مشخصات مقاله آشنایی با اساطیر کثلهو

The Introduction to Cthulhu Mythos 

نویسنده: کانال بوتوب The Exploring Series

مترجم: فربد آذسن

صفحه‌آرا: آرتین

تعداد صفحات: ۱۰۱

توضیحات:

اگر تا به حال اثری از لاوکرفت نخوانده باشید یا حتی اسمش به گوشتان نخورده باشد، مسلماً به صورت غیرمستقیم با آثاری که از او وام گرفته‌اند برخورد داشته‌اید. لاوکرفت نه‌تنها به عنوان پدر وحشت مدرن شناخته می‌شود و تقریباً تمام نویسنده‌های مطرح سبک وحشت که پس از شهرت گرفتن او دست به قلم بردند، خواه ناخواه از او تاثیر پذیرفته‌اند، بلکه بزرگ‌ترین میراث او یعنی اساطیر کثلهو (یا به طور ساده‌تر کاتولو) کم‌کم دارد جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ عامه پیدا می‌کند و بر تعداد آثاری که از المان‌های آن به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بهره می‌گیرند روز به روز افزوده می‌شود.

اساطیر کثلهو به خودیِ‌خود جذابیت زیادی دارد و حتی اگر هیچ‌وقت قصد نداشته باشید داستان‌های لاوکرفت را بخوانید یا با فرهنگ عامه درگیر شوید، به عنوان یک اسطوره‌ی هرچند مصنوع که به طور لجوجانه و منحصربفردی به انسان و جایگاه او در دنیا اهمیت چندانی نمی‌دهد و البته به خاطر بار فلسفی‌اش که هر فرد پوچ‌گرایی را سر ذوق می‌آورد، حداقل ارزشش را دارید که یک آشنایی اولیه با آن داشته باشید.

هرکدام از معرفی‌نامه‌هایی که در ادامه خواهند آمد، بخش‌هایی از دنیای اساطیر کثهلو را به طور مختصر و مفید معرفی خواهند کرد. این معرفی‌نامه‌ها ترجمه‌ای از متن ویدئوهای کانال بوتوب The Exploring Series هستند.

پ.ن.: برای آشنایی بیشتر با لاوکرفت به مدخل هوارد فیلیپس لاوکرفت در دانشنامه‌ی هنر و ادبیات گمانه‌زن مراجعه کنید.

۳۷ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    • فربد آذسن گفته:

      آره دیدم. فیلم خوبیه. اومده داستان Shadow Over Innsmouth رو به بستر اسپانیای معاصر منتقل کرده و درون‌مایه‌های جنسی/نژادی داستان رو که لاوکرفت بهشون اشاره‌ی ریز می‌کنه، به طور علنی بهشون می‌پردازه. به طرفدارای لاوکرفت دیدنش توصیه می‌شه. ولی فکر نکنم به طور مستقل بشه یه فیلم ترسناک قوی حسابش کرد.

      پاسخ
        • فربد آذسن گفته:

          با توجه به این‌که عمیق‌زادگان موجودات دریازی‌ان و دعجون هم یه خدای دریایی بود، کارگردان فیلم تصمیم گرفته این دوتا جنبه‌ی جدا از نوشته‌های لاوکرفت رو به هم وصل کنه. ولی در کل داستان فیلم از اینزماوث برگرفته شده.

          پاسخ
  1. nobody گفته:

    https://www.reddit.com/r/Lovecraft/comments/6qok8h/whats_your_favourite_lovecraft_story/
    هیچکدومشون از کال آف کثلهو (کطولحو) به عنوان داستان مورد علاقه شون نام نبردن و این نشون میده عدم استقبال و عدم جذابیت (به نسبت موش ها میان دیوار و خارجی، هیپنوس و تمام داستان های از لاوکرفت که من خوندم!) از ندای کطولحو بین من و بقیه مشترکه.

