یک مثال از سری کامیکهای کلوین و هابز مشخص نیست داستان به بهانهی انتقال پیام اخلاقی به وجود آمده باشد یا پیام اخلاقی نوعی مجوز برای تعریف کردن داستان محسوب میشود؛ در هر صورت، درسهای اخلاقی یکی از فراگیرترین عناصر داستانی و مهمترین دلایل وجود داستان هستند و بهسختی میتوان داستانی را یافت که […]
تعریف: مغلطه فرضیهی مغایر با حقیقت موقعی پیش میآید که شخصی ادعایی بیپایهواساس دربارهی آنچه ممکن بود در گذشته یا ممکن است در آینده رخ دهد مطرح کند. پیشفرض چنین مغلطهای فرق داشتن شرایط نسبت به زمان حال است. همچنین نوع دیگری از این مغلطه حقیقی در نظر گرفتن گمانهزنی دربارهی آینده است. معادل انگلیسی: […]
تعریف: مغلطه جلب و تغییر هیپنوتیزمکننده موقعی پیش میآید که شخصی چند بیانیهای را که عموم مردم بهعنوان حقیقت یا بدیهیات قبول دارند پشت سر هم بیان کند و در آخر بیانیهی جنجالیای را بیان کند که اگر جداگانه بیان میشد، شاید واکنشی منفی در مخاطب ایجاد میکرد. جلب و تغییر یکی از ابزار پروپاگانداست، […]
تعریف: مغلطه دست داغ به این باور غیرمنطقی اشاره دارد که اگر در یک بازی وابسته به شانس، چند دست پشت سر هم ببرید یا ببازید، یا «داغ» میشوید یا «سرد»، یعنی برد یا باخت پیاپی قرار است ادامه پیدا کند و این مساله از دنیای احتمالات فراتر میرود. به دلیل حماقت ما انسانها در […]
از بالا به پایین: فرشتههای چارلی/ سه آمیگو/ سه کلهپوک/ هویی، دویی، لویی در بین اتحادها سه رایجترین شماره است. ساختار اتحاد سهنفره معمولاً در اتحاد سهنفره، دوتا از اعضا فویل یکدیگر هستند و دائماً با هم مخالفت میکنند و عضو سوم که نگهدارندهی یکپارچگی گروه است، بین آن دو و ویژگیهای شخصیتی متفاوتشان […]
تعریف: مغلطه کوتوله موقعی پیش میآید که شخصی برای توضیح دادن یک پدیده، به استدلالی روی بیاورد که درکش به همان پدیده وابسته است. این مغلطه به سیری قهقرایی منجر میشود. معادل انگلیسی: Homunculus Fallacy معادلهای جایگزین: استدلال کوتوله، سیر قهقرایی الگوی منطقی: باید پدیدهی X را توضیح داد. دلیل Y ارائه میشود. دلیل Y […]
تعریف: مغلطه تاریخدان موقعی پیش میآید که شخصی تصمیم یک نفر را در گذشته با استناد بر اطلاعاتی که در آن دوره موجود نبوده قضاوت کند. معادل انگلیسی: Historian’s Fallacy معادلهای جایگزین: جبرگرایی گذشتهنگرانه الگوی منطقی: ادعای X در گذشته مطرح شد. کسانی که ادعا را مطرح کردند Y را، که در آن دوره موجود […]
تعریف: مغلطه دستکاری استدلال موقعی پیش میآید که شخصی استدلال اولیهاش را کمی تا قسمتی تغییر دهد تا از غلط از آب درآمدن آن جلوگیری کند، اما بعد طوری وانمود کند که انگار استدلال دستکاریشده همان استدلال اولیه است. معادل انگلیسی: Hedging الگوی منطقی: ادعای X مطرح میشود. ادعای X رد میشود. ادعای Y ساخته […]
تعریف: مغلطه خر و خرما موقعی پیش میآید که شخصی طوری استدلالش را مطرح کند، یا به استدلال طرف مقابل پاسخ دهد، که موضعش به طور دقیق مشخص نباشد. این کار به گوینده اجازه میدهد هر موقع که به نفعش است، ادعایش را تغییر دهد و بدون عواقب خاصی حرفش را عوض کند و در […]
تعریف: مغلطه کلیگویی شتابزده موقعی پیش میآید که شخصی با توسل به نمونهای کوچک و ناکافی نتیجهگیری کند و آماری را که به موقعیت عادی یا معمول ارتباط نزدیکتری دارد نادیده بگیرد. معادل انگلیسی: Hasty Generalization معادلهای جایگزین: مغلطهی بنیان، مغلطهی پایهواساس الگوی منطقی: نمونهی S از جمعیت P گرفته شده است. نمونهی S بخش […]
تعریف: مغلطه توسل به ریشهها موقعی پیش میآید که شخصی مبنای صحیح/حقیقی بودن ادعای مطرحشده در یک استدلال را ریشهی آن ادعا یا پیشفرضهای مرتبط با آن در نظر بگیرد. معادل انگلیسی: Genetic Fallacy معادلهای جایگزین: مغلطهی بنیان، مغلطهی پایهواساس الگوی منطقی: ریشهی ادعایی مطرح میشود. بنابراین ادعای مذکور صحیح/اشتباه است. مثال ۱: در دوران […]
تعریف: مغلطه قمارباز موقعی پیش میآید که شخصی ادعا کند در موقعیتی که همه چیز به شانس بستگی دارد، با توجه به نتایج قبلی میتوان نتیجهی فعلی را پیشبینی کرد. معادل انگلیسی: Gambler’s Fallacy معادلهای جایگزین: مغلطهی مونت کارلو، مغلطهی رشد شانس مثال ۱: من پنج بار پشتسرهم شیر آوردم. در نتیجه، دفعهی بعد که […]
تعریف: مغلطه گالیله موقعی پیش میآید که شخصی ادعا کند ایدهای، صرفاً به خاطر اینکه ممنوع، منفور، غیرقانونی یا مورد تمسخر واقعشده است، باید درست باشد یا لایق کسب اعتبار بیشتر است. این مغلطه به قضیهی معروف محکوم شدن گالیله در دادگاه تفتیش عقاید اشاره دارد. گالیله ادعا کرده بود که برخلاف تصورات کلیسای کاتولیک […]
تعریف: مغلطه خوک جدری موقعی پیش میآید که شخصی فرض کند شخصی که از گروه جدا افتاده، راه را گم کرده است، در حالیکه شاید شخص جدا افتاده از گروه تنها کسی باشد که در مسیر درست قرار دارد. معادل انگلیسی: Gadarene Swine Fallacy الگوی منطقی: شخص X از گروه جدا افتاده است. بنابراین شخص […]
تعریف: مغلطه مقایسهی معالفارق موقعی پیش میآید که شخصی دو چیز نامربوط را با هم مقایسه کند. معمولاً هدف از انجام این کار نامطلوب جلوه دادن یکی از دو عنصر مقایسهشونده است. معادل انگلیسی: Faulty Comparison معادلهای جایگزین: مقایسهی بیخود، مقایسهی جعلی، مقایسهی نامنسجم مثال ۱: کلم بروکلی در مقایسه با شکلات چربی بهمراتب کمتری […]

























آخرین دیدگاهها