high-rise-ballard-book-cover

مشخصات کتاب

برج (High-Rise)

نویسنده: جی.جی بالارد

سال انتشار: ۱۹۷۵

سبک: دیستوپیایی، تریلر ، علمی-تخیلی

ترجمه فارسی اثر: برج – نشر چشمه – علی‌اصغر بهرامی – ۲۰۸ صفحه – لینک صفحه گودریدز این نسخه

خلاصه‌ی داستان

در ابتدا به نظر می‌رسد برج تمام امکاناتی را که یک ساختمان مدرن و پیشرفته می‌تواند به ساکانش بدهد، فراهم کرده‌است؛ چیزهایی از قبیل استخر شنا، مدرسه، فروشگاه مواد غذایی، آسانسورهای پرسرعت و مانند آن. البته باید دقت کرد که ساختمانی مسکونی با چنین امکاناتی در سال ۱۹۷۵ تصویر و نوشته شده‌است. با این حال، برج چنان طراحی شده‌است که با رفع تمام نیازهای ساکنان، ارتباط آنان را با دنیای خارج قطع کند.

اولین حادثه کوچک و کم‌اهمیت، مثل قطع بسیار کوتاه‌مدت برق یا مزاحمت‌های قابل اغماض همسایگان، به آغاز و تشدید سریع خشونت ساکنان نسبت به هم و نسبت به برج می‌انجامد و چرخه تخریب برج آغاز می‌شود. در این چرخه، ساکنان برج به سه بخش کلاسیک دنیای مدرن، یعنی طبقه پایین، متوسط و بالا، تقسیم می‌شوند و هر یک بر اساس ساخته‌وپرداخته‌های ذهنی خود از طبقه دیگر، آنان را دشمن می‌پندارند و به تخریب و محدود کردن امکانات برج برای طبقات دیگر می‌پردازند. گروه‌های حمله یا دفاع و حتی شبیخون و غارت به دیگر طبقات تشکیل می‌شود و وضعیت برج روزبه‌روز به وخامت می‌گذارد…

نقد من از کتاب برج

به زودی منتشر می‌شود…

17 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. Oulipo says:

    این یکی از بدترین ترجمه‌هایی است که به آن برخورده‌ام، و همیشه از آن به‌عنوان یکی از نمونه‌های اعلای بی‌مبالاتی در ترجمه یاد کرده‌ام. در همان نخستین سطر کتاب، شخصیت روی بالکن خود درحال خوردن سگ است و مترجم گرامی خوردن “سگ” را به خوردن “غذای سگ” تغییر داده است. همین نمونه در ب بسم‌الله خود گویای کیفیت ترجمه است.

    و در مورد نظرات شما و دوستان در مورد اختلافات طبقاتی و نقد از منظرگاه مارکسیستی باید بگویم چندان با آن هم‌سو نیستم. در آثار بالارد، از جمله تصادف و نمایشگاه قساوت، کلیت انسان ماشین‌زده و دستاوردهای تکنولوژیک، سیاسی، و اجتماعی او هستند که مورد حملات شدید نویسنده قرار می‌گیرد. این تنازع بقا در دل معماری مدرن آسمان‌خراش و ازهم‌گسیختگی اخلاقی ساکنان آن نیز نقدی به انسان سودازده جامعه پیشرفته است و به نظر من خوانش متن از منظر اختلاف طبقاتی طبقات متعدد آسمان‌خراش، خوانشی سطحی و سست است.

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      درسته. البته منم نگفتم کتاب درون‌مایه‌ی دیگه‌ای نداره و فقط درباره‌ی اختلاف طبقاتیه. حرفم این بود که اختلاف طبقاتی واضح‌ترین و توی‌چشم‌ترین درون‌مایه‌شه. طراحی برجی که توش ثروتمندا طبقات بالا می‌شینن و فقرا پایین و این دو گروه دائماً‌ همدیگه رو اذیت می‌کنن، واضح‌ترین تمثیلیه که می‌شه از اختلاف طبقاتی تصور کرد.ولی قبول دارم که بالارد نویسنده‌ی سطحی‌ای نیست و کتاب سعی داره نکات عمیق‌تری درباره‌ی ذات انسانیت و مدرنیته رو گوشزد کنه و نه صرفاً بد بودن اختلاف طبقاتی.

      پاسخ
      • Oulipo says:

        به گمان من مسئله اساسی رمان انحطاط مدرنیته و نابودی مظاهر آن است. برج، این چشم‌انداز عمودی، در سال‌های آخر دهه ۶۰ مورد هجوم و نقد بسیار قرار گرفت و از غیرانسانی بودن شرایط زیستی آن بسیار گفته شد.