    پاسخ
      • nobody گفته:

        دلایل زیادی هست، ولی از مهم ترین هاش میشه به عدم وجود اون فضای گاتیک موش ها میان دیوار (این داستان مورد علاقه منه) توی اکثر داستان بود. درسته که توی سربازرس لگراس همچین اتمسفری وجود داشت اما از اونجایی که خیلی روش تمرکز نداشت و در گذشته اتفاق افتاده بود (از روش سرسری رد شده بود)، جذابیتی نداشت و باعث وحشت نمیشد.
        یه مشکل دیگه هم روایتش بود. داستان از روی خاطرات و نامه ها روایت میشد و همین باعث شده بود پروتاگونیست چیزی بیش تر از دستگاه اکسپوزیشن نباشه. شخصیت پردازی که تو داستان های دیگه کم رنگ بود تو ندای کطولحو (این چرا هی پیچیده تر میشه؟ از کاتولو رسیدیم که کثلهو و کطولحو!) رسما تعطیله.
        پ.ن: از وقتی کتاب خونین رو خوندم دیگه هیچ داستان دیگه ای اعم از ادگار آلن پو و لاوکرفت بهم حال نمیده. اتمسفر عالی (نه در حد آثار لاوکرفت) شخصیت پردازی خوب و پلات عالی (چیزهایی که تو آثار آلن پو و لاوکرفت غایبه) و مهم تر از همه ایده های عالی! اسپویل: «یکی از داستان ها درمورد دو تا شهر ه از چسبیدن بدن ساکنینشون به وجود اومدن. و راه میرن! شهر هایی که راه میرن…» آیا میشه بارکر رو خادم ارشد هاستور (در کنار دیوید لینچ) در نظر بگیریم؟

        پاسخ
        • فربد آذسن گفته:

          هان، از این لحاظ درک می‌کنم. کلاً روایت و قصه‌گویی از دوران پو و لاوکرفت تا الان پیشرفت زیادی کرده و خب طبیعیه که مثلاً تو کینگ و بارکر رو به پو و لاوکرفت ترجیح بدی، همون‌طور که هشتاد سال دیگه بیشتر مردم احتمالاً با نویسنده‌های هارر خودشون بیشتر از کینگ و بارکر ارتباط برقرار می‌کنن. البته من خودم تا حدی قبول دارم که سبک قصه‌گویی از طریق نامه و خاطرات می‌تونه خیلی حوصله‌سربر باشه و ربطی به زمان و مکان نداره، ولی به‌نظرم برای معرفی موجودی مثل کطولحو جوابگوئه.

          درباره‌ی اسمش هم واقعاً هر چیزی که معنی رو برسونه درسته. چون اسمش قراره به زبون انسانی غیرقابل‌تلفظ باشه.

          در نظر بگیر. ولی دیوید لینچ بیشتر خادم ارشد کافکائه تا خدایان لاوکرفتی.

          پاسخ
  2. amir soprano گفته:

    معیار داستان لاوکرفتی چیه؟
    چون تو نقد های رضا حاج محمدی زومجی دیدم چند ده بار از آثار استفن کینگ مثل اوت سایدر و غبرستان حیوانات خانگی و مخصوصا از «آن» به عنوان یک اثر لاوکرفتی (یا دقیق تر بگم هیولاش رو با نام یک هیولای لاوکرفتی) نام برده بود. اما با توصیفاتی که از وحشت لاوکرفتی شنیدم، داستان های استیون کینگ تحت هیچ شرایطی لاوکرفتی محسوب نمیشن، چون مستقیما با روان انسان کار دارن.

    پاسخ
    • فربد آذسن گفته:

      به زبون ساده، داستان لاوکرفتی داستانیه که توش موجودات ترسناک فضایی یا دریایی که طراحی و ماهیت عجیبی دارن و عموماً قدمتشون خیلی زیاده، باعث ایجاد ترس برای انسان‌هایی می‌شن که آمادگی جسمانی یا روانی برای رویارویی با این تهدیدها رو ندارن. به طور کلی این ترس قراره نماد استعاری از حقارت انسان در برابر درک کائنات و پیچیدگی‌هاش باشه.

