای این‌که طرف مقابل را از سرشان باز کنند، نهایتاً بگویند «مهم نیست.» یا «فکرشم نکن.»

ضدقهرمان‌ها اغلب در هنجارشکنی سبک‌های قهرمانی ظاهر می‌شوند. با افزایش احترام و حس همذات‌پنداری برای قهرمان سرشار از نقص و ناتوانی که در حال دست و پا زدن است؛ به‌خصوص در مقایسه با ابرقهرمان جالب‌توجهی که به دلیل غیرقابل‌شکست بودن همذات‌پنداری با او غیرممکن است؛ ضدقهرمان‌ها هم به نوبه‌ی خود به‌عنوان نوع کاملاً استانداردی از قهرمان مورد ستایش قرار می‌گیرند.

ضدقهرمان‌ها اغلب در هنجارشکنی سبک‌های قهرمانی ظاهر می‌شوند.

بعضی‌مواقع ضدقهرمان‌ها ستاره‌ی داستان (قهرمان) نیستند، بلکه رقیب یا حریف ارزشمندی برای او محسوب می‌شوند و اگر تعاملشان با قهرمان جالب باشد، نزد طرفداران محبوبیت زیادی پیدا می‌کنند. جذابیت ضدقهرمان  به این برمی‌گردد که کم پیش می‌آید او واقعاً یک قهرمان باشد؛ او کارهای قهرمانانه انجام می‌دهد، ولی برخلاف سوپرمن، اسپایدرمن، هرکول یا بسیاری از قهرمان‌های مرسوم که برای انجام کارهای قهرمانانه توانایی‌های فیزیکی و ذهنی دارند، ضدقهرمان  تقریباً هیچ‌وقت هردوِ آن‌ها را با هم نخواهد داشت. ضدقهرمان‌ها از لحاظ اخلاقی عموماً به سمت خنثی (نه خوب و نه بد) گرایش دارند.

 

Batman-with-gun

بتمن به طور معمول مخالف استفاده از تفنگ است؛ ولی حاضر است برای این عوضی استثنا قائل شود.

 

