مشخصات کتاب:

خدمات دستگاه هیولاساز دمشقی

نویسنده: بهزاد قدیمی

سال انتشار: ۲۰۱۸

سبک: وحشت

خلاصه‌ی داستان:

رمان پیش رو درباره شخصیتی به نام شالجوم است. برخی معتقدند که شاعری مشاعری بوده که در قرون گذشته اطراف حلب می‌زیسته، و عده‌ای دیگر براین باورند که شالجوم در حقیقت هیولایی غیرموجه بوده که در اثر معاشرت با آدمیان آداب و احوال آنان را آموخته و به مرور در بسیاری از علوم و فنون از آن‌ها پیشی گرفته است. بین این حکایات داستانی هست که کمتر از سایرین معروف بوده و از قضا بیشتر از دیگران به حقیقت نزدیک است. در حکایت مورد نظر، شالجوم صنعتگری‌ هنرمند و ساکن مشق است که هنری بسیار خاص داشته است؛ ساختن هیولا. تنها مشتریان خاص هم اجازه رفتن و دیدن دکان و دخمه شالجوم هیولاساز را داشته‌اند. داستان این کتاب ۳ بخش اصلی دارد که به ترتیب عبارت‌اند از: «پاره‌پاره وجودم»، «مردن مرد زن‌مرده، همین‌طور سگ‌ها و چیزهای دیگر» و «افسانه سلوک قهقرایی آن فرد بی‌انتهای»

10 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. mehrdad mb says:

    خب در حالت کلی میتونم بگم از یه طرف خوشحالم که ادبیات ایران هم داره ساختارشکنی میکنه و داره تو زمینه های جدید تلاش میکنه از یه طرف هنوز کلی کار داره تا اونی بشه که خواننده رو جذب کنه
    تا اینجای کتاب بعضی چیزا هستند که دوسشون دارم مثلا قسمت های مربوط به شالجوم و … ولی بعضی قسمت ها خیلی خامن و مخصوصا دیالوگ هاشو نمیپسندم

    پاسخ
  2. mehrdad mb says:

    خب …
    تا حدود صفحه ۱۰۰ رفتم و نصف کتابو رد کردم …
    تا اینجا در مورد کتاب دو دلم هنوز نمیتونم در موردش تصمیم بگیرم . به خوندن ادامه میدم ببینم چی میشه
    امیدوارم رفته رفته قوی تر بشه

    پاسخ
  3. Mehrab says:

    همون اوایل چاپ کتاب رو گرفتم… ولی خب همزمان با خرید این، ۲ تا کالکشن لاوکرفتم رسید به دستم و یکم سر وسواسی بودن، تصمیم گرفتم خوندنش رو تا وقتی آشناییم با لاوکرفت و پیش‌زمینه‌های بهزاد تکمیل نشده، شروع نکنم… حالا شاید سر همین پست یکم قانع شم برم سمتش باز :))) تا جایی که از بقیه شنیدم اونقدراهم که انتظار می‌رفت لاوکرفتی نشده :)))

    پاسخ
    • فربد آذسن says:

      بهزاد قدیمی یه رمان کوتاه داره به اسم «شکسته‌حصر» که هنوز منتشر نشده. اون خیلی لاوکرفتیه. ولی دستگاه هیولاساز دمشقی یه جورایی ترکیبیه از ادگار آلن پو، صادق هدایت و رمان رئالیستی روسی. به نظرم برای خوندن رمان لازم نیست حتماً با لاوکرفت آشنایی عمیق داشته باشی، چون تا جایی که می‌دونم، هیچ رفرنس مستقیمی به دنیای لاوکرفت و هیولاهاش نداره. شباهتا بیشتر حسیه. مثلاً شالجوم هیولاساز منو یاد عبدالحضرت می‌اندازه و داستان سوم «افسانه سلوک قهقرایی آن فرد بی‌انتهای» از این لحاظ که از دید یه موجود هیولامانند روایت می‌شه (نگران نباشید، این اسپویل نیست) منو یاد داستان خارجی میندازه که خود بهزاد هم ترجمه کرده:‌

      https://3feed.ir/outsider/

      یا مثلاً آدم کاغذی‌ها و سرنوشتی که بهش دچار می‌شن هم یه جورایی یادآور وحشت کیهانیه، منتها با یه حالت هجوآمیز.

      توی گودریدز Ehsan Seratin حرف جالی درباره‌ی کتاب زده بود:

      من مدعیم این اثر جلوتر از زمان خودش نوشته شده. ما هنوز آثار مهمی تو ژانر وحشت نداریم و مخاطبین این ژانر با آثار ترجمه اکثرا مبتذل و دسته چندم این ژانر تغذیه شدن. بعد یهو مخاطب با کتابی مواجه می‌شه که داره ژانر رو هجو می‌کنه و خواننده کتاب به خاطر عدم شناختش از ژانر مسلما گیج می‌شه. بی‌شک تو دل داستان فراموش می‌کنیم که اینها آدم از گوشت و پوست نیستن، آدم کاغذین و یه سری تفاوت‌ها دارن با ما، و وقتی اون تفاوت‌ها رو توی داستان روشون انگشت می‌ذاره مدام یادآور این حقیقت فراموش شده پس ذهنمون می‌شه و بار کمیک داره برای من.

      پاسخ
    • فربد آذسن says:

      ایول.

      در طول خوندن کتاب بیا نظرات مقطعیت رو اینجا بنویس. صبر نکن تا تموم شه.

      اگه سوالی برات پیش اومد یا حتی به پاراگرافی برخورد کردی که دوست داشتی اینجا بنویسش.

      پاسخ