      برای اطلاعات بیشتر اینو بخون:‌

      http://frozenfireball.mihanblog.com/post/145

      پاسخ
      • amir soprano گفته:

        از این لحاظ که این مسائل نژاد پرستی و فمنیسم (گردهمایی انتقام جویان زن تو اند گیم) داره رمان و فیلم ها رو به فاک میده. فمنیسم و نژاد پرستی و حمایت از حقوق همجنسبازان شده سپر. اگه یه اثر افتضاح باشه اما درمورد این مسائل صحبت کرده باشه، کسی از این آثار انتقاد کنه، به عنوان نژاد پرست و ضد زن میشناسنش.

        پاسخ
  3. amir soprano گفته:

    فقط منم یا بقیه هم مثل من حس میکنن که کثلهو نسبت به باقی خدایان (آزاتوث، یوگ سوتوث، شوب نیگوراث) ضایع تر و ضعیف تره؟

    پاسخ
    • فربد آذسن گفته:

      خب برای این‌که کثلهو خدا نیست، بلکه یه قدیم‌یگانه‌ی متعاله، یا به عبارت ساده‌تر، یه موجود فضایی کهنسال.

      دلیل این‌که اینقدر معروف شده هم همینه. آزاتوث و یوگ-سوتوث و شوب-نیگوراث همه‌شون اونقدر قدرتمند و غیرقابل‌ادراکن که واقعاً به چشم یه شخصیت مشخص نمی‌شه بهشون نگاه کرد. ولی کثلهو ملموسه و حتی می‌شه شکست خوردنشو متصور شد.

      پاسخ
      • amir soprano گفته:

        دقیقا همین ملموس بودنش باعث شده فلسفه پشتش نسبت خدایان، عامه پسند تر و معمولی تر باشه.
        هاستور هم تا جایی که یادم میاد یه قدیم یگانه متعال بود، اما فلسفه پشتش جذاب تر بود (من تو نویسندگی افتضاحم انقدر که از کلمه «بود» استفاده کردم!). البته بگم همه ی اینا رو دارم از رو همین مطلب اسکی میرم، نه اینکه با خوندن داستان های لاوکرفت به این درک رسیده باشم!!!!
        من قبل از اینکه داستانی از لاوکرفت بخونم همش با این عنوان روبرو میشدم:«لاوکرفت اجازه میدهد هیولا مخفی بماند» اما فکر نمی کنی که اینکه لاوکرفت برای هیولاهاش شکل تعیین کرده (حتی اگه هزاران چشم جوشان باشه) در تضاد با فلسفه اش (که هیولا ها قابل درک نیستند) یا حداقل چیزی که در ایترنت از به عنوان فلسفه لاوکرفت نام برده میشه. مثلا تو داستان سرداب شیخ (که واضحا در ارتباط با لاوکرفت بود) هم اولش با یک توصیف جذاب (بخش بسیار بسیار کوچکی از آن را. شاید خالی روی پای آن. شاید مژه‌ای روی یکی از صدها چشم آن. شاید قطره‌ای از یک دریای خودآگاه یا شاید ستاره‌ای از کائناتی جاندار!) آغاز میشه و در نهایت به چیزی ملموس (که خلاف همون نظر لاوکرفت هست) ختم میشه (کمندی لزج، چیزی که انسان قادره ببینتش و حتی به کمند تشبیهش کنه.
        فک کنم من کلا فاز داستان های لاوکرفت رو اشتباه گرفتم!