تعدادی از تیپ‌های شخصیتی که به سمت ضدقهرمان بودن متمایل هستند

  • شوالیه‌ی خونخواه: شوالیه‌ای که به مبارزه و خون ریختن علاقه دارد (استیون ایرلندی، شجاعدل[۱]).
  • شوالیه‌ی سیاه‌پوش: اگر پلید نباشد، به احتمال زیاد ضدقهرمان است (شوالیه‌ی سبز، سِر گوِاین و شوالیهی سبز[۲]).
  • قهرمان بایرونی: قبلاً راجع به آن توضیح داده شده است.
  • ضدقهرمان کلاسیک: برخلاف ضدقهرمان مدرن که به‌عنوان یک شخصیت تلخ، مردم/جامعه‌گریز، خشن و عصبی شناخته می‌شود، ضدقهرمان کلاسیک کسی است سرشار از تردید/ترس/ضعف و داستان او هم بیشتر راجع به فایق آمدن بر ضعف‌های درونی است تا خود دشمن (ملکه السا، یخزده[۳]).
  • پلیس یاغی: پلیسی که قانون برای دستگیری خلاف‌کاران دست و پایش را بسته است و او به ناچار خودش دست‌به‌کار می‌شود (هری کثیف، هری کثیف[۴]).
  • اسپانیایی بی‌باک: اگر کسی خوش‌قیافه، پر زرق و برق و خطرناک به نظر برسد و یک لهجه‌ی اسپانیایی غلیظ و جذاب داشته باشد، می‌توانید شرط ببندید ضدقهرمان است (زورو، زورو[۵]).
  • قهرمان زورکی: داستان سعی دارد به شما بگوید این شخصیت منشی قهرمانانه دارد، ولی شما متوجه می‌شوید که این‌طور نیست (سندباد، سندباد: افسانهی هفت دریا[۶]).
  • زن اغواگر: ملکه‌ی آثار نوآر که با جذابیت خود مردان را گول می‌زند و آن‌ها را به نفع خود به بازی می‌گیرد. اگر زن اغواگر کاملاً پلید نباشد، می‌تواند نقش ضدقهرمان را در داستان ایفا کند (فیلیس دیتریچسون، غرامت مضاعف[۷]).
  • دزد باشرف: اگر قهرمان داستان باشد (لوپین سوم، لوپین سوم[۸]).
  • قهرمان بداخلاق: خوب بودن لزوماً به معنای خوش‌اخلاق بودن نیست (اسپایدر اورشلیم، ترانزمتروپولیتان[۹]).
  • قهرمان کین‌خواه: قهرمانی که در حالت عادی بسیار خوب و مهربان است، ولی با دشمنان خود و کسانی که در نظرش پلید هستند، بسیار بی‌رحمانه برخورد می‌کند (دکتر کنزو تِنما، هیولا[۱۰]).
  • قهرمان جامعه‌ستیز طنزآمیز: شخصیتی که در راستای یک هدف خوب می‌جنگد و اعمال پلیدش محض خنده اعمال می‌شوند (الدو رِین، حرامزادههای لعنتی[۱۱]).
  • قهرمان نابلد: قهرمانی که نیت خیر دارد، ولی تلاشش برای خوب بودن همیشه نتیجه‌ی ناگواری به بار می‌آورد (کاپیتان مارتین واکر، اسپک آپس: خط مقدم[۱۲]).
  • هیولای هیولاکش: شخصیتی که برای رسیدن به عدالت یا انتقام با پلیدی مبارزه می‌کند و خود در راستای این هدف در مسیر پلید شدن قرار می‌گیرد (فرزندان نور، چرخ زمان[۱۳]).
  • بی‌شعور رقت‌انگیز: شخصیتی بی‌شعور که می‌توان با او همذات‌پنداری کرد (بارت سیمپسون، خانوادهی سیمپسون[۱۴]).
  • بی‌شعور بامرام: شخصیتی بی‌شعور که همیشه در مواقع ضروری از خود مهربانی و مرام نشان می‌دهد (سایر، گمشدگان[۱۵]).
  • شوالیه‌‌ی ترش‌پوش: شخصیتی که می‌داند کارش آسان نیست، ولی با این حال به سعی کردن ادامه می‌دهد، علی‌رغم این که دنیا بسیار بی‌رحم است (یونز، مهر هفتم[۱۶]).
  • قهرمان وهم‌برداشته: شخصیتی که کارهایش، در ذهن خودش، قهرمانانه هستند، ولی در واقعیت اینطور به نظر نمی‌رسد (سولومون کین، سولومون کین[۱۷]).
  • دغل دوست‌داشتنی: شخصیتی که به‌خاطر منافع شخصی قانون‌شکنی می‌کند، ولی شخصیتی دوست‌داشتنی دارد، طوری که مخاطب را شیفته‌ی خود می‌کند (کاپیتان ملکوم رینولدز، فایرفلای[۱۸]).
  • قهرمان مشکل‌دار: شخصیتی که در زمینه‌ای خاص (مصرف مواد، مسائل جنسی و…) بی‌بند و بار است، ولی در کل آدم خوبی است (جیمز باند، جیمز باند[۱۹]).
  • شوالیه هیولا: هیولایی که در عین حال یک شوالیه‌ی شرافتمند نیز هست (نوسفراتو زاد، برزرک[۲۰]).
  • ضدقهرمان دهه‌ی نود: ضدقهرمانی که فقط در مقایسه با کسانی که با آن‌ها می‌جنگد خوب به‌نظر می‌رسد (رورشاک، واچمن[۲۱]).
  • قهرمان صوری: قهرمانی که در راستای یک هدف مثبت مبارزه می‌کند، ولی از هیچ لحاظ منشی قهرمانانه ندارد (گاتزو، برزرک[۲۲]).
  • متعصب شریف: شخصیت شرافتمندی که در دلش نسبت به افراد خاصی (مثلاً نژاد یا جنسیتی خاص) تعصب دارد (اتان ادواردز، جویندگان[۲۳]).
  • قهرمان عمل‌گرا: قهرمانی که حاضر است برای رسیدن به هدف برتر هر کاری که لازم است انجام دهد (جیم رینور، استارکرفت ۲[۲۴]).
  • قهرمان کوکی: شخصیتی‌ که کارش قهرمانانه است، ولی خودش لزوماً خوب نیست (اسپایک، کابوی بیپاپ[۲۵]).
  • موش خیابانی: شخصیت عموماً بی‌کس و کاری که با انجام خلاف‌های کوچک در سطح شهر اموراتش را می‌گذراند (علاءالدین، علاءالدین[۲۶]).
  • قاتل قاتلین سریالی: به قتل رساندن یک قاتل سریالی خیلی هم کار بدی نیست، نه؟ (دکستر، دکستر[۲۷])
  • قهرمان جامعه‌ستیز: شخصیت خوبی که با جامعه اساساً مشکل دارد و برای هیچ‌کدام از هنجارها و قوانین آن احترام قائل نیست (گرگوری هاوس، هاوس[۲۸]).
  • شرور اصلاح‌شده: شرور سابقی که به جناح خوبی روی آورده، ولی بسیاری از خصایص و باورهای ناخوشایند دوران شرور بودنش را حفظ کرده است (پیکولو، دراگون بال زد[۲۹]).
  • قهرمان خودشیفته: اگر به زیبایی‌اش صدمه بزنید، شما را می‌کشد (جانی کیج، مورتال کامبت[۳۰]).
  • متعصب تراژیک: شخصیتی که در وجودش نفرتی غیرمنطقی نسبت به یک نژاد، گونه‌، خرده‌فرهنگ و… ایجاد شده که یک حادثه‌ی غم‌انگیز در گذشته زمینه‌ساز آن بوده است (دِرِک وینیارد، تاریخ مجهول آمریکا[۳۱]).
  • قهرمان بی‌توجه به خوبی و بدی: ضدقهرمانی که از فرمول اخلاقی خاصی پیروی نمی‌کند و فقط کمی از شخصیت‌های پلیدی که با آن‌ها مبارزه می‌کند بهتر است (کلنل جِسِپ، چند مرد خوب[۳۲]).
  • پروتاگونیست طنزآمیز ناخوشایند: شخصیت اصلی داستان کمدی‌ای که بسیار ناخوشایند یا حتی عوضی است، ولی خودش هم از کارهایش در عذاب است یا دائم اتفاقات بد برایش می‌افتد، برای همین نمی‌توان از او متنفر شد (شلدون کوپر، نظریهی مهبانگ[۳۳]).
  • پارتیزان (ویجیلنتی): شخصیتی که برای اجرای عدالت خودش اداره‌ی امور را در دست می‌گیرد (ویک مکی، شیلد[۳۴]).