        باز هم سپاس از زنده نگاه داشتن شعله‌های روبه‌خاموشی ادب

        پاسخ
  2. mehrdad mb says:

    کتاب رو تموم کردم . کتاب در مورد یه آسمانخراش است که به طور مدرنی طراحی شده و مثل یک شهر کوچک همه نیازهای ساکنانشو
    برطرف کرده و رفاه توام با تکنولوژی رو به اون ها آرمان میکند
    با به وجود آمدن مشکلاتی در برج زندگی مردم مختل شده و با سقوط تکنولوژی مردم به خشونت و بی بند باری روی می آورند

    فضای کلی کتاب یک فضای پادآرمانشهری است . برج در واقع نماد یک جامعه مدرن و ساکنان آن مردم آن جامعه هستند
    برج ارتباط ساکنانش را از دنیای بیرون قطع می کند و آنها را به درون خود میکشد
    برجی که برای رفاه مردم ساخته شده است بعد از مدتی به سیستمی قدرتمند بدل میشود که ساکنانش را به خدمت به خود وا میدارد
    تقریبا تمام داستان در برج اتفاق می افتد
    برج نماد جامعه و تضاد طبقاتی آن است
    انسان مدرن به بحران هویت دچار شده است
    بی بند و باری و رذایل اخلاقی تبدیل به آرمان انسان خودخواه مدرن شده است
    ساکنان برج وقتی تکنولوژی و رفاه رو از دست رفته میبینند شروه به وحشی گری و آشوب طلبی میکنند و از زنجیر های مدرنیته خود رها می شوند
    تم کلی کتاب سرد و تاریکه
    شخصیت ها سردن و کوچکترین نظری در مورد کلیت ماجرا ندارند
    بعضی جاهای کتاب واقعا عالی کار شده و شاید کتاب در اینده نه چندان دور ملموس تر باشه تا الان
    کتاب به طور قطع داستانی نداره که بخواید با هیجان و بی صبرانه بخونینش و منتظر پایانش باشید
    بلکه تنها چیزی که در مورد پایانش بهش شاید فکر کنید نحوه به پایان بردن تکنیکی نویسنده اس نه خود داستان
    نحوه به تصویر کشیدن چرخه بازگشت انسان به خودش خیلی خوب تصویر شده اما داستان میتونست یکم جذاب تر و گیرا تر روایت بشه
    در کل من خوشم اومد از کتاب اما کتابی نیست به همه توصیه بشه

    https://www.goodreads.com/book/show/12331767-high-rise

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      مرسی مهرداد.

      با این‌که پیام کلی کتاب که به قول تو درباره‌ی تضاد طبقاتیه خیلی گل‌درشته و پیرنگ این وسط اهمیت چندانی نداره، ولی رمان توی نشون دادن جزئیات این‌که این اختلاف طبقاتی دقیقاً چطور به فاجعه منجر می‌شه خوب ظاهر شده.

      پاسخ
        • فربد آذسن says:

          راه‌حلش اجرای طرح‌های سوسیالیستی و مالیات‌گیری سفت‌وسخت از اشخاصیه که ثروتشون از یه حدی بیشتره. ولی خب این طرح باید دقیق اجرا بشه و آمار و ارقام توش لحاظ بشه. من طرفدار روش‌های رادیکال مارکسیستی برای برانداز کردن بورژواها نیستم.

          پاسخ
          • سیــــنا says:

            البته این مالیات ها نباید به حدی باشه که افراد طبقات بالای جامعه به فکر فرار های مالیاتی بیوفتن. کشور های خیلی زیادی هستند که از پول های زیاد استقبال میکنن و خیلی ها از این استقبال برای فرار مالیاتی مثل پرونده پاناما استفاده می کنن.

          • فربد آذسن says:

            درسته. واسه همین گفتم:‌ «این طرح باید دقیق اجرا بشه و آمار و ارقام توش لحاظ بشه.»

            مثلاً من با حرف برنی سندرز که می‌گه «میلیاردرها نباید وجود داشته باشن.» مشکل دارم. تو اگه بخوای میلیاردرها رو به میلیونر تبدیل کنی، یا باید بکشیشون، یا مالیات سنگین بگیری که هیچ‌کس زیر بارش نمی‌ره. تازه پایین آوردن سقف پیشرفت فردی انگیزه‌ی انجام کارهای بزرگ رو می‌گیره.