        پاسخ
        • فربد آذسن گفته:

          شرمنده‌م کردی که از داستان کوتاه من توی مبحث لاوکرفت‌شناسی مثال آوردی. 🙂 حرفت متینه. من حتی چند جا دیدم توی بحثا به این اشاره شده بود که غیرقابل‌درک بودن وحشت لاوکرفتی یه حقه‌ست و در آخر همیشه وحشته به چیز قابل‌درک و حتی مضحک تقلیل داده می‌شه. ولی خب باید در نظر داشته باشی که این درجه از شناختی که ما از هیولاهای لاوکرفتی داریم، تا حدی متاثر از آثار نویسندگانیه که پس از مرگ لاوکرفت درباره‌ی اساطیر کثلهو نوشتن.

          یه نکته‌ی دیگه هم اینه که لاوکرفت به خاطر وحشت خودش از دریا و اقیانوس به هیولاهایی که می‌ساخت ویژگی‌های جانوران دریایی رو اضافه می‌کرد. مثلاً همین تنتکل هیولای سرداب شیخ که از هشت‌پا گرفته شده یا عمیق‌زادگان (The Deep Ones) که حاصل زاد و ولد انسان‌ها و موجودات آبزین.

          ولی در کل من با این موضوع موافقم ایده‌ی کلی «وحشت کیهانی» توی ذهن آدم خفن‌تر و حماسی‌تر از اون چیزیه که توی داستان‌های وحشت کیهانی پیدا می‌کنه. با توجه به این‌که لاوکرفت برای مجلات عامه‌پسند داستان می‌نوشت، یکم چاشنی pulp قاطی داستاناش کرده بود و امروزه شاید این چاشنی پالپ داستاناشو سطحی‌تر از اون چیزی که انتظار داریم جلوه بدن.

          پاسخ
          • امین گفته:

            سلام دوستان. بنظر من سطح روانشناختی کازمیک فییر واقعن برازنده ی اسمشه و تا مغز استخون آدم میتونه نفوذ کنه ولی برای درک(بقول تو فربد غیرنازل)ش یا باید به دریای ازوتریک و حتی شاید آشنایی با فرقه هایی که “زیادی” این “اساطیر” رو جدی میگیرن شیرجه بزنیم یا اگه میخوایم فاصله مونو حفظ کنیم و مث فیلم ترسناک باهاش برخورد کنیم، لااقل اثرای عمیقی مث بازیای رومخ Eternal Darkness و CoC 2005(که تو جفتشون روحی که دولپرا با زجر(؟!) ریخته ن توش مشخصه خصوصن دومی که انقد ایده آلیست بودن سازنده هاش که یه ۸سالی فککنم کش دادن ساختش رو، تا حدی که یه نسل قدیمی[قدیمی ِبد نه] بنظر میرسید گرافیکش مثلن، موقع انتشار) رو درگیر شیم باهاش…

          • امین گفته:

            نمیدونم بازیشون کرده ای خودت یا نه فربد ولی تو این پمفلتت به جفت بازیا هم اشاره کرده ای خداروشکر:))
            شایدم من بچه بودم “زیادی” ترسیده ام D:
            بقیه ی آثار ویدیویی ای که آوردی رو هم خودم آشنا نیستم باهاشون. یخورده شرلوک هلمزرو اگه اشتباه نکنم دوبله-فارسی شرلوک هلمزه رو بازی کردم:))) تو هل-بوی هم یادمه بود که قضیه فان میشه وقتی انقد پاپ باشه کانتکست اثر:)

          • فربد آذسن گفته:

            سلام امین.

            نه متاسفانه بازیشون نکردم هنوز (CoC رو می‌رم سراغش یه روزی)،

            وقتی گفتی فرقه‌هایی که این اساطیرو زیادی جدی می‌گیرن، متوجه منظورت نشدم. منظورت کیاست؟‌

            پ.ن.: راستی امین، من دنبال کسی می‌گردم که مقالات مغلطه به زبان آدمیزاد رو از لحاظ فنی ویرایش کنه (یعنی چک کنه ببینه اصطلاحات درست به فارسی ترجمه شدن یا نه). کسی رو می‌شناسی که دانش فلسفه و منطقیش در حدی باشه که بتونه این کارو انجام بده؟ دیجی‌کالا به من گفته حاضر تا ۱ میلیون تومن دستمزد بده. با توجه به این‌که تو تو حوزه‌ی انسانی هستی، گفتم شاید یکیو بشناسی که این کار به دردش بخوره.