 

[۱] Stephen the Irish, Braveheart (F)

[۲] The Green Knight, Sir Gawain and the Green Knight (Lit & F)

[۳] Queen Elsa, Frozen (F)

[۴] Dirty Harry, Dirty Harry (F & VG)

[۵] Zorro, The Legend of Zorro (Lit & TV & F & VG)

[۶] Sinbad, Sinbad: Legend of the Seven Seas (F & VG)

[۷] Phyllis Dietrichson, Double Indemnity (F)

[۸] Lupin III, Lupin III (Man & An)

[۹] Spider Jerusalem, Transmetropolitan (Co)

[۱۰] Kenzo Tenma, Monster (Man & An)

[۱۱] Aldo Raine, Inglorious Basterds (F)

[۱۲] Captain Martin Walker, Spec Ops: The Line (VG)

[۱۳] Children of Light, The Wheel of Time (Lit)

[۱۴] Bart Simpson, The Simpsons (TV & F & Co & VG)

[۱۵] Sawyer, Lost (TV)

[۱۶] Jöns, The Seventh Seal (F)

[۱۷] Solomon Kane, Solomon Kane (Lit & F & Co & VG)

[۱۸] Captain Malcolm Reynolds, Firefly (TV & Co)

[۱۹] James Bond, James Bond (Lit & F & VG & Co)

[۲۰] Nosferatu Zodd, Berserk (Man & An & VG)

[۲۱] Rorschach, Watchmen (Co & F & VG)

[۲۲] Guts, Berserk (Man & An & VG)

[۲۳] Ethan Edwards, The Searchers (F)

[۲۴] Jim Reynolds, Starcraft II (VG)

[۲۵] Spike, Cowboy Bepop (An & Man)

[۲۶] Aladdin, Aladdin (F & VG)

[۲۷] Dexter, Dexter (Lit & TV)

[۲۸] Gregory House, House (TV)

[۲۹] Piccolo, Dragon Ball Z (Man & An & VG)

[۳۰] Johnny Cage, Mortal Kombat (VG & F & Co)

[۳۱] Derek Vinyard, American History X (F)

[۳۲] Colonel Jessup, A Few Good Men (F)

[۳۳] Sheldon Cooper, The Big Bang Theory (TV)

[۳۴] Vic Mackey, The Shield (TV)

 

منبع: Anti-Hero

برای دیدن بقیه عناصر به صفحه معرفی عناصر داستان بروید.

 

ضدقهرمان (Anti-Hero) | معرفی عناصر داستانی (۴۴)
۴٫۵ (۹۰%) ۲ vote[s]
2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    • فربد آذسن says:

      آره.

      البته پانیشر توی بعضی داستانا ممکنه ضدشرور هم به حساب بیاد، چون خشونت و بی‌رحمیش خیلی زیاد می‌شه.

      کلاً ضدقهرمان بودن و ضدشرور بودن بعضی شخصیت‌ها به تفسیر شخصی بستگی داره.

      پاسخ