          • amir soprano گفته:

            امین جان میشه یه ذره زیردیپلم حرف بزنی!
            سطح روانشناختی کازمیک فیبر؟؟؟؟!!!
            دریای ازوتریک؟؟؟؟!!!!
            ولی تو این پمفلتت به جفت… ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
            what???????????????!!!!!!!!!!!!!!!!

          • فربد آذسن گفته:

            کازمیک فیبر رو هم خودم متوجه نشدم (شاید منظورش Cosmic fear بوده)، ولی تو دومی منظورش esoteric (عرفانی) و تو سومی منظورش Pamphlet (رساله، در اشاره به همین PDF) هست.

          • امین گفته:

            سلام به هر دوی شما. آره fear, horror… و تقصیر منه که زیر و زبرها رو نذاشتم.

            آره کال آو کثلهوه رو حتمن یخورده زمان invest in it :دی؛ چون یخورده بدقلق ممکنه بنظرت بیاد گیمپلیش اول کار؛ ولی درک خواهی کرد چرا اینجوری ساختندش. منظورم از cult:
            over the years there have been a few small “cults” that have actually formed around the Cthulhu mythos. Some of these cults combined Lovecraft’s mythology with other beliefs, like Satanism .
            https://entertainment.howstuffworks.com/arts/literature/cthulhu3.htm
            با اینکه این سایته سایت سرگرمیه، اشاره ای که کرده اشاره ی موثقیه و من میشناسم که وجود دارند 😉 آمیخته با چیزیه که مردم جادوی سیاه میگن بهش دیگه…

            مرسی که گفتی…کسایی که میشناسم انجام بدن مرده‌ن:))) از دوستام یکی هست که لیسانش فلسفه بوده(خودش سرش شلوغه) بهش گفتم ببینم کسیو میشناسه یانه(هر موقع گفت، خبر میدم اگه خبر ندادم یعنی چیزی نگفته:)) البته تو چندتا گروه تلگرامی هستم که کسایی هستند توشون…ولی خب کسی که بش‌ناسم فقط همونه)

          • فربد آذسن گفته:

            آهان، آره این کالتا رو شنیده بودم. ولی تصورم این بود که یه سری Noveltyن و نباید زیاد جدی‌شون گرفت.

            مرسی که اطلاع دادی. امیدوارم خبر بده.

  4. محسن گفته:

    ببخشید ، بهترین فیلمی که مستقیماً از اساطیر کثهلو اقتباس شده کدومه؟کلا هیچ کدوم از این فیلم ها رو میشه فیلم هایی کلاسیک و درجه یک ژانر های علمی تخیلی و فانتزی مثل اودیسه ی فضایی ، چشمه و ارباب حلقه ها به حساب اورد؟ممنون

    پاسخ
    • فربد آذسن گفته:

      متاسفانه هنوز یه شاهکار سینمایی در سطح اون آثاری که مثال زدی، توی بستر اساطیر کثلهو خلق نشده. ولی عموماً Re-Animator به عنوان بهترین اثر سینمایی اقتباس‌شده از لاوکرفت شناخته می‌شه. فیلم صامت و سیاه‌سفید Call of Cthulhu هم جایگاه ویژه‌ای نزد طرفدارا داره، چون به داستان اصلی بسیار وفاداره.

      پاسخ
    • فربد آذسن گفته:

      That was kinda cute. 🙂

      بیچاره این کثلهو قبل از این‌که بتونه ابهتش رو تو یه فیلم یا بازی خفن به رخ بکشه، تبدیل به یه meme شد و حالا بعید می‌دونم کسی جدی بگیرتش.

      پاسخ